قسمت سوم (راحت طلبی) – جلسه هشتم

تنها مسیر(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی)

سری اول: قسمت سوم (راحت طلبی)  جلسه هشتم

 

خیال زندگی راحت‌طلبانه را از سر بیرون کنید / به‌دست آوردن برخی از راحتی‌ها و دوری از برخی سختی‌ها وظیفۀ ماست

 

·         سخنران: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان

·         مکان: تهران - مسجد امام صادق(ع) – میدان فلسطین

·         زمان: 1393/03/30

پناهیان: باید خیال یک زندگی راحت را از سر خودمان بیرون کنیم و برای آن برنامه‌ریزی نکنیم و به‌جای آن انجام وظیفه و تکلیف را قرار دهیم. مثلاً وظیفۀ یک مرد این است که برای تأمین معاش خانوادۀ خودش تلاش کند و پول در بیاورد. حالا که این وظیفه برای ما قرار داده شده، به خاطر انجام وظیفه و تکلیف به دنبال پول در آوردن می‌رویم، نه به خاطر راحت بودن. انسان نباید هدف زندگی و فعالیت‌های خود را راحت‌طلبی یا رسیدن به راحتی خیالی و موهوم قرار دهد. باید هدف زندگی را انجام تکلیف قرار دهد. ضمن اینکه از برخی از سختی‌ها نیز استقبال کند؛ حتی اگر به او تکلیف نشده باشد .... تا به این‌جای بحث، بیشتر از این می‌گفتیم که باید از راحتی‌ها فرار کنیم و خیلی راحت‌طلب نباشیم ولی -همان‌طور که قبلاً هم بیان شد- راحت‌طلبی به‌طور مطلق یک امر مذموم نیست. یعنی این‌طور نیست که ما بخواهیم به‌طور مطلق از راحتی فرار کنیم. حتی برخی از راحتی‌ها را باید به‌دست بیاوریم و به‌دست آوردن آن راحتی‌ها وظیفۀ ماست.  برخی  از سختی‌ها را نباید به خودمان بدهیم و برخی از راحتی‌ها را باید به‌دست آوریم.

با پایان یافتن بخش اول و دوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش سوم مباحث «تنها مسیر» با موضوع یکی از مصادیق مهم هوای نفس، یعنی «راحت‌طلبی» آغاز شد که کلیات آن در مراسم سوگواری ایام فاطمیه در حسینیه امام خمینی ارائه شده بود. قسمت سوم مباحث «تنها مسیر» تحت عنوان «راحت‌طلبی اولین گرایش انسان» جمعه شب‌ها در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین به همت هیئت محبین امیرالمؤمنین(ع) برگزار شد.

 

گزیدۀ مباحث مطرح شده در این جلسه:

واقع‌بینی صحیح انسان را از آرمان‌گرایی جدا نمی‌کند/ واقعیت‌ها انسان را انقلابی و آرمان‌گرا بار می‌آورند و از دنیاطلبی جدا می‌کنند  

  • یکی از مکائد ابلیس این است که انسان را با واقعیت‌ها در ارتباط قرار نمی‌دهد یا واقعیت‌ها را در ذهن انسان مخدوش جلوه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد انسان به بعضی از واقعیت‌ها نگاه کند.
  • برخی از کسانی که ژست روشنفکریِ ضد دینی می‌گیرند، خودشان را طرفدار واقعیت‌ها نشان می‌دهند و می‌گویند: «آدم باید واقع‌بین باشد و آرمان‌گرا نباشد!» در حالی‌که واقع‌بینی صحیح انسان را از آرمان‌گرایی جدا نمی‌کند. اتفاقاً همین‌ واقعیت‌های عالم هستند که ما را به سراغ خداپرستی و دین و ایمان فرستاده‌اند.
  • اگر انسان به واقعیت‌ها درست نگاه کند معتقد‌تر، ملتزم‌تر و فداکارتر زندگی خواهد کرد. واقعیت‌ها انسان را انقلابی و آرمان‌گرا بار می‌آورند و او را از دنیاطلبی و بدمستی جدا می‌کنند. هرچند واقع‌بینی را باید با آرمان‌گرایی جمع کرد، اما گاهی اوقات خودِ واقع‌بینی هم -به‌تنهایی- کفایت می‌کند؛ از بس که واقعیت‌ها انسان را به سوی آرمان‌ها سوق می‌دهند و تسلیم ایمان می‌کنند.

خیال رسیدن به راحتی موهوم در این دنیا، به انسان لطمه می‌زند

  • واقعیت‌هایی که ما در پیرامون خودمان باید به آنها نگاه کنیم، چند دسته هستند: 1) یک‌دسته از واقعیت‌ها ناشی از سنت‌های الهی هستند و در اثر رفتار خودمان بر سر ما می‌آیند. 2) یک‌دسته از واقعیت‌ها نیز ناشی از قواعد حیات دنیا هستند؛ مانند مرگ، پیری و مشکلاتی که نتیجۀ اعمال خوب و بد ما نیستند و به‌طور طبیعی به سراغ همۀ آدم‌های خوب و بد خواهند آمد. 3) یک‌دسته از واقعیت‌ها نیز قبل از اینکه ما در این دنیا زندگی کنیم، در اطراف ما و در طبیعت حیات دنیا، تعبیه شده‌اند.
  • ما در متن این واقعیت‌هایی که به ما سختی و رنج می‌دهند، زندگی می‌کنیم. زشت است در میان این واقعیت‌های سراسر توأم با رنج و سختی که با راحتی انسان مغایرت دارند، انسان بخواهد خیال‌پردازانه به دنبال راحت‌طلبی باشد. این خیال‌پردازی و تصور رسیدن به راحتی موهوم، خیلی به انسان لطمه می‌زند.
  • خیال رسیدن به یک زندگی خوش و راحت در این دنیا واقعاً به انسان لطمه می‌زند، همچنان که این توهم که دربارۀ زندگی برخی دیگر خیال کنیم آنها در خوشی و راحتی مطلق زندگی می‌کنند نیز به انسان لطمه می‌زند، یکی از این لطمه‌ها دچار شدن به حسادت و حسرت و حرص  است.

اتمام نعمت و امر فرج اتفاق نمی‌افتد مگر بعد از سختی‌ها و اذیت از دشمنان

  • روایت‌های زیادی وجود دارد که دربارۀ سختی‌ها و ابتلائات مختلف به ما هشدار داده شده است. به عنوان مثال امام صادق(ع) در قسمتی از نامه‌ای که خطاب به شیعیان نوشته‌اند، می‌فرماید: «ای گروهی که راه حق را انتخاب کرده‌اید تقوای الهی پیشه کنید، کار(امر ولایت و حکومت موعود) به سرانجام نمی‌رسد تا اینکه بلاها و سختی‌هایی که بر صالحین و آدم‌های خوب قبلی پیش آمده است برای شما هم پیش بیاید و در جان و مال، مبتلا شوید و صدمه بخورید و از دشمنان خودتان اذیت بسیار ببینید و شما باید صبر و مقاومت کنید؛ فَاتَّقُوا اللَّهَ أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ النَّاجِیَةُ، إِنْ أَتَمَّ اللَّهُ لَکُمْ مَا أَعْطَاکُمْ بِهِ فَإِنَّهُ لَا یَتِمُّ الْأَمْرُ حَتَّى یَدْخُلَ عَلَیْکُمْ مِثْلُ الَّذِی دَخَلَ عَلَى الصَّالِحِینَ قَبْلَکُمْ وَ حَتَّى تُبْتَلَوْا فِی أَنْفُسِکُم‏ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ حَتَّى تَسْمَعُوا مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَذىً کَثِیراً فَتَصْبِرُوا وَ تَعْرُکُوا بِجُنُوبِکُمْ وَ حَتَّى یَسْتَذِلُّوکُمْ»(کافی/ج8/ص4)

اگر انسان یک‌مقدار وجدان داشته باشد، رنج مردم منطقه را در جان خودش احساس می‌کند

  • حضرت در ادامه می‌فرماید: «[و امر ظهور اتفاق نمی‌افتد] تا اینکه دشمنان از شما کینه به دل گیرند و به شما ستم کنند، و شما این ستم‌ها را به خاطر خدا و آخرت تحمل کنید، و تا اینکه فروببرید خشم شدیدی که از اذیتی که در راه خدا بر شما روامی‌دارند به وجود آمده (یک جاهایی آن‌قدر ناراحت می‌شوید ولی مجبور خواهید بود به خاطر خدا این غیظ خود را کنترل کنید)؛ وَ یُبْغِضُوکُمْ وَ حَتَّى یُحَمِّلُوا عَلَیْکُمُ الضَّیْمَ فَتَحَمَّلُوا مِنْهُمْ تَلْتَمِسُونَ بِذَلِکَ وَجْهَ اللَّهِ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ حَتَّى تَکْظِمُوا الْغَیْظَ الشَّدِیدَ فِی الْأَذَى فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَجْتَرِمُونَهُ إِلَیْکُمْ»(همان منبع)
  • امروز در منطقه به انحاء مختلف این شرایط را می‌بینید. اگر انسان یک‌مقدار وجدان داشته باشد رنج مردم منطقه را واقعاً می‌تواند در جان خودش احساس کند. چه فرقی هست میان ما و آن مؤمنینی که در این منطقه زندگی می‌کنند و امنیت ندارند؟! همان کسانی که هر لحظه ممکن است تروریست‌ها وارد خانۀ آنها شوند و سرشان را جلوی زن و فرزندانش ببُرند؟ انسان باید دلش را نزدیک کند به آن مؤمنین مظلومی که به خاطر همین مرام ما(مرامی که پرچمش را ما برپا کرده‌ایم) امروز دارند ظلم و ستم تحمّل می‌کنند. اگر ما یک‌مقدار با وجدان و توجه برخورد کنیم، همان رنجی که آن‌ها متحمل می‌شوند، ما هم خواهیم کشید. چه‌بسا اگر ما با وجدان برخورد کنیم و این رنج مؤمنین را در وجود خودمان احساس کنیم، خداوند این تحمل رنج را از ما بپذیرد و آن بلاها و سختی‌ها را از بین ببرد.

بی‌قراری و همدردی با سایر مؤمنین، به نزدیک شدن پیروزی نهایی کمک می‌کند

  • ما هم باید با اذیت سایر مؤمنین، اذیت شویم و احساس درد و رنج داشته باشیم. اینکه گفته‌اند: «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند...» دربارۀ همۀ انسا‌ن‌ها گفته شده است ولی طبیعتاً این همدردی و بی‌قراری در بین مؤمنین خیلی بیشتر خواهد بود. این همدردی و بی‌قراری خیلی کمک می‌کند به اینکه اتمام نعمت و پیروزی نهایی زودتر محقق شود.
  • امام صادق(ع) در ادامه روایت فوق می‌فرماید: «[و امر ظهور اتفاق نمی‌افتد] تا اینکه شما را تکذیب کنند و با شما دشمنی کنند و نسبت به شما بغض پیدا کنند و شما در مقابل اینها صبر کنید؛ وَ حَتَّى یُکَذِّبُوکُمْ بِالْحَقِّ وَ یُعَادُوکُمْ فِیهِ وَ یُبْغِضُوکُمْ عَلَیْهِ فَتَصْبِرُوا عَلَى ذَلِکَ مِنْهُمْ»(همان منبع) و شما امروز می‌بینید که چقدر ما را تکذیب می‌کنند؛ به حدّی که الان تکفیری‌ها، ما را کافر می‌دانند و دشمنی با ما را به اوج رسانده‌اند.

در این فضای سرشار از رنج و سختی، نباید به دنبال راحت‌طلبی بود/ انسان با بی‌دینی و راحت‌طلبی به راحتی نمی‌رسد

  • در کنار واقعیت‌های تلخی مانند «پیری» و «مرگ» که طبیعت حیات دنیا به ما تحمیل می‌کند، این واقعیت‌های تاریخی هم برای ما بسیار درس‌آموز و تکلیف‌آور است. در چنین فضایی نباید به دنبال راحت‌طلبی بود. اگر انسان در چنین فضایی راحت‌طلبی کند، طبیعتاً بی‌دین می‌شود، با خداوند مشکل پیدا می‌کند، دچار ضعف ایمان می‌شود و برای فرار از این سختی‌ها ممکن است رفتارهای بدی از او سر بزند ولی باز هم به راحتی نمی‌رسد. یعنی انسان با بی‌دینی و راحت‌طلبی به راحتی نخواهد رسید.
  • از سوی دیگر، امام رضا(ع) می‌فرماید: «هر کسی بهشت و رضوان الهی را بخواهد ولی بر سختی‌ها صبر نکند در واقع خودش را مسخره کرده است؛ مَنْ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ لَمْ یَصْبِرْ عَلَى الشَّدَائِدِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه‏»(مجموعۀ ورّام/ج2/ص111) مگر می‌شود انسان به بهشت و رضوان الهی راه پیدا کند ولی در این دنیا بخواهد برای خودش راحتی تأمین کند؟! اگرچه کسانی که در این دنیا به دنبال راحت‌طلبی می‌روند هیچ‌وقت به آن نمی‌رسند بلکه به سختی‌های بیشتر می‌رسند، ولی خیال رسیدن به راحتی، آنها را به رفتارهایی وادار می‌کند که آنها را از یک معاد شیرین هم دور می‌کند.

به‌جای اینکه به دنبال راحتی باشیم، باید به دنبال وظیفه باشیم/ اگر هم به سمت یک راحتی‌ای رفتیم از روی وظیفه برویم نه از روی راحت‌طلبی

  • مهم این است که «بنای راحتی برای خودمان نگذاریم». به‌جای اینکه ببینیم چگونه راحت‌تر هستیم، باید ببینیم طبق وظیفه و تکلیف خومان چگونه باید عمل کنیم؟ یعنی به دنبال هر امری که می‌رویم «راحت‌طلبانه» نرویم بلکه از روی تکلیف برویم. این یک سبک دیگری برای زندگی است.
  • اگر گاهی به سمت یک راحتی‌ای رفتیم، باید از روی وظیفه برویم نه از روی راحت‌طلبی. مثلاً در ماه مبارک رمضان، طبیعتاً انسان راحت‌تر است که اول افطار کند بعد نماز بخواند ولی بهتر است اول نماز بخوانیم و بعد افطار کنیم. منتها فرموده‌اند که اگر دیدید عده‌ای سر سفره منتظر شما هستند، اول غذا بخورید و بعد به عبادت بپردازید. از این مواردی که انسان به دلیل وظیفه و تکلیف، لازم است راحتی خود را تأمین کند، کم نیست. در زندگی زیاد پیش می‌آید که انسان به خاطر همسر و فرزند، یک راحتی‌هایی نصیبش می‌شود. مثلاً ممکن است کسی به خاطر شأن خانوادۀ همسرش(یا به دلیل دیگری مانند پادرد یا کمردرد برخی از افراد خانواده) لازم باشد برای منزلش مُبل تهیه کند. در این مورد هم انسان طبق وظیفه عمل می‌کند و البته به یک راحتی‌‌ای هم می‌رسد و اشکال هم ندارد.

1ـ خیال زندگی راحت‌طلبانه را از سر بیرون کنید/ 2ـ از سختی‌ها فرار نکن؛ حتی به استقبال برخی از سختی‌های مفید برو

  • راحتی هیچ‌وقت از زندگی انسان حذف نخواهد شد ولی ما نباید بنای زندگی راحت‌طلبانه داشته باشیم. اگر انسان مستقیماً به سمت راحتی نرود یا حتی بنا داشته باشد راحتی را حذف کند، بالاخره یک راحتی‌هایی به او خواهد رسید؛ یا غیر مستقیم به او راحتی‌هایی می‌رسد و یا اینکه از روی وظیفه، مجبور می‌شود یک راحتی‌هایی را بپذیرد.
  • مهم این است که اولاً خیال راحت زندگی کردن را از سر خودمان بیرون کنیم. و ثانیاً از سختی‌ها فرار نکنیم؛ حتی به استقبال برخی از سختی‌های مفید برویم. آنهایی که در راه خدا به استقبال سختی می‌روند -حتی سختی‌هایی که ممکن است برای‌شان واجب نشده باشد- فقط خدا می‌داند این استقبال از سختی چقدر در نزد پروردگار عالم پاداش دارد. لذا وقتی یک تکلیفی برای ما پیش آمد که در آن سختی‌هایی بود، از آن استقبال کنیم و مطمئن باشیم که راحتی هم در جای خودش به سراغ ما خواهد آمد و نتیجۀ این سختی‌هایی که از آن استقبال می‌کنیم، یک راحتی دیگری خواهد بود.

