آیت الله بهجت : معجزه حضرت داوود توسط یکی از علما در محضر مُلّا خليل قزوينى عدّه اى از مُتِمَدنين
آیت الله بهجت :
معجزه حضرت داوود توسط یکی از علما
در محضر مُلّا خليل قزوينى عدّه اى از مُتِمَدنين سطحى نگر راجع به قضيه ى حضرت داوود كه خداوند مى فرمايد: » وَ ألَنّا لَهُ الحَديدَ « * گفتند: منظور آن است كه به حضرت داوود نحوه ى ساختن كوره ى آهنگرى را ياد داديم تا آهن را در كوره ى آتش بگذارد تا مُلايم و انِعطاف پذير باشد و از زمان او كوره ى آتش اختراع شد. مرحوم قزوينى فرمود: او پيغمبر خدا بود و شما بعيد مى دانيد كه آهن در دست او نرم شود. اين كه چيزى نيست از بنده هم كه پيغمبر نيستم اين كار ساخته است. سپس يك مجمعه یا سينى از مِس را كه در برابرش بود با دو انگشت مثلِ قيچى از وسط دو نيم كرد و فرمود: اين گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود نرم و ملايم نموده بود.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و شصت و دوم
* آهن را براى او نرم نموديم. سوره سباء، آيه 10
اسلام طمعی!
از سعد بن عبدالله قمى اَشعرى سؤال شده بود كه اسلام آن دو نفر * » طوعاً وَ رَغبَةً « بوده است يا » كُرهاً وَ اِجباراً « ؟ ايشان درمانده بود كه چه بگويد؛ زيرا فكر كرده بود اگر بگويد اختياراً اسلام آوردند، در آن صورت آن دو منافق نخواهند بود؛ و اگر بگويد از روى اجبار بود، پاسخ خواهند داد كه در آن زمان زور و اجبار در ميان نبود؛ لذا اين مسأله را براى حضرت امام حسن عسكرى مطرح نمود و آن حضرت ايشان را به حضرت حُجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف حواله داد و حضرت در پاسخ فرمود: » بَلْ إِنَّهُمَا أَسْلَمَا طَمَعاً « چرا نگفتى از روى طمع ] به رياست و خلافت [ اسلام آوردند؟ يعنى نه اين و نه آن ، بلكه سومى است.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و شصت و یک
* ابوبکر و عُمر
بحارالانوار، ج 30، ص 185
هر چه در آن هست، از كتاب هاى خود شما است
هنگامى كه مرحوم علّامه امينی جلد اول كتاب اَلغَدير را در نجف اشرف چاپ و به بازار عرضه نمود، مصر از وزير اطلاعات و فرهنگ عراق خواست از طبع آن جلوگيرى كند. در جواب گفته بود: هر چه در آن هست، از كتاب هاى خود شما است.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و چهل و هفتم
برتر از تشرف خدمت امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف
لازم نيست كه انسان در پى اين باشد كه به خدمت ولی عصر عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف تشرّف حاصل كند، بلكه شايد خواندن دو ركعت نماز سپس توسل به ائمه بهتر از تشرّف باشد؛ زيرا هر كجا كه باشيم آن حضرت مى بيند و مى شنود و زيارت هر كدام از ائمه اَطهار مانند زيارت خود حضرت حُجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف است.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و هفتاد و هفتم
مزار شریف در افغانستان
اميرى در بَلخ ـ يكى از ايالات افغانستان ـ به زخم غير قابل علاج مبتلا مى شود. شبى در خواب حضرت امير را مى بيند، حضرت به ايشان مى فرمايد: علاجش » روغن لا و لا « است . بيدار مى شود، به هر كس از علماى مذاهب اسلامى مى گويد: كه » روغن لا و لا « چيست ؟ اظهار بى اطلاعى مى كند. تا اين كه یكى از شيعيان آن سامان مى گويد: من مى دانم. او را نزد امير مى برند. مى گويد: منظور حضرت ، روغنِ زيتون است. *
امير با روغن زيتون مداوا مى كند و خوب مى شود، و آن شخص در اثر اينخدمت از مقرّبان امير مى گردد، ولى ديگران از جمله علماى اهل تسنن از روى حسد نزد امير از او شكايت مى كنند كه او از روافض است و به صحابه ـ از جمله معاويه ـ لعن مى کند. امير، مجلسى با حضور علما تشكيل مى دهد و از ايشان در محضر آنان مى پرسد كه آيا شما به معاويه دشنام مى دهيد؟ وى مى گويد: بله، نه تنها به او بلكه هر كس قبل از او، خود را خليفه مى دانست ـ يعنى عثمان ـ را هم لعن مى كنم و كسى كه او را جانشين وخليفه خود كرد ـ خليفه ثانى ـ را نيز دشنام مى دهم و همچنين كسى كه او را جانشين وخليفه بعد از خود گردانيد ـ خليفه اوّل ـ را لعن مى كنم.
