نماز خائفانه بخوان

نماز خائفانه بخوان

خداوند در توصیف نماز شب خوان‌ها می‌فرماید : نماز شان با خوف و ترس است. (تَتَجَافَی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَ طَمَعًا ؛ سجده آیه ۱۶) آیا می‌دانید آنها از چه چیزی می‌ترسند؟

شیخ رجبعلی خیاط در توضیح این آیه فرمودند: خوف و طمع در این آیه خوف از فراق است و طمع وصال مانند امیرالمؤمنین علیه السلام که در دعای کمیل می فرماید گیرم که بر عذاب جهنم تحمل کنم اما چگونه بر جدایی تو تاب بیاورم؟ (فَهَبْنِي يَا إِلَهِي ... صَبَرْتُ‏ عَلَى‏ عَذَابِكَ‏ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ)

همچنین یکی از شاگردان این عارف بزرگ می‌گوید روزی ایشان به من گفت:

«فلانی! عروس خود را برای که آرایش می‌کند؟» عرض کردم : برای داماد

فرمود: «فهمیدی؟» سکوت کردم.

فرمود: شب زفاف فامیل عروس تلاش می‌کنند او را به بهترین شکل آرایش کنند تا مورد پسند داماد واقع شود، ولی عروس در باطن یک نگرانی دارد که دیگران متوجه نیستند، نگرانی این است که اگر در شب وصال نتوانست نظر داماد را جلب کند یا داماد حالت انزجاری از او پیدا کند، چه کند؟

بنده که نمی‌داند [نماز و ] کارهای او مورد قبول خداوند متعال واقع شده است یا نه، چگونه می‌تواند خائف و نگران نباشد؟! آیا تو خود را برای «او» آراسته می‌کنی یا برای «خود» و برای وجهه پیدا کردن میان مردم؟

[برخی] اموات وقتی مُردند می‌گویند : خدایا مرا برگردان تا عمل صالح انجام دهم. عمل صالح آن است که خدا بپسندند نه اینکه نفس تو آن را امضا کند.

[ بنابراین ایشان برای خوف نمازگزاران دو علت بیان کردند؛ یکی ترس از فراق و جدایی و دیگری ترس از مورد پسند نبودن نماز در درگاه خدا]

(کیمیای محبت ؛ شرح حال شیخ رجبعلی خیاط ؛ صفحه ۲۳۶)

یک راه آسان کسب حضور قلب

یک راه آسان کسب حضور قلب

آیت الله بهجت 1 :

علامه قاضی 1 فرمودند هر کس نماز های واجب یومیّه را اول وقت بخواند، به همه مقامات معنوی خواهد رسید. اگر نرسید مرا لعنت کند!

ایشان نگفت: «خوب بخواند». معلوم می شود که نماز اول وقت خواندن، حضور قلب آور هم هست.

(زمزم عرفان ؛ محمدی ری شهری ؛ ص ۸۵)


بالاترین لذت معنوی

آیت الله بهجت 1:

اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان ، در حال نماز ، چه لذت هایی می برد، هیچ گاه دنبال لذایذ مادی نمی رفتند.

همچنین استاد اخلاق در نجف [علامه قاضی] می فرمود: « اگر [مردم] لذت نماز را بدانند ، می دانند که در دنیا، لذتی بالاتر از نماز نیست».

(زمزم عرفان ؛ محمدی ری شهری ؛ ص ۹۰)


عبادات شیخ انصاری


عبادات شیخ انصاری 1

آیت الله بهجت 1:

آیا حالات و مقامات شیخ انصاری 1 جای اغتباط [غبطه خوردن] نیست که بین دو محال عادی ، جمع کرده بود؟!

با یک چشم ، دو درس خارج فقه و اصول در شبانه روز می گفت و تألیفات آن چنانی داشت. این در رابطه با علمیّات ؛ اما نسبت به عملیّات هر روز نماز جعفر [طیار] و زیارت عاشورا و جامعه [کبیره] را می خواندند و به نماز شب هم مقید بودند. آیا جمع این امور، جز با این می شود که خداوند، برکت در اوقات و توفیق در اعمال بدهد؟!

