آیت الله بهجت :

مبارزه رضا خان با حوزه علمیّه

فشار و اختناق بر علما و روحانيون حوزه ى علميه ى قم در زمان رضاخان پهلوى به جايى رسيده بود كه اگر پاسبانى در مدرسه ى فيضيّه پيدا مى شد، طلاب از در و ديوارها به بالاى بام ها فرار مى كردند و يا براى درس و مباحثه اول صبح به باغ هاى اطراف قم مى رفتند و مخفى مى شدند، تا كسى متعرض آن ها نشود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و سی و دوم

دعا برای دفع بلا

براى دفع بلا و شر اين دعا نافع است : » أللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَمْسِكْ عَنَّا السُّوء « * خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست و بدى را از ما بازدار.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و شصت و دوم

* وسائل الشيعة ، ج 7، ص 506.

اصلاح قرائت نماز

ميرزاى شيرازى بزرگ طلابی را كه تشخيص مى داد اهل اجتهاد نيستند، وقتى جامعُ المُقدّمات و رساله عمليّه را ياد مى گرفتند، براى ارشاد و تعليم مسايل و اصلاح قرائت نماز مردم به محل هاى خودشان مى فرستاد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و شصت و نهم

درك حضور خدواند

هر قدر درك حضور خدواند در انسان تقويت شود، انسان ) از گناهان ( محفوظ تر و مأمون تر است و هر قدر تضعيف شود، مصونيت و مأمونيت او كمتر است. *

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و هفتاد و هشتم

* أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏. آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند. العلق : 14

عاشق علم و عاشق عمل بودند

زمانى كه در كربلا بوديم آقا شيخ عبدالله مامقانى در قيدِ حيات بودند. گفته مى شد كه ايشان روزانه چهار ساعت مى خوابيد، ولى در كتاب رجالش نوشته است: تأليف اين كتاب سه سال طول كشيد و من در اين مدت، روزانه سه ساعت مى خوابيدم. اينها اِتمام حجّت است براى كسانى كه خيال مى كنند اگر خوابشان مقدار اندكى از هشت ساعت كم شود، مى ميرند.

اين گونه عاشق علم و عاشق عمل بودند! آيا اين كم خوابى و پر كارى ها بدون محبّت ممكن است ؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و هشتادم.

ثبات قدم در دین

ائمه ى ما خبر داده اند كه پيش از ظهور حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف » ارْتِدَادِ أَكْثَرِ الْقَائِلِينَ‏ بِإِمَامَتِهِ « خيلى از مؤمنین به امامت، در اثر ابتلائات بر مى گردند. * خدا كند ايمان ما تا آن وقت باقى بماند. براى مؤمنين تثبيت در دين و ايمان و ثبات قدم تا ظهور، از ظهور آن حضرت مهم تر است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد اول, نکته پانصد و نود و چهارم

* بحارالانوار، ج 51، ص 30

اگر مى دانستى... كافر بودى!

سيّد بحرالعلوم به آقا سيّد جواد جبل عاملى ـ صاحب مفتاح الكرامة ـ فرمودند: در همسايگى شما اهل علمى زندگى مى كند كه اهل جبل عامل و همشهرى شماست، ولى مدّتى است در خانه اش غذا پيدا نمى شود. سيّد گفت: من اطّلاع نداشتم كه ايشان در مَضيقه است. سيّد بحرالعلوم گفت: اگر مطّلع بودى و رسيدگى نمى كردى كافر بودى، ناراحتى من از اين است كه چرا از حال همسايه ات بی خبرى!

بعد سفارش مى دهد يك سينى طعام از اندرون خانه بیاورند و شصت اشرفى در كيسه می گذارد و به سیّد جواد می گوید: شما آن همسايه را به غذا در خانه تان دعوت كنيد و این کیسه را به آن آقا برسانید.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و دوم

در شب عيد غدير و نهم ربیع

در شب عيد غدير و شب هاى مثل آن، مانند شب و روز نهم ربيع ـ شب عيد حضرت زهرا بايد فضيلت اين شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ايشان و احاديث وارده در زمينه ى ولايت، با اقامه ى دليل و برهان ذكر شود، تا موجب تقويت عقايد مذهبى مستمعين گردد، نه اينكه اين مجالس به خنده و لهو و لعب گذرانده شود.

