ازدواج فرزندان آدم

 

پرسش :ازدواج فرزندان آدم و حوّا چگونه بوده است؟

آیا خواهر و برادر با هم ازدواج کرده اند یا ازدواج آنان به صورت دیگرى بوده است؟

 

پاسخ اجمالی :

 

اگر نسل بشر فقط به وسیله آدم و حوّا به وجود آمده، می بایست در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده باشد؛ چون راهى براى بقاى نسل بشر غیر از این راه نیست.

 

 

 

پاسخ : 

 

در این باره در میان دانشمندان اسلامى دو نظر وجود دارد و هر کدام براى خود دلایلى از قرآن و روایات ذکر کرده اند. اینک ما هر دو نظر را بطور اجمال نقل مى کنیم:

۱- در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهى براى بقاى نسل بشر غیر از این راه نبود، از این جهت ازدواج آنان با یکدیگر صورت گرفته است؛ ناگفته پیداست که دستگاه قانونگذارى از آن خداست «اِنِ الْحُکْمُ اِلاّ لِلَّهِ»؛ (حکم تنها از آن خداست)(۱) چه اشکال دارد که بطور موقّت براى گروهى از راه ضرورت این گونه ازدواج در آن زمان بلامانع و مباح باشد و براى دیگران عموماً تحریم ابدى شود؟

طرفداران این نظریّه از ظواهر قرآن با این آیه براى خود دلیل مى آورند: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیراً وَ نِساءاً»؛ (و از آن دو، مردان و زنان فراوانى ـ در روى زمین ـ منتشر ساخت).(۲)

ظاهر این آیه مى گوید که نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است و اگر غیر از این دو در بقاى نسل او دخالت داشتند باید بفرماید «وبث منهما و من غیر هما» یعنى به وسیله این دو و غیر آنان... .

علاوه بر این، در روایتى که مرحوم طبرسى آن را در احتجاج از امام سجّاد(علیه السلام) نقل مى کند این مطلب تأیید شده است.

۲- نظر دیگر این است: چون ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر ممکن نبوده - زیرا ازدواج با محارم یک عمل قبیح و زشت است - فرزندان آدم با دخترانى از نژاد نسل دیگر که در روى زمین بودند ازدواج کردند، بعداً که فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند زناشویى میان خود آنان صورت پذیرفت و این نظر را نیز بعضى از روایات تأیید مى کند، زیرا نسل آدم، نخستین انسان روى زمین نبوده، بلکه پیش از او نیز انسانهایى در زمین زندگى مى کرده اند.

حاصل این که: ممکن است گفته شود که پسران آدم با بقایاى انسانهاى پیشین که قبل از خلقت آدم و حوّا در روى زمین زندگى مى کردند، ازدواج کرده اند و از گفتگوى خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم در روى زمین استفاده مى شود که قبل از آدم و حوّا انسانهایى در روى زمین زندگى مى کردند و این حقیقت از روایات نیز استفاده مى شود.(۳)

 

 

 

پی نوشت :

 

(۱). سوره یوسف، آیه ۴۰.

 

(۲). سوره نساء، آیه ۱. 

 

(۳). گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص ۴۵۳.

 

 

صد رباعی و شعر زیبای صلوات


 

