داستان های شیرین نماز سید عبدالله حسینی
تأ ثير سحرخيزي زن
زني به خدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و عرض كرد:
اي پسر پيغمبر! شوهرم مرا دوست نمي دارد، چه كنم ؟
حضرت فرمود: (عليك بصلوة اللّيل ). برو نماز شب بخوان .
پس از چندي خدمت حضرت رسيد و تشكّر كرد و گفت : شوهرم از آن وقت هيچ كس را به اندازه من دوست نمي دارد. پس آن حضرت فرمود:
خدا رحمت كند زني را كه سحر برخيزد و شوهرش را بيدار كند، و همچنين مردي كه برخيزد و زنش را بيدار كند و نماز شب بخوانند.(147)
عبادت در شب و استجابت دعا
نيشابوري مي گويد:
به امام صادق عليه السلام عرض كردم :
مردم از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل مي كنند در شب ساعتي است كه هيچ بنده مؤمني در آن دعايي نمي كند، مگر اينكه دعايش مستجاب شود.
فرمود: بلي .
عرض كردم : فدايت شوم آن چه زماني است ؟
فرمود: بين نصف شب تا ثلث باقيمانده از آن .
گفتم : آيا آن شب معيني است از شبها يا هر شب است ؟
فرمود: هر شب است .(150)
ذكر موجودات
(آيت اللّه اميني ) فرمودند:
(آسيد باقر سدهي ) كه استاد ما بود و ايشان هم شاگرد مرحوم (آيت اللّه آميرزا رحيم ارباب ) بود فرمود كه :
ما سر درس مرحوم ارباب بوديم و ايشان لمعه درس مي دادند يك روز در درس لمعه فرمود:
يك شب من از اتاقم به قصد وضو به سوي صحن مدرسه آمدم كه نماز شبم را بخوانم وقتي از اتاق بيرون آمدم ديدم صداي همهمه اي مي آيد هرچه نگاه كردم ديدم همه جا خاموش است ، صدا از درخت و همه جا مي آيد مثل يك ذكري بود.
رفتم وضوخانه ديدم آنجا هم صدا مي آيد، تعجّب كردم اين صداي ذكر از كجاست . آمدم داخل ايوان نماز بخوانم ، امّا همينطور در فكر بودم كه اين صدا از كجا مي آيد؟ قدري كه رفتم ، ديدم مرحوم آخوند كاشي مشغول نماز شب هستند و در قنوت وِتْرشان همينطور ذكر مي خواند و گريه مي كند و در و ديوار هم ذكر مي گويند.
من همينطور ايستادم و به او نگاه كردم ، تا نماز صبح شد، ديدم سر و صدا تمام شد.
فردا رفتم درس و گفتم : آقا من يك حاجتي به شما دارم .
فرمود: بفرمائيد؟! گفتم : من چنين چيزي از شما ديدم و ذكر در و ديوار.
آخوند فرمود: خودتان شنيديد؟ گفتم : بله .
فرمودند: خداوند به تو عنايتي كرده است كه شنيده اي .
(چون قرآن كريم مي فرمايد: در و ديوار تسبيح خدا را مي كنند اگر كسي درك كند و بفهمد ذكر موجودات را معلوم است كه خداوند التفاتي به او كرده است )
ما سميعيم و بصيريم و هُوشيم
از شما نامحرمان ما خامُوشيم
رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان ...
رهبر معظم انقلاب حضرت آيت اللّه خامنه اي - دامت ظله العالي - در اهميّت نماز شب مي فرمايند: (نماز شب بخوانيد و آن هم نماز شب با توجّه ، نماز شبي كه مي فهميد چه مي كنيد، نه نمازي كه در آن توجّه نباشد. نماز شب بايد با توجه و عنايت باشد. اثر نماز شب در شما كه جوان هستيد، بسيار زيادتر از نماز شبي است كه (من ) مي خوانم .
اين اثرات را حفظ كنيد و چيزهايي كه براي هدف و تكاملتان لازم است فرا بگيريد و ايام را از دست ندهيد كه اين ايّام و اين فرصتها قابل بازگشت نيستند).(141)
مناجاتها و نمازهاي شب استاد شهيد مطهري حالت ويژه اي داشت . سروش نيمه شبان استاد مطهري هنگام نماز شب اين بود: نخوابيد، شيطان خوشحال مي شود. رهبر انقلاب مي فرمايند: اين مرد، نيمه شب تهجد با آه و ناله داشت ، نماز شب مي خواند و گريه مي كرد، به طوري كه صداي گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مي كرد... اتاق ايشان وضعيت خاصي داشت ... يك (اللّه ) بود كه با نئون سبز با اين شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب جلوه داشت و مشخص مي كرد كه استاد همان نيمه شبها كه مشغول ذكر خدا هستند و ذهنشان هم به ياد خداست مي خواهند كه از همه حواس خود نيز استفاده كنند...)(142)
هيچگاه نماز شبش ترك نشد
در شرح حال آيت اللّه شهيد مطهري رحمه الله عليه آمده است كه :
او هميشه با وضو بود و به اين كار توصيه مي كرد، نسبت به انجام فرايض فرزندان خود نظارت دقيق داشت ، بعد از نماز مغرب و عشا سجده هاي طولاني به جا مي آورد و از سنّ تكليف به بعد، هيچ گاه نماز شبش ترك نشد.(109)
نماز شب حضرت مهدي عليه السلام
استاد الهي و عارف ربّاني ، مرحوم حاج شيخ جواد انصاري همداني رحمه الله عليه مي فرمود:
يكي از مؤمنان ، شبي كه براي نماز شب بيدار شده بود مشاهده كرد كه در حدود پانصد خانه از خانه هاي همدان نورافشاني مي كنند. به او الهام شده بود كه در اين خانه ها نماز شب خوانده مي شود، در نقطه اي (از زمين ) عمودي از نور ديده بود كه تا آسمان كشيده شده است و به او الهام شده بود كه در آن مكان ، وجود مقدّس حضرت مهدي عليه السلام هست كه به نماز شب ايستاده است .(132)
هر شب با صداي استاد از خواب بيدار مي شد
آيت اللّه شيخ آقا بزرگ تهراني رحمه الله عليه مي گويد: روزي علاّمه محمّد حسين كاشف الغطاء به استاد بزرگمان علامه نوري گفت : بعضي از شبها احساس سنگيني مي كنم و نماز شب از دست مي رود. علامه نوري با عتاب پدرانه اي فرمود: چرا؟ چرا؟ برخيز! برخيز!. پس از گذشت سالها علامه نوري وفات كرد.
