دروغ گویی همسر

دروغ گویی همسر

سلام و عرض ادب خدمت شما عزيزان. بدون مقدمه بگم بنده با دختري كه 10 سال سنش از خودم كمتره ازدواج كردم. الان توي زندگيم با مشكل جدي برخورد كردم، اينكه همسرم از همين ابتداي زندگيمون خيلي به من دروغ ميگه و آنهم از ترس زياد از حدش از منه! من رفتاري ندارم كه باعث ترسش و دليلي براي اين دروغهاش بشه... ناگفته نماند كه بعضي از دروغهاش رو متوجه شدم و بروش آوردم كه از اين رفتارش دست برداره، اما او با قسم خوردن ووو... ميخواد منو قانع كنه كه حرفاش دروغ نيست هرچند كه من ميدونم دروغه! واقعا زندگيم داره نابود ميشه. آيا عاقلانه است به اين زندگي پوچ ادامه بدم؟ لطفا كمكم كنيد

پاسخ:
مطمئنا وقتی دو جنس متفاوت میخواهند در كنار هم زندگی كنند حتما مشكلاتی پیش خواهد آمد شما از دو خانواده متفاوت، با دو سليقه متفاوت و از دو مرحله سني مختلف هستيد. اما این میزان مدیریت و درایت شماست كه میتواند بر آنها غلبه كند و یا تسلیم شود.هر مشكلی ممكن است در جهت مثبت یا منفی حركت كند این وظیفه شماست كه مشكل را به موفیت تبدیل كنید.شاید همین مشكل با مدیریت شما باعث شود رابطه ی شما با همسرتان بهتر شود این دیگر توانایی شماست. دیدتان را نسبت به زندگیتان عوض كنید. زندگي شما پوچ نيست و به راحتي مي‌توانيد در كنار همسر هميشه جوانتان، خوشبخت باشيد.
دوست گرامی؛ در قدم اول باید بررسی كرد علت دروغگوئی همسرتان چیست ؟ چه بسا در بعضی موارد علت دروغگوئی ایشان خود شما و نحوه برخورد شما باشد . دروغ همسرتان تا حدی به عكس العمل شما مربوط است. یكی از پیامدهای سخت گیری بی مورد و كنترل شدید، توسل به دروغ است. از این رو اسلام همان طوری كه از دروغ گویی مذمت كرده،‌ از فراهم نمودن زمینه دروغ نیز سرزنش نموده است. شوهر نباید كاری كند كه همسرش مجبور به دروغ گفتن شود، و این وقتی ممكن است كه همسر احساس امنیت كند و از راستگویی هراسی نداشته باشد. به جای این كه نسبت به دروغ حساس باشید، به موضوعی حساسیت نشان داده اید كه سخت گیری در مورد آن چه بسا توجیه عقلی و شرعی و عرفی ندارد. یكی از علل دروغ گویی، ترس از مجازات است. غریزه صیانت ذات، همسرتان را وا می دارد كه برای رهایی از مجازات، به دروغ متوسل شود. تقويت رابطه عاطفي بين شما، مي تواند اين هراس را بزدايد و امنيت لازم را پديد آورد. (مي‌توانيد راهكارهاي تقويت رابطه عاطفي را در مكاتبات بعدي از ما بخواهيد)
نكته دیگری كه باید توجه داشته باشید این است كه آیا تاكنون پیش آمده كه شما نیز به همسرتان دروغ گفته باشید . ممكن است خود شما نیز در برخی موارد بنا به دلایلی چنین اقدامی نموده باشید كه همسرتان متوجه شده باشد اگر چه بیان نكرده باشد و همین مساله باعث شده كه دروغ گفتن برای ایشان در زندگی مساله مهمی تلقی نشود . بنابراین اگر خودتان نیز مبتلا به این مساله بوده اید باید از خود شروع كنید و تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگوئید . پس از آن با همسرتان عهد و پیمان ببندید كه به یكدیگر دروغ نگویید و نفرت خود را از این موضوع بیان دارید. به ایشان اطمینان دهید كه از صداقت و راست گویی ناراحت نمی شوید. از همه مهم تر از سخت گیری های بی مورد اجتناب ورزید. درمان این قبیل دروغ گویی ها، مهربانی می‌باشد. هر قدر زن و شوهر از نظر عاطفی به یكدیگر نزدیك باشند، یك رنگ تر و صادق ترند.
مساله مهمي ديگري كه در مورد دروغ وجود دارد، اين است كه خيلي از افراد مفهوم‌ كارشان با مفهوم واقعي دروغ متفاوت است. اگر كسي كه همه يك مطلب را تمام و كامل نمي‌گويد، با كسي كه آن مطلب را خلاف واقع مي‌گويد و در واقع دروغ مي‌گويد، يكسان در نظر بگيريد، اشتباه كرده‌ايد. حال اگر همسر ما يا يكي از اعضاي خانواده ما دروغگو است و براي مثال به دروغ مي‌گويد من ناهار نخوردم (در حالي كه به رستوران رفته) چه برخوردي بكنيم؟
با او صحبت می كنيم كه: «اين برخورد موجب مي‌شود در مقاطع مهم زندگي اعتماد ديگران را از دست بدهي و آنها از تو فاصله بگيرند». دروغگويي نوعي بيماري است و از احساس ترس و ناامني دروني فرد دروغگو نشأت مي‌گيرد و گاهي هم به دليل حس خود بزرگ‌بيني اوست. به هر حال بايد او را نزد مشاور ببريد و در پروسه درماني او بكوشيد چون اگر شما در خانواده درجه يك خود با فرد دروغگويي زندگي كنيد، امنيت روابط شما تهديد مي‌شود. يادتان باشد با فرد دروغگو طوري رفتار نكنيد كه شخصيت او را زير سوال ببريد. خطاب كردن او با لفظ دروغگو، توهين به شخصيت او است.
شما بايد از رفتارش انتقاد كنيد و بگوييد: «به نظر مي‌رسد دريافتي كه تو از اين موضوع داري با دريافت من فرق دارد. بيا به كارشناس مشاور مراجعه كنيم.
نویسنده: زهرا محمدی

خشونت خانوادگی( همسر آزاری)

خشونت خانوادگی( همسر آزاری)