چرا ما شيعه اين قدر از فضايل اهل بيت جاهل و بى اطّلاع هستيم؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و هفتم

علاج بى خوابى

خوردن مايعات و ماست و خيار براى زود خوابيدن خوب است، البتّه شايد هضم خيار سنگين باشد، ولى آب دوغ ـ هر چند يك ليوان ـ براى خواب مفيد است.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و چهاردهم

بلند كردن صداى بلندگوهاى مساجد و...

بلند كردن صداى بلندگوهای مساجد و روضه خوانى ها اگر به اندازه اى باشد كه هر كس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشكال ندارد. در غير اين صورت، خلاف سيره مُتشرّعه است؛ زيرا ممكن است در اطراف مسجد يا تكيه، افراد مبتلا به مرض قلبى باشند و يا شخصى غير مريض در اطراف باشد كه بخواهد فرداى آن روز سر كار برود و نتواند بخوابد.

آيا مزاحمت او كه می خواهد روزىِ خانواده خود را تأمين كند، اشكال ندارد؟!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و بیست و چهارم

دعائمُ الاسلام

بنابر قولى مؤلف كتاب دعائمُ الاسلام، خود خليفه » مُعزّ باللّه « است، لذا لازم نمى ديده اسناد روايات را ذكر نمايد و روايت را » أَبا عَنْ جدٍّ « نقل كرده است و بنابر قولى مؤلف آن، » قاضى نُعمان « است.

در هر حال، اگر مُسْنَد بود از اَعزِّ كُتب شيعه محسوب مى شد و نظير كتابِ كافى بود؛ بلكه صدقِ يكايك روايت آن مظنون است، مگر مواردى كه به دليل معتبر، خلافِ اعتبار روايتى از آن ثابت شود.

مؤلف آن نوشته است: مى خواهم رواياتى را نقل كنم كه راويان آن نظير نَوْفلى و سَكوُنى صادق باشند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و بیست و هفتم

وقتى دختر انسان را مثل اسير و كنيز ببرند...

آيا براى رفع بلاها غير از تضرّعات و دعاى همراه با توبه و توسل، راه ديگرى داريم؟! برادران و خواهران ما در زير آتش دشمن در چه حالى هستند و ما در چه حال؟ * آيا روا است كه چنين بى تفاوت و غير مضطرب باشيم؟!

عربى از اهل آبادان وقتى بلايا و تعدّيات ناموسى و بمباران و... را نقل مى كرد بى اختيار به گريه در آمد! آيا فرد مسلمان مى تواند ابتلائات ناموسى را متحمّل شود؟! قتل و كشته شدن از اين گونه بلايا اَهْوَن ـ آسان تر ـ است!

مادرى مى گفت: شوهرم و برادرم را گرفتند و بردند، صبر كردم؛ ولى وقتى دخترم را بردند، صبر و قرار ندارم. خدا مى داند وقتى دختر انسان را مثل اسير و كنيز ببرند، حال او چگونه مى شود!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و چهل و دوم

* در زمان جنگ ) ایران و عراق بود ( .

اگر به اندازه ى ترس از يك پاسبان از خدا مى ترسيديم...

در زمان پهلوى كه تشكيل مجالس روضه خوانى و اجتماعات مذهبى ممنوع بود، مردم در مسجدى اجتماع كرده بودند و شخص بزرگوارى در بالاى منبر مشغول سخنرانى بود که پاسبانى از پنجره ى مسجد سرى به مسجد كشيد تا اوضاع مسجد را مشاهده كند. مردم همه وحشتناك به سوى او نگاه مى كردند، در اين حال آن منبری فرمود: اگر به اندازه ى ترس از يك پاسبان، از خدا مى ترسيديم، كار ما امروز به اين جا نمى كشيد!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و پنجاه و سوم

ببينيد تأثير كوثر تا به كجا است!