 
ﭽ رباعیات و اشعار صلواتﭼ
 
                          1
بر روی زمین و آسمانها و کرات
در بین مناجات برای حاجات
 
زیباتر از این جمله ندیده است کسی
بر خاتم انبیاء محمّد صلوات
 
2
از ازل بر همه ذرات جهان تا عَرصات
رسد از آبروی آلِ محمّد برکات
 
وه چه بدبخت و سیه روست هرآن کس که زِ جهل
بشنود نام محمّد نفرستد صلوات
 
3
به امر ذات خداوند قادر ذوالمَن
چهارده نفرند اولیای مذهب من
 
بتول و چار محمّد، حسین و چار علی
امام صادق و موسی بن جعفر و دو حسن
 
4
تا در پناه مصحف و در دين احمديم
بر جمله خلايق عالم سر آمديم
 
زير لواي آل علي صف كشيده ايم
چشم انتظار مهدي آل محمديم
 
5
يا فاطمه اي منشاء خير و بركات
مِهر تو بود قبولي صوم و صلوات
 
فرمود نبي خدا گناهش بخشد
هر كس كه براي تو فرستد صلوات
 
6
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
 
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
 
7
از "عین" علی عیون ما بینا شد
وز "لام" علی لسان ما گویا شد
 
در "یای" علی نور خدا می بینم
زان نور محمد و علی پیدا شد
 
8
دل با صلوات مَحرم راز شود
سیمرغ شود بلند پرواز شود
 
فرمود : پیامبر که با هر صلوات
درهای اجابت دعا باز شود
 
9
امروز بود توشه فردا صلوات
یا ذکر خدا زمزمه کن یا صلوات
 
ما زنده زخون شهداییم خوش است
تا یاد کنیم از شهدا با صلوات
 
10
بر أحمد و بر آل محمّد صلوات
بر هشت و چهار نور سرمد صلوات
 
هر کس صلوات می فرستد یک بار
ده بار خدا بر او فرستد صلوات
 
11
مذهب جعفری و ایده احمد داریم
لله الحمد که این دولت سرمد داریم
 
ما ز خود هیچ نداریم که بدان فخر کنیم
هرچه داریم همه از آل محمّد داریم
 
12
هنگام نزول بركات است امشب
اوقات گرفتن برات است امشب
 
بفرست مدام بر محمد صلوات
زيرا كه بهار صلوات است امشب
 
13
بر آئينه جمال داور صلوات
بر روشني چشم پيمبر صلوات
 
بر حضرت معصومه فروغ سرمَد
بر دسته گل موسيِ جعفر صلوات
 
14
بر کوثرِ خاتم النّبیّن صلوات
بر همسرِ سیّد الوصیّین صلوات
 
بر فاطمه مَحبوبه ذاتِ ازلی
بر حجّت حق، بر آلِ یاسین صلوات
 
15
چشمانِ علی دو چشمه خورشید است
لبهای علی لبالب از توحید است
 
سوگند به کعبه خانه میلادش
اسلام محمّد از علی جاوید است
 
 
 
16
بر روح خدا پیر جماران صلوات
بیش از قطرات ناب باران صلوات
 
آن گوهر تابان به شهیدان پیوست
تقدیم به أرواح شهیدان صلوات
 
17
ای نام تو جان بخشتر از آب حیات
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات
 
