نصیحت گنهکار  ائمه علیهم السلام گنهکارها را نصیحت و موعظه میکردند. خیلی مواقع در اقرارهای اول که حد

نصیحت گنهکار

ائمه علیهم السلام گنهکارها را نصیحت و موعظه میکردند. خیلی مواقع در اقرارهای اول که حد لازم نبود، می‌گفتند: برو توبه کن. بعد که حد لازم می‌شد، نه از روی انتقام و کینه جویی، بلکه بر اساس فرمان خدا برای تأدیب شخص اقدام می‌کردند.

یعنی از روی دلسوزی می‌خواهند نجات دهند. مثل یک دکتر جرّاح مهربانی که می‌خواهد این غده را از بدن جدا کند، یا این عضو فاسد را قطع کند. اگر قطع نکند، فساد به دیگر اعضای او سرایت می‌کند.

این از روی رحمت است. باطن آن رحمت است. فرمودند: حدی که می‌زنند مثل چهل روز بارندگی است که خیر و برکت بر مردم می‌بارد. باعث می‌شود دیگران گناه نکنند.

تطهیر در دنیا

امیر المؤمنین علی فرمودند:

مَا عَاقَبَ اللهُ عَبداً مُؤمِناً فِی هَذِهِ الدُّنیَا إَِِلا کَانَ اللهُ أَحلَمَ وَ أَمجَدَ وَ أَجوَدَ وَ أکرَمَ مِن أَن یَعُودَ فِی عِقَابِهِ یَومَ القِیَامَةِ؛ [۱] خداوند هر بنده مؤمنی را در این دنیا کیفر دهد؛ او حلیمتر و بزرگتر و بخشنده تر و کریم تر از آن است که دو مرتبه در قیامت او را عقاب کند و کیفر دهد.

مولا امیرالمؤمنین علیه السلام چهار صفت بزرگ خدا را در اینجا آورده است. فرمودند: اگر خدا مؤمنی را با حدود الهی یا با بلا و گرفتاری در این دنیا عقوبت کند، حلیمتر و با شرافت تر و آقایی او و جود و کرم او خیلی بالاتر است از این که بگوید من در دنیا تو را خرد کردم، دوباره در آخرت هم تو را خرد می‌کنم.

این بلای دوست تطهیر شماست

علم او بالای تدبیر شماست

خداوند گنهکاران را یک طور و مؤمنین را طور دیگر پاک می‌کند، یا به آنها رشد می‌دهد. جالب است کسی را که به او حد می‌زدند، خود پیغمبر بر او نماز می‌خواندند و برای او طلب مغفرت می‌کردند. اینها غیر از افرادی مثل صدام‌ها و شمرها و طاغوت‌ها هستند. حساب آنها را باید جدا کنیم. معلوم است که حساب طاغوتها با این چیزها پاک نمی شود.

----------

[۱]: تفسیر القمی، ج ۲، ص ۲۷۶؛ بحار الأنوار، ج ۷۸، ص۱۷۹.

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۱۸۶]

طرد گناهکار  فراوان داشته ایم که مثلاً در خانوادهای کسی معتاد، یا مشروبخوار، با بی نماز شده و همه او

طرد گناهکار

فراوان داشته ایم که مثلاً در خانوادهای کسی معتاد، یا مشروبخوار، با بی نماز شده و همه او را طرد کرده اند و از بد بدتر شده است. گفته است: آب که از سر من گذشته، پس بگذار تا آخر بروم. ما باعث شدیم این کارها را انجام بدهد. ما هر طور که می‌توانیم باید راههای بدی را با ملایمت ببندیم و راه‌های خوبی را باز کنیم تا برگردد.

پیغمبر و امیر المؤمنین و امامان ما علیهم السلام حرمت مجرمین را در جای خود نگه می‌داشتند. یعنی اگر کسی جرم کرده، باید حد بخورد. اما آیا می‌توان به او اهانت، جسارت و بی ادبی کرد؟ خیر.

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۱۸۶]

نفرین ممنوع!  در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله یک نفر شراب خورده بود. البّته شرابخواری گناه بسیار

نفرین ممنوع!

در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله یک نفر شراب خورده بود. البّته شرابخواری گناه بسیار بدی است. کلید همه بدی هاست. انسانی که مست است و عقل او از بین رفته است، ممکن است هر جنایتی انجام دهد.