يكى از كرامت هاى شيعه قبور و مزارهاى امامزادگان است، لذا نبايد از زيارت آنها غافل باشيم و خود را محروم سازيم! ببينيد تأثير كوثر * تا به كجاست، هر جا را نگاه مى كنى آثارى از حضرت فاطمه باقى مانده است!

افرادى براى برآورده شدن حوايج خود براى سيّده نفيسه كه در مصر مدفون است، نذر مى كنند و حاجت مى گيرند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و شصت و سوم

*اشاره به كوثر در سوره ى كوثر، كه به خير كثير تفسير شده است.

كُلُّكُمْ راعٍ

از عبارتِ » كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ « * استفاده مى شود كه هر كدام از اهل ايمان در رابطه با آن چه مى داند ـ اگر چه يك كلمه باشد ـ بايد مُعلِّم ديگران باشد، يعنى به اهلش برساند و تبليغ كند و نسبت به كلمه اى كه نمى داند مُتَعَلِّم باشد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته ششصد و نودم

* هر كدام از شما مسئول هستيد و درباره ى افرادى كه به سخن شما گوش مى دهند بازخواست خواهيد شد. بحارالانوار، ج 72، ص 38

چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

عدّهاى از پاكان و نيكان با حضرت صاحب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف سؤال و جواب مى كنند و حاجت مى طلبند و جواب مى گيرند و در مسجد جمكران، صداى آن حضرت را مى شنوند!

آقايى را كه در بيدارى ديده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و بیست و چهارم

چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

عدّهاى از پاكان و نيكان با حضرت صاحب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف سؤال و جواب مى كنند و حاجت مى طلبند و جواب مى گيرند و در مسجد جمكران، صداى آن حضرت را مى شنوند!

آقايى را كه در بيدارى ديده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمكران نمى آيى؟

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و بیست و چهارم

ديگر به شما نان نمى دهيم!

وقتى مرحوم سيّد محمّد فشاركى از سامرّا به نجف آمدند، همه ى بزرگان مانند سيّد ابوالحسن اصفهانى، شيخ عبداللّه لنكرانى، آقا ضيا عراقى و شيخ عبدالكريم حايرى از سامرا با ايشان آمدند.

مرحوم آخوند خراسانى هم به تلامذه ى خود دستور داد كه در درس ايشان شركت كنند و آقا شيخ محمّد حسين اصفهانى و علماى ديگر نجف در درس ایشان حاضر شدند، ولى ایشان ـ كه از اساتيد بزرگ حوزه ى نجف بود ـ كارش به جايى رسيده بود كه وقتى به دكّان نانوايى رفته بود تا نان بخرد، نانوا به او گفته بود: حساب شما زياد شده است، ديگر به شما نان نمى دهيم! تا اين كه طلبه اى ضامن مى شود كه به ايشان نان بدهند.

با اين همه ابتلائات و فقر و نادارى، از جهت روحى كاملاً راحت بودند؛ زيرا دل به جاى ديگر بسته بودند و اين گونه گرفتارى ها، آنها را از كارهاى خود باز نمى داشت.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و سی

به خاطر آن نماز وحشتها خدا مرا آمرزيد

بعد از فوت مرحوم آخوند ملاّفتح على سلطان آبادى شخصى او را در خواب مى بيند و از حال او مى پرسد. ایشان مى فرمايد: كار من خوب نبود، ولى به واسطه ى همان نماز وحشتها، خدا ما را آمرزيد. * سپس از او مى پرسد، ما چه كار كنيم؟ مى فرمايد : نماز را در اوّل وقت آن بخوانيد و...

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهلم

*ایشان عادت داشت هر شب به نیّت مؤمنینی که در آن روز از دنیا رفته اند نماز وحشت بخواند.