خانواده، یکی از نهادهای مهم جامعه بشری است که زیربنایی ترین و اولین نهاد اجتماع به شمار می رود.
تأثیر خانواده بر رشد، تعادل و شکوفایی افراد و جامعه به حدّی است که هیچ صاحب نظری نمی¬تواند آن را انکار کند؛ زیرا خانواده مناسب ترین نظام برای تأمین نیازهای مادّی، روانی و معنوی بشر بوده و بهترین بستر را برای تأمین امنیّت و آرامش روانی اعضاء، پرورش نسل جدید و اجتماعی کردن فرزندان و برآورده ساختن نیازهای عاطفی افراد فراهم نموده است.
با این حال، در عصر حاضر نظام خانواده دچار مشکلات و چالش های اساسی گردیده و حتّی گاه اساس و تمامیّت آن نیز به زیر سؤال رفته است.
در این میان،« خشونت خانوادگی» که عمری به درازی خانواده دارد، به عنوان پدیده ای که روابط سالم خانوادگی را متزلزل ساخته و بعضاً از بین می¬برد، در میان دیگر بحرانها از اهمّیّت بیشتری برخوردار است؛ زیرا خاستگاه بسیاری از بحرانهای دیگر نظیر طلاق، فرار دختران، اعتیاد و... می¬باشد.
همانطور که بیان شد گرچه خشونت خانگی پدیده ای جدید نیست؛ امّا توجّه به آن به عنوان مسأله ای اجتماعی نسبتاً جدید است. در کشورهای غربی از حدود 30 سال پیش و در ایران از چند سال پیش نگاه افراد متخصّص، بیشتر به این پدیده جلب شده است.
اصطلاح خشونت خانوادگی به نوعی رفتار پرخاشگرانه اشاره دارد که در روابط نزدیک و خانوادگی رخ می دهد و اشکال گوناگونی مثل خشونت جسمی، جنسی، روانشناختی و اقتصادی دارد. در DSM-IV-TR این طبقه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که توجّه بالینی، الگوی تعامل بین همسران یا شریک جنسی مشخص را دچار روابط کلامی منفی( انتقاد)، روابط دگرگون شده( مثل انتظارات غیر واقع بینانه) یا فقدان رابطه( مثل کناره گیری) و تخریب قابل ملاحظه بالینی در عملکرد فرد یا خانواده یا وجود علائم در یک یا هر دو آنها نشان می دهد.
امروزه اشکال و انواع متفاوتی از خشونت خانوادگی در قالب¬هایی نظیر:1. همسر آزاری،2. فرزند آزاری،3. والدین آزاری و4. سالمند آزاری وجود دارد که به نظر می¬رسد در بین انواع و اقسام مختلف آن،« همسر آزاری» نمود بیشتری دارد؛ زیرا فراگیری این قسم از خشونت در جامعه پیامدهای نامطلوب و جبران¬ناپذیری را بر جای می گذارد که برخی از آنها عبارتند از:
1- به کرامت ذاتی و انسانی فرد خشونت دیده خدشه وارد می نماید، زیرا اعمال خشونت علیه وی منافی حیثیت و ارزش انسانی او بوده و برخورداری وی را از حقوق بشری و آزادی¬های بنیادین نقض و یا تضییع می کند.
2- باعث ایجاد ترس و عدم امنیّت در فرد خشونت دیده می گردد؛ زیرا ترس از خشونت سبب می¬شود که وی نتواند در زندگی خانوادگی مشارکت کامل، فراگیر و همه جانبه داشته باشد. بدیهی است که در چنین شرایطی منزوی گشته و نسبت به خانواده و سرنوشت آن بی تفاوت و بدبین شده و احساس می کند که عملاً و مستقیماً در برنامه های مربوط به خانواده دخالت ندارد؛ لذا مسلماً تعهّد، دلبستگی و التزامی در قبال برنامه ها و اهداف خانواده احساس نخواهد کرد، در نتیجه خانواده از مشارکت فعّال و پویای عضوی مهم از خود محروم خواهد شد.
3- خشونت زناشويي بين والدين با مشکلات رفتاري و روان شناختي بين کودکان ارتباط دارد؛ زيرا خشونت بين والدين، خطر خشونت والد– کودک را افزايش داده، استرس ناشي از آن احتمالاً بر روي توانايي کودکان اثر نهاده و مانع از آن مي¬شود که بر روي تکاليف مدرسه تمرکز کنند.
4- خانواده هایی که همسر آزاری در آنها به وفور دیده می شود، فرزندانی مستبد، بدون اعتماد به نفس و نابهنجار پرورش می دهند. این کودکان در معرض خطر انواع مشکلات هيجاني و رفتاري از قبيل لجبازي، خشونت، علائم اضطراب و افسردگي بوده و مستعد مشکلات زناشويي و روان شناختي در سالهاي بعد هستند، بطوري که از اين رفتار الگوسازي کرده و در سنين بزرگسالي از خود بروز مي دهند.
5- زوجی که نسبت به یکدیگر خشونت اعمال می کنند افرادی منزوی هستند که در روابط اجتماعی از خود تزلزل و عدم اطمینان نشان داده و تمایل بسیار زیادی به خودکشی، فرار از منزل، ارتکاب جرم و روی آوردن به مواد مخدّر دارند. این افراد در محیط کار، رفتارهای نابهنجار اجتماعی داشته و در مقایسه با دیگران از کارایی کمتری برخوردارند که در برخی موارد به از کار بر کنار شدن آنها منجر می¬شود.
«خشونت زناشويي» یا« همسر آزاری» در معناي عام آن، به بدرفتاري هر يک از زوجين با ديگري اطلاق مي شود که در جهت وادار کردن طرف مقابل به انجام کاري و يا ترک فعلي عليرغم ميل باطني او به کار رفته و آسيب¬هاي جسمي يا رواني را در وی به دنبال می آورد.
به نظر می رسد که شکل پنهان همسر آزاری، بیش از موارد آشکار به عنوان یک معضل قابل تأمّل است. هر چند قوانین، آزار و ضرب و جرح همسر را شامل پرداخت دیه کرده و زن می تواند در صورت آسیب دیدگی از سوی شوهر، شکایت کرده و با نظر پزشکی قانونی، مرد را به مجازات زندان یا پرداخت دیه محکوم کند؛ اما جرمی با عنوان همسر آزاری در قوانین ما تعریف نشده و نبود مراکز حمایتی از زنان نیز به گسترش این پدیده دامن زده به گونه ای که می توان گفت هنوز اشکال مختلف این پدیده از سوی بسیاری از زوجین شناخته شده نیست.
اشکال مختلف چنین خشونتی عبارتند از:
خشونت جسمی، جنسی و روانی که در ادامه به تعریف و اقسام هر یک از آنها اشاره خواهد گردید:
الف- خشونت جسمی: این نوع خشونت عبارت است از درگیری های بدنی و به قول معروف کتک کاری که به طور کلّی با ضعف مهارت کنترل خشم ارتباط داشته و زمانی رخ می دهد که مرد و گاهی زن از حل تعارض عاجز می شوند. هر نوع ضرب و جرح و زد و خورد فیزیکی مانند سیلی، لگد، نیشگون، کشیدن مو، گاز گرفتن، کشیدن شدید دست و پا، هل دادن، ضربات شدید، پاشیدن اسید، سوزاندن، پرتاب اشیاء، ایجاد خراش و... جزو خشونت های جسمانی محسوب می شود.
ب- خشونت جنسی یا اجبار جنسی: این نوع خشونت به هر نوع اجبار به رابطه جنسی، چه معمول و چه غیرمعمول، اشاره دارد؛ زیرا بدیهی است که رابطه جنسی، رابطه ای دو طرفه است که زن و شوهر باید هر دو در شرایطی باشند که از آن لذّت ببرند. ناگفته نماند این رفتار لذّت جویی یکی از همسران که به قیمت آزار دیگری صورت می پذیرد معمولاً همراه خشونت رواني و جسمي رخ مي دهد.
ج- خشونت روانی/ عاطفی:« لورينگ( روانشناس)، خشونت عاطفي را به عنوان يک فرايند که در طي آن يک فرد از نظر رواني از سوي شخصي ديگر به صورت تدريجي دچار آسيب مي شود، تعريف مي کند.
کاترين و سيم اونلي و کاتلين از روانشناسان نامي، بيان کرده اند که خشونت عاطفي شامل رفتارهاي کلامي زورگويانه و رفتارهاي غيرکلامي زورگويانه همسر است که ابراز آنها در بدن ديده نمي شود.
مورفي و هاور، رفتارهاي خشونت عاطفي را شامل: رفتار هاي سلطه– ارعاب، خصومت– عقب نشيني، بي ارزش خواندن همسر– مسخره کردن همسر و محدود کردن ارتباطات اجتماعي همسر، برشمرده اند».
به هر حال این نوع از خشونت بسیار شایع است و در بسیاری از فرهنگ ها و در ارتباطات روزمره زن و شوهر جاری است. مواردی از این نوع خشونت که تاکنون شناخته شده است، عبارتند از:
1-استفاده از ارعاب:
ترساندن همسر با نگاه، اشارات و حرکات دست و سر
خرد کردن و شکستن اشیاء
خراب کردن اموال و متعلّقات همسر
نشان دادن سلاح و تهدید همسر
2- سوء رفتار عاطفی:
خوار و خفیف کردن همسر
تحقیر کردن
فحاشی
ایجاد احساس گناه در همسر
تلقین حالت دیوانگی در همسر
وادار کردن همسر به اینکه احساس بدی نسبت به خود داشته باشد.
3-کم ارزش کردن ،انکار و سرزنش کردن:
ساده انگاشتن و سوء رفتار و اهمیّت ندادن به نگرانی های همسر درباره خشونت
انکار سوء رفتارو آزار
عدم پذیرش وقوع رفتار تهاجمی
مقصّر دانستن همسر در به وجود آمدن سوء رفتار
4- منزوی کردن:
کنترل کارهای همسر( اینکه با چه کسی گفت¬وگو و ملاقات می کند، چه چیزی می خواند و به کجا می رود؟)
محدود کردن همسر از پرداختن به فعّالیّت های بیرون از منزل
توجیه اعمال و حرکات خود در قالب غیرت یا حسادت
5- استفاده کردن از کودکان:
وادار کردن همسر به اینکه درباره کودکان احساس گناه کند.
استفاده از فرزندان برای خبرچینی
تهدید به گرفتن فرزندان از همسر
6- استفاده از امتیاز مرد بودن:
با زن مثل کنیز رفتار کردن
اتخاذ کلیّه تصمیم گیری های عمده و بزرگ توسّط مرد
7- آزار اقتصادی:
مانع شدن از دستیابی همسر به کار یا داشتن شغل
وادار کردن همسر به درخواست پول( ایجاد وضعیّتی که زن خود را محتاج حس کند.
اخذ کردن پولی از همسر که متعلّق به خود اوست.
به همسر اجازه اطلاع از درآمد خانواده را ندادن
8- زورگویی و تهدید:
تهدید یا اقدام به تهدید برای انجام کاری که به همسر آسیب برساند.
تهدید به ترک همسر
ارتکاب به خودکشی
وادار کردن همسر به انجام کارهای غیر¬قانونی
*درمان خشونت زناشویی
در حال حاضر برنامه های جامعی برای کاهش و به طور کلّی تغییر الگوهای خشونت آمیز میان همسران وجود دارد. یکی از مشکلاتی که در موضوع خشونت زوجین رخ می دهد این است که همسران آزار رسان همواره طرف مقابل را برای تغییر رفتار تحت فشار قرار می دهند، در بسیاری از موارد این افراد حاضر به شرکت در جلسات مشاوره و درمان نیستند، اگرچه همسران خود را ترغیب می کنند تا برای حل مشکل به متخصّصان مراجعه کنند، در حالی که این افراد باید:
1. به این بینش برسند که چگونه با اعمال خشونت و به قیمت از دست دادن سلامت خود و خانواده به دنبال تثبیت قدرت و کنترل هستند.
2. به نوع و فرم رفتار خشن خود( به انواع آن در این نوشتار اشاره گردیده)، پی برده و پاسخگو و مسئول رفتار خود باشند؛ نه آنکه علل خشونت خود را با اسناد به عوامل بیرونی از جمله رفتار همسر توجیه کنند.
به طور کلّی هر نوع مداخله برای تغییر رابطه ای که در آن تلاش می شود یکی از همسران و یا هر دوی آنها قدرت یا کنترل را از آن خود کنند و تبدیل آن به رابطه ای که در آن اعتقاد به تساوی وجود دارد، مستلزم آن است که:
در گام اوّل: زنان بايستي در برابر آن دسته از مردان خشني که خشونت آنان ناشي از مردسالاري و زيرسلطه بردن همسران خود مي¬باشد، اعتماد همسرشان را بطور کامل به خود جلب کنند و مدّتي را با رفتارهاي ملاحظه کارانه سپري کرده و سپس به مرور و با کمک گرفتن از مشاوره با استفاده از مهارت هاي ارتباط مؤثر با همسر، خشونت همسر را کاهش دهند.
گام دوم: استفاده از مشاوره براي کاهش خشونت مي باشد. مهارت هاي لازم براي کنترل رفتار و تغيير وضعيت فيزيولوژيکي در هنگام خشم از طریق آموزش يادگيري کنترل خشونت، خشم و اضطراب، قطع مصرف مشروبات الکلي، استفاده از تکنيکهاي رفتاري همچون آموزش مهارت هاي ارتباطي، آموزش مهارت¬هاي حل مسئله و آموزش خود کنترلي صورت می پذیرد تا در نهایت افراد همسر آزار چگونگی برقراری ارتباط تساوی طلبانه با همسر خود را بیامورند. با این کار شیوه های منفی در چرخه قدرت و کنترل به رفتارهای مثبت تبدیل می شود که این موضوع به نوبه خود در ایجاد تقابل و احترام در رابطه مؤثّر است.
پی نوشت ها:
1.سالاری فر، محمّدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.
2.در اوّلین خانواده بشری، خشونت میان فرزندان رخ میدهد و قابیل، هابیل را میکشد:« فطوّعت له نفسه قتل اخیه فقتله فاصبح من الخاسرین؛ هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و به این سبب از زیانکاران گردید». (مائده/ ۳۰)
3.سادوک، ب، سادوک، و.(2003). خلاصه روانپزشکی. ترجمه پورافکاری، ن 1382، انتشارات شهرآشوب، تهران.
4.صديق سروستاني، رحمت‌ا...، آسيب‌شناسي اجتماعي، تهران، 1383.
5.هفته نامه سلامت شماره 152، شنبه پانزده دی ماه 86.
6.محمّدخانی، پروانه، آشفتگیها در روابط زوجی و راههای افزایش رضایت زناشویی، تهران، نشر قطره، 1388.
7.کتاب مجموعه مقالات برگزيده همايش امنيت رواني با محدوديت خانواده فرماندهي ا. ا. اصفهان – انتشارات کيا راد – تابستان 88؛ به نقل از http://news.police.ir.
نویسنده:رضا وظیفه مند