در هر حال ، بعد از اعتراف او و اثبات ارتدادش در نزد علما و قاضیان و گرفتن اجازه ى قتلش از امير، امير گفت : بگذاريد براى ادّعاى خود، بيّنه و دليل اقامه كند و پس از محكوميتش، حكم قتل او را صادر نماييد.
از سخن امير اطاعت نمودند و به او گفتند: اقامه ى دليل كن، به چه دليل آن ها را سب مى كنى ؟ پاسخ داد: شما مى دانيد كه حاتم طايى يك دختر داشت ، اين دختر بعد از فوت پدر به خدمت پيغمبر اكرم آمد و حضرت به احترام پدر كافر او ) حاتم طايى ( كه به جود و احسان معروف بود، يك گلّه گاو و يك گلّه گوسفند و شتر به او هديه داد.**
ولى همين پيغمبراكرم بعد از رحلت خود در ميان امت ، دختر گرامى خود فاطمه ى زهرا را به یادگار گذاشت ، آيا جا داشت كه حق تنها دختر پيامبر را غصب كنند و به جاى احسان و اكرام به او، فدك را از دست او بگيرند؟
اهل مجلس منقلب شدند و از جمله امير و علما به عزا و گريه پرداختند و تا مدتى كه آن شيعى در ميان آن ها بود محترم بود و شايد نوشته باشند كه آن ها مستبصر هم شدند.
آن آقا سه سال بعد از اين قضيه وفات كرد و از جنازه ى او تجليل نمودند و با احترام دفن كردند و بر روى قبر او ضريح و گنبد و بارگاهى ساختند و مورد احترام و زيارتگاه قرار گرفت.
از قضا نام او على و نام پدر او ابوطالب بود، لذا روى مرقد او نوشته شده است : » هذا قَبرُ عَلىّ بنِ اَبى طالب « اين جا قبر و مزار على بن ابى طالب است. اين مكان همان مزار شريف معروف است كه الآن در افغانستان مورد علاقه احترام شيعيان مى باشد و كرامت های زیادی از آن ظاهر گشته است!
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و شصت و سوم
* اقتباس از آيه ى 35 سوره ى نور كه مى فرمايد: » شجرةٍ مباركةٍ زَيتونةٍ لا شرقيةٍ وَ لا غَربيةٍ «
** فتح البارى ، ج 8، ص 80.
چهل سال دعا برای گرفتن حاجت
استاد ما، مرحوم آقا سيّد على قاضى مى فرمودند : براى حاجتى چهل سال بعد از نماز دعا مى كردم، بعد معلوم شد كه مصلحت نبوده است.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و هفتاد و نهم
مداومت بر غسل جمعه
سؤ ال : آيا در روايت داريم كه هر كس چهل روز جمعه غسل نمايد، بدنش در قبر نمى پوسد؟
جواب : بنده چهل روز نديده ام ، ولى تعبير به مداومت دارد، البته استبعادى هم ندارد، خيلى از اجساد عُلما و صُلحا ديده شده كه پس از سال ها هم چنان تازه مانده است.