مى خواهيم اسلام را از رسميّت بيندازيم

زمانى كه ايران خيلى شلوغ شده بود، منصور عَلَم * در مجلس گفته بود: مى خواهيم اسلام را از رسميّت بيندازيم. نمايندگان مجلس سر به زير انداخته بودند. چون ديده بود آنها از سخن او استقبال نكردند، گفته بود: يعنى مى گويم آزادى باشد، اسلام يا غير اسلام و چيزى نگذشت كه آن ملعون كشته شد.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهل و ششم

*نخست وزیر محمد رضا شاه.

فقط پهلو به پهلو مى شد و مى گفت: لا إِلهَ إِلاَّ اللّه

بلاهايى كه بر ما وارد مى شود، تمام رحمت است، حدّاقلّ باعث تكفير گناهان مى شود. يكى از بزرگان كه به حبس بول مبتلا بود، بنا داشت حتّى آه نگويد و در برابر خواست خداوند، تسليم محض و بلكه راضى و خشنود باشد و لذا فقط وقتى خيلى تحت فشار قرار مى گرفت، پهلو به پهلو مى شد و مى فرمود: » لا إِلهَ إِلاَّ اللّه «

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهل و هشتم و هزار و یازدهم

مهمّتر از دعا براى تعجيل فرج

مهمّتر از دعا براى تعجيل فرج حضرت مهدى عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف دعا براى بقاى ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مى باشد.

بايد براى تثبيت دين و بودن بر صراط مستقيم اين دعا را در زمان غيبت همه بخوانيم : » يا أَللّه‏ُُ يا رَحْمانُ يا رَحِيمُ! يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِينِكَ. « * اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى گرداننده ى دلها، دل مرا بر دينت ثابت و استوار بدار.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و چهل و هشتم و هزار و یازدهم

*بحارالانوار، ج 52، ص 148.

كَفيلُكَ أَبُوالْحَسَنِ عَلىّ

اهالى روستاهاى اطراف نجف، بلكه همه ى عربها، تنها سَند و مَدركى كه به همديگر مى دادند، اين بود كه مى گفتند: » كَفِيلُكَ أَبُوالْحَسَنِ عَلِىّ « ابوالحسن على وكيل و كفيل تو باشد و اين تنها دفتر ثبت و سند و مَحضر آنها بود!

نقل مى كنند: شخصى از شخصى طلبكار بود به نزد بدهكار آمد و طلبش را مطالبه كرد، بدهكار انكار كرد، طلبكار به بدهكار گفت: بيا برويم نجف و سوگند ياد كنيم. آمدند به ايوان طلا و روبروى ضريح حضرت امير سوگندش داد و او هم قسم خورد كه بدهكار نيستم، در همان لحظه صورتش سياه شد!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و پنجاه و ششم

دعايى از امام صادق جهت استخلاص

يكى از خلفاى جور يك نفر شيعه را به اعدام محكوم كرده بود و مى خواست او را به دار بياويزد. در همان لحظه نامه اى به خطّ امام صادق به او رساندند كه در آن دعايى براى استخلاص او نوشته شده بود، به اين صورت: » يَا كَائِناً قَبْلَ كُلِ‏ شَيْ‏ءٍ وَ يَا كَائِناً بَعْدَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ أَلْبِسْنِي‏ دِرْعَكَ‏ الْحَصِينَةَ مِنْ‏ شَرِّ جَمِيعِ‏ خَلْقِك‏ « * وى مى گويد: آن را خواندم و تأثير كرد و آمدند و مرا باز كردند و آزاد نمودند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و پنجاه و هفتم

*اى خدايى كه پيش از هر چيز بودهاى و بعد از هر چيز هستى و همه ى اشيا را به وجود آورده اى، آن زره مصون و محفوظ خود را كه انسان را از شرّ تمام مخلوقاتت محافظت مى كند، بر من بپوشان. بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏92، ص: 225

بله، مؤمنان هم علم غيب مى دانند!

آقا سيّد مرتضى كشميرى از كسانى بود كه تظاهر به غيب گويى مى نمود. شخصى مى گفت: پشت سر سيّد مى رفتم، به ذهنم خطور كرد كه مگر كسى غير از امام معصوم هم غيب مى داند؟ در اين هنگام، سيّد برگشت و به من گفت: » نَعَمْ، أَلْمُؤْمِنُونَ يَعْلَمُونَ! « آرى، مؤمنان هم [علم غيب] مى دانند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و شصت و چهارم

حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف از ما التماس دعا دارد!