از برخی از سختی‌ها استقبال کنید؛ حتی اگر به شما تکلیف نشده باشد

  • باید خیال یک زندگی راحت را از سر خودمان بیرون کنیم و برای آن برنامه‌ریزی نکنیم و به‌جای آن انجام وظیفه و تکلیف را قرار دهیم. مثلاً وظیفۀ یک مرد این است که برای تأمین معاش خانوادۀ خودش تلاش کند و پول در بیاورد. حالا که این وظیفه برای ما قرار داده شده، به خاطر انجام وظیفه و تکلیف به دنبال پول در آوردن می‌رویم، نه به خاطر راحت بودن.
  • انسان نباید هدف زندگی و فعالیت‌های خود را راحت‌طلبی یا رسیدن به راحتی خیالی و موهوم قرار دهد. باید هدف زندگی را انجام تکلیف قرار دهد. ضمن اینکه از برخی از سختی‌ها نیز استقبال کند؛ حتی اگر به او تکلیف نشده باشد. کسانی که می‌بینید خداوند در دنیا به آنها یک لطف‌هایی داشته و آدم‌های معنوی‌ای هستند، مطمئن باشید یک‌جاهایی به استقبال برخی از سختی‌ها رفته‌اند یا راحتی‌هایی که برای‌شان مباح بوده‌ است را به خاطر یک امر بهتر و یک ارزش بالاتر، کنار گذاشته‌اند و یک معامله‌ای با خداوند متعال کرده‌اند. خداوند هم در ازای آن، یک چیزهایی(مثل معنویت، برکت، روزی و آبرو و...) به آنها داده است که معمول نیست این‌همه به کسی بدهد.
  • این افراد نه‌تنها به خاطر راحتی، زندگی نکرده‌اند و به خاطر راحتی، تکلیف دینی خود را ترک نکرده‌اند بلکه به خاطر اینکه از راحتی فرار کنند، از یک سختی‌هایی که برایشان واجب نبوده و البته فایده داشته و معقول هم بوده، استقبال کرده‌اند.

به‌دست آوردن برخی از راحتی‌ها وظیفۀ ماست/برخی از سختی‌ها را نباید به خودمان بدهیم

  • تا به این‌جای بحث، بیشتر از این می‌گفتیم که باید از راحتی‌ها فرار کنیم و خیلی راحت‌طلب نباشیم ولی -همان‌طور که قبلاً هم بیان شد- راحت‌طلبی به‌طور مطلق یک امر مذموم نیست. یعنی این‌طور نیست که ما بخواهیم به‌طور مطلق از راحتی فرار کنیم. حتی برخی از راحتی‌ها را باید به‌دست بیاوریم و به‌دست آوردن آن راحتی‌ها وظیفۀ ماست.  برخی از سختی‌ها را نباید به خودمان بدهیم و برخی از راحتی‌ها را باید به‌دست آوریم.

راحتی‌هایی که باید به سراغ آنها رفت: 1- راحتی از حسادت

  • یک نمونه از سختی‌هایی که نباید به خودمان بدهیم در این روایت آمده است. امام موسی ‌بن جعفر(ع) می‌فرماید: «اگر کسی می‌خواهد دچار رنج حسادت نشود و قلبش از حسادت راحتی داشته باشد، باید درِ خانۀ خدا تضرع کند که خداوند عقلش را کامل کند؛ یَا هِشَامُ مَنْ أَرَادَ ... و رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ .. فَلْیَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ یُکَمِّلَ عَقْلَهُ، فَمَنْ عَقَلَ...»(کافی/ج1/ص18) حسادت راحتی را  از انسان می‌گیرد.  یکی از راحتی‌هایی که واقعاً انسان باید  در این دنیا طلب کند، راحتی از حسادت است. اگر یک‌ذره در اثر حسادت ناراحت شدید آن‌قدر در خانۀ خداوند تضرع کنید و گریه کنید و از خدا بخواهید که «خدایا! عقل مرا کامل کن.» تا حسد برطرف شود. چون آدم بی‌عقل، حسود می‌شود. اگر عقل کامل شود علاوه بر اینکه انسان از حسادت راحت می‌شود، فواید دیگری هم دارد: اینکه انسان، بدون مال به غنا می‌رسد. دینش هم سالم می‌ماند.(فَمَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا یَکْفِیهِ وَ مَنْ قَنِعَ بِمَا یَکْفِیهِ اسْتَغْنَى؛ همان منبع)
  • یکی از بیماری‌های مهم و فراگیر قلب انسان، همین حسادت است که انسان را به رنج‌های سختی مبتلا می‌کند. راحتی از حسادت جزء راحتی‌هایی است که باید به سمت آن برویم و آن را به‌دست آوریم. البته ظاهراً انسان خودش نمی‌تواند حسادت را از قلب خودش خارج کند بلکه باید در خانۀ خداوند تضرع کند. (مَنْ أَرَادَ رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ فَلْیَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ)

2-راحتی ناشی از حسن ظن به خدا و مؤمنین

  • ما باید برخی از راحتی‌ها را به‌دست بیاوریم. طبق روایات، یکی دیگر از اموری که برای انسان راحتی به دنبال دارد «حسن ظن» است.(امیرالمؤمنین(ع) حُسْنُ الظَّنِّ رَاحَةُ الْقَلْبِ وَ سَلَامَةُ الْبَدَن‏؛ عیون‌الحکم/ص229) اگر انسان سوء ظن داشته باشد، همین موجب ناراحتی او خواهد شد. لذا شما حسن ظن نسبت  به خداوند و مؤمنین را مایۀ راحتی خود قرار دهید.

3- راحتی ناشی از ترک نگاه حرام/ کسانی که موجبات نگاه آلوده را در جامعه فراهم می‌کنند در واقع موجبات سلب راحتی را فراهم می‌کنند

  • همچنین در روایات هست که شهوت و نگاه حرام، راحتی را از انسان سلب می‌کند.(امیرالمؤمنین(ع): مَنْ أَطْلَقَ نَاظِرَهُ أَتْعَبَ خَاطِرَهُ، مَنْ تَتَابَعَتْ لَحَظَاتُهُ دَامَتْ حَسَرَاتُه‏؛ جامع‌الاخبار/ص93) انسان در اثر ترک نگاه حرام  به چنان راحتی‌ای دست پیدا می‌کند  که بی‌حدّ و حصر است.
  • متاسفانه این فرهنگ در میان ما باب نشده است که بگوییم: «مردها نگاه حرام نداشته باشند چون نگاه حرام انسان را ناراحت می‌کند و اعصاب آدم را به‌هم می‌ریزد و انرژی انسان را هدر می‌دهد» اگر این واقعیت برای مردها جا بیفتد طبیعتاً خانم‌ها نیز پیش خودشان می‌گویند: «‌بد‌حجابی ما موجب ناراحت شدن مردها خواهد شد.» منتها این نوع نگاه به بحث حجاب در جامعۀ ما باب نیست.
  • نگاه آلوده راحتی را از انسان می‌گیرد و کسانی که موجبات آن را فراهم می‌کنند در واقع موجبات سلب راحتی را فراهم می‌کنند. ولی الان یک خانم بدحجاب چنین نگاهی به خودش ندارد. او نمی‌داند که چه لطمۀ روحی و چه صدمه‌ای به راحتی دیگران وارد می‌کند. منتها شما به خاطر اینکه لطمۀ روحی نخورید و راحتی شما سلب نشود، نگاه حرام را ترک کنید، تا آنها هم بفهمند که نباید با بد‌حجابی خودشان شما را آزار دهند. راحتی ناشی از ترک نگاه حرام خیلی ارزشمند است. چرا با نگاه حرام روح خودمان را آشفته‌ کنیم و خودمان را روان‌پریش کنیم؟! چرا باید بعضی‌ها زمینۀ این کار را فراهم کنند؟!  
  • قبلاً برخی از رانندگان برای خودروهای خود (مانند برخی از وانت‌ها) سپرهای بزرگ و خشنی درست می‌کردند که اگر به یک خودروی سواری برخورد می‌کرد، واقعاً صدمۀ و لطمۀ بدی به آن خودرو وارد می‌کرد. لذا معمولاً خودروهای سواری از نزدیک شدن به این وانت‌ها پرهیز می‌کردند و سعی می‌کردند از آنها فاصله بگیرند. (البته الان پلیس اجازه نمی‌دهد این‌قبیل خودرها در خیابان تردد کنند.) در مقام تشبیه پدیدۀ بی‌حجابی در جامعه هم مثل تردد همان خودروها در خیابان است. کسی که با حجاب بد وارد جامعه می‌شود، در واقع دارد به روح و روان دیگران صدمه وارد می‌کند. منتها الان چنین نگاهی به مسألۀ بدحجابی وجود ندارد چون راحتی ناشی از ترک نگاه حرام برای ما جانیفتاده است.

4- راحتی ناشی از زهد در دنیا/ میل و رغبت به دنیا موجب غم و اندوه می‌شود

  • یکی دیگر از راحتی‌هایی که باید به‌دست آوریم، راحتی ناشی از زهد نسبت به دنیاست. امام صادق(ع) می‌فرماید: «میل و رغبت داشتن به دنیا، غم و حزن را برای انسان به ارمغان می‌آورد و زهد از دنیا موجب راحتی قلب و بدن انسان می‌شود؛ الرَّغْبَةُ فِی الدُّنْیَا تُورِثُ الْغَمَّ وَ الْحَزَنَ وَ الزُّهْدُ فِی الدُّنْیَا رَاحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَن‏»(تحف‌العقول/ص358)
  • اگر یک‌مقدار روی خودتان کار کنید، خواهید دید جایی که برخی از زخارف دنیا و تجملات بی‌جا و دنیاطلبی‌ها و آلودگی‌های دنیایی به شما عرضه شود، یک‌دفعه‌ای روح شما احساس کدورت می‌کند و ناراحت می‌شود و شما این ناراحتی را حسّ می‌کنید و اذیت می‌شوید. کافی است یک‌مقدار روح و قلب شما شفّاف و لطیف باشد و برخی از زیبایی‌ها را درک کند، در این صورت سختی و رنج زخارف دنیا را حسّ می‌کنید و از آن مشمئز می‌شوید و کنار می‌کشید. مثلاً اگر بخواهید مبل بخرید، وقتی به یک مدلی برخورد می‌کنید که خیلی قشنگ و تشریفاتی است، آن را نمی‌پسندید. یا وقتی می‌خواهید یک چیز دنیایی را برای خودتان فراهم کنید، اگر خیلی تجملاتی باشد، اذیت می‌شوید. چون زخارف دنیا واقعاً راحتی انسان را می‌گیرند، البته کسانی که خیلی اسیر و گرفتار دنیا هستند این سختی و عدم راحتی را درک نمی‌کنند.
  • انسان که نباید به طمع لذت، راحتی خودش را از بین ببرد! یکی از بیچارگی‌های انسان همین است که به طمع لذت بیشتر راحتی خودش را کنار می‌گذارد. مثل گوش کردن به موسیقی، که انسان به طمع لذت و هیجان شنیدن موسیقی، راحتی خود را کنار می‌گذارد و به روح و روان خودش لطمه وارد می‌کند و غیر از محروم کردن خودش از راحتی، استعداد لذت‌بری خودش را هم تضعیف می‌کند.

5- راحتی واقعی مؤمن در محل عبادت و سرِ سجادۀ نماز است

  • در پایان، یک‌بار دیگر از آن راحتی ویژۀ پیامبر اکرم(ص) یاد کنیم که در وقت نماز می‌فرمود: «أَرِحْنَا یَا بِلَال»یعنی آن راحتی جان ما را برای ما بیاور!(أَنَّ النَّبِیَّ ص کَانَ یَنْتَظِرُ دُخُولَ وَقْتِ الصَّلَاةِ وَ یَقُولُ أَرِحْنَا یَا بِلَال‏؛ مفتاح‌الفلاح/ص182) در روایات نیز فرموده‌اند آن جایی که مؤمن واقعاً احساس راحتی می‌کند در محل  عبادت و سرِ سجادۀ نماز است.

 

قسمت سوم (راحت طلبی) – جلسه هفتم  

تنها مسیر(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی)

سری اول: قسمت سوم (راحت طلبی)  جلسه هفتم

 

لذت‌طلبی آن‌قدر انسان را به کفر نمی‌رساند که راحت‌طلبی می‌رساند/ گاهی راحت‌طلبی، خودش را در انتخاب یک طرز تفکر سیاسی نشان می‌دهد/ مردم باید به ویژگی راحت‌طلبی در میان سیاستمداران، مثل یک لکۀ ننگ نگاه کنند/ باید قدرت روحی خود را از راه «مبارزۀ درونی‌ با راحت‌طلبی» افزایش دهیم/ شوق؛ مهمترین عامل برای مبارزه با راحت‌طلبی و فرار از مکر نفس

 

·         سخنران: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان

·         مکان: تهران - مسجد امام صادق(ع) – میدان فلسطین

·         زمان: 1393/03/16

پناهیان: راحت‌طلبی می‌تواند کار انسان را به جاهای خطرناکی بکشاند. خیلی‌ها آدم‌های بدی نیستند ولی سَرپُل‌های خوبی برای عبور دشمنان اسلام و بشریت می‌شوند. اینها بعضاً آدم‌های عافیت‌طلب، آسوده‌خواه و راحت‌طلبی هستند که عُرضۀ جهاد ندارند و می‌گویند: تا جایی که بشود بدون درگیری و دردسر پیش برویم! بله ما هم می‌گوییم اگر بدون دردسر بشود خوب است، ولی نمی‌شود. اینها تبدیل به پُلی برای عبور دشمنان بشریت می‌شوند و بدترین سختی‌ها را به جامعه تحمیل می‌کنند. و بعدش هم برای دفاع از راحت‌طلبی خود، انواع و اقسام توجیهات و تئوری‌ها را هم به‌کار می‌گیرند؛ از اتهام افراطی زدن به انقلابیون و جهادگران در راه خدا تا اینکه مثلاً از عقلانیت دم بزنند و خیلی از تعابیر دیگر. که همۀ این تعابیر، انواع تئوری‌های مکر نفس برای راحت‌طلبی است.

با پایان یافتن بخش اول و دوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش سوم مباحث «تنها مسیر» با موضوع یکی از مصادیق مهم هوای نفس، یعنی «راحت‌طلبی» آغاز شد که کلیات آن در مراسم سوگواری ایام فاطمیه در حسینیه امام خمینی ارائه شده بود. قسمت سوم مباحث «تنها مسیر» تحت عنوان «راحت‌طلبی اولین گرایش انسان» جمعه شب‌ها در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین به همت هیئت محبین امیرالمؤمنین(ع) برگزار شد.