روزي علاّمه كاشف الغطاء به من فرمود: صداي رساي استادم محدّث نوري هر شب ساعتي به سپيده صبح به گوشم مي رسد و مرا بيدار مي كند و به نماز شب بر مي خيزم . صدايي كه صلا در مي دهد: محمّد حسين ! فرزندم ! چرا؟ چرا خوابيده اي ؟ بيدار شو، برخيز، برخيز!(97)
اين مرد نيمه شب تهجّد با آه و ناله داشت
رهبر معظّم انقلاب اسلامي حضرت آيت اللّه خامنه اي درباره شهيد مطهري رحمه الله عليه فرمود: اين مرد نيمه شب تهجّد با آه و ناله داشت . يعني نماز شب مي خواند و گريه مي كرد به طوري كه صداي گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مي كرد... .
يك شب ايشان منزل ما بودند. نصف شب از صداي گريه ايشان خانواده ما از خواب پريده بودند. البته اوّل ملتفت نشده بودند صداي كيست ، اما بعد فهميدند كه صداي آقاي مطهري است . بله ايشان نصف شب نماز شب مي خواند همراه با گريه ، با صدايي كه از آن اتاق مي شد آن را شنيد.(98)
سفارش امام حسين عليه السلام به خواهرش در روز عاشورا
در روايت آمده : امام حسين عليه السلام در روز عاشورا هنگام آخرين وداع با اهل بيت عليهم السلام خطاب به خواهرش زينب عليها السلام فرمود: خواهرم ! مرا در نماز نافله شب فراموش مكن .(89)
امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزّوجلّ مي فرمايد:
(مال و فرزندان زينت زندگي دنياست ). و هشت ركعت نماز نافله شب كه بنده خدا در پايان شب مي خواند زينت آخرت است .(90)
عارف ربّاني مرحوم ملاّ حسينقلي همداني رحمه الله عليه مي فرمود:
كساني كه در مقامات دين به جايي رسيده اند، همه از شب خيزها بوده اند، از غير آنها ديده نشده است .(85)
حضرت آيت اللّه العظمي مرعشي نجفي رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد:
سجّاده اي كه 70 سال بر روي آن نماز شب به جا آورده ام ، و تسبيحي از تربت امام حسين عليه السلام كه با آن در سحرها به عدد دانه هايش استغفار كرده ام با من دفن شود.(69)
سجده اي طولاني
مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكي رحمه الله عليه مي نويسد:
من استادي داشتم بزرگوار، عارف ، عامل و كامل [مراد آخوند ملاّحسينقلي همداني است ] كه نظير او را نديده ام . از او درباره عملي كه مجرب و در اصلاح قلب و تحصيل معارف مؤثّر باشد، سؤ ال كردم .
در پاسخ فرمود: براي اين امر، هيچ كاري مانند مداومت بر يك سجده طولاني در هر شبانه روزي يك مرتبه كه در آن (لا إِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانكَ إِنَّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ) گفته شود، نيست .
انسان اين ذكر را بگويد در حالي كه خود را در زندانِ طبيعت زنداني و مقيّد به قيد و بندهاي اين اخلاق رذيله ببيند و اقرار داشته باشد كه خدايا، تو مرا گرفتار اين پستيها نكردي و در حق من ظلم روا نداشتي ، و تنها من به خويشتن ستم كردم .
ملكي رحمه الله عليه ادامه مي دهد:
اصحاب و شاگردان او به اين دستور، عمل مي كردند و بعضي از آنها اين ذكر را سه هزار مرتبه در سجده مي گفتند و خلاصه اين سجده و بركاتش نزد عاملانِ به آن ، معروف است ولي به شرط آنكه بر آن مداومت شود. استادم به خواندن صد مرتبه سوره قدر [اِنّا أَنْزَلْنا] در شب و عصر جمعه نيز امر فرمود.(59)
مردي به اميرالمؤمنان علي عليه السلام عرض كرد:
من از نماز شب محروم شده ام .