چه كنم كه همسرم را از دست ندهم؟

چه كنم كه همسرم را از دست ندهم؟

از اينكه با پرسمان آشنا شده ام خوشحالم. واقعاً نياز به يك مشاور و راهنما را در زندگي ام احساس مي كنم. گاهي همسرم حرف هايي مي زند كه احساس مي كنم كه بهتر بود بيشتر به اين انتخاب فكر مي كردم يا حتي احساس پشيماني مي كنم ولي دوباره با خودم مي گويم كه تو تازه وارد زندگي مشترك شده اي و اين حرف ها جز نااميدي سودي ندارد، بايد به خدا توكل كني؛ اما دوباره مسئله جديدي اتفاق مي افتد و دوباره همان احساس قبلی. با اين همه افكار و احساسات نااميد كننده و غمي كه با من همراه شده باید چه کنم؟ چه كنم كه همسرم را از دست ندهم و رابطه گرم خودم را با او حفظ كنم؟

پرسشگر گرامي؛ از اينكه با ما سخن مي گوئيد خرسنديم و اميدواريم كه ارتباط شما با ما تداوم داشته باشد. مهم ترين عامل احساس رضايت زن و شوهر از زندگي زناشويي، وجود محبت و صميميت در خانواده است. بدون وجود اين عامل، همسران از زندگي در كنار يكديگر، احساس لذت نمي كنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف و مشاجره خانواده را تهديد مي كند. چنين رابطه رضايت بخشي به خودي خود حاصل نمي شود، بلكه لازم است افراد آن را ايجاد نمايند.

