آیت الله بهجت : معجزه حضرت داوود توسط یکی از علما  در محضر مُلّا خليل قزوينى  عدّه اى از مُتِمَدنين

آیت الله بهجت :

معجزه حضرت داوود توسط یکی از علما

در محضر مُلّا خليل قزوينى عدّه اى از مُتِمَدنين سطحى نگر راجع به قضيه ى حضرت داوود كه خداوند مى فرمايد: » وَ ألَنّا لَهُ الحَديدَ « * گفتند: منظور آن است كه به حضرت داوود نحوه ى ساختن كوره ى آهنگرى را ياد داديم تا آهن را در كوره ى آتش بگذارد تا مُلايم و انِعطاف پذير باشد و از زمان او كوره ى آتش اختراع شد. مرحوم قزوينى فرمود: او پيغمبر خدا بود و شما بعيد مى دانيد كه آهن در دست او نرم شود. اين كه چيزى نيست از بنده هم كه پيغمبر نيستم اين كار ساخته است. سپس يك مجمعه یا سينى از مِس را كه در برابرش بود با دو انگشت مثلِ قيچى از وسط دو نيم كرد و فرمود: اين گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود نرم و ملايم نموده بود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و شصت و دوم

* آهن را براى او نرم نموديم. سوره سباء، آيه 10

اسلام طمعی!

از سعد بن عبدالله قمى اَشعرى سؤال شده بود كه اسلام آن دو نفر * » طوعاً وَ رَغبَةً « بوده است يا » كُرهاً وَ اِجباراً « ؟ ايشان درمانده بود كه چه بگويد؛ زيرا فكر كرده بود اگر بگويد اختياراً اسلام آوردند، در آن صورت آن دو منافق نخواهند بود؛ و اگر بگويد از روى اجبار بود، پاسخ خواهند داد كه در آن زمان زور و اجبار در ميان نبود؛ لذا اين مسأله را براى حضرت امام حسن عسكرى مطرح نمود و آن حضرت ايشان را به حضرت حُجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف حواله داد و حضرت در پاسخ فرمود: » بَلْ إِنَّهُمَا أَسْلَمَا طَمَعاً « چرا نگفتى از روى طمع ] به رياست و خلافت [ اسلام آوردند؟ يعنى نه اين و نه آن ، بلكه سومى است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و شصت و یک

* ابوبکر و عُمر

بحارالانوار، ج 30، ص 185

هر چه در آن هست، از كتاب هاى خود شما است

هنگامى كه مرحوم علّامه امينی جلد اول كتاب اَلغَدير را در نجف اشرف چاپ و به بازار عرضه نمود، مصر از وزير اطلاعات و فرهنگ عراق خواست از طبع آن جلوگيرى كند. در جواب گفته بود: هر چه در آن هست، از كتاب هاى خود شما است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و چهل و هفتم

برتر از تشرف خدمت امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف

لازم نيست كه انسان در پى اين باشد كه به خدمت ولی عصر عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف تشرّف حاصل كند، بلكه شايد خواندن دو ركعت نماز سپس توسل به ائمه بهتر از تشرّف باشد؛ زيرا هر كجا كه باشيم آن حضرت مى بيند و مى شنود و زيارت هر كدام از ائمه اَطهار مانند زيارت خود حضرت حُجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و هفتاد و هفتم

مزار شریف در افغانستان

اميرى در بَلخ ـ يكى از ايالات افغانستان ـ به زخم غير قابل علاج مبتلا مى شود. شبى در خواب حضرت امير را مى بيند، حضرت به ايشان مى فرمايد: علاجش » روغن لا و لا « است . بيدار مى شود، به هر كس از علماى مذاهب اسلامى مى گويد: كه » روغن لا و لا « چيست ؟ اظهار بى اطلاعى مى كند. تا اين كه یكى از شيعيان آن سامان مى گويد: من مى دانم. او را نزد امير مى برند. مى گويد: منظور حضرت ، روغنِ زيتون است. *

امير با روغن زيتون مداوا مى كند و خوب مى شود، و آن شخص در اثر اينخدمت از مقرّبان امير مى گردد، ولى ديگران از جمله علماى اهل تسنن از روى حسد نزد امير از او شكايت مى كنند كه او از روافض است و به صحابه ـ از جمله معاويه ـ لعن مى کند. امير، مجلسى با حضور علما تشكيل مى دهد و از ايشان در محضر آنان مى پرسد كه آيا شما به معاويه دشنام مى دهيد؟ وى مى گويد: بله، نه تنها به او بلكه هر كس قبل از او، خود را خليفه مى دانست ـ يعنى عثمان ـ را هم لعن مى كنم و كسى كه او را جانشين وخليفه خود كرد ـ خليفه ثانى ـ را نيز دشنام مى دهم و همچنين كسى كه او را جانشين وخليفه بعد از خود گردانيد ـ خليفه اوّل ـ را لعن مى كنم.

در هر حال ، بعد از اعتراف او و اثبات ارتدادش در نزد علما و قاضیان و گرفتن اجازه ى قتلش از امير، امير گفت : بگذاريد براى ادّعاى خود، بيّنه و دليل اقامه كند و پس از محكوميتش، حكم قتل او را صادر نماييد.

از سخن امير اطاعت نمودند و به او گفتند: اقامه ى دليل كن، به چه دليل آن ها را سب مى كنى ؟ پاسخ داد: شما مى دانيد كه حاتم طايى يك دختر داشت ، اين دختر بعد از فوت پدر به خدمت پيغمبر اكرم آمد و حضرت به احترام پدر كافر او ) حاتم طايى ( كه به جود و احسان معروف بود، يك گلّه گاو و يك گلّه گوسفند و شتر به او هديه داد.**

ولى همين پيغمبراكرم بعد از رحلت خود در ميان امت ، دختر گرامى خود فاطمه ى زهرا را به یادگار گذاشت ، آيا جا داشت كه حق تنها دختر پيامبر را غصب كنند و به جاى احسان و اكرام به او، فدك را از دست او بگيرند؟

اهل مجلس منقلب شدند و از جمله امير و علما به عزا و گريه پرداختند و تا مدتى كه آن شيعى در ميان آن ها بود محترم بود و شايد نوشته باشند كه آن ها مستبصر هم شدند.

آن آقا سه سال بعد از اين قضيه وفات كرد و از جنازه ى او تجليل نمودند و با احترام دفن كردند و بر روى قبر او ضريح و گنبد و بارگاهى ساختند و مورد احترام و زيارتگاه قرار گرفت.

از قضا نام او على و نام پدر او ابوطالب بود، لذا روى مرقد او نوشته شده است : » هذا قَبرُ عَلىّ بنِ اَبى طالب « اين جا قبر و مزار على بن ابى طالب است. اين مكان همان مزار شريف معروف است كه الآن در افغانستان مورد علاقه احترام شيعيان مى باشد و كرامت های زیادی از آن ظاهر گشته است!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و شصت و سوم

* اقتباس از آيه ى 35 سوره ى نور كه مى فرمايد: » شجرةٍ مباركةٍ زَيتونةٍ لا شرقيةٍ وَ لا غَربيةٍ «

** فتح البارى ، ج 8، ص 80.

چهل سال دعا برای گرفتن حاجت

استاد ما، مرحوم آقا سيّد على قاضى مى فرمودند : براى حاجتى چهل سال بعد از نماز دعا مى كردم، بعد معلوم شد كه مصلحت نبوده است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و هفتاد و نهم

مداومت بر غسل جمعه

سؤ ال : آيا در روايت داريم كه هر كس چهل روز جمعه غسل نمايد، بدنش در قبر نمى پوسد؟

جواب : بنده چهل روز نديده ام ، ولى تعبير به مداومت دارد، البته استبعادى هم ندارد، خيلى از اجساد عُلما و صُلحا ديده شده كه پس ‍ از سال ها هم چنان تازه مانده است.

زمانى كه باغ ملى قم * را احداث مى كردند، چه قدر اجساد تازه پيدا شد! از جمله وقتى نزديك قبر قطب راوندى را حفارى كردند و به نزديكى قبر رسيدند، شكافى پيدا شد و ديدند بدن ايشان، بلكه كفن او هم چنان تازه باقى مانده است!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و نود و هشت و نه

* مکانی در كنار شهردارى سابق قم که قبرستان و محل دفن علما بوده است.

خوردنی ها و نوشیدنی ها سبب غضب و شهوت

تكاليف متوجه غضب و شهوت است و تناول غذا و نوشيدنى موجب آن هاست. اگر مأكل و مَشرب * را تعديل كنيم ، بسیاری از غضب ها و شهوت ها تعديل مى شود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و نود و پنج

* خوردنی ها و نوشیدنی ها

از اوّل تكليف تا به حال معصيت نكرده ام ولی ...

