گلچین تفسیر سوره نصر (110) از تفسیر نور استاد قرائتی

ﭑ ﭒ ﭓ

ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ

ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

هنگامى كه نُصرت الهى فرا رسيد * مردم را ديدى كه دسته دسته در دين خدا وارد مى‏شوند * پس بايد

سپاسگزارانه پروردگارت را تَنزيه كنى و از او آمرزش بخواه كه او توبه‏پذير است *

نگاهى گذرا به فتح مكّه‏

* بعد از پیمانِ صُلح حُدَيبِيّه، چون مشركان ‏این پیمان را شکستند، پيامبر نيرويى فراهم و مكّه را بدون خونريزى فتح كرد و شرح ماجرا چنين است: مسلمانان { با حفظِ مراتبِ اطلاعاتی از مدینه حرکت کردند و تا چند کیلومتری مکّه مشرکان از آمدن آنها با خبر نشدند و } در چند كيلومترى مكّه اردو زدند. ابوسفيان كه { مدّتی بود اطلاعات جاسوسی از مدینه به او نرسیده بود } شبانه براى سركشى از مكّه خارج شده بود که به عباس، عموى پيغمبر برخورد. عباس گفت: پيامبر با ده هزار سرباز به سراغِ شما آمده است. ابوسفيانِ ترسيد و به عباس پناهنده شد و پيامبر امان دادن عباس را پذيرفت. پيامبر فرمود: هر كس به مسجد الحرام پناه ببرد يا به خانه ابوسفيان برود يا در خانه خود بماند، در امان است.

* پيامبر به عباس فرمود: ابوسفيان را در تنگه‏اى كه گذرگاه مكّه هست ببر تا لشگريانِ اِلهى كه از آنجا مى‏گذرند را ببيند. ابوسفيان با ديدن اين مانور وحشت كرد و به عباس گفت: سلطنت فرزند برادرت بسيار عظيم شده است، عباس گفت: سَلطنت نيست بلكه نُبوّت است. سپس عباس به او گفت: به سراغِ مردم مكّه برو و آنها را از مقابله با لشکر اسلام بازدار.

* ابوسفيان وارد مسجدالحرام شد و به مردم گفت: محمّد با جمعيّتى وارد مكه مى‏شود كه توان مقابله با او را نداريد، پس به مسجد الحرام يا خانه من يا خانه خود پناهنده شويد و اسلام بياوريد تا سالم بمانيد.

* به هر حال پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مكّه شد و به يادِ روزى كه مخفيانه از مكّه خارج شد افتاد و به شُكرانه اين‏ پيروزى سجده كرد. سپس با تلاوت سوره فتح وارد مسجد الحرام شد و مسلمانان همراه آن حضرت تكبير مى‏گفتند.

* پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك كعبه آمد و بت‏ها را مى‏شكست و مى‏فرمود: « جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » « اسراء، 81 » از آنجا كه دست حضرت به بت‏هاى بزرگ بالاى كعبه نمى‏رسيد، به حضرت على عليه السلام دستور داد تا پا بر دوشش گذارد و بت‏ها را سرنگون كند.

* سپس حلقه كعبه را گرفت و از مردم مكه پرسيد: شما امروز چه انتظارى از من داريد؟ گفتند: بخشش. اشك در چشم حضرت جمع‏ شد و مردم گريه كردند. ایشان سخنِ يوسف عليه السلام را كه به برادرانش فرمود: « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ » امروز هيچ سرزنشى بر شما نيست.«يوسف، 92 » به زبان آورد و فرمود: همه آزاديد.

* هنگامى كه حضرت ديد سعد بن عِباده شعارِ انتقام مى‏دهد و مى‏گويد: « اَليَومُ يَومُ المَلحَمَة » يعنى امروز تلافى مى‏كنيم، حضرت پرچم را از او گرفت و به دست حضرت على عليه السلام داد و فرمود: شعار را عوض كنيد و بگوييد: « اَليَومُ يَومُ المَرحَمَة » امروز روز رحمت است نه انتقام.

* آنگاه جملات لااِلهَ اِلّا اللّهُ وَحدَهُ وَحدَهُ اَنجَزَ وَعدَهُ نَصَرَ عَبدَهُ‏ ... را خواند و فرمود: هيچ كس از خون‏هاى ريخته شده و اموال غارت شده گذشته سخنى نگويد و تمام پرونده‏هاى گذشته مختومه و همه مشمولِ عفوِ عمومى شديد، پس وارد زندگى نوين شويد.

نكته‏ها و پيام‏ها:

1 ـ عموم مفسرين، اين سوره را مربوط به زمان فتح مكه در سال هشتم هجرى مى‏دانند كه گروهى از مردم به خاطر حقانيّت اسلام، ايمان آوردند و بعضى از ترس، به اسلام تظاهر كردند، نظيرِ ابوسفيان كه امام على عليه السلام درباره آنان فرمود: « ما اَسلَمُوا وَ لكِنِ استَسلَمُوا وَ اَسَرُّوا الكُفرَ » آنان در ظاهر مسلمان شدند ولى در دل كافر ماندند . « بحارالانوار، ج 32، ص 325 »

2 ـ در قرآن براى ايمان دو نوع دخول آمده است: يكى دخولِ مردم در دين كه در اين سوره مى‏فرمايد: « يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ » و ديگرى دخولِ ايمان در دل مردم كه مى‏فرمايد: « وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ » هنوز دين داخل قلب‏هاى شما نشده است. « حجرات، 14»

3 ـ در حديث مى‏خوانيم: هنگامى كه حضرت مهدى عليه السلام ظهور كنند، مردم دنيا گروه گروه به او ايمان مى‏آورند. « تفسير نورالثقلين »

4 ـ نُصرت و یاری خداوند، منوط به يارى مردم از دين اوست. « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ » اگر خدا را يارى كنيد، شما را يارى مى‏كند. «محمّد، 7 »

5 ـ فتح و نصرت واقعى از جانب خداست، پس به تجهيزات و نيروى انسانى تكيه نكنيد كه ممكن است همه امكانات باشد ولى باز هم شكست بخوريد. « وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ » « آل عمران، 126 »

6 ـ فرمان استغفار به پیامبر که گناه نمی کند، يا براى نورانيّتِ بيشتر قلب است يا براى جلوگیری از غرور پيروزى يا براى گناهانِ امّت و يا به خاطر معرفتِ بالاى حضرت نسبت به خداوند است.

« ﮅ ﮆ ﮇ»