حضرت فرمود: تو را گناهانت به بند كشيده است .(60)
شهيد قدّوسي (ره )
دوستان و آشنايان شهيد قدوسي (ره )، آن عالمِ مجاهد قدر ناشناخته ؛ درباره وي چنين نوشته اند:
(... او حتّي به مستحبّات ومكروهات ، بسيار اهميّت مي داد. نماز شب را براي روحاني لازم مي دانست . يك شب در مسجد گوهر شاد با نگراني خاصّي مي فرمود: برايم بسيار ناگوار و غير منتظره بود كه شنيدم ؛ يكي از اساتيد مدرسه [حقّاني ] مقيّد به نماز شب نيست . با ايشان صحبت كردم ، معلوم شد سبكي معده را در شب رعايت نمي كند.(54)
(... تَهَجّد و نماز شب ، و دعاهاي متنوّع و مأ ثور، جايگاه خاصّي نزد او داشت . كمتر مجلسي بود كه قدوسي در آن سخن گويد: ولي نماز شب و اهميّت آن مطرح نشود. او معتقد بود طلبه اي كه نتواند خواب و بستر گرم را رها كرده ، براي نماز شب از آن بگذرد، در آينده از خيلي چيزها نخواهد گذشت ... او ريا را آفت اخلاص مي دانست و در عين حال مي گفت : گاهي شيطان با همين حربه ريا، نفس را بر شما حاكم مي سازد. و به اسم اين كه (شايد ريا شود) مانع نماز شب شما مي شود و جلو مناجات و دعاي شما را مي گيرد...
عصر روز عرفه ، با اين كه براي درس اهميّت فوق العاده اي قائل بود، كلاسها را تعطيل مي كرد تا طلاّب ، دعاي (عرفه ) بخوانند. براي محصّلين پيك نيك مسجد (جمكران ) تشكيل مي داد تا در آن مسجد دعا و نماز برگزار شود. محبوبترين و والاترين محصّل مدرسه ، مطرح مي كردند، اگر به جاي نماز شب و دعا به مطالعه پرداخته شود، بهتر خواهد بود؛ مي گفت : ولي حضرت آية اللّه العظمي خميني مي فرمودند: نماز شب وقت چنداني نمي گيرد و بدين وسيله ضرورت تعبّد را در كنار تعلّم ، گوشزد مي كرد. او مي گفت : طلبه اي كه هنگام نماز شب بيدار باشد و نماز شب نخواند از اشرار خواهد بود.)(55)
(... اين مرد بزرگ و مربّي نمونه ، نماز شبش ترك نمي شد و هر وقت شب بيدار مي شد تجديد وضو مي كرد و بعد مي خوابيد، چون خود را در محضر خداوند مي ديد.)(56)
خوشا به حال اين ستارگان پر نور شبهاي ظلماني و مصاديق اين دو آيه شريفه :
(كانُوا قَليلاً مِنَ الْلّيْلِ ما يَهْجَعُونَ، وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ).(57)
- شبها اندكي مي خفتند و سحرگاهان آمرزش مي خواستند.
امام علي عليه السلام ، درباره اين گونه انسانها مي فرمايد:
- (خوشبخت و سعادتمند آن كه : فرائض پروردگار خويش را انجام دهد. رنجها را - مانند سنگ آسيا - خورد كند. شب هنگام از خواب دوري گزيند. آنگاه كه سپاه خواب حمله مي آورد، زمين را فرش و دست خود را بالش قرار مي دهد، در زمره گروهي كه بيم روز بازگشت ، خواب از چشمشان ربوده و پهلوهاشان از خوابگاهشان جا خالي كرده است و لبهايشان به ذكر پروردگارشان در زمزمه است . ابرهاي گناهان بر اثر استغفار مداومشان بر طرف شده است . آنانند حزب خدا، همانا تنها آنان رستگارانند.(58)
استاد شهيد مرتضي مطهّري
يكي از خصوصيّات استاد مطهّري رحمه الله عليه عنايت زياد به تهجّد و شب زنده داري بود و از دوران طلبگي تا آخر عمر، بدان پايبند بودند.
حضرت آيت اللّه العظمي سيد علي خامنه اي رهبر معظم انقلاب مي فرمايد:
(ايشان هنگامي كه به مشهد مي آمدند، گاهي اوقات به منزل ما وارد مي شدند. اتاقي كه ايشان شبها مي خوابيدند، با يك در، با اتاقي كه من مي خوابيدم فاصله داشت . ايشان هميشه وقت خواب مقيّد بود به خواندن قرآن . صداي ايشان را شنيدم كه در هنگام تهجّد و نماز شب خواندن ، گريه مي كردند. البتّه نماز شب خوان زياد داريم ؛ امّا، نماز شب خواني كه در آن نيمه شب ، با آن حال اشك بريزد و گريه كند، كم داريم ...)
فرزند استاد شهيد مطهّري رحمه الله عليه ضمن تشريح وقايع شب شهادت استاد چنين مي گويد:
(آن شبي كه خبر ترور را شنيديم ، همگي تاصبح بيدار بوديم . ساعت 5/2 بعد از نيمه شب بود كه زنگ ساعتي كه ايشان را مطابق معمول براي نماز شب بيدار مي كرد، به صدا در آمد ولي ديگر او در قيد حيات نبود. او نماز شبش را در ميان خون مطهرّش ، زودتر از موعد نماز شب در تاريكي خيابان خوانده بود).
از قول يكي از فضلاء و محقّقان معاصر، درباره استاد چنين نقل شده :
(... و در رابطه با خدايش ، عارفي اهل ذكر و سلوك و عبادت بود. او خود بارها گفته بود؛ دلم مي خواهد به قم بروم و مشغول رياضت و عبادت و عرفان بشوم . اين آرزوي او بود.