این شرابخوار را نزد حضرت آوردند. کسی او را لعنت کرد. پیغمبر خدا ناراحت شدند. فرمودند:

لَا تَلعَنُهُ فَإِنَّهُ یُحِبُّ اللهَ و رَسولَهُ؛ [۱] او را لعنت نکن، چون خدا

و رسولش را دوست دارد. فرمودند: حق ندارید این شرابخوار را نفرین کنید. لعن و نفرین برای طاغوتهاست. برای دشمنان اهل بیت است، آنهایی که در اصل باما مخالف هستند. ولی کسی که در فرع گناهی انجام داده، حق نداریم بر او لعنت برستیم. آیا ما می‌توانیم بی نماز را لعن کنیم؟ خیر. آیا می‌توانیم انسانی که مجرم است، گنهکار است، معتاد است لعن کنیم؟ نمی توانیم لعن کنیم. لعن جای خاصی دارد. ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که حضرت می‌فرمودند:

إِنَّ اللَّعنَةَ إِذا خَرَجَت مِن فی صاحِبِها تَرَدَّدَت بَینَهُما فَاِن وَجَدَت مَساغاً وَ اِلّا رَجَعَت عَلی صاحِبِها؛ [۲] همین که لعنت از دهان کسی بیرون آمد، در هوا مردد و سرگردان می‌ماند. پس اگر جایی پیدا کرد که در آن قرار گیرد می‌رود وگرنه به صاحب خود، یعنی

گوینده بر می‌گردد. بنابراین، اگر لعن بیجا باشد، به خود لعن کننده برمی گردد. فرمودند: «لَا تَلعَنُهُ؛ او را لعن نکنید. » درست است که گرفتار شرابخواری است، ولی در

ذات و درون خود خدا را دوست دارد. پیغمبر را دوست دارد. ذات او خوب است. گرفتار شده است. مثل طلایی که در زباله‌ها افتاده است. ما باید آن را تمیز کنیم. یعنی اصل و فرع آن را از بین نبریم. باید راه آن را پیدا کنیم، راه آن لعن و نفرین نیست.

----------

[۱]: الطراز الأول، ج ۷، ص ۳۲۸

[۲]: الکافی، ج ۲، ص ۳۶۰؛ وسائل الشیعة، ج ۱۲، ص۳۰۱.

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۱۸۴]

تسلیم حکمت الهی  هیچگاه خود را طلبکار خدا نبینیم. خدای متعال حکیم است. او به همه چیز داناست و ما همه

تسلیم حکمت الهی

هیچگاه خود را طلبکار خدا نبینیم. خدای متعال حکیم است. او به همه چیز داناست و ما همه چیز را نمی دانیم.

«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسَی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» [۱] جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آن که شر شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید

بعضی ابتلائات وجود دارد، شما آن را نمی پسندید و ناخوشایند است، ولی برای شما خیر است. خانم یا آقایی که فرزند ندارد و ملامت مردم را تحمل می‌کند، تنهایی و غربت را تحمل می‌کند، زخم زبان‌ها را تحمّل می‌کند، خدا ثواب ده‌ها بچه ای که بزرگ و تربیت کند، به او مرحمت می‌کند.

مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی فرزند نداشت، ولی خدا این همه طلبه در اختیار ایشان گذاشته بود و اثر آن از صدها فرزند برای ایشان بهتر است.

قطعا بدانید خدای متعال جبار است. جبار یعنی جبران کننده است. این طور نیست که خدا به یک بندهای بی نهایت لطف کند و یک بنده ای را رها کند. خدا همه را دوست دارد. هیچ کس را رها نمی کند.

قطعا بدانیم که اگر یک نفر پاندارد، معلولیت جسمی دارد، آه و ناله میزند. خدای متعال ثواب و درجه و مقامی به او می‌دهد.

پاداش بی حساب

بر اساس روایات برای اهل بلا روز قیامت دیوان حساب و کتاب باز نمی شود. می‌گویند: بفرمایید به بهشت بروید. و چه بسا خیلی به حال آنها غبطه می‌خورند.

«إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ» [۱] ؛ صابران پاداش خود را بی حساب و به تمام خواهند یافت.

یعنی خدا به آنها چک سفید امضا می‌دهد. اگر ما بدانیم که خدا برای ما چقدر حساب باز می‌کند، چه در دنیا چه در آخرت، این بلاها سبک می‌شود.

نصیحت به جا و به اندازه

گنهکار را نباید ملامت کرد، نباید اذیت کرد، ولی خیرخواهی، دلسوزی، نصیحت به اندازه و به جا بسیار خوب و لازم است، نصیحت بیش از اندازه الجاجت برانگیز است. بعضی مواقع زیاد به بچه می‌گوییم این کار را انجام نده، مخصوصا می‌گوید من انجام می‌دهم. بیشتر هم انجام می‌دهد.