(زمزم عرفان ؛ محمدی ری شهری ؛ ص 112)


توصیف نماز و عبادت آیت الله بهجت 1

حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت (پسر ایشان) :

یک و نیم ساعت قبل از طلوع فجر ، بیدار و به استغفار و مناجات و نماز شب و نوافل و قرائت قرآن و تدبّر در آن ، مشغول بود و اگر حضور در مسجد و نماز صبح و تعقیبات متّصل و زیارت حرم [حضرت معصومه] و اذکار روزانه ـ که حتّی در راه رفتن و بازگشت ، برای هر کدام برنامه داشت ـ بدانها بیفزاییم ، تا وقت صبحانه ، با احتساب اختلاف فصول و کوتاهی و بلندی شب، پنج ـ شش ساعت وقتْ صرف عبادات می کرد.

برای ظهر و عصر هم با در نظر گرفتن مقدمات و نوافل و تعقیبات ، حدود دو ساعت و نیم و برای نماز مغرب و عشا نیز حدود سه ساعت و نیم در نظر می گرفت. عبادات متّصلش ، جمعاً یازده ، دوازده ساعت ـ که روز های پنج شنبه و جمعه و ایام مخصوص، بیشتر می شد ـ وقت او را پُر می کرد.

او معتقد بود و یقین داشت که این عبادات، مُمِدّ مطالعات اند و بلکه زمان لازم آنها را به یکْ پنجم ، تقلیل می دهند.

مانند کارخانه ای چند شیفته ، حدود بیست ساعت را در شبانه روز ، به تنهایی کار می کرد و کار! [فقط حدود چهار ساعت می خوابید]

تا توان داشت کار می کرد. وی پس از نود سالگی هم با بسیاری از جوانان فرق ها داشت و از آنان، تواناتر و پُر کار تر بود.

در ۹۵ سالگی هم با وجود تمام مخالفت ها، یک درس به تدریس خود اضافه کرد.

(زمزم عرفان ؛ محمدی ری شهری ؛ ص ۲۷۸ و ۲۷۹)


راه رسیدن به کمالات انسانی

راه رسیدن به کمالات انسانی

آیت الله بهجت 1:

برای سالک، در اولین مرحله ، عزم راسخ و مستمر بر ترک معاصی در اعتقادیات و عملیّات در تمام عمر ـ اگر چه هزار سال باشد ـ و نماز اول وقت ، برای وصول به مقامات عالیه، کافی و وافی است.

(زمزم عرفان ؛ محمدی ری شهری ؛ ص ۸۳)


طوطی

انسان برای اینکه از دعا [و نماز] نتیجه بگیرد باید آن را با روح بخواند و از قلب او تراوش کند.

اگر صاحب‌خانه به طوطی خانه یاد دهد که به مهمان سلام کند یا به او تعارف غذا کند و خود صاحب خانه دیگر به مهمان توجه نکند. مهمان سلام طوطی را جایگزین، سلام صاحب‌خانه نمی داند زمانی جواب سلام را می‌دهد که خود صاحب‌خانه سلام کرده باشد نه طوطی او.

زبان انسان در حکم طوطی است و قلب و روح و اعتقاد انسان در حکم صاحب خانه. خدا به سلام صاحب‌خانه جواب می‌دهد نه به طوطی خانه.

[بایستی تلاش کنیم دعا و نماز ما از قلب ما جاری شود نه از زبان ما، حضور قلب یعنی اینکه صاحب خانه سلام و تعارف کند و بعد از آن طوطی تکرار کند، نه این که طوطی سخن بگوید و صاحبخانه ساکت باشد]

خداوند در قرآن می فرماید وقتی در کشتی نشسته‌اید همین که باد تند و امواج بلند شد دعا خواهید کرد، در آن لحظه طوطی انسان نیست که اظهار حاجت می کند، بلکه روح و قلب انسان که صاحبخانه است ـ چون مضطر می‌شود و کارد به استخوانش رسیده ـ با سوز و التهاب طلب نجات از خدا دارد.

برای اینکه نماز و دعای ما حضور قلب باشد بایستی احساس اضطرار کنیم یعنی توجه به پیدا کنیم که در حال غرق شدن هستیم. امامان به ما می‌گویند انسان کشتی عمر تو در حال غرق شدن است کافی است مجرای یک رگ بگیرد یا خون لخته شود تا از بین بروی ...

(تمثیلات آیت الله حائری شیرازی ؛ جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۹ با اندکی اضافات)