 

گزیدۀ مباحث مطرح شده در این جلسه:

هر شیوه‌ای برای زندگی انتخاب کنید تا از راحت‌طلبی دور شوید، باز هم این میل مکار خودش را با زندگی شما وفق می‌دهد /گاهی راحت‌طلبی در یک سکوت بی‌جا جلوه می‌کند

  • مخالفت با راحت‌طلبی معمولاً کار دشواری است و راحت‌طلبی - به عنوان یکی از اولین گرایش‌های بالفعل که همراه انسان زاده می‌شود- به سادگی قابل حذف نیست. زیرا اگر راحت‌طلبی را از در بیرون کنید، از پنجره وارد می‌شود؛ یعنی به هر صورتی که با راحت‌طلبی مبارزه کنید و هر شیوه‌ای برای زندگی خود انتخاب کنید تا از راحت‌طلبی فاصله بگیرید، باز هم این راحت‌طلبی -به عنوان یک میل مکار- خودش را با همان مدل زندگی شما وفق می‌دهد و به یک شکلی خودش را وارد زندگی شما می‌کند و دوباره شروع می‌کند به پایین آوردن ارزش‌های وجودی شما.
  • مهم نیست که شما دانشجو و طلبه باشید، یا کارگر و کارمند باشید و مهم نیست چه سطحی از زندگی را داشته باشید، فقیر باشید یا ثروتمند باشید، مجبور باشید زیاد کار کنید یا نه، بالاخره انسان در هر موقعیت اجتماعی‌ای که باشد، راحت‌طلبی به عنوان یک میل یا گرایش کلیدی می‌تواند زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد و گاهی اوقات آن‌قدر زیرکانه خودش را به انسان تحمیل می‌کند و او را وادار می‌کند تا راحت‌طلبی خود را ارضاء کند که خودِ انسان هم باورش نمی‌آید گرفتار راحت‌طلبی شده است.
  • هر کسی باید نوع راحت‌طلبی خودش را پیدا کند. چون همیشه راحت‌طلبی به «روی مبل نشستن» یا «کم کار کردن» یا برخی مصادیق یا مظاهر اولیۀ راحت‌طلبی که معمولاً می‌شناسیم، نیست. راحت‌طلب خیلی اوقات جلوه‌های پیچیده‌ای دارد. مثلاً گاهی اوقات انسان به خودش دردسر نمی‌دهد که از حق دفاع کند؛ در اینجا راحت‌طلبی انسان در یک سکوت بی‌جا جلوه می‌کند.

مهمترین فلسفۀ نماز شب خواندن یا صبح بیدار شدن از خواب، مبارزۀ با راحت‌طلبی است

  • شاید بتوان گفت مهمترین فلسفۀ نماز شب خواندن یا صبح بیدار شدن از خواب(برای نماز)، مبارزۀ با راحت‌طلبی است. چون این عمومی‌ترین صورت راحت‌طلبی انسان است که وقتی خواب است دوست دارد کسی او را اذیت نکند و لااقل خوابش را با راحتی پشت سر بگذارد تا از خواب سیر شود. لذا حداقل برای نماز صبح و حداکثر برای نماز شب، این‌همه توصیه شده است که «خواب خودتان را قطع کنید» و در قرآن کریم با تعبیر «خالی کردن بستر از وجود خود» یا «پهلوی خود را از بستر جدا کردن» یاد شده است(تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ؛ سجده/16)
  • شما ممکن است در خیلی از جلوه‌های پیچیدۀ راحت‌طلبی نتوانید در مقابل راحت‌طلبیِ نفس خودتان بایستید، ولی اگر در بحث بیدار شدن از خواب، راحت‌طلبی خود را بزنید و آن را تضعیف کنید آثار خودش را در جاهای دیگر نشان می‌دهد و به شما کمک می‌کند در مقابل جلوه‌های پیچیدۀ راحت‌طلبی هم بایستید.

گاهی اوقات راحت‌طلبی، خودش را در انتخاب یک طرز تفکر سیاسی نشان می‌دهد

  • راحت‌طلبی جلوه‌های پیچیده و مختلفی دارد. گاهی اوقات راحت‌طلبی، خودش را در انتخاب یک طرز تفکر سیاسی نشان می‌دهد. گاهی اوقات راحت‌طلبی، خودش را در انتخاب یک فلسفۀ اجتماعی نشان می‌دهد. همۀ اینها مظاهر آن گرایش‌های پنهان و پیچیدۀ انسان‌ها هستند. راحت‌طلب بودن حتی به سخت‌کوش بودن انسان‌ هم، چندان بستگی ندارد. بعضی‌ها سخت‌کوش هستند ولی این عدم‌ راحتی‌ها را تحمل می‌کنند تا یک‌جایی جبران کنند و بالاخره میل به راحت‌طلبی خودشان را یک‌جایی تخلیه کنند.
  • بعضی‌ها تقوا پیشه می‌کنند ولی این تقواپیشگی خود را جمع می‌کنند و آن‌را یک‌جایی رها می‌کنند و بالاخره یک بی‌تقوایی‌هایی از آنها سر می‌زند که همۀ تقواپیشگی‌های قبلی را جبران می‌کند. مانند بلعم باعورا، یا برسیسای عابد یا امثال اینها. این افراد تقوا را واقعاً نمی‌پذیرند، بلکه یک مدتی تقوا را تحمل می‌کنند تا یک‌جایی آن را جبران کنند. راحت‌طلبی به صورت پیچیده‌ای در درون روح اینها هست. لذا انسان هرچقدر هم که سعی می‌کند با راحت‌طلبی خود مبارزه کند، باز هم نباید از مکر نفس و پیچیدگی‌های روح خودش در امان باشد.
  • همۀ کسانی که سعی کردند آدم بشوند ولی عاقبت به‌خیر نشدند و منحرف شدند، مشکلات‌شان از این دست بوده که نتوانستند با خودشان کنار بیایند و علیه خود قیام کنند. اینها در مقابل نفس خودشان ذلیل بودند و در مقابل نفس خودشان هوشمندانه رفتار نکردند. راحت‌طلبی یک میل بسیار مکار و حیله‌گر است و جزئی از عملکرد نفس مکار انسان است.

بعضی‌ها برای ظاهر یا طرز تفکر خود یک مدلی را انتخاب می‌کنند و می‌گویند: «این‌طوری راحت‌تر هستم»!

  • عضی‌ها برای ظاهرشان، رفتارشان، منش‌ و طرز تفکرشان یک شیوه‌(مُدل) را انتخاب می‌کنند بدون اینکه واقعاً برای خودشان استدلال کرده باشند و به آن متقاعد شده باشند. وقتی از آنها دلیل انتخابشان را می‌پرسید، می‌گوید: «چون این‌طوری راحت‌تر هستم!» یا می‌گویند: «من تحمل زخم زبان را ندارم»
  • البته نمی‌خواهیم هر کسی که رفتارش غلط بود به راحت‌طلبی متهمش کنیم ولی حتی کسانی که خوب رفتار می‌کنند در موضوع راحت‌طلبی متهم هستند، چه رسد به کسانی که بد رفتار می‌کنند. ما اگر ادعا داریم که آدم‌های خوبی هستیم، متهم هستیم که مبادا راحت‌طلبی‌های پنهان و پیچیدۀ خودمان را در همین خوبی‌های خود، داریم ارضاء می‌کنیم، چه رسد به افرادی که رفتارهای بد و نادرستی دارند.(مثلاً کسانی که نماز خود را اول وقت نمی‌خوانند.)

لذت‌طلبی آن‌قدر انسان را به کفر نمی‌رساند که راحت‌طلبی می‌رساند

  • از امام صادق(ع) پرسیدند: چرا کسی که نماز را ترک می‌کند کافر می‌دانید ولی کسی که زنا می‌کند(و حکمش اعدام است) او را کافر نمی‌دانید؟ حضرت فرمود: «چون زناکار تحت فشار شهوتش مرتکب این گناه شده اما کسی که نماز را ترک کرده است، از این کارش چقدر لذت برده است؟ مگر ترک نماز چقدر لذا دارد که بگوییم تحت فشار این لذت، نماز را ترک کرده است؟ «سُئِلَ مَا بَالُ الزَّانِی لَا تُسَمِّیهِ کَافِراً وَ تَارِکُ الصَّلَاةِ قَدْ سَمَّیْتَهُ کَافِراً وَ مَا الْحُجَّةُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ لِأَنَّ الزَّانِیَ وَ مَا أَشْبَهَهُ إِنَّمَا یَفْعَلُ ذَلِکَ لِمَکَانِ الشَّهْوَةِ لِأَنَّهَا تَغْلِبُهُ ...وَ کُلُّ مَنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ قَاصِداً إِلَیْهَا فَلَیْسَ یَکُونُ قَصْدُهُ لِتَرْکِهَا اللَّذَّةَ فَإِذَا نُفِیَتِ اللَّذَّةُ وَقَعَ الِاسْتِخْفَافُ وَ إِذَا وَقَعَ الِاسْتِخْفَافُ وَقَعَ الْکُفْر»(کافی/ج 2/ص386) یعنی لذت‌طلبی آن‌قدر انسان را به کفر نمی‌رساند که راحت‌طلبی می‌رساند. آخرش هم وقتی از او بپرسند، چرا نماز نخواندی؟ در جواب می‌گوید: «حالش را نداشتم! خواستم راحت بنشینم!»
  • راحت‌طلبی با اینکه نسبت به لذت‌طلبی در مرتبۀ پایین‌تری قرار دارد و آن‌قدری که لذت‌طلبی و شهوت‌پرستی، انسان را فاسد می‌کند، راحت‌طلبی به‌ظاهر آن‌قدر انسان را فاسد نمی‌کند، ولی راحت‌طلبی این قدرت را دارد که انسان را به سادگی کافر کند! گویا خداوند با کسی که در اثر شهوت‌پرستی آلوده می‌شود، مهربان‌تر برخورد می‌کند نسبت به کسی که در اثر راحت‌طلبی، ترکِ نماز می‌کند.

گِلۀ حضرت زهرا(س) امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) از مردم مدینه و کوفه بر سرِ راحت‌طلبی آنها بود/ راحت‌طلبی کوفیان در نهایت منجر به قتل امام حسین(ع) شد  

  • گِلۀ حضرت زهرای اطهر(س) از مردم مدینه و تحلیل ایشان از اوضاع زمانۀ خودشان همین بود که شما بعد از سختی به راحتی رسیده‌اید و دیگر حاضر نیستید برای خدا قیام کنید. فرمود: «به خدا قسم، من دارم می‌بینم که شما مردم مدینه میل به راحت‌طلبی و آسایش پیدا کرده‌اید؛ أَلَا وَ قَدْ أَرَى وَ اللَّهِ أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ وَ رَکَنْتُمْ إِلَى الدَّعَة»(کشف الغمة/1/491) سخن امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) با مردم کوفه  نیز همین بود که راحت‌طلبی باعث شده نتوانید برای خدا قیام کنید.
  • کسانی که جمع شدند تا اباعبدالله‌الحسین(ع) را به شهادت برسانند، اکثراً نسبت به امام حسین(ع) بغض نداشتند، بلکه راحت‌طلبی، آنها را وادار کرد که وارد میدان شوند تا به خیال خودشان، شرّ یک قائله‌ای را (البته به صورت غلط) از سر خودشان کم کنند. لذا در نهایت کارشان به قتل امام حسین(ع) منجر شد. بسیاری از آنها از سر شهوت‌پرستی نیامدند بلکه از سر راحت‌طلبی آمدند.

برخی راحت‌طلب‌ها پُلی برای عبور دشمن می‌شوند و بدترین سختی‌ها را به جامعه تحمیل می‌کنند

  • راحت‌طلبی می‌تواند کار انسان را به جاهای خطرناکی بکشاند. خیلی‌ها آدم‌های بدی نیستند ولی سَرپُل‌های خوبی برای عبور دشمنان اسلام و بشریت می‌شوند. اینها بعضاً آدم‌های عافیت‌طلب، آسوده‌خواه و راحت‌طلبی هستند که عُرضۀ جهاد ندارند و می‌گویند: تا جایی که بشود بدون درگیری و دردسر پیش برویم! بله ما هم می‌گوییم اگر بدون دردسر بشود خوب است، ولی نمی‌شود. اینها تبدیل به پُلی برای عبور دشمنان بشریت می‌شوند و بدترین سختی‌ها را به جامعه تحمیل می‌کنند. و بعدش هم برای دفاع از راحت‌طلبی خود، انواع و اقسام توجیهات و تئوری‌ها را هم به‌کار می‌گیرند؛ از اتهام افراطی زدن به انقلابیون و جهادگران در راه خدا تا اینکه مثلاً از عقلانیت دم بزنند و خیلی از تعابیر دیگر. که همۀ این تعابیر، انواع تئوری‌های مکر نفس برای راحت‌طلبی است.

مردم ما باید به ویژگی راحت‌طلبی در میان سیاستمداران، مثل یک لکۀ ننگ نگاه کنند/ گناه سیاسیون هزاران برابر گناهان مردم عادی عذاب دارد؛ و همینطور ثوابشان

  • راحت‌طلب‌هایی که در مقابل انقلابی‌گری اصیل و روحیۀ جهادی، راحت‌طلبی خود را تئوریزه می‌کنند و آن را پشت اصطلاحات جذاب و جالب پنهان می‌کنند، ان‌شاءالله خداوند هدایتشان کند و اگر قابل هدایت نیستند، روی آنها را سیاه کند که آخرالزمان دوران سیاه شدن روی چنین افرادی است. خداوند اجازه نمی‌دهد کسی یا ملتی با راحت‌طلبی به جایی برسد. اگر از کلام و مرام کسی بوی راحت‌طلبی به مشام برسد، خدا او را به روزگار سیاه خواهد نشاند. مردم ما باید به ویژگی راحت‌طلبی در میان سیاستمداران، مثل یک لکۀ ننگ نگاه کنند.
  • گناه سیاسیون هزاران برابر گناهان مردم عادی-حتی اگر بدترین گناهان را انجام دهند- عذاب دارد. همان‌طور که ثواب سیاسی هم هزاران برابر ثواب مردم عادی، نورانیت ایجاد می‌کند. به حدّی که وقتی شما به حقیقت امر به معروف و نهی از منکر نگاه می‌کنید می‌بینید که اصلش مربوط به عرصۀ سیاست و سیاسیون است؛ نه برای بی‌حجاب‌های داخل خیابان. یا وقتی به حقیقت موعظه نگاه می‌کنید می‌بینید که اصل موعظه برای سیاسیون است؛ و همین‌طور سایر معارف دینی. به تعبیر دیگر، اصل دین، این است که مصرف سیاسی برایش قائل باشیم. حضرت امام(ره) می‌فرمود: «و اللَّه اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفى کرده‏اند.»(صحیفه امام/ج‏1/ص270) یا در جای دیگر فرمودند: «اسلام دین سیاست است قبل از اینکه دین معنویات باشد»(صحیفه امام/ج‏6/ص 467) ایشان که این سخن را فرموده، کسی است که خودش از نظر فردی اهل طی طریق بوده و طعم استفادۀ از دین در زندگی فردی را عمیقاً چشیده است.
  • مکر نفس این است که در زندگی فردی راحت‌طلبی را تئوریزه می‌کند، و سیاستمداران می‌توانند همین کار را در اندازه‌های بزرگ اجتماعی انجام دهند. حضرت آیت الله بهجت(ره) می‌فرمود: «خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند»(bahjat.ir)

انسان با تئوریزه کردن راحت‌طلبی، دین و دنیای خود را در خدمت راحت‌طلبی‌اش قرار می‌دهد/چگونه می‌توانیم امکانات دنیایی خود را در خدمت مبارزه با راحت‌طلبی قرار دهیم؟

  • اگر راحت‌طلبی تئوریزه شود و توسط نفس انسان توجیه شود و توسط عقل دنیانگر انسان تئوریزه شود انسان بی‌چاره است! در این صورت دین و دنیای خودش را در خدمت راحت‌طلبی قرار خواهد داد. درحالی که انسان می‌تواند دنیای خودش را هم در خدمت مبارزه با راحت‌طلبی قرار دهد؛ شما می‌توانید از پول و امکانات خودتان در جهت مبارزه با راحت‌طلبی استفاده کنید. اگر این کار را انجام دهید، نه‌تنها ثروت اصلاً چیز بدی نیست و عامل غفلت انسان نمی‌شود بلکه عامل برکت هم می‌شود. مثلاً شما امکاناتی داشته باشید، ولی به‌جای اینکه این امکانات را راحت‌طلبانه برای خودتان استفاده کنید، به مشارکت بگذارید و آن را در خدمت دیگران و در خدمت دین قرار دهید. در این صورت بخشی از راحتی را از خودتان سلب کرده‌اید.
  • مثلاً اگر شما خانه‌ای داشته باشید که بتوانید در این خانه هیات برگزار کنید، باید مدام خانه را جارو کنید و طبیعتاً فرش و وسایل زندگی شما زودتر کثیف می‌شود و اینها زحمت ایجاد می‌کند. اگر این زحمت را قبول کنید و راحتی خود را سلب کنید در واقع امکانات و دنیای خودتان را در خدمت مبارزه با راحت‌طلبی قرار داده‌اید.
  • اما بعضی‌ها نه تنها دنیای خودشان را در خدمت راحت‌طلبی قرار می‌دهند بلکه دین خودشان را هم در خدمت راحت‌طلبی قرار می‌دهند. مدام در بین مفاهیم دینی جستجو می‌کنند تا ببینند چگونه می‌توان مسألۀ راحت‌طلبی را توجیه کرد؟ باید در موضوع راحت‌طلبی مراقب مکر نفس باشیم.