هرگز! در طول عمرش ، خواندنِ قرآن قبل از خواب و به جاي آوردن نماز شب را ترك ننمود و بدين گونه بر اثر تلا لؤ اتِ همين عبادت ، و نزديكي و قرب خاصّ به امام امّت بود كه حقايق را با چشم دل مي ديد.)
همچنين يكي از دوستان استاد مي نويسد:
اهل دنيا و هواپرستان ، و پيوستن به اهل اللّه و اولياي خدا، مشهود سير و سلوك او بود.)(52)
نيز يكي از نويسندگان معاصر در اين باره مي گويد:
... در يكي از سخنرانيها از او شنيدم كه اين دو بيت را - كه حاكي از توجّه به اين مراحل است - مي خواند:
ترسم بروم ، عالم جان ، ناديده
بيرون روم از جهان ، جهان ناديده
در عالم جان ، چون روم از عالم تن
در عالم تن ، عالم جان ناديده ؟
اين مرد، از سالها پيش ، خويش را براي اين سفر آماده كرده بود. و با توشه تهجّد، و مركب شب خيزي ، و راهبري فيض سحر، عمري در اين راه گام نهاد، و به يقين به مقصودهايي رسيد. همين آثار فراوان و خدمات شايان او نشانه فوز و توفيق اوست و همچنين ، كاميابي او به سعادت شهادت ).(53)
تعطيل درس
مرحوم ملاّ زين العابدين سلماسي كه از ملازمين و خواصّ علاّمه بحرالعلوم است ، اظهار مي دارد كه :
(بحرالعلوم هر شب در كوچه هاي نجف گردش مي كرد و براي بينوايان غذا مي برد. اتفاقاً، چند روزي درس را تعطيل كرد، طلاّب مرا شفيع كردند كه علّت اين امر را سؤ ال كنم ؛ وقتي از ايشان خواستم درس را شروع بفرمايند و درباره سبب ترك تدريس سؤ ال كردم . پاسخ دادند: درس نمي گويم ! پس از چند روز، دوباره ماجرا تكرار شد و من انگيزه ترك تدريس را سؤ ال كردم ، علاّمه فرمود:
در نيمه هاي شب ، هرگز نشنيدم كه اين طلاّب با خداوند متعال مناجات كنند و به تضرّع و زاري مشغول باشند، با اينكه من شبها در كوچه هاي نجف گردش مي كنم و اين گونه طلبه ها، سزاوار نيستند كه آنان را آموزش دهم !
وقتي طلاّب از گفته علاّمه ، آگاه شدند همه مشغول تضرّع و زاري شدند و شبها صداي گريه و مناجات آنان از هر سو بلند شد و ايشان مجدّداً تدريس را آغاز كردند.)(50)
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:
آيا چهره نماز شب خوانها را نمي بينيد كه از همه چهره ها زيباتر است ؟
اين براي آن است كه آنان هنگام شب با خداي سبحان خلوت كرده اند و خداي تعالي جامه اي از نور خود بر چهره ايشان پوشانيد.(51)
شيخ جعفر كاشف الغطاء
در احوال اين محقق بزرگ آورده اند:
(شيخ در عبادت و صفاي باطن و حالت تضرّع و زاري به درگاه حضرت باري و تهجّد و سحرخيزي و دعا و مناجات ، يكي از اوتاد روزگار بوده و تا سر حدّ قدرت نمي گذاشته عمل مستحبي از او فوت شود).(44)
شهيد محراب ، ملاّ محمد تقي برغاني قزويني مي گويد:
(روزي مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء وارد قزوين شد و در منزل يكي از بزرگان رحل اقامت افكند. در آن منزل ، باغي نيز وجود داشت . وقت خواب فرا رسيد و همه خوابيدند و من هم در گوشه آن باغ خوابيدم .
چون پاسي از شب گذشت ، شنيدم شيخ مرا صدا مي زند و مي گويد: برخيز و نماز شب به جاي آر.
عرض كردم ؛ بلي بر مي خيزم .
شيخ رد شد و من دوباره خوابيدم . ناگهان صدايي به گوشم خورد، به دنبال آن روانه شدم وقتي به نزديك جايي كه سر و صدا مي آمد رسيدم ديدم جناب شيخ به تضرّع و گريه و مناجات مشغول است و صداي ايشان چنان در من اثر گذاشت كه از آن شب تا كنون كه 25 سال مي گذرد، هر شب بر مي خيزم و به مناجات مشغول مي شوم ).(45)
در (فوائد الرضويه ) مي نويسد: (در بعضي از مؤلّفات ديدم كه سالي شيخ گذرش به يكي از شهرهاي ايران افتاد، اهل آن جا خواستند نماز را با آن جناب به جماعت گزارند. مساجد شهر كم وسعت و غير كافي بود، لاجرم در ميداني اجتماع كردند و با شيخ نماز جماعت خواندند.
پس از نماز از آن بزرگوار خواهش نمودند كه موعظه بفرماييد، شيخ فرمود: من فارسي را خوب نمي دانم . اصرار كردند، شيخ بر منبر آمد و فرمود: مردم ! شما مي ميريد و شيخ هم مي ميرد، پس فكر روز بازپسين نمائيد. ايها النّاس ! شهر شما مثل بهشت است ، چه ، در بهشت قصور است و در اين شهر نيز قصور عاليه و بوستانهائي است كه داراي نهرهاست ... و در بهشت تكليف از قبيل نماز و روزه و ساير عبادات ، برداشته است . همچنين است در شهر شما كه نماز و روزه و عبادات و ديگر امور برداشته شده است اين تعريض بود از شيخ بر اهل آن شهر در مواظبت نداشتن آنها به فرائض الهي و ارتكاب محرمات و مناهي .