مرحوم شيخ محمّد حسين اصفهانى صاحب تفسير ـ مى فرمايد: كه از اوّل تكليف تا به حال معصيت نكرده ام » وَ ما اُبَرّئُ نَفسِى مِنَ التّجَرّى « * و نتيجه ى آن اين بود كه در تاريكى، قرآن يا هر كتاب ديگر را مى خوانم و هرگاه محتاج به غذا باشم از غيب برايم حاضر مى شود تا به حدّى كه مى خورم و سير مى شوم و مسايل و مشكلات با توسل براى من حلّ مى شود! آقاى ديگرى بود كه مى گفت من بيست سال است دروغ نگفته ام.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و بیست و هشتم

* ولى خود را از تجرّى و نيّتِ معصيت پاك و مُنزّه نمى دانم.

خدا كند نعمتِ ولایت را مفت از دست ندهيم

قم به اهل بيت منسوب است . آیت الله بروجردى مى فرمودند: روايتى كه در طريق آن قمى نباشد، يا نيست يا كم است ! خدا كند اين توجه و ارادت و محبت نسبت به اهل بيت :در ما باقى بماند!

اهل مكه و مدينه هم نعمت ولايت و اهل بيت :را داشتند، ولى در روايت آمده است كه آن ها از نعمت ولايت قدردانى نكردند، لذا به اَعاجِم ـ ایرانی ها ـ منتقل گرديد. * خدا كند ما هم نعمتِ مفت به دست آمده، را مفت از دست ندهيم.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و بیست

* اصول كافى ، ج 1، ص 380.

فضيلت گریه بر سيدالشهدا

بنده خيال مى كنم فضيلت گریه بر سيدالشهدا بالاتر از نماز شب باشد؛ زيرا نماز شب عمل قلبى صرف نيست بلكه كَالقلبى است، ولى حُزن و اندوه و بُكا عمل قلبى است. و عمل قلبی از عمل با اعضاء و جوارح بالاتر است.*

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و سیم

* امام جواد فرمودند: آهنگ خدا نمودن با دل و قلب، از خسته كردن اعضا و جوارح با اعمال ) غير قلبى) رساتر است . بحارالانوار، ج 67، ص 60

نمونه ای از قناعت و زهد علما

آقازاده اى از پدرش ـ كه بعدها به مقام مرجعيّت رسید ـ نقل مى كرد : زمانى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بوديم، روزى مى شد كه یک دانه تخم مرغ آب پز نموده، نصف آن را ظهر با نان مى خورديم و نصف ديگر را مى گذاشتيم براى شب. از بعضى نيز نقل شده كه چهل روز نان خالى مصرف مى كردند. حال، نان با ماست و يا نان و آبگوشت به مذاق ما چگونه است ؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و هشتادم

رسیدن به مقامات با فقه و اصول

بزرگانى بودند كه اهل كرامت بودند ولى حتّى خواص و نزديكان آن ها اطّلاع نداشتند و بعد از فوت آن ها معلوم مى شد. آنها از همين درس كه در حوزه رايج است و همين فقه و اصول، به آن مقامات و كرامات رسيدند، نه از راه ديگر.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و هفتاد و ششم

تنبیه به خاطر نخواندن نماز شب

زمانى سيد بحرالعلوم درس را تعطيل نمود، آقا سيد جواد جبل عاملى ـ صاحب مفتاح الكرامه ـ از ايشان كه استادش بود مى پرسد: چرا درس را تعطيل كرده ايد؟ مى فرمايد: آخر شب از مدرسه اى مى گذشتم ديدم طلاب خوابيده اند و براى نماز شب و تهجّد بيدار نيستند.

آرى، سيد بحرالعلوم از شدّت ناراحتى به اصطلاح قهر كرده و براى تنبيه، درس را تعطيل كرده بود كه چرا مستحب به اين مهمى را به جا نمى آورند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و سی و یکم

مواظبت بر سه عبادت

آخوند ملا فتح على سلطان آبادى بعد از اصرار و التماس کسی که عملی برای تقرّب به خدا می خوست فرمودند: سه چيز را مواظبت كنيد و خود ايشان هم به اين سه امر مواظبت مى كرده است : خواندن زيارت عاشورا در هر روز، خواندن نماز وحشت در هر شب براى همه مؤمنين و مؤمناتی که در آن روز فوت كرده اند، نماز اوّل ماه.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و هیجدهم

اهمیت زیارت مقابر علما

در نجف اشرف، عظمتِ فوق العاده ى حضرت امير موجب غفلت عدّه اى از مَقابر شريفه ى علما مى شد؛ اگر چه ما به زيارت آن ها محتاجيم نه آن ها به ما، زيرا آن ها كارشان را كردند. سلام و خواندن فاتحه براى آن ها براى خود ما نفع دارد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و نود و سوم

نماز ملّا فتح علی مرا نجات داد

مرحوم آخوند مُلا فتح على سلطان آبادى در سامرّا براى اموات » نماز ليلةُ الدفن « می خواند، يكى از بستگان ميّتى او را در خواب مى بيند، ميّت به او مى گويد : نماز آخوند مُلا فتح على مرا نجات داد!

وى از خواب بيدار مى شود و سراغ آخوند را مى گيرد و به خدمتش مى رسد و عرض مى كند: شما براى فلان ميّت در فلان شب، نماز وحشت خوانده ايد؟ ايشان مى فرمايد: بله. پرسيد: آيا ايشان را مى شناسى ؟ فرمود: شناختن لازم نيست.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و نوزدهم

طبّ مأثور و سلامتی بدن

مرحوم مجلسى در يكى از تألیفاتش نوشته است: اگر انسان به طبّ مأثور از ائمه ى اَطهار عمل كند، به بيمارى مبتلا نمى شود، زيرا آن ها عالم به خواص مأكولات و سبزى ها و چيزهاى ديگر هستند.

بنده هم ديده ام شخصى به طبّ مأثور عمل مى كرد و حدود هشتاد سال داشت و مريض نشده بود. زمانى كه ما در نجف بوديم وبا زياد شيوع داشت، ايشان به عيادت بيماران مى رفت با اين حال به بيمارى مبتلا نشد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و سی و هشتم

نماز صبح با وضوى نماز مغرب

علماى سابق چه عباداتى انجام مى دادند، يكى از آقايان كه معاصر آقا ميرزا محمد تقى بود، نماز صبح را با وضوى نماز مغرب و عشا مى خواند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و بیست و سوم

جنّيان مرا اذيت مى كنند

سيد ابراهيم نامى در كربلا بود كه هميشه تسبيح در دست داشت و مشغول ذكر بود. شخصى در محضر ايشان عرض كرد: جنّيان مرا اذيت مى كنند و زياد مزاحم من مى شوند، ايشان فرمود: لابد » مُعَوّذَتين « * را كم مى خوانی!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و چهل و یکم

* ناس و فلق

نان خوردن در خیابان

شيخى مى گفت : در خيابان قم در دستم بستنى يا نان بود و مشغول خوردن مقدارى از آن بودم كه آقاى حاج ميرزا مهدى بروجردى را ديدم. به من گفت : مگر طلبه نيستى؟ گفتم : چرا! گفت : پس چرا اين جا نان مى خورى ؟ گفتم، مگر نان خوردن حرام است ؟ گفت : نان خوردن در خيابان براى شما شرعاً حرام نيست، ولى عرفاً اشكال دارد.

اگر در برابر چشمان مردم اين كار را بكنى، ديگر سخن شما را قبول نمى كنند، مى گويند تو كه موعظه مى كنى، همان شخصى هستى كه فلان كار را مى كردى!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و چهل و ششم

با تسبیح استخاره کرده و مطلب را می گویند!

مرحوم حاج آقا حسين قمى نزد استادش با تسبيح استخاره كرد و ايشان فرمود: مى خواهى حجّ بروى، اِن شاء الله خوب است. با اين حال، بعضى كور باطن ها به اصل استخاره ـ با قرآن یا تسبيح ـ معتقد نيستند.