باید قدرت روحی خود را از راه «مبارزۀ درونی‌ با راحت‌طلبی» افزایش دهیم

  • همۀ کسانی که آرزومند هستند فضای سیاسی جامعۀ ما پالایش شود و از انواع تئوری‌های پست و پلشتِ توجیه‌کنندۀ راحت‌طلبی پاک شود و در خدمت فرهنگ جهادی قرار بگیرد، اول باید همان کاری که حضرت امام(ره) انجام داد را انجام دهند، یعنی قدرت روحی خودشان را از راه مبارزۀ درونی‌ با راحت‌طلبی، افزایش دهند. مهم نیست تعداد این آدم‌های خوب و حزب‌اللهی و معنوی و انقلابی چه تعدادی باشد، اثر وجودی آنها میلیون‌ها برابر دشمنان دین خواهد بود. اثر وجودی آنها خیلی بالاتر از راحت‌طلب‌ها خواهد بود.
  • اولین کاری که مؤمنین انقلابی باید انجام دهند این است که تکلیف‌شان را با خودشان روشن کنند؛ و خودشان از سرِ راحت‌طلبی زندگی و بندگی نکنند، از سرِ راحت‌طلبی نق نزنند، ناشکری نکنند و برای خودشان انتظار و توقع ایجاد نکنند که باید از آنها قدردانی شود و اگر آنها را تحویل نگرفتند، ناراحت نشوند. همۀ این‌ها جلوه‌های مختلف راحت‌طلبی هستند. اصلاً خداوند حق‌طلب‌ها را مظلوم قرار می‌دهد تا ببیند که آیا از خودشان نارضایتی نشان می‌دهند یا نه؟
  • ما باید تکلیف خودمان را برای خودمان روشن کنیم. بعد ان‌شاء الله با قدرتی که در اثر مبارزه با راحت‌طلبی به‌دست می‌آوریم اراده می‌کنیم و عالم به نفع حق و حقیقت تغییر خواهد کرد. کما اینکه امام(ره) آن‌قدر با راحت‌طلبی‌های خودش مبارزه کرده بود، که چنین اراده‌ای پیدا کرده بود.
  • یک پیرمرد عارف دامغانی که ایشان را به عنوان رفیق عارف حضرت امام(ره) می‌شناختند(علی اکبر معلم دامغانی) دربارۀ مراتب معنوی حضرت امام(ره) سخنانی فرموده بود و یکی از سخنانش این بود که امام(ره) با ارادۀ خودش کارها را پیش می‌برد. و می‌فرمود: امام(ره) با ارادۀ خودش می‌توانست جنگ را به پیروزی مطلوب برساند ولی اطرافیان ایشان خیانت کردند و نگذاشتند. (فارس؛ خبر 13930309000613) 

مبارزه با راحت‌طلبی در جریان خودسازی، یک کار دائمی است / کسی که به مبارزه با راحت‌طلبی عادت کند، این کار برایش - مثل رانندگی کردن- آسان خواهد شد

  • ما باید مسألۀ خودمان را با راحت‌طلبی حل کنیم و خودمان این راحت‌طلبی را کنار بگذاریم. و در جهت مبارزه با راحت‌طلبی- به عنوان یکی از محوری‌ترین گرایش‌های هوای نفسی- عمل کنیم و مشغول این کار باشیم. مانند یک راننده که هیچ‌وقت دست از ترمز و کلاچ و گاز و دنده و فرمان برنمی‌دارد، و البته در ضمن رانندگی می‌تواند کارهای دیگری -مثل صحبت کردن، فکر کردن و گوش کردن به رادیو- هم انجام دهد. هر انسانی که حیات اجتماعی و سیاسی و علمی و تخصصی دارد، مثل درگیر بودن یک راننده با ترمز و کلاچ و دنده، باید درگیر مبارزه با راحت‌طلبی باشد و مدام این کار را انجام دهد و آن را رها نکند و الا دچار تصادف‌های خطرناک خواهد شد.
  • مبارزه با راحت‌طلبی در جریان خودسازی، یک کار دائمی است که انسان باید همیشه با آن درگیر باشد. اگر انسان در این کار(مبارزه با راحت‌طلبی) مهارت پیدا کند، زیاد وقتش را نمی‌گیرد، همان‌طور که درگیری یک رانندۀ حرفه‌ای با ترمز و کلاچ، او را از موضوعات و کارهای دیگر باز نمی‌دارد. کسی که به مبارزه با راحت‌طلبی عادت کند، این کار برایش - مثل رانندگی کردن- آسان خواهد شد. چون کم‌کم مکرهای نفس خودش را یکی یکی می‌شناسد و هر مکری که نفسش بخواهد بزند، سریع می‌فهمد و در مقابلش می‌ایستد.

شوق؛ مهمترین عامل برای مبارزه با راحت‌طلبی و فرار از مکر نفس است

  • حالا برای اینکه بتوانیم اولاً علیه راحت‌طلبی خودمان قیام کنیم، و ثانیاً علیه مکر نفس، هوشیاری خودمان را حفظ کنیم، باید چه‌کار کنیم؟ یک عاملی وجود دارد که به سهولت ما را به مبارزه با هوای نفس در مصداق راحت‌طلبی، وادار می‌کند و همین عامل موجب می‌شود که انسان بتواند در مقابل مکر نفس خودش هم ایستادگی کند. این عامل «شوق» است. البته به‌دست آوردن این عامل یک‌مقدار سخت است ولی باید آن را توصیف کنیم تا تمنای به‌دست آوردن این عامل را در دلمان ایجاد کنیم. که همین تمنا، خیلی مؤثر است.
  • مهمترین عاملی که راحت‌طلبی را از بین می‌برد، شوق است. شما اولاً با شوق، قدرت مبارزه با راحت‌طلبی پیدا می‌کنید و ثانیاً از مکر نفس خود عبور می‌کنید (دیگر نمی‌تواند شما را فریب دهد)
  • شوق به ملاقات پروردگار، شوق رسیدن به بهشت و رضوان الهی، شوق رسیدن به رضایت خداوند، شوق رسیدن به لبخند امام زمان(ع)، شوق به برقراری و اقامۀ حق در عالم، شوق به اولیاء خدا و خوبان عالم و شوق به تحقق همۀ خوبی‌ها در عالم، و «شوق به همۀ خوبی‌ها». این شوق فوق‌العاده عجیب است، یک‌وقت نفس خودتان را از این شوق خالی نکنید. هرچقدر سنّ شما بالاتر می‌روید نگذارید این شوق در شما کم شود یا از بین برود. انسان وقتی شوق اولیای خدا را با آن‌عظمت و متانت و عقلانیت می‌بیند، تعجب می‌کند که مثل یک نوجوان برای ملاقات خدا اشک می‌ریزند.

این‌‌که انسان حالت شوق را کنار بگذارد، علامت بزرگ شدن نیست؛ علامت سرد شدن وجود انسان در اثر بدی‌هاست/ نگذارید این شوق در شما بمیرد

  • وقتی پای شوق به میان می‌آید این شخصیت متینِ اولیاء خدا تبدیل به یک پرندۀ عاشق می‌شود. تعابیر و لحن‌های او تغییر پیدا می‌کند، رفتارها و احساس‌هایش تغییر می‌کند، نگذارید این شوق در شما بمیرد، این‌‌که انسان حالت شوق خودش را کنار بگذارد، علامت بزرگ شدن نیست. بلکه علامت این است که وجود انسان تحت تأثیر بدی‌ها، سرد شده است.
  • ببینید شوق در ادعیۀ اهل‌بیت(ع) چه غوغایی کرده است! مثلاً در مناجات شعبانیه می‌توانید این شوق را ببینید. شوق حضرت امام(ره) را ببینید: وقتی از امام پرسیده بودند اگر حضرت ظهور کند، شما چه می‌کنید؟ ایشان فرموده بود: عمامۀ خودم را باز می‌کنم و زیر قدم‌های حضرت می‌گذارم. جواب عاشقانۀ امام را ببینید! این شوق است که موجب می‌شود امام(ره) آن ابیات زیبای عارفانه را به سهولت بسراید؛ «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم، چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم» وقتی شوق به میان می‌آید نثر تبدیل به شعر می‌شود و نگاه فیلسوفانه تبدیل به یک نگاه ذوقی عمیق می‌شود.
  • امام صادق(ع) می‌فرماید: «آدم مشتاق این‌طوری است که اشتهایی به هیچ غذایی ندارد و از هیچ نوشیدنی‌ای لذت نمی‌برد و هیچ خوابی او را به آرامش نمی‌رساند و با هیچ دوست شفیقی اُنس نمی‌گیرد، و در هیچ خانه‌ای آرام و قرار ندارد..؛ الْمُشْتَاقُ لَا یَشْتَهِی طَعَاماً وَ لَا یَلْتَذُّ شَرَاباً وَ لَا یَسْتَطِیبُ رُقَاداً وَ لَا یَأْنَسُ حَمِیماً وَ لَا یَأْوِی دَاراً وَ لَا یَسْکُنُ عُمْرَاناً وَ لَا یَلْبَسُ ثِیَاباً لَیِّنَة وَ لَا یَقِرُّ قَرَاراً...؛ مَثَل مشتاق مَثَل کسی است که دارد غرق می‌شود و هیچ همتی جز خلاص خودش از این غرق شدن ندارد، همه‌چیز را غیر از نجات خودش فراموش می‌کند؛ مَثَلُ الْمُشْتَاقِ مَثَلُ الْغَرِیقِ لَیْسَ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا خَلَاصُهُ وَ قَدْ نَسِیَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ دُونَه»(مصباح‌الشریعه/ص196)

همۀ کسانی که راحت‌طلبی را تئوریزه می‌کنند در این ویژگی، مشترک هستند که اهل شوق نیستند

  • در ضرورت شوق این روایت از امام رضا(ع) واقعاً تکان‌دهنده است که می‌فرماید: «کسی که به ذکر خدا بپردازد و مشتاق ملاقات خدا نشود، خودش را مسخره کرده است؛ مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ تَعَالَى وَ لَمْ یَشْتَقْ إِلَى لِقَائِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه‏»(مجموعۀ ورام/2/111)
  • شوق عامل اصلی برای مبارزه با راحت‌طلبی و فرار از مکر نفس است و همۀ کسانی که دچار فریب نفس می‌شوند و راحت‌طلبی را تئوریزه می‌کنند در این ویژگی مشترک هستند که اهل شوق نیستند. اگر از اول انقلاب تا الان فهرست ریزش‌ها را در کنار هم قرار دهید، این وجه مشترک‌شان را دارند که اهل شوق نبوده‌اند. البته اینکه «چطور می‌شود فهمید کسی اهل شوق است یا نه؟» نیاز به مجال دیگری دارد.

شوق مضاعفی که امام حسین(ع) در شب عاشورا به یارانش هدیه کرد 

  • شب عاشورا جایزه‌ای که امام حسین(ع) به یارانش داد چه بود؟ همان یارانی که تا آخر ایستاده بودند و واقعاً لیاقت شهادت را داشتند؟ حضرت پرده را کنار زد و بهشت را به آنها نشان داد و شوق آنها مضاعف شد و روز عاشورا هر کدام از آنها حماسه‌های بزرگ آفریدند. وقتی شما رَجز شهدای کربلا را نگاه می‌کنید می‌بینید که کلمات آنها در اوج قدرت و اطمینان و شوق به ملاقات پروردگار است.
  • امام حسین(ع) به تنها کسی که جوابی نداده بود و او داشت از اشتیاق بال و پر می‌زد قاسم‌بن الحسن(ع) که مدام دور عموجانش می‌گشت که آیا من هم شهید می‌شوم یا نه... 

 

قسمت سوم (راحت طلبی) – جلسه ششم

تنها مسیر(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی)

سری اول: قسمت سوم (راحت طلبی)  جلسه ششم

 

راحت‌طلبی را کجا باید ارضاء کرد؟/کدام راحت‌طلبی، انسان را رشد می‌دهد؟

 

·         سخنران: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان

·         مکان: تهران - مسجد امام صادق(ع) – میدان فلسطین

·         زمان: 1393/03/09

پناهیان: مگر خداوند ما را طالب راحتی قرار نداده است؟! پس این راحت‌طلبی را کجا باید ارضاء کرد؟ پاسخ این  است: این راحتی را باید در اُنس با پروردگار عالم ارضاء کرد. باید دنبال رسیدن  به این راحتی باشیم، هرچند رسیدن به آن نیاز به سختی کشیدن دارد. باید سطح راحت‌طلبی خود را بالا ببریم و به جای اینکه دنبال راحتی‌هایی از جنس نشستن روی مبل باشیم، به دنبال راحتی ناشی از نزدیک شدن به خداوند باشیم. لازمۀ اینکه نزدیک شدن به خدا باعث راحتی روح و جان ما شود، این است که اُنس با خدا داشته باشیم.

با پایان یافتن بخش اول و دوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش سوم مباحث «تنها مسیر» با موضوع یکی از مصادیق مهم هوای نفس، یعنی «راحت‌طلبی» آغاز شد که کلیات آن در مراسم سوگواری ایام فاطمیه در حسینیه امام خمینی ارائه شده بود. قسمت سوم مباحث «تنها مسیر» تحت عنوان «راحت‌طلبی اولین گرایش انسان» جمعه شب‌ها در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین به همت هیئت محبین امیرالمؤمنین(ع) برگزار شد.