زمانى كه باغ ملى قم * را احداث مى كردند، چه قدر اجساد تازه پيدا شد! از جمله وقتى نزديك قبر قطب راوندى را حفارى كردند و به نزديكى قبر رسيدند، شكافى پيدا شد و ديدند بدن ايشان، بلكه كفن او هم چنان تازه باقى مانده است!
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و نود و هشت و نه
* مکانی در كنار شهردارى سابق قم که قبرستان و محل دفن علما بوده است.
خوردنی ها و نوشیدنی ها سبب غضب و شهوت
تكاليف متوجه غضب و شهوت است و تناول غذا و نوشيدنى موجب آن هاست. اگر مأكل و مَشرب * را تعديل كنيم ، بسیاری از غضب ها و شهوت ها تعديل مى شود.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته دویست و نود و پنج
* خوردنی ها و نوشیدنی ها
از اوّل تكليف تا به حال معصيت نكرده ام ولی ...
مرحوم شيخ محمّد حسين اصفهانى صاحب تفسير ـ مى فرمايد: كه از اوّل تكليف تا به حال معصيت نكرده ام » وَ ما اُبَرّئُ نَفسِى مِنَ التّجَرّى « * و نتيجه ى آن اين بود كه در تاريكى، قرآن يا هر كتاب ديگر را مى خوانم و هرگاه محتاج به غذا باشم از غيب برايم حاضر مى شود تا به حدّى كه مى خورم و سير مى شوم و مسايل و مشكلات با توسل براى من حلّ مى شود! آقاى ديگرى بود كه مى گفت من بيست سال است دروغ نگفته ام.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و بیست و هشتم
* ولى خود را از تجرّى و نيّتِ معصيت پاك و مُنزّه نمى دانم.
خدا كند نعمتِ ولایت را مفت از دست ندهيم
قم به اهل بيت منسوب است . آیت الله بروجردى مى فرمودند: روايتى كه در طريق آن قمى نباشد، يا نيست يا كم است ! خدا كند اين توجه و ارادت و محبت نسبت به اهل بيت :در ما باقى بماند!
اهل مكه و مدينه هم نعمت ولايت و اهل بيت :را داشتند، ولى در روايت آمده است كه آن ها از نعمت ولايت قدردانى نكردند، لذا به اَعاجِم ـ ایرانی ها ـ منتقل گرديد. * خدا كند ما هم نعمتِ مفت به دست آمده، را مفت از دست ندهيم.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و بیست
* اصول كافى ، ج 1، ص 380.
فضيلت گریه بر سيدالشهدا
بنده خيال مى كنم فضيلت گریه بر سيدالشهدا بالاتر از نماز شب باشد؛ زيرا نماز شب عمل قلبى صرف نيست بلكه كَالقلبى است، ولى حُزن و اندوه و بُكا عمل قلبى است. و عمل قلبی از عمل با اعضاء و جوارح بالاتر است.*
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و سیم
* امام جواد فرمودند: آهنگ خدا نمودن با دل و قلب، از خسته كردن اعضا و جوارح با اعمال ) غير قلبى) رساتر است . بحارالانوار، ج 67، ص 60
نمونه ای از قناعت و زهد علما
آقازاده اى از پدرش ـ كه بعدها به مقام مرجعيّت رسید ـ نقل مى كرد : زمانى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بوديم، روزى مى شد كه یک دانه تخم مرغ آب پز نموده، نصف آن را ظهر با نان مى خورديم و نصف ديگر را مى گذاشتيم براى شب. از بعضى نيز نقل شده كه چهل روز نان خالى مصرف مى كردند. حال، نان با ماست و يا نان و آبگوشت به مذاق ما چگونه است ؟
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و هشتادم
رسیدن به مقامات با فقه و اصول
بزرگانى بودند كه اهل كرامت بودند ولى حتّى خواص و نزديكان آن ها اطّلاع نداشتند و بعد از فوت آن ها معلوم مى شد. آنها از همين درس كه در حوزه رايج است و همين فقه و اصول، به آن مقامات و كرامات رسيدند، نه از راه ديگر.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و هفتاد و ششم
تنبیه به خاطر نخواندن نماز شب
زمانى سيد بحرالعلوم درس را تعطيل نمود، آقا سيد جواد جبل عاملى ـ صاحب مفتاح الكرامه ـ از ايشان كه استادش بود مى پرسد: چرا درس را تعطيل كرده ايد؟ مى فرمايد: آخر شب از مدرسه اى مى گذشتم ديدم طلاب خوابيده اند و براى نماز شب و تهجّد بيدار نيستند.