از بعثـت انبـیاء و ارسـال رُسُـل
مقصود تو بودی به جمالت صلوات
 
18
خوشید چراغکی ز رُخسار علی است
مَه نقطۀ کوچکی ز پرگار علی است
 
هرکس که فرستد به محمّد صلوات
همسایه دیوار به دیوار علی است
 
19
خواهی که در پناه کرامات سَرمدی
ایمن شوی ز فتنه و ایمن ز هر بدی
 
لبریز کن ز عِطر گلِ نور ، سینه را
با ذکر سبز یک صلوات محمدی
 
20
بر روي حسين ، نورِ داور صلوات
بر روي اباالفضلِ دلاور صلوات
 
با شور و شعف، به عشق بین الحرمین
بفرست تو بر اين دو برادر صلوات
 
21
با مهر نبي دولت سرمد داريم
با عشق علي عيش موبّد داريم
 
هر نعمتي امروز خدا داده به ما
از مرحمت آل محمد داريم
 
22
خوانند فرشتگان مکرّر صلوات
چون هست ز هر ذکر نکوتر صلوات
 
توحید و نبوت و امامت هر سه
چون درنگری جمع بود در صلوات
 
23
آیینه حُسن سرمدی بود حسین
تک لاله باغ أحمدی بود حسین
 
با نصّ روایت «حسینٌ منّی»
سر تا به قدم محمّدی بود حسین
 
24
روشن جهان ز نور جمال محمد است
خرم جهان ز خوشه هاي كمال محمد است
 
ما دست كي زنيم به دامان ديگران
تا دامن محمد و آل محمد است
 
25
توحید که " لا اله الا الله " است
اسلامِ " محمد رسول الله " است
 
با این دو سخن کسی به جایی نرسد
گر بی خبر از " علی ولیّ الله " است
 
26
فرمود خدا فرشته ها را صلوات
اوّل به مدینه مصطفی را صلوات
 
دوّم به شه نجف سلامی بکنیم
رُخسار علی شیر خدا را صلوات
 
زهرا که ندانیم کجا تربت اوست
یاد آور بهترین نسا را صلوات
 
از ما همه بر امام مسموم سلام
مظلوم امام مجتبی را صلوات
 
مظلوم دگر امام در خون خفته
افتاده به خاک کربلا را صلوات
 
گفتم ز حسین چون نگویم سجاد
آن پاک امام پارسا را صلوات
 
پس باقر علم آن امام معصوم
دریای فضیلت خدا را صلوات
 
صادق که رئیس مذهب شیعه بود
آن حنجرۀ علم و ضیا را صلوات
 
یاد آر امام کاظم زندانی
زندانی زنجیر به پا را صلوات
 
رو جانب مشهد الرضا کن و بگو
در طوس غریب الغربا را صلوات
 
یاد آر امام تقیِ صاحب جود
هم هادی و عسکریّ ما را صلوات
 
حالا تو بیا حضور مهدی برسیم
آن روشنی و نور هُدی را صلوات
 
افروخته عرش کبریا را صلوات
یک بار دگر آل عبا را صلوات
 
27
ای اولین زنی که به مردان سرآمدی
سر تا قدم تجسّم اوصاف سرمدی
 
کانون عشق و عاطفه یعنی که فاطمه
آئینه ی تمام نمای محمدی
 
 
28
خوانم ز دل خدا را ، رسول انبیا را ، علی مرتضی را
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
صلوات را خدا گفت ، جبریل بارها گفت ، در شأن مصطفی گفت
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
یارِ پیمبر علی ست ، فاتح خیبر علی ست ، شافع محشر علی ست
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
یا رب بحق زهرا ، شافع روز جزا ، حاجت ما کن روا
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
بعد علی حسن بود ، چون غنچه در چمن بود ، نور دو چشم من بود
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
بود حسین شنیدم ، غنچه شکفته دیدم ، به عشق او رسیدم
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
علی که چهارمین است ، زینت عابدین است ، سیّد ساجدین است
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
باقر امام دین است ، نور خدا یقین است ، فرزند عابدین است
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
جعفر امام صادق ، همچو گل شقایق ، تاج سر خلایق
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
موسای باسعادت ، با ذکر و با عبادت ، امام با کرامت
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
هشتم رضا امام است ، از ضامنی تمام است ، شهره خاص و عام است
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
من شیعه تقیّ ام ، خاک ره نقیّ ام ، محتاج عسکریّ ام
صل علی محمد صلوات بر محمد
 
مهدی به تاج و نورش ، با احمد و رسولش ، نزدیک شد ظهورش
صل علی محمد صلوات بر محمد
29
 