اما در رابطه با اينكه شما چگونه مي توانيد نظر او را به خودتان جلب نماييد، توجه شما را به نكات زير جلب مي‌كنيم :
1. با شوهرتان سازگار باشيد
برخورد بين دو انسان ـ زن و شوهر ـ كه داراي ديدگاه‌هاي متفاوت مي‌باشند باعث پيدايش اكثر مشكلات زندگي مي‌شود. اين ديدگاه‌ها اگر با يكديگر همسو باشند، بروز مشكلات خيلي اندك و گذرا خواهد بود، ولي در غير اين صورت، اين اختلاف ديدگاه‌ها باعث ايجاد برخورد مي شود. براي مثال، شما مايليد به دانشگاه برويد و به تحصيل ادامه دهيد، اما شوهرتان مي‌خواهد شما در خانه بنشينيد و به خانه‌داري و رسيدگي به همسر و فرزندان بپردازيد. يا در مورد ديگر، شوهر شما پس از كار روزانه، عصرهنگام به خانه مي‌آيد تا شبي آرام را در خانه بگذراند، اما شما كه تمام روز را در خانه به ‌سر برده‌ايد مايليد كه براي گردش يا مهماني از خانه خارج شويد، در اين جاست كه يك برخورد بين زن و شوهر پديد مي‌آيد و هر يك با دلايلي كه براي خودش قانع كننده است، خواسته خود را فرياد مي‌زند.
هر زوجي اين مسايل را دارند. براي رفع اختلافاتي كه ميان زن و شوهر پيش مي‌آيد چه بايد كرد؟ ناگزير بايد يكي از آن ‌دو از خواسته خود بگذرد. بسياري از روان‌شناسان و مشاوران خانواده معتقدند، در اين‌گونه موارد لازم است زن كوتاه بيايد و از شوهر خود اطاعت كند. زن بايد خود را با زندگي شوهرش سازگار كند. اسلام نيز اين نظر را مورد تأييد قرار مي‌دهد. پيامبر اكرم(صلي ‌الله‌ عليه ‌و آله و سلم) فرمودند: «يا معاشر النساء...و أطعن أزواجكنَ ؛ اي بانوان...از شوهرانتان اطاعت كنيد.» (1)
مرد و زن هر چند از لحاظ انسان بودن يكسان هستند، اما از حيث وظيفه و كاركرد با يكديگر تفاوت دارند. خداوند بر اساس ويژگي‌هاي جسمي و روحي مرد و زن، مقرر داشت كه مرد، رئيس خانواده و زنش معاون او باشد. هر سازماني يك رئيس دارد و واحد خانواده نيز از اين قاعده مستثني نيست. وقتي كه به شوهرتان اين امكان را مي‌دهيد كه رئيس خانواده باشد، كار درستي انجام مي‌دهيد كه به صلاح خود شما خواهد بود. ممكن است بپرسيد آيا اين روش، يعني اطاعت از شوهر و وفق دادن خود با او، يك زن را برده شوهرش نمي‌كند؟ يك زن شايسته، يك برده نيست؛ او بزرگوارانه تصميم مي‌گيرد كه خود را با زندگي شوهرش سازگار كند، هر چند كه گاهي اوقات ممكن است اين كار بسيار سخت باشد. مرد نيز باید به نوبه خود براي سپاسگزاري از همسرش، فداكاري او را جبران كند و خواسته‌هايش را برآورده مي‌كند. مرد هنگامي عاشق همسرش مي‌شود كه زن، تمام زندگي‌اش را وقف شوهرش بكند و به او احترام بگذارد و دوستش بدارد؛ در اين وضعيت است كه زن به راستي در چشم شوهرش زيبا مي‌شود و به صورت گوهري گران‌بها در مي‌آيد كه شوهرش حاضر نيست او را با هيچ ثروتي عوض كند.

2. به شوهرتان احترام بگذاريد
هر انساني به شخصيت خويش علاقه‌مند است و از خدشه‌دار شدن آن مي‌رنجد. رعايت نكردن اين امر مهم، باعث بريدن رشته محبت و ايجاد فاصله ميان افراد مي‌گردد. حفظ حرمت و شخصيت ديگران در گرو احترامي است كه در برخوردها از انسان نمايان مي‌شود. رعايت اين مسأله به‌ويژه از سوي كساني كه با هم انس و الفتي دارند، باعث استحكام دوستي و گرمي روابط آنان خواهد شد. زن و شوهر به دليل ارتباط بسيار نزديكي كه با هم دارند بيش از همه موظف به رعايت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت يكديگر هستند.
در اين راستا، احترام گذاشتن به مرد يكي از مهم‌ترين راه‌هاي ابراز محبت به او از سوي همسرش مي‌باشد. وقتي زن، هنگام ورود شوهر به منزل، با لبي خندان و چهره‌اي گشاده به استقبال همسرش مي‌رود، به او سلام مي‌كند، به او خوش آمد مي‌گويد، براي او چاي آماده مي‌كند، مؤدبانه كنار او مي‌نشيند، به صحبت‌هايش گوش مي‌دهد، مهم‌ترين كار را در جلب محبت و رضايت شوهرش انجام داده است. پيامبر اكرم(صلي ‌الله‌ عليه‌ و آله و سلم) فرمودند: «حق الرجل علي المراة إناره ‌السراج و إصلاح الطعام و أن تستقبله عند باب بيتها فترحب؛ حق مرد بر زن آن است كه چراغ خانه را روشن كند، غذا را آماده كند، و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوي در، به استقبال او برود و به او خوش‌آمد بگويد.» (2)

3. به شوهرتان توجه كنيد
مردها نيازمند آنند كه از سوي همسرشان مورد توجه قرار گيرند. مي‌خواهند همسرشان آنان را در مقايسه با ديگران، به‌خصوص فرزندان، در اولويت قرار دهند و آن‌ها را مهم‌ترين شخص زندگي خود بدانند. مردها مي‌خواهند همسرشان به خواسته‌ها و نيازهاي آنان توجه كنند؛ اگر خسته‌اند اسباب استراحت آنان را فراهم كنند، اگر گرسنه يا تشنه‌اند نيازشان را برطرف كنند، و اگر بيمارند و نياز به مراقبت دارند، از آنان مراقبت و پرستاري كنند. يكي از مهم‌ترين كارهايي كه زن مي‌تواند براي شوهرش انجام دهد اين است كه به او فرصت دهد كه با او درددل كند و مسايلي را كه قادر نيست با كسي در ميان بگذارد، به او بگويد. زن‌هايي كه به اين وظيفه عمل مي‌كنند باعث موازنه و تقويت احساس تعادل روحي در مرد و خوشبختي و كاميابي در ازدواج هستند. گوش دادن به درددل و حرف‌هاي شوهر، بدون آن‌كه اظهارنظر يا اندرزي به او داده شود، روشي است براي محبت كردن به مرد، كه موجبات محبوبيت زن را نيز فراهم مي‌آورد.

4. شوهرتان را همان‌گونه كه هست بپذيريد
يك مرد نياز دارد همان‌گونه كه هست، پذيرفته شود، دقيقاً همان‌طوري كه هست (با همه عادات خوب يا بدي كه دارد). اين نوع پذيرش كامل و همه جانبه، وي را متقاعد مي‌كند كه شما به راستي او را دوست داريد. همسر شما نياز دارد كه احساس كند از اهميت برخوردار است، دوستش مي‌دارند و وي را مي‌پذيرند. اگر شما ويژگي‌هاي فردي او را نپذيريد پس چه كسي بايد پذيراي آن‌ها شود؟ يك زن شايسته، به علايق خاص شوهرش توجه مي‌كند، خواه اين علاقه‌ها يك غذاي خاص، روابط جنسي، يا كوهنوردي با دوستان باشد. يك زن كامل، به شوهرش امكان مي‌دهد كه از پذيرشي بي‌قيد و شرط برخوردار شود. بنابراين، اولاً، هيچ‌گاه غر نزنيد. مرتب اشكال گرفتن از كارهاي شوهر و غر زدن براي چيزهاي بي‌اهميت فقط او را از محيط خانه بيزار مي‌كند. تأثير غر زدن، درست برعكس پذيرش وضعيت شوهر است. و ثانياً، هرگز او را با مرد ديگري مقايسه نكنيد. مردهاي ديگر را به رخ شوهرتان نكشيد. اين كار به او احساس ناشايستگي مي‌دهد و اعتماد به نفس را از او مي‌گيرد. هر مردي دوست دارد بابت توانايي‌ها و محاسنش از سوي همسر خود مورد تحسين قرار گيرد. به او اجازه دهيد همان مرد شايسته‌اي باشد كه هست. بدانيد كه اگر به هر كس آزادي بدهيد كه خودش باشد، او بهترين فرد مي‌گردد.