 

گزیدۀ مباحث مطرح شده در این جلسه:

هرکسی باید ببیند روزانه در مقام عمل چگونه با راحت‌طلبی خودش برخورد می‌کند

  • برخی از گرایش‌های انسان را باید محدود کرد و برخی از گرایش‌ها را هم باید ممنوع کرد. بحث ما هنوز به گرایش‌های ممنوع نرسیده است. اگر انسان گرایشی که باید محدودش کرد را محدود نکند، کارش به جایی می‌کشد که به علاقه‌های ممنوعه هم راه پیدا کند. اگر انسان یک گرایش طبیعی خود را در حدّ لازم پاسخ دهد، ضرر نمی‌کند، اما اگر یک گرایش طبیعی را بیش از حدّ نیاز طبیعی آن پاسخ دهد و به آن تورّم دهد، در این صورت آن گرایش به وجود انسان لطمه خواهد زد. یکی از این گرایش‌ها که اگر انسان زیادی به آن بپردازد، زیادی به آن پاسخ بدهد و زیادی به آن اهمیت بدهد، انسان را نابود خواهد کرد، گرایش به راحت‌طلبی است.
  • صحبت کردن از ضرورت کنترل میل راحت‌طلبی و ضرورت مبارزه با هوای نفس به خودیِ خود گرهی از مشکلات ما باز نخواهد کرد. آنچه اهمیت دارد این است که هر کسی در مقام عمل، به صورت روزانه چگونه با این راحت‌طلبی (و این هوای نفس) برخورد کند؟

دو مرحلۀ اساسی برای مبارزه با نفس: 1ـ مراقبت در هنگام عمل 2ـ محاسبۀ عمل و جمع‌بندی روزانه

  • دو مقطع(مرحلۀ) اساسی برای مبارزه با نفس وجود دارد: 1- مراقبت در هنگام عمل: اینکه انسان در صحنۀ عمل کاملاً مراقب رفتارش باشد و خودش را بسنجد و ارزیابی کند که «من چرا دارم این کار را انجام می‌دهم؟» 2- محاسبۀ عمل و جمع‌بندی روزانه: اینکه من امروز فلان کار را واقعاً برای چه انجام دادم؟ چه انگیزه‌ای پشت سر عمل من بود؟ این همان سؤالی است که روز قیامت دربارۀ هر یک از اعمال انسان از او می‌پرسند. چون اساساً انسان موجوی است که برای هر رفتار خودش، حسابگری دارد و پشت سر هر عملی، یک انگیزه‌ای دارد، و پشت هر انگیزه‌ای هم یک تفکر و فلسفه‌ای دارد.
  • اینکه کسی یک کاری را انجام دهد، خیلی مهم نیست، مهمتر این است که پشت این رفتارش چه انگیزه‌ای، چه نیتی و چه تفکری نهفته است. لذا خیلی‌ها هستند که در واقع مثل فرعون‌ها هستند ولی تفرعن نمی‌کنند و ظاهراً آدم‌های معمولی‌ای هستند، چون خدا به آنها امکان نداده است تفرعن کنند ولی در آخرت با فراعنه محشور می‌شوند.
  • البته علما، به دو مرحلۀ فوق در مبارزه با نفس، موارد دیگری را هم اضافه می‌کنند، از جمله: «مشارطه» یا پیش‌بینی اعمالی که انجام خواهید داد. یعنی شما قبل از اینکه وارد عرصۀ عمل و مرحلۀ  مراقبه شوید و قبل از اینکه روز خود را آغاز کنید، با خودتان شرط و شروطی بگذارید و عهد کنید که خطاهای گذشته را تکرار نکنید و کاملاً مراقب اعمال و رفتار خود باشید. مثلاً به خودت بگویی: «امروز دیگر اشتباهات قبلی را تکرار نکن و طوری رفتار نکن که در پایان روز، دوباره خودت را سرزنش کنی و ناله بزنی که چرا من این رفتارهای نادرست را انجام داده‌ام؟!»
  • مراحل دیگری که علما اضافه کرده‌اند: «معاتبه» و «توبه» است. معاتبه یعنی نفس خودتان را مورد عتاب قرار دهید. و همچنین نفس خودتان را «مذمت» کنید و بعد هم مرحلۀ «توبه و استغفار» است.

هر کس بخواهد میزان راحت‌طلبی خود را بفهمد فقط در مقام عمل می‌تواند خودش را بشناسد/انسان در رنج‌ها و سختی‌ها بهتر می‌تواند محاسبۀ نفس کند

  • فهمیدن اینکه انسان واقعاً چقدر راحت‌طلب است و حاضر است پای راحت‌طلبی خودش چه چیزهایی را قربانی کند، خیلی مهم است و این کار صرفاً با گفتگو یا شنیدن بهترین سخنان در این باب، به دست نمی‌آید. بلکه هر کسی اگر بخواهد واقعاً خودش را بشناسد و بفهمد که چقدر راحت‌طلب است و این راحت‌طلبی او در کجاها بروز پیدا می‌کند، فقط در مقام عمل می‌تواند خودش را بشناسد. لحظات سختی و رنج انسان همان لحظاتی هستند که انسان واقعاً خودش را می‌بیند. انسان در دل آسودگی‌ها نمی‌تواند خودش را ببیند و بشناسد.
  • انسان در دلِ رنج‌ها و سختی‌ها بهتر می‌تواند نفس خود را مورد مطالعه قرار دهد و محاسبۀ نفس کند و به شناخت بهتری از خودش برسد.
  • صرف گفتگو دربارۀ جزئیات و مراحل مختلف مبارزه با نفس و سیر و سلوک معنوی در وجود ما اثری ندارد. درست مثل گفتگو کردن دربارۀ ورزش است؛ تا وقتی انسان ورزش نکند و بدن خود را به ورزش و تحرک وادار نکند، اثری بر جسم او نخواهد داشت. بعضی‌ها فکر می‌کنند سیر و سلوک اخلاقی و معنوی و حرکت در مسیر دینداری، با شنیدن همین سخنان و مطالب قابل تأمین است! در حالی که تا انسان وارد مقام عمل نشود و در عمل از خودش حساب نکشد، شنیدن این سخنان، فایده‌ای برایش ندارد.

راحتی فقط یک عنصر خطرناک نیست بلکه عنصر شوق‌آفرین به سوی هدف نیز هست/کدام راحت‌طلبی، انسان را رشد می‌دهد؟

  • راحتی فقط یک عنصر خطرناک در حیات بشر نیست، بلکه عنصر شوق‌آفرین و حرکت‌دهنده به سوی هدف نیز هست. این راحت‌طلبی که خدا در ما قرار داده، فقط برای این نیست که با آن مقابله و مبارزه کنیم یا آن را محدود کنیم. خداوند این راحت‌طلبی را قرار داده است که عامل شوق و حرکت ما به سوی جلو هم باشد. یعنی خداوند راحتی را یک‌مقدار جلوتر و دور از دسترس از ما قرار داده و در وجود ما هم میل به راحتی را قرار داده تا برای رسیدن به آن حرکت کنیم.
  • ما اگر بخواهیم به سمت راحتی حرکت کنیم، باید ببینیم طلب کردن کدام راحتی اشکال ندارد؟ اساساً راحت‌طلبی خوب کدام است؟ کدام راحت‌طلبی است که یک گرایش بد محسوب نمی‌شود و حتی ما باید آن گرایش را در خودمان تقویت کنیم؟ کدام راحت‌طلبی انسان را به حرکت وادار می‌کند و رشد می‌دهد؟ اگر این را بدانیم، نفس خود را وادار می‌کنیم که به سراغ این راحت‌طلبی حرکت کند.
  • راحت‌طلبی می‌تواند مانند یک سرمایه و ثروت در خدمت شما قرار بگیرد و می‌توانید با آن تجارت کنید، سود ببرید و خودتان را رشد دهید.

حرکتی که ناشی از محبت و شوق باشد، بهتر از حرکت ناشی از خوف است/ عبادت از سرِ خوف راحت‌تر از عبادت از سرِ شوق است

  • یکی از حسرت‌های زندگی انسان این است که شوق‌های خوب در خودش ایجاد نمی‌کند یا این شوق را در خودش بیدار نمی‌کند و این مسأله خیلی عامل گرفتاری انسان می‌شود. اگر انسان بتواند «شوقی» حرکت کند و جلو برود، سرعتش خیلی بیشتر است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «محبت بهتر از ترسیدن است؛ الْحُبُّ أَفْضَلُ مِنَ الْخَوْف‏»(کافی/8/129) شما اگر به یک چیزهای خوبی محبت داشته باشید و - در  اثر این محبت- جلو بروید،  خیلی بهتر جلو می‌روید تا اینکه از یک چیزهایی خوف داشته باشید و – در اثر این خوف - حرکت کنید.
  • اینکه انسان بتواند همان‌طور که از سرِ خوف و ترس حرکت می‌کند، از سرِ شوق حرکت کند، خیلی سخت است. البته درست است که عبادت کردن و حرکت کردن برای فرار از جهنم هم، خیلی عقلانیت و شعور لازم دارد، ولی به هرحال راحت‌تر به دست می‌آید؛ نسبت به اینکه انسان بخواهد از سرِ شوق بهشت عبادت کند و حرکت کند. یعنی سخت است که انسان به جایگاهی برسد که با شوق حرکت کند.
  • نمی‌خواهیم خوف را نفی کنیم، خوف و شوق باید در وجود مؤمن، متعادل باشد و هر دو در کنار همدیگر باشد که در این صورت هیجانات روحی و سرعت حرکت انسان فوق‌العاده خواهد بود، کما اینکه امیرالمؤمنین(ع) در وصف متقین می‌فرماید: «اگر اجلی برای اینها معین نشده بود، روح‌شان حتى به اندازۀ چشم بر هم زدن، در بدن‏ها قرار نمى‏گرفت، از شوق به ثواب، و از ترس عذاب؛ وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ» (نهج‌البلاغه/خطبۀ 193)

شاید نتوانیم خوف و شوق را توأمان داشته باشیم، ولی می‌توانیم شوق را تجربه کنیم/ راحتی خوب، نه‌فقط مجاز است؛ بلکه مطلوبیت دارد

  • فرض کنید کسی به سرعت در حال دویدن است و به همان اندازه‌ای که از گرگی که دنبالش کرده، می‌ترسد، به همان اندازه هم به گُلی که دارد به سمتش حرکت می‌کند، شوق دارد. در این صورت سرعت حرکت او فوق‌العاده خواهد بود. البته شاید ما نتوانیم شوق به ثواب را با خوف از عذاب در خودمان همراه کنیم. ولی لااقل می‌توانیم یک شوق را کمی تجربه کنیم؛ «شوق رسیدن به راحتیِ خوب»
  • راحتی خوب، چیزی نیست که فقط مجاز باشد، بلکه مطلوبیت دارد. یعنی تو باید برای رسیدن به راحتی خوب حرکت کنی. و وقتش هم دوران جوانی و خصوصاً آغاز جوانی است. در این سن و سال(حدود 17-18 سالگی) انسان برای چیزهایی که دوست دارد حاضر است جان بدهد. یعنی ضرورت یا خطری در کار نیست، بلکه یک شوق مؤکد او را به یک حرکت شدید و سریع، وادار می‌کند. بقیه اوقات عمر انسان، اکثراً از سرِ خوف(برای فرار از تهدیدات مختلف) حرکت می‌کند نه از سرِ شوق. اما در سن و سال جوانی(نوجوانی) انسان می‌تواند شدیدترین دوندگی‌ها را از سرِ شوق رسیدن به «گُل»(هدف) داشته باشد. و همین ویژگی بود که موجب شد رزمندگان اسلام در دفاع مقدس، آن غوغا را ایجاد کنند و به تعبیر حضرت امام(ره) راه صد ساله را یک‌شبه طی کنند.
  • اگر انسان بخواهد به طور طبیعی این شوق را در وجود خود ببیند، در همین سنین نوجوانی می‌‌تواند ببیند. مثلاً می‌بینید برخی از این نوجوان‌ها به شوق تماشای شهرآورد، از شهرستان‌های دور حرکت می‌کنند و سختی‌هایی را هم تحمل می‌کنند بدون اینکه مجبور باشند این کار را انجام دهند. البته باید تأسف خورد که این شوق‌ها برای چه موضوعات دستِ پایینی تحریک می‌شود و باید دید که چطور می‌شود این شوق را برای موضوعات دستِ بالا تحریک کرد.

باید میل به راحتیِ خوب را در خودمان تقویت کنیم/ این یک تکلیف است

  • میل به راحتیِ خوب آن‌قدر باید در انسان شدید شود که برای رسیدن به راحتی خوب و عالی و مطلوب، چنان شوقی در انسان ایجاد شود و چنان حرکتی در او ایجاد کند که قدرتش بیشتر از ترس از جهنم باشد. اصلاً این برای ما یک تکلیف است که میل به راحتی خوب را در خودمان تقویت کنیم. شوق رسیدن به راحتی‌های خوب باید یک انگیزۀ قوی در وجود انسان باشد و او را به حرکت وادار کند.
  • ما فقط نمی‌خواهیم با راحت‌طلبی مبارزه کنیم و در مقابل راحت‌طلبی، منفعلانه برخورد کنیم. اگر تا به حال می‌گفتیم که باید با راحت‌طلبی خودمان مبارزه کنیم برای این بود که اکثر مصادیق راحتی که معمولاً مردم دنبالش هستند، مصادیق غلط و سطح پایینِ راحتی است. یعنی بیشترِ راحت‌طلبی‌ها از نوع «راحت‌طلبیِ بد» هستند و الا اگر بخواهید راحتیِ خوب را طلب کنید نه تنها با آن مخالف نیستیم، بلکه می‌گوییم یک تکلیف است. ما باید آن‌قدر در خودمان شوق به راحتی  خوب ایجاد کنیم که در ما حرکت و فعالیت خستگی‌ناپذیر  ایجاد کند.
  • ارزش شوق به خوبی‌ها در وجود انسان خیلی بالاست و توجه به شوق خیلی اهمیت دارد و زندگی و بندگی انسان را خیلی بانشاط می‌کند. سند ما برای اهمیت و ارزشِ توجه و اهتمام ورزیدن به شوق به خوبی‌ها چیست؟ مثلاً اینکه انسان از سرِ شوق، بهتر می‌تواند سحرها از خواب بیدار شود تا از سرِ خوف. انسان از سرِ شوق به عبادت و تقرب الی الله و رسیدن به نقاط عالی کمال، خیلی بهتر و راحت‌تر می‌تواند از خواب بیدار شود. البته از سرِ خوف هم می‌شود سحرها برای عبادت بیدار شد، ولی شوق خیلی بهتر، این کار را برای ما انجام می‌دهد.

عالی‌ترین راحتی‌ای که انسان در حیات دنیا دارد، اُنس به پروردگار عالم است

  • یک مصداق عالی برای شوق پیدا کردن به راحتیِ خوب در این دعای امام سجاد(ع) معرفی شده است که ایشان در بارگاه پروردگار عرضه می‌دارد: «خدایا من از هر لذتی غیر از لذت ذکر تو، و از هر راحتی‌ای غیر از اُنس تو استغفار می‌کنم؛ أَسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّةٍ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ، وَ مِنْ کُلِّ رَاحَةٍ بِغَیْرِ أُنْسِک»(زاد المعاد/416؛ مناجات الذاکرین) پس نمونۀ عالی برای راحتیِ خوب - که باید دنبالش باشیم- همین اُنس با پروردگار عالم است.
  • اُنس با خدا راحتی می‌آورد و عالی‌ترین راحتی‌ای که انسان در حیات دنیا دارد، همین اُنس به پروردگار عالم است. اگر انسان با خدا اُنس داشته باشد به یک راحتی فوق‌العاده است؛ این همان راحتی‌ای است که پیامبر(ص) وقت نماز به آن اشاره می‌کرد و می‌فرمود: أَرِحْنَا یَا بِلَالُ (أَنَّ النَّبِیَّ ص کَانَ یَنْتَظِرُ دُخُولَ وَقْتِ الصَّلَاةِ وَ یَقُولُ أَرِحْنَا یَا بِلَالُ؛ مفتاح الفلاح/182) باید به دنبالش برویم و آن را طلب کنیم و شوق رسیدن به این راحتی را در خودمان ایجاد کنیم و با این شوق حرکت کنیم.

باید سطح راحت‌طلبی خود را بالا ببریم

  • اُنسی که بچه به مادرش دارد را نگاه کنید. وقتی بچه از مادرش دور است، احساس ناراحتی می‌کند و وقتی به مادرش می‌رسد قشنگ می‌توان راحتی را در چهره‌اش دید. اگر یک عبد به مولای خود اُنس داشته باشد، این اُنس بسیار شدیدتر از انس نوزاد به مادرش خواهد بود.
  • مگر خداوند ما را طالب راحتی قرار نداده است؟! پس این راحت‌طلبی را کجا باید ارضاء کرد؟ پاسخ این است: این راحتی را باید در اُنس با پروردگار عالم ارضاء کرد. باید دنبال رسیدن به این راحتی باشیم، هرچند رسیدن به آن نیاز به سختی کشیدن دارد. باید سطح راحت‌طلبی خود را بالا ببریم و به جای اینکه دنبال راحتی‌هایی از جنس نشستن روی مبل باشیم، به دنبال راحتی ناشی از نزدیک شدن به خداوند باشیم. لازمۀ اینکه نزدیک شدن به خدا باعث راحتی روح و جان ما شود، این است که اُنس با خدا داشته باشیم.

