خواندن آیت الکرسی بعد از هر نماز

آقای عیسی جعفری می گوید: من بارها شاهد بودم که امام پس از اینکه نماز واجبشان تمام می شد، هر دو دست را به روی چشمانشان می گذاشتند و آیت الکرسی و آیات دیگری را که در این رابطه وارد است می خواندند.

پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: يا على پس از هر نماز واجب آية الكرسى‏ را بخوان كه بر خواندن آية الكرسى مداومت نمى كند مگر پيغمبر يا صدّيق‏ يا شهيد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:‏ يَا عَلِيُّ اقْرَأْ فِي مَكْتُوبَةٍ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فَإِنَّهُ لَا يُحَافِظُ عَلَيْه إِلَّا نَبِيٌّ أَوْ صِدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ. (مكارم الأخلاق ؛ ص283)

عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص64.


توجه به قبله

حجت الاسلام والمسلمین مسیح بروجردی می گوید: یک بار امام نماز مغرب را خوانده و مشغول تعقیبات و مستحبات پس از نماز بودند که آقایان خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی و میرحسین موسوی به محضر ایشان رسیدند. یکی یکی سلام می کردند و امام همین طور که رو به قبله نشسته و مشغول تعقیبات بودند بدون این که صورتشان را برگردانند اندکی سرشان را پایین می آوردند و جواب سلام آن ها را می دادند.

آقای هاشمی خیال می کرد امام در حال نماز است که فقط پاسخ سلام آن ها را داده است، لذا گفتند: مثل این که آقا دارد نماز می خواند. حال آن که امام حتی مشغول نوافل نشده بودند و همان طور رو به قبله نشسته بودند. بعد بلند شدند و اذان و اقامه نماز عشا را خواندند و بعد از نماز بود که برگشتند به طرف آقایان و احوال پرسی کردند. ایشان تا این حد مقید بودند که حتی در تعقیبات نمازشان به این طرف و آن طرف نگاه نکنند.

برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج3، ص65.


نماز اول وقت در اوج بیماری

خانم زهرا مصطفوی می گوید: یکی از پزشکان قم نقل می کرد که هنگامی که خبر دادند امام دچار ناراحتی قلبی شده اند، خود را به بالین ایشان رسانده و فشار خون شان را گرفتم. فشار ایشان عدد پنج را نشان می داد که از نظر طبی خطرناک بود. کارهای اولیه را انجام دادم و پس از دو ساعت که قدری وضع بهتر شده بود و امام قاعدتاً نمی توانستند و نمی بایست حرکتی بکنند آماده حرکت شدند. عرض کردم: «آقا جان چرا برخواستید؟»

فرمودند: «نماز»

عرض کردم: «آقا شما در فقه مجتهد هستید و من در طب. حرکت شما به فتوای طبی من حرام است؛ خوابیده نماز بخوانید.» ایشان نیز با دقت به نظر من عمل فرمودند. مجله حضور، ش1، ص40.


جامه تمیز

دکتر سید محمد رضا کلانتر معتمدی در خاطرات خود آورده است: روز بعد عمل وقت نماز ظهر نزدیک شد، امام جامه تمیزی خواستند و چون روز بعد از عمل بود حرکت ایشان را به خارج از تختخواب صلاح ندیدیم. این جا ذکر چند نکته حایز اهمیت است:

برای ما که به خاطر داریم که وقتی ایشان ادوارد شوارتز نادزه را به حضور پذیرفتند با شبکلاه خود بودند و لباس منزل، ولی در این شرایط که از یک طرف سرم به دست ها متصل بود، از محل بازو از یکی از رگ ها PACE موقت و از رگ دیگری CPV وصل شده بود، تعویض لباس و پوشیدن لباس سفید تمیز و پاک دیگری، چه قدر برای بیمار رنج آور است. لباس تعویض شد با شیلنگ آب گرم که از دستشویی CCU به همراه طشت بر روی تخت آورده شده بود وضو گرفتند و عمامه مبارک را به سر نهادند. از عطر CLOE استفاده نمودند و نشسته در تختخواب نماز خود را به جای آوردند.

امام اجازه نمی دادند که هنگام نماز در اتاق حضور داشته باشیم و ما همیشه انجام نماز ایشان را از پشت شیشه و یا از طریق دوربین ویدیویی تماشا می کردیم و از نحوه انجام آن لذت می بردیم و حسرت می خوردیم و از خدا می خواستیم که چنین خلوصی را نصیب ما هم بگرداند.