آقاى خمينى ـ امام خمینی ـ مى فرمود: آن هايى كه با قرآن استخاره مى كنند و مطلبى مى گويند، درست ؛ عجب از كسانى كه با تسبيح استخاره مى كنند و مطلب را مى گويند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و چهل و هشت و نه

اجازه تصرف در سهم امام توسط امام زمان

آقا سيد ابوالحسن اصفهانى براى يكى از علماى سنّى يا فردى سنّى، مجلس فاتحه اقامه كرد و در يك سفر که به سامرّا مشرّف شد به خدّام آن جا ـ كه جز چند نفر، همه سنّى بودند ـ تقسيمى داده بودند. شخصى با واسطه، به ايشان اعتراض كرده بود كه چرا از سهم امام اين گونه مجالس را برگزار مى كنيد؟مرحوم آقا سيد ابوالحسن بعد از اعتراض، به او ورقه ى سبزى را نشان داده بود كه به خط و امضاى حضرت غايب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف بود و به ایشان اجازه داده بودند كه سهم امام را در آن چه موجب اِعتلاى مذهب حق است، مصرف نمايند و ايشان هم يقين كرده بودند كه ورقه از جانب آن حضرت است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و پنجاه و چهارم

شعر خواندن در شب جمعه

سؤال : آيا شعر خواندن در شب جمعه مكروه است ؟

جواب : شعرى كه تناسب با شب نشينى ها و مجالس عشرت و لهو باشد مكروه است، نه شعرهايى كه در آن ذكر خدا و مناجات و يا در مدح ائمه ى اطهار و پيغمبر است .*

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و پنجاه و هشتم

* وسائل الشيعه ، ج 7، ص 402.

تجلیل امام زمان از کتاب شیخ طوسی

پنج نفر از علما در كربلا خواب مى بينند كه ظاهراً امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف نهايه ى شيخ طوسی را با عبارتى مى ستايد، همه عبارت آن حضرت را يادداشت مى كنند و به همديگر نشان مى دهند، عبارت همه با هم مطابق بوده است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و شصت و یکم

چه کنیم محیط خانه گرم و با صفا شود

هماهنگى و موافقت اخلاقى بين مرد و زن در محيط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد براى غير انبيا و اوليا غير ممكن است . اگر بخواهيم محيط خانه گرم و باصفا و صميمى باشد، فقط بايد، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشى و رأفت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نورانى باشد. اگر اين ها نباشد اصطكاك و برخورد پيش خواهد آمد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و هشتادو هشتم

آیت الله بهجت : مبارزه رضا خان با حوزه علمیّه  فشار و اختناق بر علما و روحانيون حوزه ى علميه ى قم در

آیت الله بهجت :

مبارزه رضا خان با حوزه علمیّه

فشار و اختناق بر علما و روحانيون حوزه ى علميه ى قم در زمان رضاخان پهلوى به جايى رسيده بود كه اگر پاسبانى در مدرسه ى فيضيّه پيدا مى شد، طلاب از در و ديوارها به بالاى بام ها فرار مى كردند و يا براى درس و مباحثه اول صبح به باغ هاى اطراف قم مى رفتند و مخفى مى شدند، تا كسى متعرض آن ها نشود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و سی و دوم

دعا برای دفع بلا

براى دفع بلا و شر اين دعا نافع است : » أللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَمْسِكْ عَنَّا السُّوء « * خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست و بدى را از ما بازدار.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و شصت و دوم

* وسائل الشيعة ، ج 7، ص 506.

اصلاح قرائت نماز

ميرزاى شيرازى بزرگ طلابی را كه تشخيص مى داد اهل اجتهاد نيستند، وقتى جامعُ المُقدّمات و رساله عمليّه را ياد مى گرفتند، براى ارشاد و تعليم مسايل و اصلاح قرائت نماز مردم به محل هاى خودشان مى فرستاد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و شصت و نهم

درك حضور خدواند

هر قدر درك حضور خدواند در انسان تقويت شود، انسان ) از گناهان ( محفوظ تر و مأمون تر است و هر قدر تضعيف شود، مصونيت و مأمونيت او كمتر است. *

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و هفتاد و هشتم

* أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏. آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند. العلق : 14

عاشق علم و عاشق عمل بودند

زمانى كه در كربلا بوديم آقا شيخ عبدالله مامقانى در قيدِ حيات بودند. گفته مى شد كه ايشان روزانه چهار ساعت مى خوابيد، ولى در كتاب رجالش نوشته است: تأليف اين كتاب سه سال طول كشيد و من در اين مدت، روزانه سه ساعت مى خوابيدم. اينها اِتمام حجّت است براى كسانى كه خيال مى كنند اگر خوابشان مقدار اندكى از هشت ساعت كم شود، مى ميرند.

اين گونه عاشق علم و عاشق عمل بودند! آيا اين كم خوابى و پر كارى ها بدون محبّت ممكن است ؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و هشتادم.

ثبات قدم در دین

ائمه ى ما خبر داده اند كه پيش از ظهور حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف » ارْتِدَادِ أَكْثَرِ الْقَائِلِينَ‏ بِإِمَامَتِهِ « خيلى از مؤمنین به امامت، در اثر ابتلائات بر مى گردند. * خدا كند ايمان ما تا آن وقت باقى بماند. براى مؤمنين تثبيت در دين و ايمان و ثبات قدم تا ظهور، از ظهور آن حضرت مهم تر است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و نود و چهارم

* بحارالانوار، ج 51، ص 30

اگر مى دانستى... كافر بودى!

سيّد بحرالعلوم به آقا سيّد جواد جبل عاملى ـ صاحب مفتاح الكرامة ـ فرمودند: در همسايگى شما اهل علمى زندگى مى كند كه اهل جبل عامل و همشهرى شماست، ولى مدّتى است در خانه اش غذا پيدا نمى شود. سيّد گفت: من اطّلاع نداشتم كه ايشان در مَضيقه است. سيّد بحرالعلوم گفت: اگر مطّلع بودى و رسيدگى نمى كردى كافر بودى، ناراحتى من از اين است كه چرا از حال همسايه ات بی خبرى!

بعد سفارش مى دهد يك سينى طعام از اندرون خانه بیاورند و شصت اشرفى در كيسه می گذارد و به سیّد جواد می گوید: شما آن همسايه را به غذا در خانه تان دعوت كنيد و این کیسه را به آن آقا برسانید.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و دوم

در شب عيد غدير و نهم ربیع

در شب عيد غدير و شب هاى مثل آن، مانند شب و روز نهم ربيع ـ شب عيد حضرت زهرا بايد فضيلت اين شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ايشان و احاديث وارده در زمينه ى ولايت، با اقامه ى دليل و برهان ذكر شود، تا موجب تقويت عقايد مذهبى مستمعين گردد، نه اينكه اين مجالس به خنده و لهو و لعب گذرانده شود.

چرا ما شيعه اين قدر از فضايل اهل بيت جاهل و بى اطّلاع هستيم؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و هفتم

علاج بى خوابى

خوردن مايعات و ماست و خيار براى زود خوابيدن خوب است، البتّه شايد هضم خيار سنگين باشد، ولى آب دوغ ـ هر چند يك ليوان ـ براى خواب مفيد است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و چهاردهم

بلند كردن صداى بلندگوهاى مساجد و...

بلند كردن صداى بلندگوهای مساجد و روضه خوانى ها اگر به اندازه اى باشد كه هر كس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشكال ندارد. در غير اين صورت، خلاف سيره مُتشرّعه است؛ زيرا ممكن است در اطراف مسجد يا تكيه، افراد مبتلا به مرض قلبى باشند و يا شخصى غير مريض در اطراف باشد كه بخواهد فرداى آن روز سر كار برود و نتواند بخوابد.

آيا مزاحمت او كه می خواهد روزىِ خانواده خود را تأمين كند، اشكال ندارد؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و بیست و چهارم

دعائمُ الاسلام

بنابر قولى مؤلف كتاب دعائمُ الاسلام، خود خليفه » مُعزّ باللّه « است، لذا لازم نمى ديده اسناد روايات را ذكر نمايد و روايت را » أَبا عَنْ جدٍّ « نقل كرده است و بنابر قولى مؤلف آن، » قاضى نُعمان « است.

در هر حال، اگر مُسْنَد بود از اَعزِّ كُتب شيعه محسوب مى شد و نظير كتابِ كافى بود؛ بلكه صدقِ يكايك روايت آن مظنون است، مگر مواردى كه به دليل معتبر، خلافِ اعتبار روايتى از آن ثابت شود.

مؤلف آن نوشته است: مى خواهم رواياتى را نقل كنم كه راويان آن نظير نَوْفلى و سَكوُنى صادق باشند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و بیست و هفتم

وقتى دختر انسان را مثل اسير و كنيز ببرند...

آيا براى رفع بلاها غير از تضرّعات و دعاى همراه با توبه و توسل، راه ديگرى داريم؟! برادران و خواهران ما در زير آتش دشمن در چه حالى هستند و ما در چه حال؟ * آيا روا است كه چنين بى تفاوت و غير مضطرب باشيم؟!

عربى از اهل آبادان وقتى بلايا و تعدّيات ناموسى و بمباران و... را نقل مى كرد بى اختيار به گريه در آمد! آيا فرد مسلمان مى تواند ابتلائات ناموسى را متحمّل شود؟! قتل و كشته شدن از اين گونه بلايا اَهْوَن ـ آسان تر ـ است!