دو نوع راحتی وجود دارد: 1- راحتی روحی که در انس با خداست 2- راحتی جسمی که در سلامتی است/بقیۀ راحتی‌ها ساختۀ خیالات ماست

  • اساساً خداوند دو نوع راحتی در عالم قرار داده است: یکی راحتی روحی که در اُنس با خداست و یکی هم راحتی جسمی است که در سلامتی است. راحتی بدن-سلامتی- همان راحتیِ مادی مورد نیاز ماست و بقیۀ فهرست راحتی‌ها که ما برای خودمان ترسیم می‌کنیم، در واقع بیهوده درست کرده‌ایم و اصلاً موضوعیت ندارند. بسیاری از مشکلات و دغدغه‌های روانی و عصبی‌ای که برای خودمان درست کرده‌ایم و تصور می‌کنیم که ما فقط در صورت رسیدن به آنها راحت خواهیم بود، بی‌اساس است و مبنا ندارد.
  • ما فقط به دو نوع راحتی نیاز داریم. یکی راحتی روحی که در انس با خداوند است و یکی هم راحتی جسمی که در سلامتی نهفته است. راحتیِ بدن را نمی‌شود انکار کرد چون بالاخره جسم انسان نیاز به راحتی دارد، ولی گاهی اوقات ما برای خودمان یک مقررات فرضی و خیالی درست می‌کنیم و می‌گوییم: «من فقط در این صورت راحت خواهم بود!» یعنی با خیالات خودمان یک جایگاهی برای راحتی خود ترسیم می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم: برای اینکه من راحت باشم حتماً باید در فلان محله زندگی کنم، فلان ماشین را داشته باشم و...

یکی از فواید مهم نماز راحتی بدن است/ ارتباط و هماهنگی میان راحتی جسمی و روحی

  • جالب اینجاست که بارها در روایات آمده است که یکی از فواید مهم نماز راحتی بدن است. یعنی راحتی بدن با همان چیزی به دست می‌آید که راحتی روح هم با همان به دست می‌آید(یعنی ذکر و انس با پرودگار عالم) به عنوان مثال پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «نماز موجب راحتی بدن می‌شود؛ الصَّلَاةُ مَرَضَاةُ اللَّهِ تَعَالَى...وَ بَرَکَةٌ فِی الرِّزْقِ وَ رَاحَةٌ فِی الْبَدَن‏»(جامع‌الاخبار/72) حتی انسان می‌تواند خیلی از بیماری‌های خود را از این طریق علاج کند. البته اینکه نماز واقعاً چه آثار و فوایدی برای بدن دارد، باید علم پیشرفت کند تا به پاسخ این سؤال برسد.
  • پیامبر اکرم(ص) در روایت دیگری همین فایده(راحتی بدن) را برای نماز شب بیان فرموده است: «صَلَاةُ اللَّیْلِ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ...وَ رَاحَةُ الْأَبْدَانِ‏»(ارشاد القلوب/1/191) از سوی دیگر، عبادتی مثل روزه نیز باعث راحتی بدن است و باعث راحتی روح هم هست.(رسول خدا(ص): صُومُوا تَصِحُّوا؛دعوات راوندی/76) انس با پروردگار  عالم با شکم خالی بهتر است. اینها  با هم هماهنگ هستند.

 

قسمت سوم (راحت طلبی) – جلسه پنجم  

تنها مسیر(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی)

سری اول: قسمت سوم (راحت طلبی)  جلسه پنجم

 

جهان آینده، جهان بدون فریب خواهد بود /یکی از پایگاه‌های اصلی فریب این است که فکر کنیم در دنیا راحتی وجود دارد/ راحت‌طلبی بزرگترین و اولین فریبی است که انسان می‌خورد/  از کدام راحتی‌ها قطعاً باید بگذریم؟

 

·         سخنران: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان

·         مکان: تهران - مسجد امام صادق(ع) – میدان فلسطین

·         زمان: 1393/03/02

پناهیان: برای اینکه ثابت کنیم که راحت‌طلب نیستیم و در سختی‌ها بی‌ظرفیت نیستیم، خودمان باید شروع کنیم به حذف کردن برخی از راحتی‌های خودمان. اما سؤال این است که اولین راحتی‌ای که باید با آن مبارزه کنیم و گردن بزنیم کدام است؟ با توجه به اینکه برخی از راحتی‌ها را باید پذیرفت و نباید حذف کرد و برای به‌دست آوردن برخی از راحتی‌ها نیز باید تلاش کرد، در چنین فضایی، کدام راحتی است که ما قطعاً باید از آن بگذریم؟

با پایان یافتن بخش اول و دوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش سوم مباحث «تنها مسیر» با موضوع یکی از مصادیق مهم هوای نفس، یعنی «راحت‌طلبی» آغاز شد که کلیات آن در مراسم سوگواری ایام فاطمیه در حسینیه امام خمینی ارائه شده بود. قسمت سوم مباحث «تنها مسیر» تحت عنوان «راحت‌طلبی اولین گرایش انسان» جمعه شب‌ها در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین به همت هیئت محبین امیرالمؤمنین(ع) برگزار شد.

 

گزیدۀ مباحث مطرح شده در این جلسه:

جهان آینده، جهان بدون فریب خواهد بود/ بیایید در برپایی نهضت جهانی علیه فریب مشارکت کنید

  • جهان آینده، جهانی خواهد بود که انسان‌ها در هیچ‌ جای عالم، به خودشان دروغ نخواهند گفت. دیگر کسی نمی‌تواند کسی را فریب دهد، به همین دلیل ابلیس در آن جهان جایی نخواهد داشت و (طبق روایات) ابلیس در زمان ظهور، به قتل خواهد رسید و نابود خواهد شد(إِنَّ اللَّهَ أَنْظَرَهُ إِلَى یَوْمِ یَبْعَثُ فِیهِ قَائِمَنَا فَإِذَا بَعَثَ اللَّهُ قَائِمَنَا کَانَ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ وَ جَاءَ إِبْلِیسُ حَتَّى یَجْثُوَ بَیْنَ یَدَیْهِ عَلَى رُکْبَتَیْهِ فَیَقُولُ یَا وَیْلَهُ مِنْ هَذَا الْیَوْمِ فَیَأْخُذُ بِنَاصِیَتِهِ فَیَضْرِبُ‏ عُنُقَهُ‏؛ تفسیر عیاشی/2/242) استاد همۀ فریبکاران عالم ابلیس است و در  آن زمان، چون ابلیس دیگر نمی‌تواند  انسان را فریب دهد، نابود خواهد شد.
  • جهان آینده جهان بی‌فریبی است ولی ما الان در یک جهان پرفریب زندگی می‌کنیم، حتی خودمان هم به فریب دادن خودمان کمک می‌کنیم. وقتی ما به خودمان رحم نمی‌کنیم و خودمان را فریب می‌دهیم، انتظار دارید ابلیس ما را فریب ندهد؟! 
  • من از همۀ شما تقاضا می‌کنم که در برپایی نهضتی جهانی-که به سرعت هم جهان‌گیر خواهد شد- علیه فریب دادن دیگران و خودمان و علیه فریب ابلیس مشارکت کنید. بیایید به کار این جهان پرفریب خاتمه دهیم.

از پایگاه‌های اصلی فریب این است که فکر کنیم در دنیا راحتی وجود دارد/ دو رکن اصلی فریب، سر راحتی و لذت است

  • یکی از پایگاه‌های اصلی فریب این است که خودمان را فریب دهیم و فکر کنیم در دنیا راحتی وجود دارد! راحت‌طلبی بزرگترین و اولین فریبی است که انسان می‌خورد. اگر فریب، دو رکن اساسی داشته باشد، یکی بر سر راحتی است و دیگری بر سر لذت است. البته فریب‌های دیگری هم وجود دارد که غالباً فرعِ این دو هستند.
  • وقتی فکر کنیم که در این دنیا راحتی وجود دارد، غیرعاقلانه به سوی راحتی حرکت می‌کنیم در حالی که ائمۀ هدی(ع) فرموده‌اند در این دنیا اصلاً راحتی خلق نشده است. «الراحَةُ لَم تُخلَقْ فی الدنیا»(خصال صدوق/1/64) لذا امام سجاد(ع) می‌فرماید: چرا در دعا، از خداوند راحتی می‌طلبید؟ «لا تَطلُبْ ما لَم یُخلَقْ»(همان منبع) اصل راحتی بعد از مرگ خواهد بود؛ هرچند خداوند در میان سختی‌های دنیا، راحتی نیز برای ما قرار داده است: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»(شرح/5)
  • در این دنیا یک راحتی‌هایی هم وجود دارد که بعداً درباره‌اش بحث می‌کنیم(راحتی از طریق افزایش یقین و از طریق زهد) ولی راه رسیدن به آن راحتی‌ها اصلاً این راه‌های معمول و رایجی نیست که افراد نادان به سوی آن حرکت می‌کنند. باید قبول کنیم که در این دنیا راحتی مطلق وجود ندارد، ما باید مرد جنگیدن، سختی‌کشیدن، درگیر شدن با زندگی و سختی‌های زندگی باشیم؛ سختی‌هایی که اساساً برای ما طراحی شده است. یعنی باید بفهمیم و بپذیریم که این سختی‌ها برای ما طراحی شده و ما باید از این سختی‌ها استقبال کنیم.

در این دنیای پرفریب، اگر بخواهیم خودمان را فریب ندهیم باید از راحتی فاصله بگیریم

  • بیایید خودمان را فریب ندهیم و با راحتی درگیر شویم، چون این راحتی واقعاً یک راحتی کاذب و موهوم است. کسانی که راحت‌طلب هستند نه‌تنها به راحتی مطلوب خود نمی‌رسند بلکه به سختی‌های بیشتری خواهند رسید. پس بهتر است به کلی ریشۀ این راحت‌طلبی را بکَنیم و کنار بگذاریم. نترسید؛ آن مقدار از راحتی دنیا که سهمیۀ شما باشد -حتی به زور- به شما خواهند داد. خدای ما این‌گونه است که در این بساط مهمانی که برای ما برقرار کرده، اگر آنچه سر سفره برایت گذاشته است، را نخوری و تعارف کنی، ملائکه با محبت و نوازش به زور به تو می‌خورانند، پس نترس و فکر نکن که اگر تعارف کنی و نخوری، از دست تو می‌رود و کس دیگری آن را خواهد خورد.
  • در این دنیای پرفریب اگر بخواهیم خودمان را فریب ندهیم باید بپذیریم که راحتی در دنیا خلق نشده(غیر از همان سهمیۀ راحتی توأم با سختی که خدا به هر کسی می‌دهد)، و باید از راحتی فاصله بگیریم تا ثابت کنیم که ما پذیرفته‌ایم راحتی در دنیا خلق نشده است. به تعبیر دیگر، تکلیف ما این است که راحت‌طلب نباشیم. البته برای رسیدن به برخی از راحتی‌ها باید اقدام کرد و حتی گاهی باید تلاش کرد ولی نباید راحت‌پرست باشیم؛ به این معنا که راحت‌طلبی ما را کور و کَر کند و ما را دچار فریب و خیال‌پردازی‌های توهم‌زا کند و سختی‌ها ما را از تعادل انسانی خارج کند و ما را به زمین بزند.

از کدام راحتی‌ها قطعاً باید بگذریم؟/اولین پیشنهاد برای مبارزه با راحت‌طلبی «سحرخیزی» است

  • برای اینکه ثابت کنیم که راحت‌طلب نیستیم و در سختی‌ها بی‌ظرفیت نیستیم، خودمان باید شروع کنیم به حذف کردن برخی از راحتی‌های خودمان. اما سؤال این است که اولین راحتی‌ای که باید با آن مبارزه کنیم و گردن بزنیم کدام است؟ با توجه به اینکه برخی از راحتی‌ها را باید پذیرفت و نباید حذف کرد و برای به‌دست آوردن برخی از راحتی‌ها نیز باید تلاش کرد، در چنین فضایی، کدام راحتی است که ما قطعاً باید از آن بگذریم؟ 
  • اولین پیشنهاد برای مبارزه با راحت‌طلبی، سحرخیزی است؛ اینکه انسان از خواب نوشین سحر بگذرد. کما اینکه خداوند می‌فرماید: «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ»(سجده/16) یعنی انسان پهلوی خودش را از  رختخواب جدا کند و نماز شب بخواند. تصور نکنید که این پیشنهاد(بلند شدن برای نماز شب)، خیلی عرفانی است! وقتی خیلی عرفانی می‌شود که برای هر دو رکعت نماز شب، بیدار شوید و دوباره بخوابید و برای دو رکعت بعدی بیدار شوید. که حضرت امام(ره) و برخی دیگر از خوبان این‌طوری نماز شب می‌خواندند.
  • اگر می‌خواهی زندگی سالمی داشته باشی و از راحت‌طلبی گریزان باشی و نَفَس راحت‌طلبی خودت را گرفته باشی، لااقل این کار را انجام بده. آقای بهجت(ره) می‌فرمود: «در تعبدیات، کوه کندن از ما نخواسته‌اند، سخت‌ترینش نماز شب خواندن است که در حقیقت، تغییر وقت خواب است نه اصل بی‌خوابی، بلکه نیم‌ساعت زودتر بخواب، تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی!»(در محضر بهجت/2/170) برخی از اولیاء خدا هم گفته‌اند که وقتی برای نماز شب بیدار شدید حتی اگر حال نماز خواندن نداشتید، بیدار بمانید و مثلاً چای بنوشید یا مطالعه کنید، ولی نخوابید و بیدار بمانید. همین برخاستن از خواب و بیدار ماندن خیلی ارزش دارد. واقعاً چه رازی در این برخواستن از خواب وجود دارد؟!
  • نمی‌شود که انسان تا هر ساعتی دلش می‌خواهد بخوابد و بعد هم بگوید: «خدایا! من تو را می‌خواهم». نمی‌شود که انسان چند تا خدا داشته باشد، کسی که قبل از خداوند متعال، «هوای نفس خود» را بخواهد و آن را خدای خود قرار دهد، نمی‌تواند بگوید: خدایا! من تو را می‌خواهم!

دومین پیشنهاد برای مبارزه با راحت‌طلبی «کظم غیظ» است

  • دومین پیشنهاد برای مبارزه با راحت‌طلبی، گریز از راحتیِ بروز دادن خشم است. امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: «کسی راحتی قلب را نمی‌فهمد مگر کسی که به‌وسیلۀ حِلم، جرعه جرعه لقمه‌های غیظ را فرو می‌برد و عصبانیت خود را آشکار نمی‌کند(چنین کسی به راحتی قلب می‌رسد)؛ لَمْ یَعْرِفْ رَاحَةَ الْقَلْبِ مَنْ لَمْ یُجَرِّعْهُ الْحِلْمُ غُصَصَ الْغَیْظ»(نزهه الناظر/ص146) راحتی جسم معلوم است و قابل فهم است، ولی  درک معنای راحتی قلب و روح، کمی  سخت است.
  • اگر کسی بخواهد به راحتی قلب برسد، باید لقمه‌های غیظ و غضب و عصبانیت خود را نوش جان کند. اما کسی که می‌خواهد زود به راحتیِ موقت برسد، وقتی عصبانی شد، یک ناسزا می‌گوید و خودش را راحت می‌کند. چنین کسی به راحتی قلب نمی‌رسد، بلکه به یک لحظه راحتی موقت و گذرا می‌رسد که در جان او تأثیری ندارد و به قلبش استراحت نمی‌دهد.