آقايى كه زياد به مسجد جمكران مى رود، مى گفت: آقا ـ حضرت غائب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف ـ را در مسجد جمكران ديدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا كنند و يك مرتبه از نظرم غائب شد!

ولى افسوس كه همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجد جمكران مى روند و نمى دانند كه خود آن حضرت چه التماس دعايى از آنها دارد كه براى تعجيل فَرَج او دعا كنند! چنان كه به آقا شيخ ابراهيم حايرى که در مسجد كوفه معتکف شده بود فرمودند: اينها كه به اين جا آمده اند، دوستانِ خوب ما و از صالحان هستند ولی هر كدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دين و هيچ كس در فكر من نيست!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هفتاد و ششم

لزوم چاپ و احياى ذخاير شيعه

كتب جوامع روايى شيعه را نبايد از دست داد، چون معلوم نيست فردا بر سر ما چه مى آيد. اگر توفيق داشتيم و اهل همّت بوديم، اوراق و كتبى را كه به خطّ ائمّه بود پيدا مى كرديم. برخی علما در مورد برخى كتابها نوشته اند: » وَ هُوَ بِخَطِّهِ وَ هُوَ عِنْدِى « اين كتاب به خط امام نزد من موجود است. قرآن به خط امام حسن عسكرى و يكى دو قرآن از حضرت امير موجود است. حاجى نورى در صحيفه ى علويّه نقل كرده كه » دعاى صباح « به خطّ خود حضرت امير گردآورى و چاپ شده است.

از كتابهاى تأليف شده توسّط بزرگان و علماى ما چند درصد چاپ شده و چه قدر خطّى باقيمانده و چه قدر از بين رفته است؟ قطعاً از كم پولى ما نيست، بلكه از كم توفيقى ما است؛ زيرا چه پولهايى كه صرف كتُب ضلال و روزنامه هاى داراى عكس هاى مبتذل مى شود!

خيلى از كتب مفقوده و ناياب بعد از گذشت زمان بسيار طولانى، پيدا شدند. از جمله كتاب » فقهُ الرّضا « را در زمان مرحوم مجلسى اوّل * پيدا كرده و به اصفهان آوردند، يعنى بعد از هزار سال پيدا شد.

در همين اواخر كه كتاب » عَوالم « پيدا نشده بود، مى گفتند: يك جلد از آن در كتابخانه ى لندن يا در فلان جا وجود دارد و اجازه ى استنساخ و عكسبردارى از روى آن را نمى دهند.

آقايى كه در آمار كتب وارد بود، مى گفت: شيخ صدوق و شيخ مفيد هر كدام سيصد كتاب دارند. آيا نيمى از مصنّفات آنان چاپ شده است يا خير؟!

وقتى مى شنوم يكى از كتب شيعه در علوم معارف دينى از علماى معروف از متقدّمين و متأخّرين در حال طبع است، خوشحال مى شوم و لو اين كه به دستم نرسيده باشد، از بس كه حاجت شديد است به آنها. خدا مى داند كه ما چه قدر در اين مرحله محتاجيم!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هشتاد و سه

مرحوم محمّد بن تقى مجلسی اصفهانى 1037ـ 1110

اگر شما زاهد بوديد، پس ما چه هستيم؟

پيرمردى ـ که در نجف لبنیّاتی داشت ـ برایم نقل كرد: پيش از مرجعيّت شيخ تاجرى كه از ايران به نجف اشرف آمده بود، نزد من آمد و به من گفت: هر چه شيخ خواست به او بده، آخر سال حسابش با من. آخر سال آمد، حساب كرد، ديدم در مدّت يك سال فقط 25 بار و هر بار يك پول * دوغ خريده است! آرى، با اين كه مغازه ى لبنيّاتى در اختيار او بود، اين چنين عمل مى كرد.