5. شوهرتان را تحسين كنيد
به عنوان يك زن، شما آرزو داريد كه مورد عشق و علاقه همسرتان باشيد. در مقابل شوهر شما هم به عنوان يك مرد آرزو دارد كه شما وي را تحسين كنيد. اين نخستين نياز او در خانه است. شما همان شخصي هستيد كه شوهرتان نياز دارد احساس كند در نظر شما فرد خاصي است و جايگاه ويژه‌اي دارد. او با شما ازدواج كرد زيرا فكر مي‌كرد كه شما بهترين همسر دنيا هستيد. در مقابل، او به حمايت و تحسين شما نياز دارد. او براي آنكه هميشه با شور و نشاط باشد به تحسين‌تان نياز دارد وگرنه به خانواده‌اش بي‌رغبت مي‌گردد. وجود شوهر خود را در منزل جدي بگيريد و با او مهربان باشيد. هنگامي كه صحبت مي‌كند تحسينش كنيد. به چيزي كه مي‌گويد توجه كنيد. اجازه دهيد كه احساس كند شما خيلي به او اهميت مي‌دهيد. به صفات تحسين برانگيز او توجه كنيد. مطمئنا شوهرتان صفات قابل تحسيني دارد، که باید آن ها را برجسته کنید. منظور از اين سخنان اين نيست كه شما براي اين كه در شوهرتان يك احساس غرور و شخصيت پديد آوريد، به دروغ و نيرنگ متوسل شويد. همه افراد، تفاوت ميان تحسين و تملق را درك مي‌كنند. بلكه منظور اين است كه شوهرتان نياز عميقي به تحسين واقعي دارد. درصدد يافتن تحسين‌هاي تازه برآييد. نقاط قوتي را كه شوهرتان دارد و شايد خودش هم به دارا بودن آن صفات توجه ندارد، پيدا كنيد و او را به خاطر داشتن آن‌ها تحسين نماييد.

6. خود را براي شوهرتان بياراييد
يكي از نيازهاي اساسي شوهر شما اين است كه از نظر جسماني براي او جذاب باشيد. او عاشق اندام شماست. سر و وضع آراسته همان چيزي است كه شوهرتان از شما مي‌خواهد. او مي‌خواهد وقتي به خانه مي‌آيد همسرش با تمام لطافت‌هاي زنانگي منتظر او باشد. اگر لباس شما بد و كهنه بوده و خسته به نظر برسيد، او را از آمدن به خانه متأسف خواهيد كرد. به خاطر بسپاريد كه مردها طرز تفكري متفاوت از زنان دارند. سر وضع ظاهري زن برای مرد خیلی اهمیت دارد. بنابراين، سر و وضع شما هنگام عصر پيش از ورود شوهرتان به خانه بايد خيلي مرتب و منظم باشد. وقتي هنگام ورود به خانه مي‌بيند كه از قيافه و ظاهر شما، زيبايي و شادماني مي‌بارد از بودن در خانه احساس سرزندگي و شادماني مي‌كند. شوهر شما دوست دارد خود را براي او بياراييد و به خاطر اين كه با اين كار مي‌خواهيد او را خوشحال كنيد، شما را دوست خواهد داشت. هنگامي كه نياز او به داشتن يك زن جذاب و زيبا برآورده شد، او نيز سپاسگزار شما خواهد بود و خواسته‌هاي شما را با كمال ميل برآورده خواهد كرد. پيامبر اكرم (صل الله عليه و آله و سلم) در پاسخ زني كه از او درباره حقوق شوهر بر همسرش پرسيد، فرمودند: «...و عليها أن تطيب بأطيب طيبها و تلبس أحسن ثيابها و تزين بأحسن زينتها و تعرض نفسها عليه غدوة و عشية...؛ وظيفه زن آن است كه خود را با خوش بوترين عطرها معطر سازد بهترين لباس‌هايش را بپوشد، بهترين زيور آلاتش را در بر كند و هر صبح و شام خود را به شوهرش عرضه نمايد.» (3)

7. به تمايلات جنسي شوهرتان با رغبت پاسخ دهيد
يكي از راه‌هاي ابراز محبت به مردان از سوي همسرشان اين است كه نيازهاي جنسي آنان را برآورده سازند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه مردان لذت‌بخش‌ترين زمان خود را زماني بيان نموده‌اند كه با همسرشان آميزش داشته‌اند. آميزش به مردان اين اطمينان را مي‌دهد كه با همسرشان رابطه‌اي نزديك دارند و خانمشان او را دوست دارد. البته، مرد نياز دارد كه احساس كند دوستش دارند، نه آن‌كه تحملش مي‌كنند. بعضي از زنان عمل آميزش را طوري انجام مي‌دهند كه گويي دِين خود را مي‌پردازند و يا انجام وظيفه مي‌كنند. براي اين كه شوهرتان از لحاظ احساسي و عاطفي خودش را وقف شما كند لازم است نياز جنسي او را بر آورده سازيد. او نياز دارد بداند كه از لحاظ جسمي به وي تمايل داريد. براي بيشتر مردان، روابط جنسي مهم‌ترين گواه آن است كه شما دوستش داريد. اين كار همچنين تأييد ارزش شخصي وي به‌ شمار مي‌آيد. اگر شوهرتان در روابط جنسي احساس رضايت كند، حاضر است كه به نيازهاي عاطفي شما پاسخ گويد. به دليل اهميت رابطه جنسي در زندگي زناشويي، در اسلام نيز بر پاسخ‌گويي زن به تمايلات مرد تأكيد شده است، از جمله، پيامبر اكرم (صل الله عليه و آله و سلم) فرمودند: «لا يحل لامرأة أن تنام حتي تعرض نفسها علي زوجها؛ براي زن شايسته نيست بخوابد، مگر اين كه خود را به شوهرش عرضه كند.» (4)
اميدواريم با به كار بستن راهكارهاي مذكور بتوانيد به خواسته خود دست يابيد، البته اين را بدانيد كه تغيير رفتار همسرتان در طول زمان خواهد بود؛ بنابراين به هيچ وجه عجله نكنيد و به او وقت بدهيد تا خودش تغييرات ظاهري و رفتاري شما را درك كند و با خواست قلبي خودش متوجه شما شود و به سوي شما بيايد. سعي كرديم مطالبي تقديمتان كنيم كه بتواند براي شما كاربردي باشد و به شما كمك كند.

پي نوشت ها :
1. بحار الانوار، ج 22، ص 145.
2. مستدرك الوسايل، ج 14، ص 254.
3. كافي، ج 5، ص 508.
4. وسايل الشيعة، ج 20، ص 176.