بیاییم آداب خیرخواهی، امر به معروف، نهی از منکر که دقیق تر از نماز و روزه و زکات است را بیاموزیم.

باید یک مقدار روانشناسی داشته باشیم که با هر کس چطور باید برخورد کرد. باید نسبت به گنهکار دلسوزی داشته باشیم، خیرخواهی داشته باشیم، حداقل اگر حرف ما اثر نمی کند، برای او دعا کنیم که از بحران گناه نجات پیدا کند. نه این که بی تفاوت بگذریم.

اگر شخصی خطا کرد و تصادف کرد و مجروح شد، من که آمدم بالای سر او، باید او را سرزنش کنم؟ باید به او سرکوفت بزنم؟ او را کتک بزنم؟ یا این که باید چاره جویی کنم، او را به بیمارستان برسانم و نجات بدهم و به او کمک کنم؟

یک طبیب با بیمار درگیر نمی شود، بلکه برای او خیرخواهی و دلسوزی

می کند. برخورد ما با افراد مجرم و گنهکار باید همانند برخورد یک طبیب مهربان نسبت به بیمار دردمند باشد.

برخورد با مجرم

البته در آن موارد خاصّی که پذیرش ندارند، انسان مرحله به مرحله جلو می‌رود. بعضی جاها نیروی انتظامی باید دخالت کند. برای بعضی جرمها قاضی باید دخالت کند. یک وقت هم مثلاً بزرگتر خانواده

این مربوط به مراحل بعدی است. ولی مراحلی که ما وظیفه داریم، باید دلسوزی و خیرخواهی و دعا کنیم. مجرم را خرد نکنیم. او را ناامید نکنیم. مولا امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسین علیه السلام فرمودند:

لَا تُؤیِس مُذنِباً فَکَم مِن عَاکِفٍ عَلَی ذَنبِهِ خُتِمَ لَه بِخَیر؛ [۱] هیچ گناهکاری را نومید مکن، که بسیاری از گناهکاران حرفه ای عاقبت

به خیر شدهاند. یعنی راه‌ها را بر مجرمین و گنهکارها نبندیم.

----------

[۱]: سوره بقره، آیه ۲۱۶.

[۱]: سوره زمر، آیه ۱۰

[۱]: تحف العقول، ص۹۱، بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۹.

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۱۸۱]

رفع بلا  بنابر این، در عین این که عافیت می‌خواهیم، باید در بلا صابر باشیم؛ یعنی با حالت تسلیم از خدا

رفع بلا

بنابر این، در عین این که عافیت می‌خواهیم، باید در بلا صابر باشیم؛ یعنی با حالت تسلیم از خدا دفع بلا بخواهیم. خود حضرات معصومین علیه السلام به ما راهکار دادند که این بلاها را با صدقه دادن، یا با دعا و توسل دفع کنید و برگردانید. امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:

ادفَعُوا أَمَواجَ البَلَاءِ بِالدُّعَاءَ؛ [۱] امواج بلا را با دعا دفع کنید.

ما چون مرد بلا نیستیم، ممکن است بِبُرَیم. ممکن است به ما سخت بگذرد. ممکن است وسط کار شانه خالی کنیم و خدای ناکرده کفران نعمت شود. ممکن است کفر بگوییم. این است که انسان باید دعا کند، صدقه بدهد، ولی روح تسلیم و رضا هم در کنار آن باشد.

از خدا طلبکار نباشیم که حتماً فقری را که امتحان من است از من دور کن. در کنار دعا باید روح تسلیم باشد. چه بسا خواسته ما برای دفع بلا به صلاح ما نباشد و در این بلا حکمتی باشد.

شکر و صبر

هم باید شاکر باشیم و هم صابر. بلا درد دارد. در عین این که ما ناله می‌زنیم و از خدا می‌خواهیم گرفتاری‌ها را برطرف کند، به حکمت خدا هم معتقد باشیم.

خدا البته می‌داند که با ما چه کار کند. می‌گوید: اگر من گرفتاری را

اگر خدا بلا را دفع کرد، شکر بر عافیت می‌کنیم. اگر هم دفع نکرد ناامید نشویم؛ به خاطر این که از دو طرف به ما سود می‌رسد، هم در بلا صبر می‌کنیم و درجه و رتبه ما بالا می‌رود و مدام به حساب ما واریز می‌شود. هم پاداش صبر خود را می‌گیریم و هم پاداش دعاهای خود را.

----------

[۱]: نهج البلاغه، حکمت ۱۴۶؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۱۵؛ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۲

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۱۸۰]