مادرى مى گفت: شوهرم و برادرم را گرفتند و بردند، صبر كردم؛ ولى وقتى دخترم را بردند، صبر و قرار ندارم. خدا مى داند وقتى دختر انسان را مثل اسير و كنيز ببرند، حال او چگونه مى شود!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و چهل و دوم

* در زمان جنگ ) ایران و عراق بود ( .

اگر به اندازه ى ترس از يك پاسبان از خدا مى ترسيديم...

در زمان پهلوى كه تشكيل مجالس روضه خوانى و اجتماعات مذهبى ممنوع بود، مردم در مسجدى اجتماع كرده بودند و شخص بزرگوارى در بالاى منبر مشغول سخنرانى بود که پاسبانى از پنجره ى مسجد سرى به مسجد كشيد تا اوضاع مسجد را مشاهده كند. مردم همه وحشتناك به سوى او نگاه مى كردند، در اين حال آن منبری فرمود: اگر به اندازه ى ترس از يك پاسبان، از خدا مى ترسيديم، كار ما امروز به اين جا نمى كشيد!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و پنجاه و سوم

ببينيد تأثير كوثر تا به كجا است!

يكى از كرامت هاى شيعه قبور و مزارهاى امامزادگان است، لذا نبايد از زيارت آنها غافل باشيم و خود را محروم سازيم! ببينيد تأثير كوثر * تا به كجاست، هر جا را نگاه مى كنى آثارى از حضرت فاطمه باقى مانده است!

افرادى براى برآورده شدن حوايج خود براى سيّده نفيسه كه در مصر مدفون است، نذر مى كنند و حاجت مى گيرند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و شصت و سوم

*اشاره به كوثر در سوره ى كوثر، كه به خير كثير تفسير شده است.

كُلُّكُمْ راعٍ

از عبارتِ » كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ « * استفاده مى شود كه هر كدام از اهل ايمان در رابطه با آن چه مى داند ـ اگر چه يك كلمه باشد ـ بايد مُعلِّم ديگران باشد، يعنى به اهلش برساند و تبليغ كند و نسبت به كلمه اى كه نمى داند مُتَعَلِّم باشد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و نودم

* هر كدام از شما مسئول هستيد و درباره ى افرادى كه به سخن شما گوش مى دهند بازخواست خواهيد شد. بحارالانوار، ج 72، ص 38

چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

عدّهاى از پاكان و نيكان با حضرت صاحب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف سؤال و جواب مى كنند و حاجت مى طلبند و جواب مى گيرند و در مسجد جمكران، صداى آن حضرت را مى شنوند!

آقايى را كه در بيدارى ديده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و بیست و چهارم

چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

عدّهاى از پاكان و نيكان با حضرت صاحب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف سؤال و جواب مى كنند و حاجت مى طلبند و جواب مى گيرند و در مسجد جمكران، صداى آن حضرت را مى شنوند!

آقايى را كه در بيدارى ديده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و بیست و چهارم

ديگر به شما نان نمى دهيم!

وقتى مرحوم سيّد محمّد فشاركى از سامرّا به نجف آمدند، همه ى بزرگان مانند سيّد ابوالحسن اصفهانى، شيخ عبداللّه لنكرانى، آقا ضيا عراقى و شيخ عبدالكريم حايرى از سامرا با ايشان آمدند.

مرحوم آخوند خراسانى هم به تلامذه ى خود دستور داد كه در درس ايشان شركت كنند و آقا شيخ محمّد حسين اصفهانى و علماى ديگر نجف در درس ایشان حاضر شدند، ولى ایشان ـ كه از اساتيد بزرگ حوزه ى نجف بود ـ كارش به جايى رسيده بود كه وقتى به دكّان نانوايى رفته بود تا نان بخرد، نانوا به او گفته بود: حساب شما زياد شده است، ديگر به شما نان نمى دهيم! تا اين كه طلبه اى ضامن مى شود كه به ايشان نان بدهند.

با اين همه ابتلائات و فقر و نادارى، از جهت روحى كاملاً راحت بودند؛ زيرا دل به جاى ديگر بسته بودند و اين گونه گرفتارى ها، آنها را از كارهاى خود باز نمى داشت.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و سی

به خاطر آن نماز وحشتها خدا مرا آمرزيد

بعد از فوت مرحوم آخوند ملاّفتح على سلطان آبادى شخصى او را در خواب مى بيند و از حال او مى پرسد. ایشان مى فرمايد: كار من خوب نبود، ولى به واسطه ى همان نماز وحشتها، خدا ما را آمرزيد. * سپس از او مى پرسد، ما چه كار كنيم؟ مى فرمايد : نماز را در اوّل وقت آن بخوانيد و...

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهلم

*ایشان عادت داشت هر شب به نیّت مؤمنینی که در آن روز از دنیا رفته اند نماز وحشت بخواند.

مى خواهيم اسلام را از رسميّت بيندازيم

زمانى كه ايران خيلى شلوغ شده بود، منصور عَلَم * در مجلس گفته بود: مى خواهيم اسلام را از رسميّت بيندازيم. نمايندگان مجلس سر به زير انداخته بودند. چون ديده بود آنها از سخن او استقبال نكردند، گفته بود: يعنى مى گويم آزادى باشد، اسلام يا غير اسلام و چيزى نگذشت كه آن ملعون كشته شد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهل و ششم

*نخست وزیر محمد رضا شاه.

فقط پهلو به پهلو مى شد و مى گفت: لا إِلهَ إِلاَّ اللّه

بلاهايى كه بر ما وارد مى شود، تمام رحمت است، حدّاقلّ باعث تكفير گناهان مى شود. يكى از بزرگان كه به حبس بول مبتلا بود، بنا داشت حتّى آه نگويد و در برابر خواست خداوند، تسليم محض و بلكه راضى و خشنود باشد و لذا فقط وقتى خيلى تحت فشار قرار مى گرفت، پهلو به پهلو مى شد و مى فرمود: » لا إِلهَ إِلاَّ اللّه «

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهل و هشتم و هزار و یازدهم

مهمّتر از دعا براى تعجيل فرج

مهمّتر از دعا براى تعجيل فرج حضرت مهدى عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف دعا براى بقاى ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مى باشد.

بايد براى تثبيت دين و بودن بر صراط مستقيم اين دعا را در زمان غيبت همه بخوانيم : » يا أَللّه‏ُُ يا رَحْمانُ يا رَحِيمُ! يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِينِكَ. « * اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى گرداننده ى دلها، دل مرا بر دينت ثابت و استوار بدار.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهل و هشتم و هزار و یازدهم

*بحارالانوار، ج 52، ص 148.

كَفيلُكَ أَبُوالْحَسَنِ عَلىّ

اهالى روستاهاى اطراف نجف، بلكه همه ى عربها، تنها سَند و مَدركى كه به همديگر مى دادند، اين بود كه مى گفتند: » كَفِيلُكَ أَبُوالْحَسَنِ عَلِىّ « ابوالحسن على وكيل و كفيل تو باشد و اين تنها دفتر ثبت و سند و مَحضر آنها بود!

نقل مى كنند: شخصى از شخصى طلبكار بود به نزد بدهكار آمد و طلبش را مطالبه كرد، بدهكار انكار كرد، طلبكار به بدهكار گفت: بيا برويم نجف و سوگند ياد كنيم. آمدند به ايوان طلا و روبروى ضريح حضرت امير سوگندش داد و او هم قسم خورد كه بدهكار نيستم، در همان لحظه صورتش سياه شد!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و پنجاه و ششم

دعايى از امام صادق جهت استخلاص

يكى از خلفاى جور يك نفر شيعه را به اعدام محكوم كرده بود و مى خواست او را به دار بياويزد. در همان لحظه نامه اى به خطّ امام صادق به او رساندند كه در آن دعايى براى استخلاص او نوشته شده بود، به اين صورت: » يَا كَائِناً قَبْلَ كُلِ‏ شَيْ‏ءٍ وَ يَا كَائِناً بَعْدَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ أَلْبِسْنِي‏ دِرْعَكَ‏ الْحَصِينَةَ مِنْ‏ شَرِّ جَمِيعِ‏ خَلْقِك‏ « * وى مى گويد: آن را خواندم و تأثير كرد و آمدند و مرا باز كردند و آزاد نمودند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و پنجاه و هفتم

*اى خدايى كه پيش از هر چيز بودهاى و بعد از هر چيز هستى و همه ى اشيا را به وجود آورده اى، آن زره مصون و محفوظ خود را كه انسان را از شرّ تمام مخلوقاتت محافظت مى كند، بر من بپوشان. بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏92، ص: 225

بله، مؤمنان هم علم غيب مى دانند!