نویسنده : زهرا محمدی

چگونگی رفتار با شوهر

چگونگی رفتار با شوهر

با شوهرم چه رفتاري داشته باشم كه زندگيم سرشار از محبت و عشق باشه و يكنواخت نشه؟

با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامي؛ از اينكه با ما سخن مي گوئيد خرسنديم و اميدواريم كه ارتباط شما با ما تداوم داشته باشد. پرسشگر گرامي با ذكر مواردي به بررسي سوال شما مي پردازيم :
1. مردان موجوادات قدرت طلب و سلطه جويي هستند؛ از اين رو اولين نكته اي كه در گفتار، تأثير فراواني در روان شوهرتان دارد و اين گفته موجب افزايش علاقه شوهرتان به شما خواهد شد ، «تحسين كردن شوهر و احترام گذاشتن به اين ويژگي ذاتي او » است. با توجه به اين ويژگي رواني مردان لازم است تمام كارهايي كه موجب اقتدار مرد در محيط خانواده مي شود را انجام دهيد و تمام كارهايي كه اقتدار مرد را زير سوال مي برد را ترك كنيد. اين رفتار شما مهم ترين نياز روحي يك مرد است؛ زماني كه شما در راستاي بر طرف كردن نيازهاي رواني او تلاش مي كنيد او نيز به صورت خودكار در راستاي بر طرف كردن نيازهاي شما تلاش مي كند.
هنگامي كه مرد در آستانه شكست قرار مي گيرد و زماني كه در آتش ناكامي مي سوزد و احساس مي كند كه همه چيز عليه ميل و اراده او در جريان است به زني نياز دارد كه به او اعتماد به نفس بدهد و روحيه اش را تقويت كند . همان گونه كه اتومبيل بدون بنزين ، روغن و آب به حركت در نمي آيد ، مرد نيز بدون داشتن يك مشوق كه به او ايمان داشته باشد قادر به پيمودن مدارج موفقيت نيست . تشويق و ترغيب باعث تقويت فكري و روحي مرد مي شود . تشويق ، شكست يك مرد را به فتح تبديل مي كند.
تشويق كردن شوهر يك نمودي از دوست داشتن اوست ؛ از اين رو پيامبر (ص) نيز به عنوان حق مرد بر زن بيان نموده است. قالَ الرَسولُ الله(ص) : يَا حَوْلَاءُ لِلرَّجُلِ عَلَى المَرْأَةِ أَنْ تَلْزَمَ بَيْتَهُ وَ تَوَدَّدَهُ وَ تُحِبَّهُ وَ تُشْفِقَهُ وَ تَجْتَنِبَ سَخَطَهُ وَ تَتَّبِعَ مَرْضَاتَهُ وَ تُوفِيَ بِعَهْدِهِ پيامبر (ص) فرمودند : حق مرد بر زنش اين است كه پايبند خانه اش باشد ، با او مهرباني كند و دوستش بدارد و دلسوزش باشد، و او را ناراحت نكند ، و در پي رضايت او باشد، و به عهد او وفا كند ( مستدرك ‏الوسائل ج 14 ، ص 244)
خانم محترم ! شما بايد به نوعي با شوهرتان حرف بزنيد و رفتار كنيد كه احساس سر بلندي و افتخار كند و حرف هاي شما موجب تشويق او شود . خوار و خفيف كردن شوهر، گناه غير قابل بخشش و غير قابل جبران است كه يك زن مرتكب مي شود . جريحه دار كردن غرور يك مرد براي او خيلي گران تمام مي شود و امكان دارد در زندگي زناشويي تأثير نامطلوب دائمي بگذارد . يك مرد به سختي مي تواند خفيف شدن از جانب زنش را فراموش كند (آيين همسرداري ، دوروتي كارنگي ،ص58).
2. با محبت سخن گفتن؛ ديگر آن كه زن با الفاظ شيرين و عاشقانه نسبت به شوهرش ابراز محبت كند؛ اين كار موجب علاقه مندي همسرش به او خواهد شد. پيامبر اسلام (ص) اين با محبت صحبت كردن را از حقوق مرد بر زن مي داند. قالَ الرَسولُ الله(ص) : يَا حَوْلَاءُ لِلرَّجُلِ عَلَى المَرْأَةِ....وَ تَوَدَّدَهُ وَ تُحِبَّهُ وَ تُشْفِقَهُ. پيامبر (ص) فرمودند : حق مرد بر زنش اين است .... با او مهرباني كند ودوستش بدارد و دلسوزش باشد ( مستدرك‏ الوسائل ج 14 ، ص244)
علي (ع) : اعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ لَانَتْ كَلِمَتُهُ وَجَبَتْ مَحَبَّتُه. حضرت علي (ع) به امام حسين (ع) مي فرمايد : بدان پسرم به درستي كه هر كسي كلامش ملايم باشد ، محبت او بر ديگران واجب مي شود (بحارالأنوار ج74 ،ص241 ) .
وقتي مرد احساس كرد زن او را لايق و با جرأت مي داند، به خود مي بالد و اين شهامت را به دست مي آورد كه براي مقابله با هر مشكلي سينه سپر كند. او از لياقت خود اطمينان مي يابد و همين است باعث موفقيتش مي شود .امام صادق (ع) فرمودند : زن براي جذب و موافقت شوهرش از سه چيز بى ‏نياز نيست كه عبارتند از : حفظ كردن خود از هر پليدي وآلودگي تا دل شوهرش در هر شرايطي خوشايند يا ناخوشايند نسبت به اومطمئن باشد؛ مراقبت از شوهر و پرستاري از وي تا اگر لغزشي از او سر زند ، به مهرباني با او برخورد نمايد؛ اظهار عشق به او با عشوه و دلبري و خود را آراستن به زيبايي كه مورد نظر شوهرش است.( تحف العقول،ص337)
يكي از مشخصات زيبا سخن گفتن ، عيب نگرفتن از شوهر، يا به قول مردان « نق نق» نكردن و دائم از شوهر ايراد نگرفتن است. امام علي (ع) به امام حسن (ع) فرمودند : خواهى با تو نيكى كنند با ديگران نيكويى كن. برادرت را با هر خصوصيّتى كه دارد بپذير و تحمّل كن. بسيار گلايه مكن كه كينه را برانگيزد و به دشمنى سخت كشاند.( تحف العقول ، ص85) و ( بحارالأنوار ج74 ص 212 )
زيبا خطاب كنيد تا جواب زيبا بشنويد.(غرر الحكم انصاري، ص181)
لوئيس ترمان عالم و روان شناس مشهور، مطالعه بسيار دقيقي در زندگي 1500 خانواده به عمل آورده است؛ نتيجه آزمايش ثابت كرده است كه شوهر ها نق نق كردن زن را بزرگترين وكشنده ترين عيب مي دانند. گالوپ روان شناس ديگر نيز همين را كشف كرده است و مي گويد : « مردها نق نق كردن زن را رأس عيوب آنها قرار مي دهند » . جونسون تمپر امنت(روان پزشك) در تحقيقات علمي خود به اين نتيجه رسيده كه هيچ صفتي به اندازه عيب جويي ونق نق زن در بدبختي خانواده مؤثر نيست ! (آيين همسرداري ، دوروتي كارگي، ص147.)
3. پذيرش بي قيد و شرط همسر، يك شرط اساسي روابط عاشقانه است. مي‌توانيد بدون انتقاد از يكديگر، در زمينه‌ها‌ي مختلف يا دربارة اشخاص، نظرات متفاوتي داشته باشيد. مي‌توانيد بدون قضاوت و سرزنش، نقاط ضعف همسرتان را قبول كنيد. اين پذيرفتن‌ها عميقاً اطمينان بخش هستند و به زن و شوهر احساسي از پذيرش خود مي‌دهند. البته پذيرفتن به معناي دربست قبول كردن و چشم فرو بستن بر نواقص و اشكالات همسر نيست. اما در فضاي پذيرفتن مي‌توانيد به اتفاق هم با هر آنچه از به هم نزديك‌تر شدن شما جلوگيري مي‌كند برخورد كنيد.