پس نگاه فرمود: در پاي منبر يكي از ذاكرين را ديد، به او فرمود: برخيز و ذكر مصيبت كن و از منبر فرود آمد.
و چون ائمه جماعت آن شهر نوافل را به جاي نمي آورند، اين مطلب به شيخ عرض شد، شيخ فرمود: هر كه نماز نافله نكند به او اقتدا نكنيد، ائمه جماعت كه اين سخن را شنيدند همگي بناي نافله گذاشتند.(46)
شيخ حسن فرزند كاشف الغطاء مي گويد: (عادت شيخ جعفر آن بود كه هر شب وقت سحر بيدار بود و مي آمد دمِ در اتاقها و عيال و اطفال همه را بيدار مي كرد و مي گفت : برخيزيد و نماز شب بخوانيد و همه بر مي خاستند.
من در آن زمان كودك بودم و خواب بر من غلبه مي كرد وقتي كه شيخ دمِ در اتاق من مي آمد و صدا مي زد برخيز، من به همان حالت كه دراز كشيده بودم مي گفتم : ولا الضّالين ، يا، اللّه اكبر؛ يعني ، من مشغول نمازم !!)(47).
آخوند ملاّ محمّد كاشي
در شرح احوال آخوند ملا محمّد كاشاني ، استاد آقا نجفي قوچاني و حاج آقا رحيم ارباب اصفهاني و بسياري از ديگر اعاظم ، آورده اند:
(هر نيم شب ، نمازي چنان به سوز و گداز مي خواند و بدنش به لرزه مي افتاد كه از بيرون حجره صداي حركت استخوانهايش احساس مي شد).
روزي پس از ختم درس ، يكي از طلاّب به مَدْرس آن بزرگوار آمد و گفت : آقا، اين آقا شيخ مي گويد كه ديشب به وقت سحر ديدم كه از در و ديوار صداي (سبّوحٌ قدّوس ، ربّنا و ربّ الملائكة و الرّوح ) بر مي آيد و چون نگريستم ديدم كه آقاي آخوند در سجده ، اين ذكر را مي گويد. آخوند فرمود: اين كه در و ديوار به ذكر من متذكّر باشند امري نيست ؛ مهمّ آن است كه او از كجا محرم اين راز گشته است ).(42)
حجة الاسلام شفتي
(اين سيد بزرگوار پيوسته مراقب باري تعالي بود و چيزي او را از حالت حضور و مراقبت باز نمي داشت ، گوشه هاي چشم او از كثرت گريه كردن در مقام تهجّد مجروح شده بود.
يكي از نزديكان اين بزرگوار گفته است : با آن مرحوم به يكي از روستاها رفتيم ، شب را در راه گذرانديم . سيّد به من فرمود: نمي خوابي ؟ من رفتم كه بخوابم ، چون سيّد گمان كرد كه من خوابيدم برخاست و مشغول نماز شد، به خدا قسم ديدم بندهاي دوش و اعضايش مي لرزيد به طوري كه كلمات نماز را از شدت حركت فكّين و اعضا مكرّر مي نمود تا آن را صحيح ادا كند.
گويند از شدّت حضور قلبي كه در پيشگاه خداوند داشت ، بندهاي دوشش مي لرزيد و به محض اين كه مجلس از مردم خلوت مي شد، اشكش جاري مي گشت ، جاري شدن اشك او مقارن بيرون رفتن آخرين فرد مجلس بود.
محدّث قمي مي نويسد: در عبادت و دعا و مناجات با قاضي الحاجات و نوافل و اوراد، حكايات بسيار از آن جناب نقل شده است .)(40)
مرحوم تنكابني مي گويد: اين بزرگوار از نيمه شب تا صبح ، به گريه و زاري و تضرّع اشتغال داشت و در صحن كتابخانه اش ، مانند ديوانگان مي گرديد و دعا و مناجات مي خواند و بر سر و سينه مي زد تا صبح ، و چنان صداي گريه او بلند بود كه اگر همسايه ها بيدار مي شدند و مي شنيدند. بالا خره ، از كثرت گريه و زاري ، در اواخر عمر به بيماري (باد فتق ) مبتلا شده بود و پزشكان هر چه معالجه كردند سودي نبخشيد.
بناچار، سيد را از گريه منع كردند و گفتند: گريستن بر تو حرام است ؛ زيرا، موجب افزايش باد فتق مي شود. و هنگامي كه سيّد به مسجد مي رفت تا وقتي كه در مجلس حضور داشت ذاكرين منبر نمي رفتند و اگر اتفاقاً در حضور او ذاكري بالاي منبر مي رفت او بر نمي خاست و باز گريه مي كرد.