آرى، سيد بحرالعلوم از شدّت ناراحتى به اصطلاح قهر كرده و براى تنبيه، درس را تعطيل كرده بود كه چرا مستحب به اين مهمى را به جا نمى آورند.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و سی و یکم
مواظبت بر سه عبادت
آخوند ملا فتح على سلطان آبادى بعد از اصرار و التماس کسی که عملی برای تقرّب به خدا می خوست فرمودند: سه چيز را مواظبت كنيد و خود ايشان هم به اين سه امر مواظبت مى كرده است : خواندن زيارت عاشورا در هر روز، خواندن نماز وحشت در هر شب براى همه مؤمنين و مؤمناتی که در آن روز فوت كرده اند، نماز اوّل ماه.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و هیجدهم
اهمیت زیارت مقابر علما
در نجف اشرف، عظمتِ فوق العاده ى حضرت امير موجب غفلت عدّه اى از مَقابر شريفه ى علما مى شد؛ اگر چه ما به زيارت آن ها محتاجيم نه آن ها به ما، زيرا آن ها كارشان را كردند. سلام و خواندن فاتحه براى آن ها براى خود ما نفع دارد.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته سیصد و نود و سوم
نماز ملّا فتح علی مرا نجات داد
مرحوم آخوند مُلا فتح على سلطان آبادى در سامرّا براى اموات » نماز ليلةُ الدفن « می خواند، يكى از بستگان ميّتى او را در خواب مى بيند، ميّت به او مى گويد : نماز آخوند مُلا فتح على مرا نجات داد!
وى از خواب بيدار مى شود و سراغ آخوند را مى گيرد و به خدمتش مى رسد و عرض مى كند: شما براى فلان ميّت در فلان شب، نماز وحشت خوانده ايد؟ ايشان مى فرمايد: بله. پرسيد: آيا ايشان را مى شناسى ؟ فرمود: شناختن لازم نيست.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و نوزدهم
طبّ مأثور و سلامتی بدن
مرحوم مجلسى در يكى از تألیفاتش نوشته است: اگر انسان به طبّ مأثور از ائمه ى اَطهار عمل كند، به بيمارى مبتلا نمى شود، زيرا آن ها عالم به خواص مأكولات و سبزى ها و چيزهاى ديگر هستند.
بنده هم ديده ام شخصى به طبّ مأثور عمل مى كرد و حدود هشتاد سال داشت و مريض نشده بود. زمانى كه ما در نجف بوديم وبا زياد شيوع داشت، ايشان به عيادت بيماران مى رفت با اين حال به بيمارى مبتلا نشد.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و سی و هشتم
نماز صبح با وضوى نماز مغرب
علماى سابق چه عباداتى انجام مى دادند، يكى از آقايان كه معاصر آقا ميرزا محمد تقى بود، نماز صبح را با وضوى نماز مغرب و عشا مى خواند.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و بیست و سوم
جنّيان مرا اذيت مى كنند
سيد ابراهيم نامى در كربلا بود كه هميشه تسبيح در دست داشت و مشغول ذكر بود. شخصى در محضر ايشان عرض كرد: جنّيان مرا اذيت مى كنند و زياد مزاحم من مى شوند، ايشان فرمود: لابد » مُعَوّذَتين « * را كم مى خوانی!