خدا کند اثری حق به آهِ ما بخشد
بصیرتی به دل عُذر خواه ما بخشد
 
به احترامِ محمّد چه می شود که خدا
ز رحمت و کَرم خود گناه ما بخشد
 
30
بر نور خدا عصمت کُبری صلوات
بر دخت نبی اُمّ أبیها صلوات
 
بر آنکه بود شفیعه روز جزا
همتای علی حضرت زهرا صلوات
 
31
ماه فرو مانَد از جمال محمّد
سرو نباشد به اعتدال محمّد
 
قدر فلک را کمال و منزلتي نيست
در نظر قدرِ با کمال محمّد
 
وعده ديدار هرکسي به قيامت
ليله اَسري شبِ وصال محمّد
 
آدم و نوح و خليل و موسي و عيسي
آمده مجموع در ظِلال محمّد
 
عرصه گيتي مجال همّت او نيست
روز قيامت نگر مجالِ محمّد
 
وان‌همه پيرايه بسته جنّت فردوس
بو که قبولش کند بِلال محمّد
 
همچو زمين خواهد آسمان که بيفتد
تا بدهد بوسه بر نِعال محمّد
 
شمس و قمر در زمين حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمّد
 
چشم مرا تا به خواب ديد جمالش
خواب نمي‌گيرد از خيالِ محمّد
 
سعدي اگر عاشقي کني و جواني
عشق محمّد بس است و آل محمّد
 
32
بر آینه ی جمال داور صلوات
بر آبروی آل پیمبر صلوات
 
بر فاطمه ای که شد به شأنش نازل
از سوی خدا سوره کوثر صلوات
 
33
زهرا که گل سر سبد آل عباست
انوار خدایی زِ جمالش پیداست
 
در قدر و جلالتش چه گویم زین بِه
زهراست محمّد و محمّد زهراست
 
34
خوش رحمتی ست یاران ، صلوات بر محمد
گوئیم از دل و جان ، صلوات بر محمد
 
گر مؤمنی و صادق ، با ما شوی موافق
کوری هر منافق ، صلوات بر محمد
 
در آسمان فِرشته ، مِهرش به جان سِرشته
بر عرش خوش نوشته ، صلوات بر محمد
 
بی شک علی ولی بود ، پرورده ی نبی بود
شاه همه علی بود ، صلوات بر محمد
 
صلوات اگر بگوئی ، یابی هرآنچه جوئی
گر تو ز خیل اوئی ، صلوات بر محمد
 
مانند گُل شِکفتیم ، دُرّ لطیف سُفتیم
خوش عاشقانه گفتیم ، صلوات بر محمد
 
گفتیم از دل و جان ، همراه با شهیدان
با قطره های باران ، صلوات بر محمد
 
گویم دعای مهدی ، خوانم ثنای مهدی
جانم فدای مهدی ، صلوات بر محمد
 
35
 
سرچشمۀ فیض حَیّ سرمد زهراست
ناموس حق و بضعۀ احمد زهراست
 
در گلشن هستی گل بی خار یکی ست
آن هم گُل گُلزارِ محمّد زهراست
 
36
روشن جهان ز نور جمال مُحمّد است
خُرّم ز چشمه های كمال مُحمد است
 
ما دست كي زنيم به دامان ديگران
تا دامن مُحمّد و آل مُحمّد است
37
ما طالبانِ فیض ز فیّاض سَرمدیم
قرآن کتاب ماست که بر آن مقّیدیم
 