4. رعايت خواسته‌ها‌ي همسر و توجه به نگراني‌ها‌ي او، براي ايجاد روابط بهتر ضرورت دارد. با آنكه بعضي‌ها طبيعتاً حساس‌تر از ديگران هستند، ولی حساسيت ويژگي‌اي پرورش دادني است. اگر همسرتان نسبت به بعضي از رفتارها حساسيت بيش از اندازه نشان مي‌دهد، مي‌توانيد از اين رفتارها دوري كنيد. مي‌توانيد با ملايمت با همسر خود صحبت كنيد و از نگراني‌ها و خواسته‌ها‌ي او آگاه شويد. در برخورد با واكنش‌ها‌ي بي‌تناسب همسرتان خونسردي خود را حفظ كنيد.
5. علاقه نشان دادن به مسائل همسر، از اهميت زيادي برخوردار است. مي‌توانيد به سخنان همسرتان با علاقه گوش دهيد و نشان دهيد كه او را درك مي‌كنيد. به مسائلي كه همسرتان مطرح مي‌كند، از دريچة چشم او بنگريد و احساسش را درك كنيد.
6. دوستي و رفتار دوستانه با همسر، از جمله عوامل تعيين كنندة كيفيت زندگي زناشويي است. اگر اين خصوصيت در ازدواج‌ها نباشد كيفيت آن‌ها تا حد نامناسبي كم مي‌شود.
7. مصاحبت و هم‌نشيني در اوايل ازدواج از اهميت زيادي برخوردار است. مصاحبت و با هم بودن يكي از سرمايه‌ها‌ي ازدواج‌ها‌ي موفق و عشق‌ها‌ي بالغانه است كه اشخاص مي‌توانند به سادگي و صرفاً با برنامه‌ريزي به آن دست يابند. كافي است به فعاليت‌ها‌يي كه هر دو از آن لذت مي‌برند، مانند: مسافرت با هم، رفتن به تفريح‌گاه‌ها و... توجه كنند و اوقاتي را براي آن‌ها در نظر بگيرند. در برنامه‌ها‌ي عادي زندگي نيز مي‌توان از مصاحبت بيشتر با يكديگر برخوردار شد. به اتفاق برنامه تلويزيون را تماشا كردن، پياده‌روي با هم و...
8. خشنود كردن همسر نيز يكي از عوامل مؤثر در ازدواج‌ها‌ي موفق است. اما خشنودي بايد دو طرفه باشد. نه تنها مي‌توانيد با رفتار خود همسرتان را خوشحال كنيد، بلكه مي‌توانيد در خشنودي‌ها و رضايت‌هاي او شريك شويد. كمك كردن به همسر، هديه دادن به او و برآوردن خواسته‌هاي او از راه‌ها‌ي خشنود كردن همسر هستند.
9. با عشق و علاقه در چشمان او بنگريد. زماني كه همسرتان با شما صحبت مي كند، مستقيم به چشمان او نگاه كنيد. نه تنها اين كار نشانگر اين است كه شما به آنچه او مي گويد علاقه منديد، بلكه چيزي در نگاه كردن در چشمان او وجود دارد كه به شما والايي خواهد داد.
10. وقتی عذر شرعی در کار نیست، در پاسخگویی به نیازهای جنسی شوهرتان دریغ نکنید و بهانه نیاورید. یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط زناشویی همین مسائل جنسی (سکس با همسر) است. پس به آن توجه ویژه داشته باشید تا معجزه آن را در زندگی زناشویی تان ببینید.
11. از او حمايت كنيد. به ديگران اجازه ندهيد به همسرتان بي احترامي كنند. حتي نظريه اي كنايه آميز مي تواند آزار دهنده باشد. از او دفاع كنيد. نگذاريد شخصي، مهم ترين و با ارزش ترين فرد زندگيتان را به زمين بزند.
12. در برابر ديگران او را مورد انتقاد قرار ندهيد. اگر حس مي كنيد همسرتان نياز به كمي انتقاد سازنده دارد، به هيچ وجه آن را مطرح نكنيد مگر خصوصي و با لحني دوستانه؛ مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پايين آمدن عزت نفس و جريحه دار شدن احساسات مي گردد.
13. در مقابل ديگران با او مخالفت نكنيد. اين كار سبب شرمنده شدن او خواهد شد و باعث مي شود تا احترام ديگران نسبت به او از بين برود.
14. عكس او را در صفحه كامپيوتر و يا موبايل خود قرار دهيد. با اين كار ، اجازه دهيد او بداند كه مردي خوش تيپ است.
15. در برابر ديگران به او افتخار كنيد. مردها به طور ذاتي روي بالا بردن خود حساب مي كنند. گاهي اوقات به منظور دلگرمي دادن به او بگذاريد تعريف هاي شما را در مورد رفتارها و كردارهاي خوبش بشنود.
16. درباره آينده گفت وگو كنيد. آينده خيلي هم از آنچه كه به نظر مي رسد دور نيست. درباره جاهايي كه دوست داريد وقتي چند سال از ازدواجتان گذشت برويد، با هم حرف بزنيد و سعي كنيد تا آن روياها به واقعيت تبديل شوند.
17. خوراكي هاي مورد علاقه او را تهيه كنيد. شكلات يا هر خوراكي ديگري كه او دوست دارد را بخريد و در كنار ظرف غذاي او با يك جمله زيبا بسته بندي كنيد.
18. كارت پستال هاي عاشقانه به او بدهيد. منتظر يك مناسبت خاص نباشيد تا به او هديه اي بدهيد. عاشقانه ترين كارتي كه مي توانيد را پيدا كنيد و به او هدیه دهید. فراموش نكنيد كه پيام عاشقانه خود را هم در آن بنويسيد.
19. با هم بخنديد. دوران بزرگسالي خود را براي لحظاتي فراموش كنيد و با هم كارهاي بچه گانه و شادي آور انجام دهيد. همچنين، اگر كار اشتباهي انجام شد، سعي كنيد با شوخي و خنده از آن بگذريد. اين كار سبب كاهش استرس در آن شرايط خواهد شد.
20. به خانواده شوهرتان احترام بگذارید. احترام به خانواده اش یعنی احترام به شوهرتان و تاریخ زندگی اش.
21. همانگونه که دوست دارید شوهرتان از اشتباهات شما بگذرد شما نیز از اشتباهاتش بگذرید. پس همواره در زندگی مشترکتان گذشت داشته باشید و فرصت جبران اشتباهات را به همسر خود بدهید.
22. توقعات بي جا نداشته باشید؛ زندگي زناشويي ميدان مشترك كمال زن و مرد محسوب مي شود. بنابراين براي داشتن آرامش و رضايت از زندگي، بايد ميزان خواسته ها و انتظارات زن و مرد از هم متناسب با قدرت و توان طرف مقابل باشد. در غير اين صورت فشار هاي رواني بر زندگي حاكم مي شود و روابط خانوادگي دچار اختلال مي گردد.
23. انتظار نداشته باشيد آنچه در ذهنتان مي گذرد را بخواند. اگر موضوعي هست كه مي خواهيد همسرتان بداند، به او بگوييد، از او انتظار نداشته باشيد كه از افكار و احتياجاتتان باخبر باشد؛ اين موجب اعتماد او به شما و افزايش علاقه بين شما مي شود.
24. عاشقانه او را صدا بزنيد و براي او پيامك هاي عاشقانه بفرستيد.
موفق باشید؛ باز هم با ما مكاتبه كنيد.