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و چهل و یکم
* ناس و فلق
نان خوردن در خیابان
شيخى مى گفت : در خيابان قم در دستم بستنى يا نان بود و مشغول خوردن مقدارى از آن بودم كه آقاى حاج ميرزا مهدى بروجردى را ديدم. به من گفت : مگر طلبه نيستى؟ گفتم : چرا! گفت : پس چرا اين جا نان مى خورى ؟ گفتم، مگر نان خوردن حرام است ؟ گفت : نان خوردن در خيابان براى شما شرعاً حرام نيست، ولى عرفاً اشكال دارد.
اگر در برابر چشمان مردم اين كار را بكنى، ديگر سخن شما را قبول نمى كنند، مى گويند تو كه موعظه مى كنى، همان شخصى هستى كه فلان كار را مى كردى!
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و چهل و ششم
با تسبیح استخاره کرده و مطلب را می گویند!
مرحوم حاج آقا حسين قمى نزد استادش با تسبيح استخاره كرد و ايشان فرمود: مى خواهى حجّ بروى، اِن شاء الله خوب است. با اين حال، بعضى كور باطن ها به اصل استخاره ـ با قرآن یا تسبيح ـ معتقد نيستند.
آقاى خمينى ـ امام خمینی ـ مى فرمود: آن هايى كه با قرآن استخاره مى كنند و مطلبى مى گويند، درست ؛ عجب از كسانى كه با تسبيح استخاره مى كنند و مطلب را مى گويند!
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و چهل و هشت و نه
اجازه تصرف در سهم امام توسط امام زمان
آقا سيد ابوالحسن اصفهانى براى يكى از علماى سنّى يا فردى سنّى، مجلس فاتحه اقامه كرد و در يك سفر که به سامرّا مشرّف شد به خدّام آن جا ـ كه جز چند نفر، همه سنّى بودند ـ تقسيمى داده بودند. شخصى با واسطه، به ايشان اعتراض كرده بود كه چرا از سهم امام اين گونه مجالس را برگزار مى كنيد؟مرحوم آقا سيد ابوالحسن بعد از اعتراض، به او ورقه ى سبزى را نشان داده بود كه به خط و امضاى حضرت غايب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف بود و به ایشان اجازه داده بودند كه سهم امام را در آن چه موجب اِعتلاى مذهب حق است، مصرف نمايند و ايشان هم يقين كرده بودند كه ورقه از جانب آن حضرت است.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و پنجاه و چهارم
شعر خواندن در شب جمعه
سؤال : آيا شعر خواندن در شب جمعه مكروه است ؟
جواب : شعرى كه تناسب با شب نشينى ها و مجالس عشرت و لهو باشد مكروه است، نه شعرهايى كه در آن ذكر خدا و مناجات و يا در مدح ائمه ى اطهار و پيغمبر است .*
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و پنجاه و هشتم
* وسائل الشيعه ، ج 7، ص 402.
تجلیل امام زمان از کتاب شیخ طوسی
پنج نفر از علما در كربلا خواب مى بينند كه ظاهراً امام زمان عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف نهايه ى شيخ طوسی را با عبارتى مى ستايد، همه عبارت آن حضرت را يادداشت مى كنند و به همديگر نشان مى دهند، عبارت همه با هم مطابق بوده است.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و شصت و یکم
چه کنیم محیط خانه گرم و با صفا شود
هماهنگى و موافقت اخلاقى بين مرد و زن در محيط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد براى غير انبيا و اوليا غير ممكن است . اگر بخواهيم محيط خانه گرم و باصفا و صميمى باشد، فقط بايد، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشى و رأفت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نورانى باشد. اگر اين ها نباشد اصطكاك و برخورد پيش خواهد آمد.
منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته چهار صد و هشتادو هشتم