آقا سيّد مرتضى كشميرى از كسانى بود كه تظاهر به غيب گويى مى نمود. شخصى مى گفت: پشت سر سيّد مى رفتم، به ذهنم خطور كرد كه مگر كسى غير از امام معصوم هم غيب مى داند؟ در اين هنگام، سيّد برگشت و به من گفت: » نَعَمْ، أَلْمُؤْمِنُونَ يَعْلَمُونَ! « آرى، مؤمنان هم [علم غيب] مى دانند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و شصت و چهارم

حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف از ما التماس دعا دارد!

آقايى كه زياد به مسجد جمكران مى رود، مى گفت: آقا ـ حضرت غائب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف ـ را در مسجد جمكران ديدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا كنند و يك مرتبه از نظرم غائب شد!

ولى افسوس كه همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجد جمكران مى روند و نمى دانند كه خود آن حضرت چه التماس دعايى از آنها دارد كه براى تعجيل فَرَج او دعا كنند! چنان كه به آقا شيخ ابراهيم حايرى که در مسجد كوفه معتکف شده بود فرمودند: اينها كه به اين جا آمده اند، دوستانِ خوب ما و از صالحان هستند ولی هر كدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دين و هيچ كس در فكر من نيست!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هفتاد و ششم

لزوم چاپ و احياى ذخاير شيعه

كتب جوامع روايى شيعه را نبايد از دست داد، چون معلوم نيست فردا بر سر ما چه مى آيد. اگر توفيق داشتيم و اهل همّت بوديم، اوراق و كتبى را كه به خطّ ائمّه بود پيدا مى كرديم. برخی علما در مورد برخى كتابها نوشته اند: » وَ هُوَ بِخَطِّهِ وَ هُوَ عِنْدِى « اين كتاب به خط امام نزد من موجود است. قرآن به خط امام حسن عسكرى و يكى دو قرآن از حضرت امير موجود است. حاجى نورى در صحيفه ى علويّه نقل كرده كه » دعاى صباح « به خطّ خود حضرت امير گردآورى و چاپ شده است.

از كتابهاى تأليف شده توسّط بزرگان و علماى ما چند درصد چاپ شده و چه قدر خطّى باقيمانده و چه قدر از بين رفته است؟ قطعاً از كم پولى ما نيست، بلكه از كم توفيقى ما است؛ زيرا چه پولهايى كه صرف كتُب ضلال و روزنامه هاى داراى عكس هاى مبتذل مى شود!

خيلى از كتب مفقوده و ناياب بعد از گذشت زمان بسيار طولانى، پيدا شدند. از جمله كتاب » فقهُ الرّضا « را در زمان مرحوم مجلسى اوّل * پيدا كرده و به اصفهان آوردند، يعنى بعد از هزار سال پيدا شد.

در همين اواخر كه كتاب » عَوالم « پيدا نشده بود، مى گفتند: يك جلد از آن در كتابخانه ى لندن يا در فلان جا وجود دارد و اجازه ى استنساخ و عكسبردارى از روى آن را نمى دهند.

آقايى كه در آمار كتب وارد بود، مى گفت: شيخ صدوق و شيخ مفيد هر كدام سيصد كتاب دارند. آيا نيمى از مصنّفات آنان چاپ شده است يا خير؟!

وقتى مى شنوم يكى از كتب شيعه در علوم معارف دينى از علماى معروف از متقدّمين و متأخّرين در حال طبع است، خوشحال مى شوم و لو اين كه به دستم نرسيده باشد، از بس كه حاجت شديد است به آنها. خدا مى داند كه ما چه قدر در اين مرحله محتاجيم!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هشتاد و سه

مرحوم محمّد بن تقى مجلسی اصفهانى 1037ـ 1110

اگر شما زاهد بوديد، پس ما چه هستيم؟

پيرمردى ـ که در نجف لبنیّاتی داشت ـ برایم نقل كرد: پيش از مرجعيّت شيخ تاجرى كه از ايران به نجف اشرف آمده بود، نزد من آمد و به من گفت: هر چه شيخ خواست به او بده، آخر سال حسابش با من. آخر سال آمد، حساب كرد، ديدم در مدّت يك سال فقط 25 بار و هر بار يك پول * دوغ خريده است! آرى، با اين كه مغازه ى لبنيّاتى در اختيار او بود، اين چنين عمل مى كرد.

تازه شيخ انصارى با آن همه كرامات نزد قبر استادش در كربلا فرموده بود: اگر شما زاهد بوديد، پس ما چه هستيم؟ ما مستحقّ شعله ى نار مى باشيم! بله، آنان در فصل تابستان در نجف اشرف با آن گرماى شديد در حوزه عملیّه بدون تعطيلى مشغول تحصيل مى شدند و زحمتها و رنجها مى كشيدند و به مقامات عاليه مى رسيدند. با اين حال، از تصرف در بيت المال اِبا داشتند و به اَقَلِّ مايحتاج اكتفا مى نمودند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هشتاد و چهار و نکته هفتصد و هشتاد و هشت

*واحد پول در زمان قديم.

عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَر، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَر

مرحوم ميرزاى نورى در سامرّا دستور فرموده بود براى دو شبِ پنجشنبه و جمعه، صد نفر از طلاّب را دعوت كنند، ولى اشتباهاً همه ى صد نفر را براى يك شب دعوت كرده بودند و غذا به اندازه ى پنجاه نفر تدارك ديده بودند، لذا به خانه ى مرحوم آخوند ملاّ فتحعلى سلطان آبادى رفتند و ايشان را از ماجرا باخبر نمودند. ايشان فرموده بودند: سرِ ديگ غذا را بر نداريد، تا من بيايم. قبل از كشيدن غذا ايشان حاضر شد، پارچه ى آب نخورده اى را مطالبه نمود و روى ديگ گذاشت و سه مرتبه دست را روى آن به طرف چپ و راست حركت داد و گفت: » عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَرِ، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَر « * سپس غذاى داخل ديگ را كشيد و به همه ى صد نفر رسيد!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هشتاد و پنجم

*على بهترين انسان است، هر كس اين را نپذيرد، قطعاً كافر است. بحارالانوار، ج 26، ص 306

كار آفتاب روشنى بخشى است هر چند در پشت ابر باشد!

هر كس بايد به فكر خود باشد و راهى براى ارتباط با حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف و فرج شخصى خويش پيدا كند، خواه ظهور و فرج عمومی آن حضرت دور باشد، يا نزديك.

عده اى بوده اند كه گويا حضرت غائب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف در پيش آنها حاضر و ظاهر بوده است، مثل اين كه با بى سيم با آن حضرت ارتباط داشتند و جواب از ناحيه ى او مى شنيدند!

با اين كه ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصى امرِ اختيارى ما است، به خلاف ظهور و فرج عمومى، با اين حال چرا به اين اهميّت نمى دهيم و از اين مطلب غافل هستيم، ولى به ظهور و ديدار عمومى آن حضرت اهميت مى دهيم و حال اين كه اگر براى فرج شخصى به اصلاح خود نپردازيم، بيم آن است كه در ظهور آن حضرت از او فرار كنيم.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و نود و پنچم

با اين كه مظلوم هستيم، آه نداريم!

با اين كه بر سر ما آتش مى ريزد * و بايد دعا كنيم تا بر طرف شود، ولى دعا نمى كنيم. بله، لقلقه ى زبان خيلى داريم! سوختگى و آه وقتى از قلب خارج مى شود، مانند تير به هدف مى خورد!

نقل مى كنند: وليعهدى همراه گروهى، نزد يكى از علماى تبريز رفته بود و در ضمن گفتگو گفته بود، تيرى اختراع شده است كه هدف را تا نيم فرسخ مى زند!

آن آقا هم فرموده بود: من تيرى سراغ دارم كه از اين مسافت بيشتر هم، به هدف مى زند! گفتند: عجب، شما سراغ داشتيد؟ كجا اختراع شده است؟ فرمود: آهِ مظلوم، بيش از اينها اصابت و اثر مى كند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و نود و هفتم

*در جنگ عراق عليه ايران

اختلاف عمر و عايشه

عمر از درِ خانه ى ابوبكر عبور مى كرد، شنيد در داخل خانه صداى نوحه و شيون بلند است، معلوم شد عايشه است كه گريه مى كند، او را خواست نيامد، كسى را فرستاد تا او را بياورند. خواهر ابوبكر كه در منزل بود آمد، عمر او را تازيانه زد، با آن كه بى تقصير بود.

