عقوبت ملامت به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است به ارادت ببرم زخم که درمانم از اوست خدا ساقی است.
عقوبت ملامت
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است
به ارادت ببرم زخم که درمانم از اوست
خدا ساقی است. اگر امام زمان زهر هم به ما بدهند، نوش جان میکنیم. از این دید نگاه کنیم.
چرا اصحاب امام حسین علیه السلام از نیزه و شمشیر استقبال میکردند؟ چون در راه خدا و به خاطر خدا بود. وگرنه از نیزه و شمشیر کسی نباید استقبال کند. عابس کلاهخود خود را بر میدارد، زره خود را در میآورد، میگوید: حالا که برای خدا و در راه خداست، بگذار مستقیم به بدن من بخورد. اینها را نمی توان با فکرهای ظاهری حل کرد، ولی از دید الهی و عشق الهی قابل حل است.
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست
اگر ما از دید الهی بنگریم، هم به دادههایی که خدا به ما داده است راضی و قانع میشویم، هم به دیگران توهین نمی کنیم. زخم زبان و کنایه زدن به کسانی که بچه ندارند، کسانی که بیمار دارند، یا اطرافیان آنها معلول هستند، با مشکل فقر دارند، یا مشکل کسب و کار دارند، واقعا گناه بزرگی است. باید توبه و استغفار کنیم و حلالیت طلبیم.
البته برای معالجه بیمار تلاش میکنیم، آدم فقیر باید دنبال رزق و روزی
برود، اما اگر نشد، هم خود او، خود را آزار ندهد و هم دیگران او را آزار ندهد. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:
مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِشَئءِ لَم یَمُت حَتیَّ یَرکَبَهُ؛ [۱] کسی که مؤمنی را بر کاری ملامت کند، نمیمیرد تا این که خودش به آن مبتلا شود. این خیلی خطرناک است. گاهی خدا طرف را به حال خود رها میکند تا به آن چاله بیفتد و به آن دچار شود. چون به دیگران اهانت کرده است، باید به آن دچار شود. اگر هم کسی تا حالا نمی دانسته، استغفار کند، جبران کند، مرهم به زخم دیگران بگذارد. گناه را گردن خود بیندازد و عذرخواهی کند. خدا هم جبران میکند.
----------
[۱]: الکافی، ج ۲، ص ۳۵۶؛ تحف العقول، ص ۴۷؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۸۴
[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۱۲۸]