مرحوم تنكابني ، درباره فرزند حجة الاسلام شفتي ، مرحوم آقا سيد اسداللّه نيز چنين مي نگارد: هر شب از نصف شب تا صبح ، در جايي خلوت به دعا و مناجات و گريه و عبادت و نماز اشتغال دارد و در گريستن از خوف خداوند متعال ، مانندي براي او نيست .(41)
علامه مجلسي اوّل رحمه الله عليه
(آقا احمد نواده وحيد بهبهاني در كتاب (مرآت الاحوال ) مي نويسد: از بعضي ثقات شنيدم كه آخوند ملا محمّد تقي نقل كرده كه در شبي از شبها بعد از نماز و تهجّد و گريه و زاري به درگاه قادر متعال ، خود را به حالتي ديدم كه دانستم هر چه از درگاه احديّت مسأ لت كنم ، البته به اجابت مقرون ، و عنايت خواهد شد و فكر مي كردم كه چه از خدا بخواهم ؟ امر دنيوي يا اُخروي ؟ كه ناگاه صداي گريه محمّد باقر [مجلسي دوّم ] از گهواره بلند شد، من گفتم ؛ الهي به حق محمّد و آل محمّد صلي الله عليه و آله اين طفل را مروّج دين و ناشر احكام سيّدالمرسلين گردان و موفّق كن او را به توفيقات بي نهايت خود.
سپس آقا احمد مي گويد: و مسلّم است كه اين خوارق عادات كه از آن بزرگوار به ظهور رسيده ، نيست مگر از دعاي چنين بزرگواري .)(36)
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
بيخود از شعشعه پرتو ذاتم كردن
باده از جام تجلّي صفاتم دادن
چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
بعد از اين روي من و آينه وصف جمال
كه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد
كه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
اين همه شهد و شكر كز سخنم مي ريزد
اجر صبري است كز آن شاخ نباتم دادند
همّت (حافظ) و انفاسِ سحرخيزان بود
كه ز بند غم ايّام نجاتم دادند
لذّت مناجات
استاد شهيد، مي گويد:
(ما يك سلسله لذّتهاي معنوي داريم كه معنويّت ما را بالا مي برد. براي كسي كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتي كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقي و واقعي از نماز شب خودش مي برد، از آن (استغفراللّه ربّي و اتوب و اليه )ها مي برد، از آن (العفو گفتنها) و يادكردن و دعا كردنهاي حدّاقل چهار مؤمن مي برد، و آن لذّتي كه از آن (يا ربّ يا ربّ) گفتنها مي برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره ها مي گردد، احساس نمي كند.
لذّت آن نماز شب خوان خيلي عميق تر، نيرومندتر و نشاط بخش تر است . ولي اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّي دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است ، صرفاً شوخيهاي مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم . آيا در اين صورت توفيق پيدا مي كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان (يا ربّ يا ربّ) بگوييم ؟ اساساً بيدار نمي شويم و اگر هم شويم مثل مستي كه چند جام شراب خورده است ، تلو تلو مي خوريم .
پس اگر انسان بخواهد لذّتهاي معنوي و الهي را در اين دنيا درك كند، چاره اي ندارد جز اين كه از لذّتهاي مادّي كسر كند. به خدا قسم لذّتي كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مي شود و چشمش مي افتد به آسمان پرستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداي هستي است و از قلب وجود برخاسته است ، مي خواند و با هستي همصدا مي شود، احساس مي كند برابر است با يك عمر لذّت مادّي در اين دنيا.
يك چنين آدمي ، نمي تواند مثل ما زندگي كند نمي تواند سر سفره شام بنشيند در حالي كه ظهر غذاهاي سنگين ، انواع گوشتها، روغنهاي حيواني و نباتي ، انواع شيريني ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است ؛ تازه مقداري سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مي ميرد، اين آدم نمي تواند در نيمه هاي شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمي تواند لذّت ببرد.
لهذا كساني كه چنين توفيقاتي داشته اند و ما چنين اشخاصي را ديده ايم به لذّتهاي مادّيي كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند. چه مانعي دارد كه من ذكر خيري از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتي كه يادم مي آيد مي ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمي گذاشت و نمي گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأ خير بيفتد شام را سر شب مي خورد و سه ساعت از شب گذشته مي خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مي شود.
و حداقل قرآني كه تلاوت مي كند يك جزء است ، و با چه فراغت و آرامشي نماز شب مي خواند حالا تقريباً صد سال از عمرش مي گذرد هيچ وقت نمي بينم كه يك خواب ناآرام داشته باشد... اينها دل را زنده مي كند، آدمي كه مي خواهد از چنين لذّتي بهره مند شود ناچار، از لذّتهاي مادّي تخفيف مي دهد تا به آن لذّت عميق تر الهي برسد).(29)
آري ، چنان پدر چنين فرزندي را به اجتماع تحويل مي دهد.
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض
ورنه هر سنگ و گِلي لؤ لؤ و مرجان نشود
در حديثي از امام صادق عليه السلام چنين مي خوانيم :
(أَبْغَضُ الْخَلْقِ إ لي اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار).
مبغوض ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسي است كه [شب را سراسر به خواب و] بسان مرداري گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد.
خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر
حيوان را خبر از عالم انساني نيست
دوش مرغي به صبح مي ناليد
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
يكي از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسيد بگو
گفت باور نداشتم كه تو را
بانك مرغي چنين كند مدهوش
گفتم اين شرط آدميّت نيست
مرغ تسبيح گوي و من خاموش
(سعدي )
پي نوشتها
1-سوره سجد: آيه 16 و 17.
2-اسرار الصلوة : 289.
3-اسرار صلوة : 293.
4-مهر تابان : 16، بخش نخست .
5-وسائل الشيعه : ج 3، ص 183.
6-سفينة البحار: ج 2، ص 46.
7-وسائل الشيعه : ج 4، ص 278 / بحار الانوار: ج 84، ص 202.