در آفتاب حَشر نسوزیم زآنکه ما
در سایۀ عنایتِ آل مُحمّدیم
 
38
قرآن کلام پاک خداوند سَرمَد است
قرآن نشان دهنده هر نیک و هر بَد است
 
چون نیک بنگری دلِ مجروح آیه ها
در انتظار مهدی آل مُحمّد است
 
39
ای لعلِ لبِ تو شیعه را آب حیات
سرچشمه فیض و قبله گاه حاجات
 
ای حجّت ثانی عشر ای مهدی جان
بر طلعتِ زیبایِ تو دائم صلوات
 
40
بر خاتم انبیاء سلام از ما باد
تکریم و درود عَلَی الدّوام از ما باد
 
بر جمله ی دودمان أطهارِ نبی
گُلهای محمّدی مُدام از ما باد
 
41
جان را تو صفا ده به صفای صلوات
هم راز مَلَک شو به نوای صلوات
 
بر هر چه خدای قیمتی داده ، بدان
گلزار بهشت است بهای صلوات
 
42
ای ز نوش شکرستان لبت رَسته نبات
تشنه پسته شکّر شِکَنت آب حیات
 
هر که بیند رُخ زیبای تو خواند تکبیر
هر که بیند قد و بالای تو گوید صلوات
 
43
 
ای اهل جهان گوش به فرمان محمّد
این پنج کتب آمـده در شـأن محمّد
 
خواهید که در دامـن بیگانـه نیفتید
آرید همـه دسـت بـه دامـان محمّد
 
والله قسـم سـوی خداونــد نبـاشد
راهی به جز از عترت و قرآن محمّد
 
بایـد ز علی مثـل نبـی کرد اطاعت
چون غیر علی نیست کسی جان محمّد
 
44
بر مـقدم دخـتر پیمـبر صلـوات
بر چشمه ی پاک حـوض کوثـر صلوات
 
بر محضر حضرت مـحمـد تبـریک
بر مادر شیعیان حــیدر صلوات
 
45
بر چهره ی زیبای محمد صلوات
بر گنبد خضرای محمد صلوات
 
سر تا به قدم آینه او زهراست
تقدیم به زهرای محمد صلوات
 
46
اي تشنه لبان جُرعه آب حيات
وي منتظرانِ مَقدم بابِ نجات
 
از مِهر و صفاي دل و جان بفرستيد
تقدیم به مَحضر شهیدان صلوات
 
47
بر شیر خدا و نسل شیرش صلوات
بر فاطمه و پور دلیرش صلوات
 
میلاد حسین است و ابالفضل و علی
بر شاه و ولیعهد و وزیرش صلوات
 
48
بر عترت مصطفی مکرر صلوات
بر فاطمه و ساقی کوثر صلوات
 
خواهی که شود مشکلت آسان بفرست
بر چهره دلربای اصغر صلوات
 
49
هرچند گناه و جرم بی حدّ داریم
ما چشم عطا به لُطف سرمد داریم
 
باشد که نسوزد تنِ ما را آتش
چون دوستی آل محمّد داریم
 
50
گویند هر آنکه ، هر چه را دارد دوست
از بعد وفات هم همان همدم اوست
 
یا ربّ تو گواهی که نباشد ما را
غیر از علی و محمّد و آلش دوست
 
51
از مطلع هستی و طلوع ذرات
تا مقطع عالم و قیام عرصات
 
یک یک به لسان جمله موجودات
بر عارض پر نور محمّد صلوات
 
52
با نام نبی بکن مُزیّن سخنت
تا خالق تو بیمه کند جان و تَنت
 
ای آنکه ز عاشقانِ احمد هستی
خوشبوی کن از نام مُحمّد دهنت
 
53
گفتم که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اوّل حسناتی بفرست
 
گفتم حسنات من بود حبّ علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست
 
54
بر عترت مصطفی، مکرّر صلوات
بر چهره ی دلربای حیدر، صلوات
 
خواهی که شود مشکلت آسان بفرست
بر فاطمه، محبوبه داور صلوات
 
55
 
بر کوکب آسمان عصمت صلوات
بر فاطمه گوهرِ نبوت صلوات
 
بر مادر یازده امام بر حق
از صبح ازل تا به قیامت صلوات
 
56
زهرا از هر گفته آمد سر بود
ما دیگر گفته ایم و او دیگر بود
 
پیوند گل محمدی با سیب است
او سیب گلاب باغ پیغمبر بود
 
57
ای روی تو جلوگاه سرمد زهراء
وی سینه تو بهشت احمد زهراء
 
عید تو بود ببخش عیدی ما را
زان دست گه بوسید محمد زهراء
 
58
 
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
 
فرمود که با زمزمۀ یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
 
59
بر جلوه روي ماه مهدي صلوات
بر جذبه ی هر نگاه مهدی صلوات
 
ما را نَبود چو هدیه ای در خور او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
 