در هر حال، بين عمر و عايشه اختلاف بود، عمر مى گفت: » يَتَأَذَّى الْمَيِّتُ بِبُكاءِ أَهْلِهِ « ميّت به واسطه ى گريستن زندگان، آزرده خاطر مى شود و عايشه مى گفت: » وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى « * هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى كشد. **

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و پنجم

*سوره ى انعام، آيه ى 164

** بحارالانوار، ج 79، ص 107 ـ 109

توقّع نداشتيم كه اين گونه با ما رفتار نماييد!

مرحوم آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى قبل از روى كار آمدن رضاخان پهلوى و كشف حجاب و محاربه با روحانيت و منع روضه خوانى و عمامه به سر گذاشتن، امام صادق را در خواب ديده بود و آن حضرت به ايشان فرموده بود: به اطرافيان خود اجازه ى اجتهاد بده! عرض كرده بود: اطرافيان من اهليّت اجازه ى اجتهاد را ندارند. * حضرت در جواب فرموده بود: عيب ندارد! لذا مى شنيديم كه ايشان خيلى در اجازه ى اجتهاد دادن توسعه داد، هر كس در ايران كارش گير داشت، براى او اجازه مى فرستاد و شنيديم رضاخان پهلوى ـ عَلَيْهِ ما عَلَيْه! ـ به ايشان پيغام داده بود كه: توقّع نداشتيم كه اين گونه با ما رفتار نماييد! چون هر كس اجازه ى اجتهاد داشت، از برداشتن عمّامه معاف بود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و ششم

*همين طور هم بود، به خلاف مرحوم نايينى كه اطرافيان و شاگردانش از اهل فضل و اجتهاد بودند اطرافیان سیّد اهلیّت این کار را نداشتند.

گويا خود را براى درس خواندن وقف كرده بودند!

بنده در ميان اهل علم، كسى پر كارتر از مرحوم مُظفَّر * نديده ام. حُجره ى او در مدرسه ى مرحوم سيّد يزدى در نجف اشرف درست در روبروى حجره ى ما بود. وقتى كه مطالعه ى خود را به پايان مى برديم و مى خواستيم بخوابيم، چراغ ايشان روشن بود و ايشان مشغول نوشتن بودند. از آن طرف شب هم وقتى بيدار مى شديم ـ وقت اذان و يا پيش از آن ـ مى ديديم ايشان هنوز مشغول نوشتن است.

آقاى خويى هم شانزده درس می گفت، به گمانم فقط درسهايى كه مى گفت ـ غیر از مطالعه آنها ـ شانزده درس بود. بالاخره، گويا خود را براى درس خواندن وقف كرده بودند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و نهم

*شيخ محمّد رضا مظفر نويسنده ى كتاب » المنطق « » اصول الفقه « و...

برتر از سيّد بحر العلوم

حضرت اميرالمؤمنين در خواب به آقا سيّد محمّد باقر * خبر داده بودند كه وبا يا طاعونى مردم نجف را فرا می گيرد و تو بر همه نماز مى خوانى » وَ أَنْتَ خاتِمَتُهُمْ يا وَلَدِى « و تو اى فرزندم، بعد از همه از دنيا مى روى و چنان هم شد و فوج فوج از مردم می مردند، به حدى كه حدود ده هزار نفر مردند و ايشان از صبح تا شام بر جنازه ها به صورت دسته جمعى نماز ميّت مى خواند و خود ايشان هم آخر از همه به بهشت رفت. ايشان در حال احتضار به شخصى كه جُنب بوده است، فرمود بيرون برود؛ چون ملايكه در جايى كه شخص جُنب وجود داشته باشد، حاضر نمى شوند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و چهاردهم

*همشيره زاده ى

آیت الله بهجت : زنده کردن مردگان توسط علما ديده ايم افرادى » وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ  

آیت الله بهجت :

زنده کردن مردگان توسط علما

ديده ايم افرادى » وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ « * مُردگان را به اِذن خدا زنده مى كردند و كراماتى از اين قبيل داشته اند و این شدنى است و اختصاص به انبيا هم ندارد، بلكه هر كه از آن ها متابعت كند، مى تواند از اين راه به مقامات و كمالات و كرامات آن ها دست يابد، البته بدون ادعای پیامبری و كذّابيت مُدّعى آن.

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته هفتم.

* سوره ى آل عمران ، آيه ى 49.

فوراً می گویی : غیبت نکن!

مرحوم حاج آقا حسين قمى خيلى مُقيّد بود كه در مجلسش غيبت نشود، حتّى بعضى از معاصرين به او اعتراض مى كردند كه تو نمى گذارى ما حرف بزنيم ، فوراً مى گويى : غيبت نكن!

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته شانزدهم

عمومیّت مکان و زمان در ادعیه

دعاهاى وارده در اَمكنه و اَزمنه ى خاص ـ مانند دعاهاى وارده در مقام هاى مسجد كوفه و دعاهاى رجب و شب قدر و... ـ اختصاصى نيست، به گونه اى كه نتوان در وقت و يا جاى ديگر خواند؛ بلكه مى شود دعا را در غير آن زمان و مكان خواند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته نوزدهم

رابطه امام شناسی و خداشناسی

اگر مسأله ى امام شناسى بالا رود، خداشناسى هم بالا مى رود؛ زيرا ما بایستی خدا را از آیات و نشانه هایش بشناسیم و چه آيتى بالاتر از امام !

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته چهل و هشتم

برتر از خون شهیدان!

شيخ انصارى در جايى از كتاب رسائل مى فرمايد: » وَفَّقَنَا اللهُ لِلإجتِهادِ الَّذى هُوَ أشَدُّ مِن طُولِ الجِهادِ « * خداوند، اجتهاد را، كه از ايستادگى در جهاد سخت تر است ، به ما روزى كند! آرى، كسى مى فهمد اجتهاد أشَدّ و سخت تر است كه معنای » مِدادُ العُلَماءِ أفضَلُ مِن دِمآءِ الشُّهدآء « ** را بفهمد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته پنجاه و دوم

* فرائد الاصول، ص 493.

* * مداد و دانش دانشمندان از خون شهيدان برتر است. بحارالانوار، ج 2، ص 16

مبادا روزی بر تو بگذرد که...

شهيد اوّل و ثانی بعد از شهادت به جرم تشيّع سوزانده شدند. در تشرّف يكى از اهلِ علم در سفر حجّ، به محضر حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف حضرت به او فرموده بودند : شهیدين آش و پلو شيعه را نخوردند، مع ذلك كتاب هاى با بركت به جا گذاشتند، مبادا روزى بر تو بگذرد كه یكى از كتاب هاى آن ها را مطالعه نكرده باشی. به نظر مى رسد منظور از آش و پلو، مقام مرجعيّت باشد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته پنجاه و ششم

کرامتی از آیت الله عبدالكريم حايرى

از كرامات مرحوم حاج عبدالكريم حايرى اين است كه زمانى رودخانه ى قم در اثر سيل طغيان كرده و آب تا لبه ى پل علیخانى رسيده بود، به گونه اى كه عدّه اى از روى پل با آب رودخانه وضو مى ساختند و لذا براى جلوگيرى از نفوذ آب تمام فرش هاى مسجد امام را جمع نمودند. مرحوم حاج شيخ روى پل رفت و مقدارى تربت سيّد الشّهدا در دست گرفت و چيزى بر آن خواند و در آب انداخت، از همان وقت به تدريج آب پايين آمد و بعد از چند ساعت، چند متر آب پايين رفت.

منبع: کتاب در محضر آیت الله العظمی بهجت, جلد اول, نکته پنجاه و نهم

رعایت عناوین ثانویّه در دادن فتوا

اين باب بزرگى است كه انسان عناوين ثانويه را ملاحظه كند و چنان نشود كه از حقگويى او مردم در باطل قرار گيرند و جايى كه مناسب نيست، نگويد ولو اصل مطلب حقّ باشد.

رضاخان پهلوی در جریان کشف حجاب از علما خواست كه فتوى دهند وَجه و كفيّن * از حجاب مُستثنى است و كشف آن دو مانعى ندارد، ولی علما حاضر نشدند، زيرا در آن زمان معناى اين فتوى، كشف حجاب بود؛ لذا علما حاضر شدند كشته شوند و اين فتوى را امضا نكنند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته نود و چهارم

* گردی صورت و انگشتان تا مچ دست.