یکی از دلایل اعصاب‌خُردی هواپرستی است و متاسفانه هواپرستی می‌تواند همراه با دینداری هم باشد

  • ظاهراً راحتی قلب با راحتی جسم، یک تعارض‌هایی دارد. ما معمولاً وقتی عصبانی می‌شویم می‌گوییم: «فلانی اعصاب مرا خُرد کرد یا مرا عصبانی کرد!» جواب این است که «خُب اعصاب تو ضعیف است، تو باید روی خودت کار کنی و اعصاب پولادین داشته باشی»
  • رخی از متخصصین می‌گویند: «مصرف قرص اعصاب در ایران زیاد شده است». شما فکر می‌کنید دلیلش چیست؟ یکی از دلایل اعصاب‌خُردی، هواپرستی است و متاسفانه هواپرستی می‌تواند همراه با دینداری هم باشد که جلسات قبل در این‌باره صحبت کرده‌ایم. ابلیس می‌گوید من وقتی بندگان خدا را با گناه به سمت جهنم می‌فرستم آنها با توبه و استغفار مرا هلاک می‌کنند، بعد آنها را به هواپرستی وادار می‌کنم (یعنی به چیزهایی که دوست دارند و گناه نیست اما تبعیت از هوای نفس است) و آنها چون به ظاهر گناهی انجام نداده‌اند تصور می‌کنند که راهشان درست است-و توبه نمی‌کنند- و من با همین هواپرستی، آنها را هلاک می‌کنم.(قال رسول الله(ص): إنّ إبلیسَ قالَ: أهلَکتُهُم بِالذُّنوبِ فأهلَکونی بالاستِغفارِ، فلَمّا رأیتُ ذلکَ أهلَکتُهُم بالأهواءِ، فهُم یَحسَبونَ أنّهُم مُهتَدونَ فلا یَستَغفِرونَ؛ میزان الحکمه/٢١٣٨٩)

بنا را بر گریز از راحتی بگذارید، راحتی خودش می‌آید

  • گاهی اوقات باید دقیقاً خلاف راحتی عمل کنیم. شما بنا را بر این بگذارید که میانۀ خودتان را با راحتی خراب کنید و از راحتی گریزان باشید، نترسید! در این صورت راحتی خودش می‌آید و دست به دامن شما می‌شود و منّت شما را می‌کشد.
  • در اینجا دو نمونۀ مهم برای گریز از راحتی معرفی کردیم که اتفاقاً نتیجۀ این کارها رسیدن به یک راحتی‌های دیگر خواهد بود: یکی گریز از راحتیِ خوابیدن سحرگاهان و یکی هم گریز از راحتی بروز دادن خشم. اگر از این دو راحتی فاصله بگیری و اصلاً چنین راحتی‌هایی را بر خودت روا نداری، می‌بینی که به چه راحتی‌هایی خواهی رسید. حتی دربارۀ نماز شب، به راحتی جسمی هم خواهی رسید. باید از این راحتی‌ها فاصله بگیریم و از چنین ناراحتی‌هایی که به خودمان تحمیل می‌کنیم، استقبال کنیم تا بسیاری از ناراحتی‌های ضررزننده، ما را اذیت نکند.

ارزش راحت‌گریزی در قرآن/ بعضی‌ها از خشم دشمن هم می‌ترسند و می‌خواهند طوری رفتار شود که دشمن حتی اخم هم نکند

  • حالا برخی از عبارت‌های قرآن کریم که به موضوع راحتی‌گریزی اشاره دارد را ببینید: خداوند می‌فرماید: «سزاوار نیست که اهل مدینه و بادیه‌نشینان اطراف مدینه، از رسول خدا دفاع نکنند و جان‌های خود را فدای جان رسول خدا نکنند(خودشان را سپر بلای پیامبر نکنند و و سختی‌ها را به جان نخرند) چون هر تشنگی و سختی و گرسنگی که در راه خدا به آنان برسد و هر قدمی بردارند که موجب خشم و دشمنی کافران شود و هر ضربه‌ای از سوی کافران به آنها برسد، خدا برای آنها ثواب یک عمل صالح خواهد نوشت؛ ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ»(توبه/120) در اینجا خداوند مقدار و تنوع سختی‌ها را ذکر می‌فرماید.
  • بعضی‌ها حتی از اینکه دشمن غیظ کند هم می‌ترسند! یعنی قبل از اینکه دشمن بخواهد اقدامی انجام دهد، از همین خشم دشمن می‌ترسند. دنبال این هستند که طوری رفتار شود تا دشمن حتی اخم هم نکند! مقام معظم رهبری اخیراً این سخن شهید بهشتی را دوباره زنده کردند که: «آمریکا از ما عصبانی باشد و از این عصبانیت بمیرد» در مقابل عصبانیت و غضب دشمن که نباید کوتاه بیاییم. گاهی احساس می‌کنیم که واقعاً اگر ما این پشت و پناه و تکیه‌گاه عالی ایمانی را نداشتیم، بعضی‌ها ما را به غضب دشمن فروخته بودند! سیاسیون ما نباید بترسند، باید در مقابل غضب دشمن بایستند.

به‌جای اینکه سختی‌ها را تحمل کنیم، دعا می‌کنیم که خدا کوتاه بیاید و به ما سختی ندهد! / خدا: خسته نشوید و سستی نکنید! اگر رنج می‌کشید، دشمنتان هم رنج می‌کشد

  • خداوند صریحاً می‌فرماید باید در راه رسول خدا(ص) سختی تحمل کنید و انواع این سختی‌ها را هم بیان می‌فرماید: گرسنگی و تشنگی و ضربات دشمن و...(ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً...؛ توبه/120)، ولی ما معمولاً به‌جای اینکه این سختی‌ها را تحمل کنیم، دعا می‌کنیم که خدا کوتاه بیاید و به ما سختی ندهد یا آن را برطرف کند. می‌گوییم: «خدایا، اصلاً چرا باید این‌طوری باشد؟! این سختی‌های ما را برطرف کن و کاری کن اصلاً سختی نباشد! ما که ایمان آورده‌ایم، دیگر به ما سختی نده» غافل از اینکه خداوند این سختی‌ها را به ما می‌دهد تا ایمان ما را امتحان کند و باعث رشد ما شود.
  • خداوند در آیه دیگری، می‌فرماید: «در تعقیب دشمن(مبارزه و درگیری با دشمن) خسته نشوید و سستی نکنید، اگر سختتان است و رنج می‌برید، آنها هم مانند شما سختشان است و رنج می‌برید، با این تفاوت که شما چیزی از خدا امید دارید و آنان ندارند؛ وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ»(نساء/104)

نه برای «فرار از سختی‌ها»، بلکه برای «تحمل سختی‌ها» به خدا پناه ببریم/ مؤمنین ضعیف خدا را برای فرار از سختی‌ها می‌خواهند؛ اینها به دین لطمه می‌زنند

  • فقط ما نیستیم که در درگیری با دشمن سختی می‌کشیم، دشمنان ما هم سختی می‌کشند؛ آنها که برای تفریح و تفرج نیامده‌اند! این درگیری برای آنها هم سخت است. ولی ما یک تفاوتی با آنها داریم؛ اینکه ما یک خدایی داریم که دست‌مان را می‌گیرد و ثوابی به ما می‌دهد. در حالی که دشمنان ما این را ندارند. آنها بدون خدا دارند رنج می‌کشند ولی ما خدا را داریم و رنج می‌کشیم، چرا باید کم بیاوریم؟!
  • این استدلال زیبای پروردگار یک طرز تفکر است که می‌گوید: «خدا را برای فرار از سختی(به میان) نیاورید، خدا را برای تحمل سختی بیاورید» مؤمنین ضعیف کسانی هستند که خدا را برای فرار از سختی‌ها می‌خواهند؛ اینها به دین لطمه می‌زنند. باید برای «تحمل سختی‌ها» به خدا پناه برد نه برای «فرار از سختی‌ها»

 

قسمت سوم (راحت طلبی) – جلسه چهارم

تنها مسیر(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی)

سری اول: قسمت سوم (راحت طلبی)  جلسه چهارم

 

سهولتِ تأمین نیازهای اولیه زندگی نسبت به قدیم، موجب شیوع فرهنگ راحت‌طلبی شده / راحت‌طلبی موجب دین‌گریزی می‌شود / بخشی از بدی‌های اخلاقی ما به خاطر این است که در راحتی بزرگ شده‌ایم/ باید یک قیام سراسری و عمومی علیه راحت‌طلبی صورت بگیرد

 

·         سخنران: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان

·         مکان: تهران - مسجد امام صادق(ع) – میدان فلسطین

·         زمان: 1393/02/26

پناهیان: امروز چون نیازهای اولیه یک مقدار راحت‌تر از گذشته تأمین می‌شود، ما احتمالاً بیش از پیشینیان به آفت راحت‌طلبی دچار هستیم و این مانع بزرگی برای دینداری است. در قدیم چون مردم سخت زندگی می‌کردند، سختی‌های دینداری هم کم و بیش برایشان راحت‌تر قابل پذیرش بود. آن چیزی که آنها را خراب می‌کرد، بیشتر ناشی از عقل و فهم و شعورشان بود. ولی امروز فهم و درک مردم خیلی بیشتر شده و به خاطر تجربیات تاریخی و واقعیاتی که در جهان می‌بینیم، فهم و شعورمان می‌رسد که دین خیلی قیمت و ارزش دارد، اما راحت‌طلبی موجب می‌شود انسان بدون اینکه ایمانش ضعیف باشد یا عقل و فهم و اندیشه‌اش دچار اختلال شده باشد، دین‌گریز شود. و بعد این راحت‌طلبی کم‌کم ایمان و اندیشه را هم تضعیف می‌کند.

با پایان یافتن بخش اول و دوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش سوم مباحث «تنها مسیر» با موضوع یکی از مصادیق مهم هوای نفس، یعنی «راحت‌طلبی» آغاز شد که کلیات آن در مراسم سوگواری ایام فاطمیه در حسینیه امام خمینی ارائه شده بود. قسمت سوم مباحث «تنها مسیر» تحت عنوان «راحت‌طلبی اولین گرایش انسان» جمعه شب‌ها در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین به همت هیئت محبین امیرالمؤمنین(ع) برگزار شد.

 

گزیدۀ مباحث مطرح شده در این جلسه:

بعد از حل مسألۀ راحت‌طلبی است که نوبت دینداری و اجرای اوامر سخت الهی مثل صبر و جهاد می‌رسد

  • اگر مسألۀ «راحت‌طلبی» را برای خودمان حل کنیم، بعد نوبت دینداری و اجرای سخت‌ترین اوامر الهی خواهد رسید. اگر کسی یا جامعه‌ای مسألۀ راحت‌طلبی را برای خودش حل نکرده باشد، سخن گفتن دربارۀ جهاد فی سبیل الله، صبر، راضی بودن به رضای الهی و بسیاری از منهیات اصلاً معنا ندارد. همۀ این اوامر تازه بعد از این است که انسان مشکل راحت‌طلبی را برای خودش حل کرده باشد.

سهولتِ تأمین نیازهای اولیه زندگی نسبت به قدیم، موجب شیوع فرهنگ راحت‌طلبی شده/راحت‌طلبی موجب دین‌گریزی می‌شود

  • در قدیم شاید به خاطر اینکه امکانات رفاهی کمتر بود، شیوع فرهنگ راحت‌طلبی، این گستردگی امروز را نداشت و مردم زیاد سر دینداری، گیر نمی‌کردند. البته منظور این نیست که در قدیم، مردم دیندارتر بودند، ولی به دلیل اینکه با سختی زندگی می‌کردند، مشکل راحت‌طلبی کمتر مانع دینداری بود. آن موقع، کسی که می‌خواست آب بنوشد یا نان بخورد، زحمت بیشتری باید می‌کشید. مثلاً برای آب خوردن باید سر چشمه می‌رفت یا از چاه، آب می‌کشید. برای نان هم لااقل برخی مراحل پخت نان را خودش باید انجام می‌داد. ولی الان دیگر این‌طور نیست. به حدّی که بعضی‌ها با یک تلفن، نان را جلوی در منزل‌شان تحویل می‌گیرند و زحمت نانوایی رفتن هم به خود نمی‌دهند!
  • البته سختی‌هایی که امروز انسان‌ها متحمل می‌شوند نسبت به قدیم در مجموع کم نشده ولی فرار از سختی‌ها و فرهنگ راحت‌طلبی بیشتر شده و شیوع پیدا کرده است. اینکه امروزه ابتدائیات زندگی، به سهولت در اختیار مردم قرار گرفته، موجب شیوع فرهنگ راحت‌طلبی شده است و این راحت‌طلبی، موجب دین‌گریزی می‌شود.
  • در قدیم مردم برای تأمین نیازهای اولیه زندگی خود سختی بیشتری می‌کشیدند و این سختی‌ها چون برای نیازهای اولیه‌ (مثل آب و نان) بود و هر خانواده‌ای باید خودش آنها را تدارک می‌کرد، کسی نمی‌توانست به خاطرش سر دیگران فریاد بکشد. مثلاً اگر آب می‌خواست خودش باید سر چشمه می‌رفت و آب می‌آورد. اما الان هرچند برای تأمین نیازهای ابتدایی، سختی وجود ندارد، ولی سختی‌های دیگری وجود دارد که می‌توانی به خاطر آن سختی‌ها، بر سر دیگران فریاد بکشی؛ مانند مشکل گرانی یا ترافیک که در آنها دولت یا پلیس و... را مقصر می‌دانی و فریاد می‌زنی و اعتراض می‌کنی.

امروز دوری از راحت‌طلبی مثل ورزش و دوری از کم‌تحرکی، یک ضرورت است/ باید یک قیام سراسری و عمومی علیه راحت‌طلبی صورت بگیرد

  • امروزه به دلیل اینکه برای تأمین نیازهای اولیه، مثل قدیم سختی نمی‌کشیم، یک مسألۀ عمده‌ای به نام راحت‌طلبی مطرح شده است. لذا خصوصاً برای جوان‌ها، خیلی باید راجع به راحت‌طلبی بحث کرد. چون شیوع راحت‌طلبی به طور طبیعی بیشتر شده است. و یکی از نتایج این راحت‌طلبی هم، مشکلات جسمی مثل کمردرد و اضافه وزن ناشی از ورزش نکردن و کم‌تحرکی است.
  • در قدیم، جسم مردم به خاطر تحرک بدنی، سالم‌تر بود و به خاطر نوع زندگی پرتحرک آن موقع(مثل پرداختن به کشاورزی و ...)، نیازی نبود کسی از لزوم ورزش صحبت کند، ولی امروز ورزش به یک ضرورت تبدیل شده و باید از لزوم ورزش صحبت کرد. بحث دربارۀ راحت‌طلبی هم همین‌طور است. امروز باید یک قیام سراسری و عمومی علیه راحت‌طلبی صورت بگیرد، در حالی که در گذشته، این‌قدر لازم نبود علیه اصل راحت‌طلبی صحبت کنیم. لذا می‌بینید که در آیات و روایات با وجود اینکه به صورت صریح از آفت راحت‌طلبی صحبت شده، اما نسبت به برخی مفاهیم دیگر زیاد تکرار نشده و بیشتر ذیل عنوان کلی حب الدنیا مورد نهی قرار گرفته. زیرا هرچند در گذشته راحت‌طلبی وجود داشته، ولی ما امروز در ارتباط با راحت‌طلبی دچار آفت‌های ویژه‌ای هستیم. نمونه‌های فراوانی در نظام آموزش و پرورش، تربیت‌های خانوادگی، جامعه، و سبک زندگی ما به وجود آمده که به نوعی موجب تقویت راحت‌طلبی بچه‌ها و جوان‌های ما می‌شود. یکی از نمونه‌‌هایش برای بچه‌ها، همین مسیری است که قبلاً بچه‌ها تا مدرسه پیاده می‌رفتند و امروز به دلیل دوری بیش از حد منازل از مدارس یا مراقبت نسبت به برخی ناامنی‌ها، سرویس ایاب و ذهاب می‌گذارند و همین مقدار پیاده‌روی هم انجام نمی‌شود.