حسن عارفی، طبیب دل­ ها، ص310 و 311.


4. حضور قلب

مستغرق بحر الهی

خانم عاطفه اشراقی می گویند: اوایل جنگ بود که ناگهان صدای ضد هوایی به گوش ما رسید. و ما چون تا آن روز با صدای ضد هوایی آشنایی نداشتیم، احساس کردیم که هر صدا به منزله انفجار یک بمب است، لذا سراسیمه به اتاق امام رفتیم. دیدیم امام در ایوان اتاق مشغول نماز و عبادت بودند. گویی اصلاً صدایی نشنیده و اصلاً متوجه ورود ما به اتاق نشده اند.

هفته نامه زن روز، ش1267.


نماز با طمأنینه

آقای موسی نقی بخشایش می گوید: از محافظین بیت امام بودیم. زمان بمباران های تهران بود. برای امام هم پناهگاهی در نظر گرفته بودند، هرچند ایشان خیلی تمایل نداشتند آن جا بروند. امام فرموده بودند: «پتو به پنجره ها وصل کنید تا نور بیرون نرود و دشمن مناطق مسکونی را شناسایی نکند.» یک شب در بیت امام بودیم که صدای آژیر شنیده شد و همه رفتیم داخل حیاط. بعضی ها خودشان را به پناهگاه رساندند، حضرت امام داشتند نماز می خواندند. خودم را رساندم پشت پنجره صدای امام (رضوان الله علیه) داشت می آمد. همه به جنب و جوش افتاده بودند، اما من پشت پنجره بودم. امام خیلی آرام نمازشان را ادامه دادند. صدای آژیر هنوز پخش می شد. تا وقتی آژیر سفید کشیده شد، حضرت امام (رضوان الله علیه) به نمازشان ادامه دادند. بعد آمدند بیرون و فرمودند: «ما مزاحمت ایجاد نمی کنیم؟ نور اتاق که بیرون نمی آید؟» حیران مانده بودم. خودشان توی اتاق مانده بودند و نمازشان را ادامه داده بودند. اما به فکر مردم بودند. گفتم: نه آقا، قربانت شوم فدایت بشوم.

ویژه نامه محراب نیاز، ص44.


نمازش هیچ فرقی نداشت

حجت الاسلام مسیح بروجردی می گویند: ما بارها وارد اتاق می شدیم و آقا را در نماز جماعت می دیدیم در جماران، نجف، تهران و قم و هیچ گاه با یکدیگر هیچ فرقی نداشت؛ نماز خود را نه یک کلمه زیادتر می کردند نه یک کلمه کمتر، هیچ فرقی نمی گذاشتند یعنی نمازی که در جماران می خواندند یک کلمه هم اضافه نمی کردند. به خاطر اینکه جمعیت هست حالا تندتر بخوانند، یا یواش تر کنند، کمتر یا بیشتر شود هیچ فرقی نمی کرد. در نجف، قم و تهران که بودند نمازهایی که در خانه می خواندند به همان صورت بود.

ستاد اقامه نماز، امام در سنگر نماز، دفتر هفتم، ص35.


5. مسجد و جماعت

اهمیت جماعت

امام خمینی (رضوان الله علیه) می فرمودند: در دوران رضا خان من از یکی از ائمه جماعت سؤال کردم که اگر یک وقت رضا خان لباس ها را ممنوع کند و اجازه پوشیدن لباس روحانی به شما ندهد، چه کار می کنید؟

او گفت: ما توی منزل می نشینیم و جایی نمی رویم.

من گفتم: من اگر پیش نماز بودم و رضا خان لباس را ممنوع می کرد، همان روز با لباس تغییر یافته به مسجد می آمدم و به اجتماع می رفتم. نباید اجتماع را رها کرد و از مردم دور بود.

ستاد اقامه نماز، امام در سنگر نماز، ص55.


نماز جماعت ساده

آقای تیموری (یکی از محافظین بیت امام) می گوید: من بارها پشت سر آقا در صف نماز جماعت ایستاده ام. امام همیشه در نماز جماعت رعایت مأمومین را نیز می نمودند و نماز را طولانی نمی کردند و طوری نماز را ساده برگزار می نمودند که اگر شخص دیگری جای آقا بود من فکر می کردم که نماز او اشکال دارد. نماز امام در جماعت بسیار ساده و پر محتوا بود.

انتشارات سپاه پاسداران، در رثای نور، ص63.