تقسیم گرفتاری ها به صورت مساوی

فُقرا در كمبودها و فقر بايد صبر و شكيبايى داشته باشند و بدانند كه آن ها هم از نعمت هاى ديگرى برخوردارند كه اغنيا برخوردار نيستند و ثروتمندان بلاها و گرفتارى هايى دارند كه مستضعفان و محرومان ندارند. طاووس را مى بينى، پايش را هم ببين، زيرا خوبى و خوشى و آرامشِ دل تنها به زيادی وسايل رفاه و راحتى نيست. وسايل رفاه اسباب نگرانى و ناراحتى و اضطراب درونى را فراهم كنند. در كلمات اميرَالمؤمنین آمده است : » اَلـمَصَائِبُ‏ بِالسَّوِيَّةِ مَقْسُومَةٌ بَيْنَ الْبَرِيَّةِ « *

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته نود و نهم

* گرفتارى ها به صورت مساوى و يكسان ميان مردم تقسيم شده است. بحارالانوار، ج 75، ص 53

حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف

حديث ثَقلَين از اَدلّه ى اثبات غيبت امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف است، زيرا در آن حديث مى فرمايد : » اِنَّهُما لَن يَفتَرِقا « قرآن و عترت از هم جدا نمى شوند. * يعنى چه حاضر باشند يا غايب. اگر كسى معناى حديث را تحصيل كند، مسأله ى غيبت خيلى براى او واضح خواهد بود؛ زيرا در غير اين صورت، » لَزِمَ الإنفِكاكُ بَينَ القُرآنِ وَ العِترَةِ « لازمه ى آن جدايى بين قرآن و عترت خواهد بود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و یکم

* مسند احمد، ج 3، ص 14.

فقه آل محمد بهترین ختم!

شخصى به ديگرى گفت : براى گرفتارى ها ختمى به ما ياد بدهيد. او فرمود: ختمى مجرّب در نظر دارم و آن فقه آل محمد است . به تعليم و تعلّم و مباحثه و مذاكره ى فقه مشغول و ملتزم باشيد. خدا مى داند چه اثراتى دارد؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و چهل و یکم

مطالعه تراجمِ علماىِ سَلَف

مراجعه به تراجمِ علماىِ سَلَف به مَنزله ى مراجعه به كتاب هاى معتبرِ اخلاقى است. هر كس كه طالبِ تهذيب و ترقّى در امور معنوى است و مى خواهد از عُمر خود چيزى استفاده كند، به شرح احوال آن ها نگاه كند كه چه كارها مى كردند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و پنجاه و نهم

فواید دعای کمیل

در روايت آمده است كه دعاى كميل، دعاى حضرت خضر است كه حضرت اميرالمؤ منين آن را به کمیل تعليم كند و حضرت آن را به ايشان آموخته و فرموده است:

» يا كميلُ اِذا حَفِظتَ هذا الدّعاء، فَادعُ بِهِ كُـلَّ لَيلَةِ جُمعةِ ، أو فِى الشّـهرِ مَـرّة ، أو فِى السّنةِ مَرّة ، أو فِى عُمرِكَ مَرّة ، تَكـفّ وَ تَنصُر وَ تَرزُق وَ لَن تَعدم المَغفِرَة. يا كميل !قد أوجَبَ لكَ طُول الصّحبَة لَنا أن نَجود لكَ بِما سألتَ « *

اى كميل! هرگاه اين دعا را حفظ نمودى، هر شب جمعه، يا هر ماه یك بار، يا در هر سال يك بار يا در عمرت يك بار آن را بخوان كه اگر آن را بخوانی، خداوند تو را كفايت و يارى نموده و روزى مى دهد، و از آمرزش پروردگار بى نصيب نمى گردی.

اى كميل! طول مصاحبت تو با ما، موجب شد كه خواسته ى تو را برآورده نموده و اين دعا را به تو بياموزيم.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و شصت و یکم

* اقبال الاعمال ، ص 706.

پيدا كردن گُمشده و یاد آوردن فراموش شده

براى پيدا كردن چيز گُمشده و یاد آوردن چيزهايى كه فراموش شده، خواندن این دعا خوب است:

» أللـَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا مُذَكِّرَ الْخَيْرِ وَ فَاعِلَهُ وَ الْآمِرَ بِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تُذَكِّرَنِي مَا أَنْسَانِيهِ الشَّيْطَان « خدايا! اى یاد آوردنده ى خير و انجام دهنده ى آن و فرمان دهنده ى به آن، از تو مى خواهم بر محمّد و آلش درود فرستى و آنچه را شيطان از يادم برده است، به یادم آوری. چه استبعادى دارد كه آيه » سَنُقرِئُكَ فَلا تَنسى « * به زودى بر تو فرا خواهيم خواند، تا فراموش نكنى براى دفع فراموشى خواند شود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و شصت و پنج

* سوره ى اعلى ، آيه ى 6.

اثر کِثرت در روحیه انسان

متأسفانه كِثرت و اكثريت در روحيه ى انسان اثر مى گذارد و هيچ بُرهانى به قوت آن نمى رسد.

مى گويند: مُلا نصر الدين به دروغ مردم را براى ميهمانى به جايى دعوت كرد و مردم باور كردند و رفتند، سپس خود او هم باورش شد و به دنبال آن ها رفت!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و شصت و هشتم

قرآن پیغمبر ساز است

قرآن كتابى است كه پيغمبر ساز است ؛ زيرا پيغمبران دو گونه اند:

قسم اول، پيامبرانى هستند كه از جانب خداوند به پيامبرى تعيين شده اند و قسم دوم، پيغمبران كمالى هستند كه در اثر عمل به دستورات قرآن ، به كمالات پيامبر نايل مى گردند.

بنابراين ، قرآن پيغمبران كمالى تربيت مى كند و پيغمبر ساز است.

البته اگر انسان اهليّت داشته باشد، در و ديوار هم به اذن خدا معلّم او خواهند بود و گرنه هيچ سخنى در او اثر نخواهد كرد، چنان كه سخنان پيغمبر اكرم در ابوجهل اثر نكرد! و شاگردان قرآن و پيغمبر بعد از رحلت آن حضرت چه فتنه ها كه به پا نكردند؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و هفتاد و چهارم

دعا در زمان غیبت

در زمان غيبت به خواندن دعاى » اللَّهُمَ‏ عَرِّفْنِي‏ نَفْسَكَ « و » دعایِ غریق « سفارش شده ایم.

» اَللَّهُمَ‏ عَرِّفْنِي‏ نَفْسَكَ‏ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِی « *

خدايا! خودت را به من بشناسان وگرنه نخواهم توانست پيامبرت را بشناسم. خدايا ! رسولت را به من بشناسان و گرنه نخواهم توانست حجّت تو را بشناسم. خداوندا ! حجّتت را به من بشناسان و گرنه از دينم گمراه خواهم شد.

دعای غریق : » یَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ‏ قَلْبِي‏ عَلَى‏ دِينِكَ‏ «

اى رحمت گستر، اى مهربان، اى زير و رو كننده ى دل ها، دلم را بر دينت استوار بدار.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و هفتاد و نهم.

* اصول كافى ، ج 1، ص 337

بحارالانوار، ج 52، ص 148

یک منبر و شیعه شدن چهار هزار نفر

نقل كرده اند: در اثر يك منبر عالمى، چهار هزار نفر شيعه شدند. كسى كه اين گونه بيان داشته باشد، در ثواب از مراجع بالاتر است ؛ زيرا در روايت آمده است: » وَ ايْمُ اللَّهِ لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلًا خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ‏ الشَّمْسُ‏ وَ غَرَبَتْ‏ « * اگر خداوند يك نفر را به وسيله ى تو هدايت كند، قطعاً بهتر از تمام آن چه آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى كند، خواهد بود.

مرحوم آقا ميرزا حبيب الله رشتی * * كه خيلى معتقد بوده و از روى ايمان مطالب را تحصيل مى كرده است - پيشانى آن آقا را بوسيد و گفت: حاضرم همه رياضت هايى را كه كشيدم به تو بدهم و در عوض ثواب اين يك منبر را به من بدهی!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و هشتاد و ششم

* اصول كافى ، ج 5، ص 28.

** فقيه بزرگ ، حبيب الله بن محمد على نجفى رشتى

بیان فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها در عید الزهرا

در مجالسى كه به مناسبت حضرت فاطمه برقرار مى شود،* شايسته است فضايل و مناقب اهل بيت، به خصوص حضرت زهرا بيان گردد و برگزارى مجالس خنده بدون ذكر فضايل آن ها خوب نيست ؛ زيرا چه بسا با يك كلمه ى مهمل اشخاصى به ترديد بيفتند، به خصوص در زمان ما كه اهل تسنن در ميان ما هستند و چه بسا وسايل ضبط و اِستراق سَمع داشته و از گفتار و كردار و افراد و از صحنه ها عكسبردارى كنند و ممكن است اين كارها موجب اذيت آزار و يا قتل شيعيانى كه در كشورهاى ديگر در اقليت هستند، گردد. در اين صورت اگر يك قطره ى خون از آن ها ريخته شود، ما مسبّب آن و يا شريك جرم خواهيم بود.