نویسنده : محمدصادق آقاجانی

پنج تفاوت فيزيولوژيک زن و مرد

پنج تفاوت فيزيولوژيک زن و مرد

در عين حال بايد توجه داشت تفاوت‌هاي عمده‌اي در فيزيولوژي جنسي ميان زنان و مردان وجود دارد...

طبق سرشماري نفوس در سال 1385، جمعيت زنان کشور 34 ميليون و 618 هزار و 28 نفر برآورد شده که حدود 70 درصد آنها 64-15 ساله هستند، يعني تقريبا 24 ميليون نفر زن 64-15 ساله در کشور زندگي مي‌کنند. با توجه به اينكه در جوامع مختلف ميزان شيوع اختلال‌هاي جنسي در زنان، بين 40-30 درصد تخمين زده شده اگر متوسط آن را 30 درصد در نظر بگيريم، در ايران حدود 8 ميليون زن دچار درجه??هايي از مشکلات زناشويي هستند.

پرونده‌هاي متعدد جدايي از طرف پزشکي قانوني يا دادگاه به دليل وجود مشکلات زناشويي براي اظهارنظر ارجاع داده مي‌شوند. خيلي وقت‌ها زوج‌ها پس از گذشت چند سال از زندگي مشترك، هنوز رابطه زناشويي موفقي نداشته‌اند (ازدواج به وصال نرسيده). متاسفانه طرح موضوع مشکلات جنسي به‌خصوص مشكلات زنان به شکل تابو درآمده است و در بسياري از موارد، نه بيمار و نه پزشک، جرات صحبت در اين مورد را ندارند و اگر بيمار پس از تحمل فشارهاي رواني زياد هم بخواهد مشکل خود را بيان کند يا پزشک در مورد وجود چنين مشکلي بپرسد، بايد دنبال كلمه‌هاي مناسبي بگردند که در بسياري از موارد دشوار است.

اين مشكل در مورد نوشتن مطلب علمي در مورد اختلال‌هاي جنسي نيز وجود دارد. درصد قابل‌توجهي از زنان در طول زندگي زناشويي خود ارضاي جنسي (ارگاسم) را تجربه نمي‌کنند. اين مساله عوامل متعددي دارد؛ متاسفانه درصد قابل‌توجهي از مردان نمي‌دانند زنان هم بايد مانند آنها به ارضاي جنسي برسند. درصدي از مردان نيز که از اين موضوع اطلاع دارند، اصولا حقي براي همسرشان قائل نمي‌شوند. برخي مردان نه‌تنها از آناتومي و فيزيولوژي جنسي زنان بلکه در مورد بدن خودشان نيز تقريبا هيچ اطلاعي ندارند و اين باعث ايجاد مشکلات عديده?اي در زندگي زناشويي آنها مي‌شود. متاسفانه درصد قابل‌توجهي از زنان نيز حتي افراد تحصيلکرده‌، اطلاعات کافي در مورد آناتومي و فيزيولوژي بدن خود ندارند. براي داشتن رابطه زناشويي طبيعي و موفق، داشتن كمي اطلاعات علمي در مورد روابط زناشويي و باروري و احترام به حقوق طرفين الزامي است. اين مساله اطلاعات بايد به زبان مناسب هر گروه از مردم در اختيارشان گذاشته شود. معمولا افراد ناآگاه، هيچ‌وقت در پي اين فرصت نيستند كه به آگاهي‌هاي خود بيفزايند يا ممکن است اطلاعات را از منابع غيرمعتبر و گمراه‌کننده کسب كنند بنابراين از آنجا كه نمي‌توانيم به آحاد مردم در مورد روابط زناشويي سالم آموزش دهيم، بايد حداقل منابعي را که چنين اطلاعاتي در دسترس عموم قرار دهد، فراهم كنيم.


تفاوت‌هاي پنج‌گانه

تفاوت‌هاي عمده‌اي بين مردان و زنان در مورد فيزيولوژي روابط زناشويي وجود دارد:

تفاوت اول: اولين مرحله در يک رابطه زناشويي موفق، ايجاد حس «برانگيختگي» است. اين برانگيختگي در مردان آسان و از راه‌هاي متعددي ايجاد مي‌شود ولي در زنان بسيار پيچيده است و به‌راحتي به وجود نمي‌آيد. برخلاف آقايان، ايجاد حس برانگيختگي در زنان، به يک رابطه خوب عاطفي با همسر نياز دارد و بدون آن، اين حس هرگز برانگيخته نخواهد شد يا اگر ايجاد شود هم به ارضاي جنسي منتهي نمي‌شود يا خيلي زود از بين مي‌رود.

تفاوت دوم: مدت زمان رسيدن به ارضاي جنسي و ملزومات آن در زنان و مردان کاملا متفاوت است. مردان گاهي در عرض چند ثانيه يا حداکثر چند دقيقه به ارضاي جنسي (انزال) مي‌رسند، ولي زنان براي رسيدن به ارگاسم به زمان طولاني‌تري (معمولا 10 دقيقه يا بيشتر) نياز دارند. برخلاف آقايان، زنان براي رسيدن به ارگاسم به محرك‌هاي ديگري نيز نيازمندند. يعني اگر تمام شرايط مهيا باشد، براي رسيدن به ارضاي جنسي در يك زن، حدود 20 دقيقه زمان لازم است که اين زمان مي‌تواند در افراد مختلف متغير باشد.

تفاوت سوم: مردان پس از انزال، بلافاصله نمي‌توانند دوباره رابطه برقرار کنند و مدت زماني لازم است تا مجددا توانايي برقراري رابطه را پيدا كنند. اين زمان با توجه به سن مرد، از چند دقيقه تا چند ساعت و حتي روز متغير است. مدت زماني را که مرد قابل‌تحريک نيست «زمان تحريک‌ناپذيري» مي‌گويند. در زنان اين زمان معنا ندارد و در يک بار رابطه زناشويي، مي‌توانند حتي چند بار به ارضاي جنسي برسند.

تفاوت چهارم: با افزايش سن، پديده «يائسگي» در زنان اتفاق مي‌افتد و دليل قطع ترشح هورمون‌هاي مترشحه از تخمدان، تغييرات عمده در دستگاه تناسلي و بدن آنها به وجود مي‌آيد. اين تغييرات تمايلات و توانايي زنان را از بين نمي‌برد، بلکه پديده طبيعي‌اي در زندگي است که روش برخورد مخصوص به خود را دارد. حدود 70 درصد مردان نيز با بالا رفتن سن، ميزان هورمون‌هاي مردانه کاسته مي‌شود که به آن «يائسگي مردانه» مي‌گويند.

تفاوت پنجم: برخلاف مردان که دستگاه تناسلي آنها تا آخر عمر بدون تغيير باقي مي‌ماند، دستگاه تناسلي زنان در طول زندگي ممکن است دچار تغييرات عمده?اي‌ شود؛ گاهي قطع هورمون‌ها در زمان يائسگي، اختلال‌هاي آناتوميک مادرزادي و زايمان‌هاي مشکل و متعدد، تغييرات زيادي در دستگاه تناسلي ايجاد مي‌كند.

به طور كلي اختلال‌هاي جنسي در زنان به 6 گروه بزرگ تقسيم مي‌شود که هر کدام راه‌هاي تشخيص و درمان جداگانه‌اي دارند؛ اختلال در ميل جنسي، اختلال در حس برانگيختگي، اختلال در رسيدن به ارگاسم، اختلال درد، اختلال در ترشحات و اختلال در رضايتمندي. خوشبختانه امروزه با پيشرفت علم پزشکي و تکنولوژي، بسياري از مشکلات جنسي و تغييرات مرضي و آناتوميک دستگاه تناسلي در زنان با روش‌هاي مختلف از جمله جراحي قابل‌درمان هستند. مبحث اختلال‌هاي جنسي در زنان بسيار گسترده است و هر چه زوج‌ها در اين مورد اطلاعات بيشتري داشته باشند، روابط زناشويي بهبود مي‌يابد و باعث كاهش اختلاف‌هاي خانوادگي و آمار طلاق و سوءاستفاده افراد سودجو با تبليغات ماهواره‌اي و... خواهد شد.

دکتر محمدرضا صفري‌نژاد/جراح و متخصص بيماري‌هاي کليه و مجاري ادراري و رييس انجمن علمي سلامت خانواده و استاد دانشگاه

منبع: پایگاه سلامت