8- مآخذ برخي از روايات مربوط به فضيلت قضاي نماز شب:
من لايحضرالفقيه : 1/497، 498 وتهذيب: 2/173 واستبصار: 1/390 و وسائل : 4/242، 273.
9-رجائا، يعني : در عملي كه انسان يقين ندارد خداوند امر فرموده يا نه ، نيّت كند (اگر خداوند امر فرموده و تشريع كرده ) به قصد امتثال امر او و رسيدن به ثواب انجام مي دهم .
10-شمع سحر: ص 30 (تاءليف : سيّد احمد فهري ).
11-التهذيب: 2/92 و وسائل الشيعه: 6/275.
12-امام صادق عليه السلام فرمود:
من دوست دارم كه چون كسي به نماز شب برخواست مسواك كند و عطر ببويد (خود را معطر سازد) زيرا فرشته خدا مي آيد و دهان خود را به دهان كسي كه به نماز شب برخواسته است مي گذارد و هر آنچه از قرآن يا چيز ديگر از دهان او بيرون آيد به اندرون آن فرشته مي شود (فرشته آنها را ضبط مي كند).
شمع سحر: ص 43.
13-من لايحضره الفقيه ، ج 1، ص 489 - 490.
14-كنز العمال: ج 7، ص 780، ش 21379.
15-كنز العمال: ج 7، ص 790، ش 21425.
16-ميزان الحكمه: ج 5، ص 417.
17-ر. ك: آل عمران (3): آيه 190 - 194.
18-تفسير نمونه: ج 3، ص 213.
19-ارشاد القلوب : ج 2، ص 3 - 4 (باب 22).
20-همسر حسن مثنّي ، (عروس امام حسن مجتبي عليه السلام).
21-فاطمه بنت الامام حسين عليه السلام: ص 14.
22-كنزالعمّال: ج 7، ص 782، ش 21388.
23-اسرار الصلوة : 291.
24-سوره اسراء: آيه 79. ترجمه : .
25-اسرار الصلوة : 295.
26-سوره مزّمل : 2.
27-پيشواي شهيدان : 228 - 229، با اندكي تغيير.
28-رساله لقاءاللّه : ص 173.
29-احياء تفكر اسلامي : 93 - 95، شايان ذكر است كه استاد شهيد اين مطالب را در زمان حيات پدرشان فرموده اند، و ايشان چند سال پيش از شهادت استاد در گذشتند.
30-فرازهائي از ابعاد...:20.
31-كنز العمال : ج 7، ص 785، ش 21403.
32-فرازهائي از ابعاد...: 57.
33-مراد، آيات 190 - 194 سوره آل عمران است.
34-رساله لقاء اللّه : 128، پانوشت ؛ و نيز مقدمه آن كتاب / ه و.
35-حاج شيخ عباس قمي مرد تقوا و فضيلت: 61، 91.
36-وحيد بهبهاني: 100.
37-قصص العلماء: 123.
38-(نهج البلاغه) صبحي صالح: 304، خطبه همّام (193).
39-كنز العمّال: ج 7، ص 785، ش 21405.
40-وحيد بهبهاني: 222.
41-قصص العلماء: 137، 123.
42-تاريخ حكماء و عرفاء متأ خر بر صدرالمتأ لهين: 75.
43-كنز العمال: ج 7، ص 784، ش 21400.
44-وحيد بهبهاني: 195.
45-قصص العلماء: 193.
46-قصص العلماء: 189 - 190.
47-قصص العلماء: 185.
48-سياحت شرق: 198 - 199.
49-ميزان الحكمه: ج 5، ص 421.
50-قصص العلماء: 173 - 174.
51-رساله لقاء اللّه: ص 131.
52-رساله لُبّ اللباب: 19 - 20، مقدّمه.
53-حوزه شماره سوّم: 31 - 32، مقاله آفاق فكري برونحوزه اي.
54-يادنامه شهيد آيت اللّه قدوسي: 76، 77.
55-يادنامه شهيد آيت اللّه قدوسي: 129 - 130. شايان ذكر است كه مرحوم قدّوسي چندين سال مديريّت مدرسه (حقّاني ) را به عهده داشتند و به بهترين وجه آن را اداره كردند و طلاّب فاضل و متعهّدي تربيت كرده و پرورش دادند.
56-همان: 66.
57-سوره ذاريات: 17 - 18.
58-سيري در نهج البلاغه: 246.
59-اسرار الصلوة: 270 - 271؛ و مراقبات: 123.
60-ميزان الحكمه: ج 5، ص 421.
61-تذكرة المتّقين: 211 - 213.
62-كنز العمال: ج 7، ص 786، ش 21408.
63-(حوزه) شماره 4/66 - 68.
64-تذكرة المتّقين: 234 - 237.
65-تذكرة العلماء: ص 68.
66-رساله لقاءاللّه: ص 173.
67-بحارالانوار: ج 82، ص 310.
68-رساله لقاءاللّه: ص 109.
69-وصيت نامه آيت اللّه مرعشي نجفي: ص 19.
70-ليلة الهرير: شبي كه سخت ترين شب جنگ صفين بود و در لغت به زوزه سگ گفته شود (سپاه معاويه در آن شب در زير ضربات سپاه علي عليه السلام همچون سگ زوزه مي كشيد).
71-بحارالانوار: ج 41، ص 17.
72-زينب دختر يحيي متوّج.
73-داستانهاي نماز: ص 73.
74-اصحاب امام صادق عليه السلام: ص 16.