از راه هايى كه مرحوم آیت الله بروجردى نيز همين راه را مى رفتند، همان بيان مشتركات ميان ما و عامه و ترك مطاعن و يا لعن و سب آشكار آن هاست. كه از جمله بيان حديث معروف و مشهور بين فريقين يعنى حديث ثَقَلين است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته صد و نود و هشتم

*نهم ربيع الاول.

مقدس تر از پیامبر!

تا به حال ديده و يا شنيده شده كه امّتى از پيغمبر خود مقدس تر باشند!؟ ولى بزرگان اهل سنت می گویند پيغمبر اكرم در وقت وفات مى خواست تمام زحمت هایی که کشیده با نصب علی به خلافت ، از بين ببرد، لذا جلوى دهانش را گرفتند و گفتند: » إنّ الرّجُلَ لَيَهجُر « * اين مرد هذيان مى گويد! ) بنابراین دوّمی از پیامبر مقدس تر بوده است)

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویستم

* الطبقات الكبرى ، ج 2، ص 242.

مناظره آلوسی و مرحوم مظفّر

در بغداد مجلس مناظره اى بين علماى فرقه هاى اسلامى تشكيل دادند، از علماى عامّه آلوسى ـ عالم بزرگِ سنى ها ـ و از علماى شيعه مرحوم مُظَفّر -علامه مظفر- حضور داشتند » وَ المَجلِسُ غاصَ بِأهلِهِ « و مجلس از شيعه و سنى پُر بود. آلوسى به نمايندگى از عامّه رو كرد به شيخ مُظفر و گفت: اجازه مى دهيد سؤال كنم؟ مرحوم مُظفر فرمود: سؤ ال كن.

آلوسى پرسيد: » مَا تَقُولُونَ فِى اَمرِ النّبىّ أبابكرَ بِالصّلاةَ بِالقَومِ ؟ « درباره ى دستور پيامبر اكرم به ابوبكر كه [ به جاى خود] براى مردم نماز جماعت بخواند، چيست ؟ اگر مرحوم مُظفر در جواب مى گفت : سند اين سخن ضعيف است، يا دلالت بر خلافت ندارد، از هر جهت آلوسى او را مى پيچاند و بالأخره جواب روشن نمى شد و به نظر مى رسيد كه حق با آن ها است ؛ ولى مرحوم مُظفر بی درنگ فرمودند » اِنَّ الرَّجُلَ لَيَهجُر « * قطعاً اين مرد هذيان مى گويد! واقعاً اين جواب در اين جا معجزه است، آلوسى نتوانست نفس بكشد و حرفى بزند، لذا خاموش شد: » فَكَأنّما اَلقَمَ حَجَراً « گويى سنگ در دهان او انداختند. و با همين سؤال و جواب، ختم جلسه اعلام شد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و یکم

* بحارالانوار، ج 30، ص 535.

كنار زدن اهل بيت از صحنه ى سياست

چرا پس از كنار زدن اهل بيت از صحنه ى سياست، در امور ديگر هم كنار زده شدند و مُنزوى گرديدند تا جايى كه بيان احكام و فقه هم از آن ها مورد قبول واقع نشد! مسايل حيض و نفاس و ... كه ربطى به مسأله ى خلافت نداشت تا به نفعِ خود جعل كنند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و بیست و چهارم

پیامبر حقّ تعیین خلیفه نداشت!

چرا همه ى خُلفا و حُكّام و سلاطين، حقّ تعيين خليفه را داشتند و كردند چنان كه عايشه به خليفه دوّم پيام داد كه : » لا تَدَع اُمَّةِ مُحَمّدٍ بِلا راعٍ « * ولى تنها رسول خدا حقّ تعيين خليفه را نداشت ؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و بیست و پنج

* امّتِ محمّد را بدون سرپرست رها مكن. الإمامة و السّياسة ، ج 1، ص 28

بهترین راه اثبات ولایت اهل بیت

همّ و اهتمام ما بايد اين باشد كه مسأله ى ولايت، براى همگان از واضحات باشد. بهترين راه براى اين منظور آن است كه اثبات كنيم كه اهل بيت مرجع احكام و فقه هستند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و بیست و هشتم

آتش زدن کتابخانه شیخ طوسی

چه قدر كار پست است كه كتاب ها و كتابخانه ى مرحوم شيخ طوسى را در بغداد آتش زدند، با اين كه گذشته از كتاب هاى حديثى شيعه كه در آن وجود داشت، كتب ضلال را هم كه در آن نگاهدارى مى كرده و قابل احتجاج بوده است، همه را آتش زدند.

علاوه بر اين كه شايد الى ماشاء الله از كتاب هاى حديثى عامه در آن كتابخانه بوده و نيز كتاب هاى خطّى و شخصى شيخ مفيد كه در دست شيخ بوده و در دست عامه نبوده و ظاهراً اكثر اصولِ اربعمائه ی حديثي كه مرحوم شيخ طوسى روايات آن ها را در تهذيب و استبصار ذكر نموده، در آن كتابخانه وجود داشته است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و چهل و ششم

🔻از شاهکار بزرگ وزارت اطلاعات "شکار آسمانی " چه میدانید؟   🔹دستگیری عبدالمالک ریگی یکی از پیچیده‌ت

🔻از شاهکار بزرگ وزارت اطلاعات "شکار آسمانی " چه میدانید؟

🔹دستگیری عبدالمالک ریگی یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی و شاهکار مأموران اطلاعاتی کشورمان در اسفند سال 88 بود. ریگی شرور شرق کشور در پناه لابی‌های سازمان ISI پاکستان، حمایت‌های سیاسی و مالی آمریکا و عربستان هیچ وقت گمان نمی‌کرد روزی در دام سرویس‌های اطلاعاتی ایران بیفتد.

🔹حمله به یک پاسگاه نیروی انتظامی در نزدیکی شهر سراوان و دستگیری 9 نفر از نیروهای انتظامی کشورمان، بستن جاده زابل - زاهدان در منطقه تاسوکی و به شهادت رساندن 22 نفر از هموطنانمان، بمب‌گذاری در مسیر اتوبوس حامل اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به شهادت رساندن 13 نفر، گروگان‌گیری و به شهادت 16 نفر از سربازان وظیفه پاسگاهی در سراوان که با سربریدن آن ها همراه بود، انفجار بمب در یکی از مساجد شیعیان زاهدان و به شهادت رسیدن 25 نفر، بخشی از عملیات‌های تروریستی گروه ریگی بود.

🔹آخرین عملیات تروریستی گروهک ریگی در مهرماه 1388 در منطقه سرباز، منجر به شهادت سردار نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به همراه بیش از 42 نفر از شیوخ اهل سنت و مولوی‌های بلوچ شد.اما پس از این شرارت‌ها به ناگاه در 4 اسفند ماه سال 1388 خبری منتشر شد که تیتر یک بیشتر رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی شد. خبر این بود که وزارت اطلاعات عبدالمالک ریگی رادستگیر کرد. حجت‌الاسلام مصلحی در نشست خبری که همان روز به جهت دستگیری ریگی برگزار شده بود، با نشان دادن عکسی به افراد حاضر در این نشست اعلام کرد: این عکس 24ساعت قبل از دستگیری این شرور در مقر نیروهای آمریکایی در افغانستان گرفته شده است.

🔹براساس گفته‌های وزیر اطلاعات، ریگی از افغانستان به دوبی می‌رود که از انجا با یک پرواز به قرقیزستان سفر کند ولیکن در میانه راه دستگیر می‌شود. آخرین روایت از دستگیری ریگی را امیر سرتیپ خلبان حسین چیت‌فروش معاون فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اینگونه نقل کرده: دو سال قبل( سال 88) هواپیمای حامل ریگی، قصد داشت از دوبی به سمت قرقیزستان برود و توسط یک ایرلاین خارجی جابه‌جا شود.

🔹این هواپیما قرار بود از فضای کشور ما برای تردد استفاده کند که نیروهای امنیتی به نیروی هوایی ایران اعلام کردند که این هواپیما حامل یکی از اشرار است و باید متوقف شود. 11 شب به نیروی هوایی این امر اعلام شد و در ساعت 1 شب، عملیات توسط یک هواپیمای فانتوم آغاز شد و عملیات تعقیب ‌و گریز و حتی شلیک توسط هواپیمای ما صورت گرفت، ولی هواپیمای خارجی، حاضر به نشستن نبود که در نهایت ساعت 3 شب با شلیک 200 گلوله به گونه‌ای که هواپیما نیز سرنگون نشود و با کمک دو فانتوم و یک هواپیمای اف ‌14 این هواپیما به زمین نشست و ریگی دستگیر شد. این در حالی بود که خلبان هواپیمای خارجی حتی هویت ریگی را نمی‌شناخت.

🇮🇷 @QODS_IR | اخبار قدس