تازه شيخ انصارى با آن همه كرامات نزد قبر استادش در كربلا فرموده بود: اگر شما زاهد بوديد، پس ما چه هستيم؟ ما مستحقّ شعله ى نار مى باشيم! بله، آنان در فصل تابستان در نجف اشرف با آن گرماى شديد در حوزه عملیّه بدون تعطيلى مشغول تحصيل مى شدند و زحمتها و رنجها مى كشيدند و به مقامات عاليه مى رسيدند. با اين حال، از تصرف در بيت المال اِبا داشتند و به اَقَلِّ مايحتاج اكتفا مى نمودند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هشتاد و چهار و نکته هفتصد و هشتاد و هشت

*واحد پول در زمان قديم.

عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَر، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَر

مرحوم ميرزاى نورى در سامرّا دستور فرموده بود براى دو شبِ پنجشنبه و جمعه، صد نفر از طلاّب را دعوت كنند، ولى اشتباهاً همه ى صد نفر را براى يك شب دعوت كرده بودند و غذا به اندازه ى پنجاه نفر تدارك ديده بودند، لذا به خانه ى مرحوم آخوند ملاّ فتحعلى سلطان آبادى رفتند و ايشان را از ماجرا باخبر نمودند. ايشان فرموده بودند: سرِ ديگ غذا را بر نداريد، تا من بيايم. قبل از كشيدن غذا ايشان حاضر شد، پارچه ى آب نخورده اى را مطالبه نمود و روى ديگ گذاشت و سه مرتبه دست را روى آن به طرف چپ و راست حركت داد و گفت: » عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَرِ، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَر « * سپس غذاى داخل ديگ را كشيد و به همه ى صد نفر رسيد!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و هشتاد و پنجم

*على بهترين انسان است، هر كس اين را نپذيرد، قطعاً كافر است. بحارالانوار، ج 26، ص 306

كار آفتاب روشنى بخشى است هر چند در پشت ابر باشد!

هر كس بايد به فكر خود باشد و راهى براى ارتباط با حضرت حجّت عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف و فرج شخصى خويش پيدا كند، خواه ظهور و فرج عمومی آن حضرت دور باشد، يا نزديك.

عده اى بوده اند كه گويا حضرت غائب عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف در پيش آنها حاضر و ظاهر بوده است، مثل اين كه با بى سيم با آن حضرت ارتباط داشتند و جواب از ناحيه ى او مى شنيدند!

با اين كه ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصى امرِ اختيارى ما است، به خلاف ظهور و فرج عمومى، با اين حال چرا به اين اهميّت نمى دهيم و از اين مطلب غافل هستيم، ولى به ظهور و ديدار عمومى آن حضرت اهميت مى دهيم و حال اين كه اگر براى فرج شخصى به اصلاح خود نپردازيم، بيم آن است كه در ظهور آن حضرت از او فرار كنيم.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و نود و پنچم

با اين كه مظلوم هستيم، آه نداريم!

با اين كه بر سر ما آتش مى ريزد * و بايد دعا كنيم تا بر طرف شود، ولى دعا نمى كنيم. بله، لقلقه ى زبان خيلى داريم! سوختگى و آه وقتى از قلب خارج مى شود، مانند تير به هدف مى خورد!

نقل مى كنند: وليعهدى همراه گروهى، نزد يكى از علماى تبريز رفته بود و در ضمن گفتگو گفته بود، تيرى اختراع شده است كه هدف را تا نيم فرسخ مى زند!

آن آقا هم فرموده بود: من تيرى سراغ دارم كه از اين مسافت بيشتر هم، به هدف مى زند! گفتند: عجب، شما سراغ داشتيد؟ كجا اختراع شده است؟ فرمود: آهِ مظلوم، بيش از اينها اصابت و اثر مى كند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هفتصد و نود و هفتم

*در جنگ عراق عليه ايران

اختلاف عمر و عايشه

عمر از درِ خانه ى ابوبكر عبور مى كرد، شنيد در داخل خانه صداى نوحه و شيون بلند است، معلوم شد عايشه است كه گريه مى كند، او را خواست نيامد، كسى را فرستاد تا او را بياورند. خواهر ابوبكر كه در منزل بود آمد، عمر او را تازيانه زد، با آن كه بى تقصير بود.