75-ارشاد القلوب (ديلمي): ج 2، ص 15، باب 22.
76-مقتل الشمس: ص 179 - 180.
77-اسرار الحكم سبزواري : ص 497.
78-نماز در اسارت : ص 112.
79-سازندگيهاي اخلاقي امام حسين عليه السلام : ص 146.
80-شب مردان خدا: ص 64 - 65.
81-علل الشرايع : ص 363.
82-مقتل الشمس : ص 188.
83-نماز جاشت يا صلاة الضُّحي ، يكي از نمازهاي اوّل روز است كه بعد از بلند شدن آفتاب مقدار ربع آسمان تا انتصاف آن گزارند.
(مراجعه شود به: فرهنگ معين ، بخش دوّم ، تركيبات خارجي ، صلاة الضّحي).
84-عرفان اسلامي : ج 1، ص 333.
85-شب مردان خدا: ص 39.
86-ميزان الحكمه: ج 5، ص 419.
87-سجده (32): آيه 17.
88-شب مردان خدا: ص 44 و 45.
89-زينب بنت الامام اميرالمؤمنين عليه السلام
: ص 17 و 18.
90-ميزان الحكمه: ج 5، ص 417.
91-اسرار الصلوة : ص 289. (ملكي تبريزي )
92-مردان علم در ميدان عمل : ج 3، ص 122 (به نقل از سيماي فرزانگان ).
93-اسرار الصّلوة : ص 294 (ملكي تبريزي رحمه الله عليه ).
94-حوزه : ش 15، ص 74 - 76 (سال سوّم )
95-دهمين خورشيد امامت ، امام هادي عليه السلام : ص 17 و 18.
96-تفسير نمونه : ج 3، ص 213.
97-محدّث نوري : روايت نوري : ص 135.
98-طهارت روح : ص 378.
99-اسراء (17): آيه 79.
100-كشف الاسرار: ج 5، ص 623.
101-ر. ك : آل عمران (3)، آيه 190 - 194.
102-رسالة لقاء اللّه ، ص ه - و (پيشگفتار) ، و نيز، ص 128.
103-ميزان الحكمه : ج 5، ص 421.
104-وسائل الشيعه : ج 3، ص 555.
105-سفينة البحار: ج 2، ص 46.
106-اسرار الصلوة : ص 129 (عبدالحسين تهراني).
107-سجده (32): آيه 16 - 17.
108-تفسير نمونه: ج 12، ص 230.
109-طهارت روح: 383 - 384.
110-سيماي فرزانگان: ج 3، ص 164.
111-مجمع البيان : ج 4 - 3، ص 601.
112-هزا و يك نكته : ص 621، نكته 777.
113-همان ، ص 633، نكته 777.
114-همان .
115-اسرار عبادات: ص 124.
116-رساله لقاء اللّه: ص 168.
117-سيماي فرزانگان: ج 3، ص 169.
118-كشكول شيخ بهايي : ص 7.
119-ميرحامد حسين : ص 55 - 56.
120-كنز العمال : ج 7، ص 7 90، ش 21428.
121-قصه هاي نماز: ص 112 (جلالي عزيزيان ).
122-سيماي فرزانگان: ج 3، ص 163.
123-نوعي چراغ كه در سابق بوده است.
124-گلهاي باغ خاطره : ص 130.
125-امام در سنگر نماز: ص 70.
126-ارشاد القلوب : ج 2، ص 17، (باب 22).
127-رساله لقاءاللّه : ص 129.
128-يك كهكشان اشك : ص 71 - 72 (به نقل از: احياء علوم الدين : ج 2، ص 538).
129-ارشاد القلوب : ج 2، ص 21 - 22 (باب 22).
130-عرفان اسلامي: ج 5، ص 179 - 180.
131-رساله لقاءاللّه : ص 129.
132-رساله لقاءاللّه: ص 130 - 131.
133-فروغ ابديّت : ج 2، ص 519 (به نقل از: سيره ابن هشام : ج 2، ص 208 - 209).
134-سيماي فرزانگان: ج 3، ص 166 (به نقل از: قصص العلماء: ص 73).
135-فاطمة الزهراء عليها السلام از ولادت تا شهادت: ص 220 - 221.
136-سيماي فرزانگان: ج 3، ص 231.
137-علي كيست ؟: ص 235.
138-فوائد الرضويّه : ص 440.
139-تفسير سوره يوسف : ص 432 - 534 (احمد بن محمّد بن زيد طوسي ).
140-داستانهاي نماز: ص 22 (مرتضي عطايي )، (منازل الا خرة : ص 23).
141-درس اخلاق مقام معظم رهبري : ص 48 به نقل از كتاب سجاده عشق نوشته محمد مهدي عليقلي : ص 9.
142-سجاده عشق : ص 90.
143-جلوه اي از خورشيد: ص 95.
144-شمائل النبي : ص 161.
145-رساله لقاءاللّه : ص 130.
146-كنز العمال : ج 7، ص 788، ش 21411.
147-پيشاني و خاك : ص 83.
148-صلاة الخاشعين : ص 86.
149-اخلاق و عرفان در وضو و نماز: ص 181.
150-بحارالانوار، ج 87، ص 165
151-نهج البلاغه فيض ، حكمت 101، ص 1133.
152-ارشاد القلوب ، ديلمي ، باب القناعة .
153-بحارالانوار: ج 82، ص 223.
داستان های شیرین نماز
سید عبدالله حسینی
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|