یک شب قبل از انقلاب با براتعلی و شهید اسدا… براتی می خواستیم در مقابل یک کار خلاف عکس العمل نشان بدهیم قبل از اینکه شروع کنیم ایشان پیشنهاد کرد وضو بگیریم و دو رکعت نماز بخوانیم که ما به این پیشنهاد عمل کردیم و دو رکعت نماز جماعت خواندیم وحرکت کردیم و کاری را که قصد کرده بودیم انجام دادیم .
: شهید براتعلی‌ براتی‌
منبع: اطلاعات دريافتي از كنگره سرداران و 32000 شهيد استانهاي خراسان

برادرم مرتضی از کوچکی به نماز و قرآن تقید خاصی داشت در زمان جوانی قبل از این که ایشان به جبهه برود با هم دیگر برای چراندن گوسفندان به کوه رفتیم. و در آن جا چای آتشی درست می کردیم یک روز که من مقدار کمی آب برداشته بودم وقتی که خواستیم چایی درست کنیم چون آب کم بود علی رغم خستگی که داشتیم و در کوه راه زیادی رفته بودیم ایشان از خوردن چای صرف نظر کرد و با آن آب کم وضو گرفت و نمازش را خواند و من تحت تاثیر قرار گرفتم چون با این که خسته بودیم ایشان چای درست نکرد و وضو گرفت و نمازش را خواند.
شهید مرتضی‌ حسین‌پورشهرکی‌
منبع: اطلاعات دريافتي از كنگره سرداران و 32000 شهيد استانهاي خراسان

به یاد دارم یکروز جهت گرفتن وضو درمدرسه آب نبود چون هوا سرد و یخبندان و تمام لوله های آب مدرسه یخ زده بود . حسین به من گفت : بهمن بیا که من آب پیدا کردم بعد از ایشان سوال کردم که آب کجاست ؟ ایشان جواب داد جلوی مدرسه گودالی پر از آب است ولی یخ زده و ایشان یخها را با سنگ شکست و من و حسین با آن وضو گرفتیم .
شهید حسین‌ مروجی‌
منبع: اطلاعات دريافتي از كنگره سرداران و 32000 شهيد استانهاي خراسان