در هر حال، بين عمر و عايشه اختلاف بود، عمر مى گفت: » يَتَأَذَّى الْمَيِّتُ بِبُكاءِ أَهْلِهِ « ميّت به واسطه ى گريستن زندگان، آزرده خاطر مى شود و عايشه مى گفت: » وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى « * هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى كشد. **

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و پنجم

*سوره ى انعام، آيه ى 164

** بحارالانوار، ج 79، ص 107 ـ 109

توقّع نداشتيم كه اين گونه با ما رفتار نماييد!

مرحوم آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى قبل از روى كار آمدن رضاخان پهلوى و كشف حجاب و محاربه با روحانيت و منع روضه خوانى و عمامه به سر گذاشتن، امام صادق را در خواب ديده بود و آن حضرت به ايشان فرموده بود: به اطرافيان خود اجازه ى اجتهاد بده! عرض كرده بود: اطرافيان من اهليّت اجازه ى اجتهاد را ندارند. * حضرت در جواب فرموده بود: عيب ندارد! لذا مى شنيديم كه ايشان خيلى در اجازه ى اجتهاد دادن توسعه داد، هر كس در ايران كارش گير داشت، براى او اجازه مى فرستاد و شنيديم رضاخان پهلوى ـ عَلَيْهِ ما عَلَيْه! ـ به ايشان پيغام داده بود كه: توقّع نداشتيم كه اين گونه با ما رفتار نماييد! چون هر كس اجازه ى اجتهاد داشت، از برداشتن عمّامه معاف بود.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و ششم

*همين طور هم بود، به خلاف مرحوم نايينى كه اطرافيان و شاگردانش از اهل فضل و اجتهاد بودند اطرافیان سیّد اهلیّت این کار را نداشتند.

گويا خود را براى درس خواندن وقف كرده بودند!

بنده در ميان اهل علم، كسى پر كارتر از مرحوم مُظفَّر * نديده ام. حُجره ى او در مدرسه ى مرحوم سيّد يزدى در نجف اشرف درست در روبروى حجره ى ما بود. وقتى كه مطالعه ى خود را به پايان مى برديم و مى خواستيم بخوابيم، چراغ ايشان روشن بود و ايشان مشغول نوشتن بودند. از آن طرف شب هم وقتى بيدار مى شديم ـ وقت اذان و يا پيش از آن ـ مى ديديم ايشان هنوز مشغول نوشتن است.

آقاى خويى هم شانزده درس می گفت، به گمانم فقط درسهايى كه مى گفت ـ غیر از مطالعه آنها ـ شانزده درس بود. بالاخره، گويا خود را براى درس خواندن وقف كرده بودند!

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و نهم

*شيخ محمّد رضا مظفر نويسنده ى كتاب » المنطق « » اصول الفقه « و...

برتر از سيّد بحر العلوم

حضرت اميرالمؤمنين در خواب به آقا سيّد محمّد باقر * خبر داده بودند كه وبا يا طاعونى مردم نجف را فرا می گيرد و تو بر همه نماز مى خوانى » وَ أَنْتَ خاتِمَتُهُمْ يا وَلَدِى « و تو اى فرزندم، بعد از همه از دنيا مى روى و چنان هم شد و فوج فوج از مردم می مردند، به حدى كه حدود ده هزار نفر مردند و ايشان از صبح تا شام بر جنازه ها به صورت دسته جمعى نماز ميّت مى خواند و خود ايشان هم آخر از همه به بهشت رفت. ايشان در حال احتضار به شخصى كه جُنب بوده است، فرمود بيرون برود؛ چون ملايكه در جايى كه شخص جُنب وجود داشته باشد، حاضر نمى شوند.

منبع: کتاب در محضر آیت الله بهجت, جلد دوم, نکته هشتصد و چهاردهم

*همشيره زاده ى