راحت‌طلبی موجب می‌شود انسان بی‌شخصیت و دین‌گریز شود/ بخشی از بدی‌های اخلاقی ما به خاطر این است که در راحتی بزرگ شده‌ایم

  • امروز چون نیازهای اولیه یک مقدار راحت‌تر از گذشته تأمین می‌شود، ما احتمالاً بیش از پیشینیان به آفت راحت‌طلبی دچار هستیم و این مانع بزرگی برای دینداری است، به حدّی که برخی از سخنان دینی را اصلاً نمی‌شود مطرح کرد! در حالی که قدیم، این سخنان را راحت‌تر می‌شد بیان کرد. در قدیم چون مردم سخت زندگی می‌کردند، سختی‌های دینداری هم کم و بیش برایشان راحت‌تر قابل پذیرش بود. آن چیزی که آنها را خراب می‌کرد، بیشتر ناشی از عقل و فهم و شعورشان بود. ولی امروز فهم و درک مردم خیلی بیشتر شده و به خاطر تجربیات تاریخی و واقعیاتی که در جهان می‌بینیم، فهم و شعورمان می‌رسد که دین خیلی قیمت و ارزش دارد، اما راحت‌طلبی موجب می‌شود انسان بدون اینکه ایمانش ضعیف باشد یا عقل و فهم و اندیشه‌اش دچار اختلال شده باشد، دین‌گریز شود. و بعد این راحت‌طلبی کم‌کم ایمان و اندیشه را هم تضعیف می‌کند.
  • اگر آفت راحت‌طلبی، انسان را فرابگیرد، هم بی‌شخصیت می‌شود و هم بی‌دین. امروز بخشی از بدی‌های اخلاقی ما به خاطر این است که در راحتی بزرگ شده‌ایم و برای تأمین نیازهای اولیه و حیاتی مانند و نان چندان سختی و رنج نکشیده‌ایم.

امروز راحت‌طلبی مثل یک بیماری به سراغ ما آمده است/ یک اقدام خوب برای رهایی از راحت‌طلبی «سحرخیزی» است

  • امروزه در شرایط خاصی قرار داریم که راحت‌طلبی به صورت یک بیماری به سراغ ما آمده است، مثل بیماری‌های جسمی‌ای که در اثر زندگی ماشینی و کم‌تحرکی پدید آمده است. در این زندگی شهری به سادگی نمی‌توان از آفت راحت‌طلبی رهایی پیدا کرد.
  • یکی از کارهایی که برای رهایی از راحت‌طلبی می‌توان انجام داد، «سحرخیزی» است. ما که امروزه سختی‌هایی مثل آب آوردن از چشمه، بیل زدن در زمین کشاورزی و... را نداریم لااقل همین سختی سحرخیزی را به خودمان تحمیل کنیم تا یک‌مقدار با راحت‌طلبی خودمان مقابله کرده باشیم.

اگر مؤمن شدی، حتماً باید یک‌سری سختی‌ها را تحمل کنی، و الا منافق هستی/خداوند: شما انتظار دارید بدون سختی کشیدن به بهشت بروید؟!

  • خداوند در قرآن کریم، صریحاً مؤمنین را به سختی کشیدن و دوری از راحت‌طلبی توصیه می‌کنند. طبق آیات قرآن نمی‌شود شما مؤمن شوید بدون اینکه گرسنگی و تشنگی بکشید، یا ضربه‌ای بخورید، یا دچار سختی و مشکلی بشوید. یعنی اگر مؤمن شدی، حتماً باید یک‌سری سختی‌ها و مشکلات را تحمل کنی، در غیر این‌صورت نفاق در تو رسوخ کرده و خواهد کرد. به نظر شما می‌شود آیا امروزه می‌توان این حقیقت را به سادگی برای مردم بیان کرد؟! آیا ظرفیت پذیرش این مطلب وجود دارد؟! بسیاری اوقات، نه تنها لزوم جهاد را نمی‌توان گفت، بلکه سختی‌های کمتر از جهاد را هم نمی‌شود گفت!
  • خداوند می‌فرماید: «آیا گمان کردید داخل بهشت مى‏شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر سرِ پیشینیان شما آمد، بر سرِ شما نیامده است؟ به آنها چنان بلاها و سختی‌هایی رسید که ... ؛ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ..»(بقره/214) «بأساء» یعنی مشکلاتی که  از بیرون به آدم می‌رسد، مثل فقر و دشمنی و ناامنی و ...«ضَّرَّاءُ» هم بیشتر به مشکلات و رنج‌هایی گفته می‌شود که به بدن انسان می‌رسد، مثل جراحت‌های بدن. آیا شما احتمال می‌دهید بدون اینکه چنین سختی‌ها و رنج‌هایی را تحمل کنید، به بهشت بروید؟
  • خداوند در ادامه آیه فوق می‌فرماید: «آنها چنان دچار سختی‌ها شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند پس نصرت و یاری خدا چه شد؟! ؛ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ؟!»(همان منبع) یعنی آن‌قدر به آنها سختی می‌دادیم که نزدیک بود ایمان خود را از دست بدهند. بعد  شما انتظار دارید همین‌طوری بدون سختی کشیدن  به بهشت بروید؟! یعنی خدا آن‌قدر سختی می‌دهد، و وقتی که داشتی می‌بُریدی(ایمانت را از دست می‌دادی)، می‌گوید: نصرت خدا نزدیک است(أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ)، نه اینکه از همان اول بدون سختی کشیدن بگوید: «نگران نباشید یاری خدا نزدیک است»!
  • ای جوان‌هایی که دوران دفاع مقدس را درک نکرده‌اید! شما فکر می‌کنید بدون چشیدن شبیه آن سختی‌هایی که رزمندگان ما در جبهه‌ها کشیدند، به بهشت خواهید رفت؟!

اگر کار خوبی انجام دادی که از همه جهت برایت آسان بود، بدان که به‌دردت نمی‌خورد؛ روی آن حساب نکن

  • خداوند می‌فرماید: «این است و جز این نیست که برای انسان جز آنچه سعی کرده، نمی‌ماند؛ وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»(نجم/39) یعنی آن کاری برای انسان می‌ماند که به خاطرش سختی کشیده باشد و  اصطلاحاً برایش «دویده باشد».
  • اصل لغت «سعی» به معنای راه رفتن سریع است و در اصطلاح به «تلاش توأم با سختی» گفته می‌شود. جالب اینجاست که خداوند نفرموده: «فقط عمل انسان برایش باقی می‌ماند» بلکه می‌فرماید: «تلاش» انسان برایش باقی می‌ماند. لذا هر کار خوبی که انجام دادی و برایت آسان بود، بدان که به‌درد نمی‌خورد و دست تو را نمی‌گیرد، البته اگر لازم است باید انجامش دهی، ولی روی آن حساب نکن.
  • اگر دقت کنید می‌بینید که گاهی اوقات وقتی می‌خواهید کار خوبی انجام دهید، مثلاً در کارهای دینی و فرهنگی، خداوند یک سختی و مشکلی سر راهتان می‌اندازد تا کار و تلاش‌تان قیمت پیدا کند. در این مواقع، آن‌هایی که بی‌ظرفیت هستند، اعتراض می‌کنند. مثلاً می‌خواهد برود به کسی کمک کند، ولی سر راهش اذیتش می‌کنند، و او برمی‌گردد و می‌گوید: «حالا ما خواستیم به یک کسی کمک کنیم، ببین چه مشکلاتی سر راهمان پیش می‌آید! اصلاً کمک نمی‌کنم!» نمی‌فهمد که خداوند می‌خواهد یک سختی‌ و مشکلی سر راهت بیندازد، تا این کار ارزش پیدا کند و قبول شود؛ بدون سختی که قبول نمی‌شود!

مؤمنین نباید انتظار داشته باشند که خداوند آسیبی به آنها نرساند/ بر اساس آیۀ قرآن، ما هم باید منتظر روزهای سخت باشیم

  • خداوند وقتی می‌خواهد مؤمنین را در قبال سختی‌هایی که کشیده‌اند، دلداری بدهد این‌طور می‌فرماید: «اگر به شما(در جنگ احد) ضربه و آسیبی رسیده، خُب به دشمنان شما هم قبلاً(در جنگ بدر) ضربه و آسیب رسیده؛ إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ»(آل‌عمران/140) یعنی نباید انتظار داشته باشیم  ما که  ایمان آورده‌ایم، هیچ ضربه و آسیبی  به ما نرسد و خدا مانع شود. ولی راحت‌طلب‌ها این حقایق را نمی‌فهمند و در جایی که فرهنگ راحت‌طلبی رواج دارد چنین آیاتی را اصلاً نمی‌شود خواند. خداوند در ادامه آیه فوق می‌فرماید: «ما این روزهای سخت را بین مردم می‌چرخانیم؛ وَ تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ» پس بر اساس این آیه، ما هم باید منتظر روزهای سخت باشیم.
  • در دو آیه بعد از آن می‌فرماید: «شما فکر می‌کنید وارد بهشت می‌شوید در حالی که خداوند کسانی را که مجاهد(سخت‌کوش) هستند و آنهایی که صابر(مقاوم در برابر بلاها و سختی‌ها) هستند را معلوم نکرده؛ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ یَعْلَمَ الصَّابِرینَ»(آل‌عمران/142)

«صبر» وصف مشترک تمام بهشتیان از نگاه ملائکه/ اگر در راه خدا جهاد نکنیم، ذلیل خواهیم شد

  • جالب این است که اهل بهشت وقتی می‌خواهند وارد بهشت شوند، بعد از اینکه ملائکه به آنها سلام می‌دهند، آنها را با یک وصف، خطاب می‌کنند و آن هم «صبر» است: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّار»(رعد/24) یعنی از بین همۀ کارهای خوب(نماز و روزه و انفاق و..)، صبر آنها را بیان می‌کنند.
  • اگر نماز خواندید و به خاطر این نماز خواندن، یک ضرری به شما رسید مثلاً دربارۀ شما بدگویی کردند و بعد شما صبر کردید و باز هم نماز خود را خواندید، این صبر است که ارزش دارد و چه بسا مهمتر از آن نماز است. اگر انفاق کردید و بعد از انفاق قدر شما را ندانستند و حتی به شما ناسزا گفتند و شما صبر کردید، این صبر ارزش دارد. اگر به مردم لبخند زدید ولی به شما ناسزا گفتند و شما صبر کردید، این صبر ارزش دارد و بسیار مهمتر از آن لبخند اولیه است.
  • خداوند می‌فرماید: «چقدر پیغمبر بوده‌اند که همراه ایشان، خداپرستان زیادی جنگیده‌اند پس در برابر آسیب‏هایى که در راه خدا به آنان رسید دچار سُستی نشدند(شما هم نباید سُست شوید) و ضعیف(زبون) نشدند و در برابر دشمن‏ سر تسلیم فرود نیاوردند (و مقاومت کردند) و خداوند صابران را دوست مى‏دارد؛ وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ»(آل‌عمران/146)
  • اگر در راه خدا جهاد نکنیم، ذلیل و بیچاره خواهیم شد. (پیامبر اکرم(ص)؛ فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِه‏؛ کافی/5/2) بعضی از کشورها بودند که وقتی انقلاب ما برپا  شد، آنها باید زودتر از همه جهاد می‌کردند ولی قیام نکردند و عافیت‌طلبی کردند تا سختی نکشند، ولی ما سختی را به جان خریدیم و یکی دو سال به شدت سختی کشیدیم و بعدش هم هشت سال برای جنگ سختی کشیدیم، ولی آنها که نخواستند این سختی‌ها را تحمل کنند، الان بدترین و ناامن‌ترین سرزمین را دارند و در نهایت بدبختی هستند، چون آن موقعی که باید برای جهاد، بلند می‌شدند و قیام می‌کردند این کار را نکردند و این سختی را تحمل نکردند.

اگر آیات قرآنی که علیه راحت‌طلبی است را بخوانید، چهرۀ دین در نظرتان عوض می‌شود/ تقرب الی الله بدون سختی امکان ندارد

  • اگر آیاتی از قرآن را که خداوند در آنها صریحاً علیه راحت‌طلبی سخن گفته، بخوانید و عمیقاً به آنها فکر کنید، چهرۀ دین در نظرتان عوض می‌شود و می‌فهمید که تقرب الی الله بدون سختی امکان ندارد. البته سختی‌هایی که دین به ما می‌دهد، سختی‌های حساب‌شده و مفید و توأم با عزت و افتخار است و می‌توانیم از این سختی‌ها لذت ببریم، یعنی این سختی‌ها توأم با لذت‌های معنوی و روحی عمیق است. ولی بدون دین، لذت‌های انسان هم توأم با سختی و سرشار از نکبت و بدبختی خواهد بود. دین آمده است که انسان به آسایش برسد، البته نه آن نوع آسایشی که بعضی‌ها تصور می‌کنند. آسایشی که بی‌دینی به انسان می‌دهد، همراه با بدبختی و رنج مضاعف خواهد بود. اگر هم دیدید کسی بی‌دینی کرد و زیاد هم سختی نکشید، اولاً شاید سختی‌هایی کشیده که به چشم شما نیامده است، ثانیاً بعد از اینکه در قبر قرار گرفت، زندگی طولانی‌تری در پیش دارد که در آنجا سختی‌ خواهد کشید.
  • هر کسی در این دنیا در اثر راحت‌طلبی‌های خود، دیگران را ناراحت کند، پاسخ او فشار قبر خواهد بود، حتی اگر در راه خدا شهید شود. سعد بن معاذ یکی از یاران پیامبر(ص) بود که وقتی شهید شد، پیامبر(ص) بالای سر او حاضر شد و فرمود: خدایا من از سعد راضی هستم. و خود پیامبر(ص) سعد را به خاک سپرد ولی بعد از خاکسپاری او فرمود: او دچار فشار قبر است چون با خانوادۀ خودش بداخلاق بوده است. (أُتِیَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقِیلَ لَهُ إِنَّ سَعْدَ بْنَ مُعَاذٍ قَدْ مَاتَ... فَلَمَّا أَنْ سَوَّى التُّرْبَةَ عَلَیْهِ قَالَتْ أُمُّ سَعْدٍ یَا سَعْدُ هَنِیئاً لَکَ الْجَنَّةُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا أُمَّ سَعْدٍ مَهْ لَا تَجْزِمِی عَلَى رَبِّکِ فَإِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ ... إِنَّهُ کَانَ فِی خُلُقِهِ مَعَ أَهْلِهِ سُوءاً»(امالی صدوق/صص 384و385)

یکی از راه‌های شیرین شدن سختی‌ها، دیدن سختی‌های اهل‌بیت(ع) است

  • باید راحت‌طلبی را به عنوان یکی از محورهای اصلی هوای نفس، کنار بگذارید. باید تصمیم بگیرید که در راه خدا سختی بکشید، نترسید، خدا زیاد سختی نمی‌دهد بلکه سختی‌های شما را شیرین هم می‌کند؛ مثل چای قندپهلو، یک شیرینی هم در کنار تلخی‌هایتان قرار می‌دهد.
  • یکی از راه‌های شیرین شدن سختی‌ها، دیدن سختی‌های اهل‌بیت(ع) است. اهل‌بیت(ع) برای اینکه بتوانند این سخنان را به ما بگویند و از لزوم تحمل رنج و سختی برایمان صحبت کنند، خودشان بیشتر از همه سختی کشیده‌اند. هر رنجی که ما کشیدیم، خداوند به ما می‌گوید: این سختی‌های تو که به پای زجرهای زینب کبری(س) نمی‌رسد...