60
بر مهدی دین مُنجی دنیا صلوات
بر چهره آن ماه دل آرا صلوات
 
در دامن نرجس گل زهرا بِشِکفت
بر این گل و بر نرگس و زهرا صلوات
 
61
 
خوانند فرشتگان مکرّر صلوات
چون هست ز هر ذکر نکوتر صلوات
 
توحید و نبوت و امامت هر سه
چون درنگری جمع بود در صلوات
 
62
نور دل مؤمنین بود در صلوات
اندوخته ی یقین بود در صلوات
 
تأکید کنند اولیاء بر این ذکر
زیرا که اصول دین بود در صلوات
 
63
بفرست به حَنجر شهيدان صلوات
بر قامت بي سرِ شهيدان صلوات
 
من دست پدر شهيد را مي بوسم
بر چادر مادر شهيدان صلوات
 
64
 
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر ثانيه ي ظهور مهدي صلوات
 
بر چهره دلگشاي مهدي صلوات
بر قامت دلرباي مهدي صلوات
 
65
اي آنكه توئی بر همگان راه نجات
ساقیّ سپاه عشق و باب حاجات!
 
دست از بدنت جدا شد از بهر حسين
بر دست بريده ات درود و صلوات
 
66
به مهر نبي، دولت سرمد داريم
با عشق علي، عيش موبّد داريم
 
هر نعمتي امروز خدا داده به ما
از مرحمت آل محمد داريم
 
67
بر خلق خوش و خوي محمد صلوات
بر عطرِ گل روي محمد صلوات
 
در گلشن سر سبز رسالت گوييد
بر چهره ی گل بوي محمد صلوات
 
68
 
يا محمد! به جمالت صلوات
به ابّ و اُمّ و به آلت صلوات
 
بر تو و جاه و جلالت صلوات
به جبين و خط و خالت صلوات
69
 
صلوات را خدا گفت در شان مصطفي گفت
صلّ علی محمّد صلوات بر محمّد
 
ما مصطفي نديديم نام خوشش شنيديم
صلّ علی محمّد صلوات بر محمّد
70
بر فاطمه آن نور ولایت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
 
خواهی که خدا گناه تو عفو کند
بفرست بر آن روح کرامت صلوات
 
71
روشن جهان ز نور جمال محمد است
خرم جهان ز خوشه هاي كمال محمد است
 
ما دست كي زنيم به دامان ديگران
تا دامن محمد و آل محمد است
 
72
تا در پناه مصحف و در دين احمديم
بر جمله خلايق عالم سرآمديم
 
زير لواي علي صف كشيده ايم
چشم انتظار مهدي آل محمديم
 
73
بارها گفت محمد كه علي جان من است
هم به جان علي و جان محمد صلوات
 
بارالها نشود لال به هنگام ممات
هر زباني كه فرستد به محمد صلوات
 
74
از فتنه و آشوب و بلاء و آفات
خواهي كه بيابي همه عمر نجات
 
خود را بسپار بر خداوند جهان
پيوسته فرست بر محمد صلوات
 
75
حامل علم نبي را صلوات
چهارمين پور ولي را صلوات
 
پنجمين نور امامت باقر
هفتمين مهر جَليّ را صلوات
 
76
به علي زاده موسي صلوات
به گل شاخه ی طوبي صلوات
 
به همان مظهر تسليم و رضا
به عزيز دل طه صلوات
 
77
شادم به جهان كه دين احمد دارم
اين موهبت از خداي سرمد دارم
 
كي ترس مرا ز روز محشر باشد؟
جايي كه به دل مِهر محمد دارم
 
78
 
با نام حسن به قلبها گل بزنید
با یک صلوات تا بقیع پُل بزنید
 
فرمود که هر وقت گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
 
79
 
بی حبّ علی و آل او در عرصات
هرگز نخرند از کسی صوم و صلات
 
در حشر نتیجه می دهد عشق حسین
دیگر همه هیچ بر محمد صلوات
 
80
مذهب جعفری و ایده احمد دارم
لِلّهِ الحمد که این دولت سرمد دارم
 
من ز خود هیچ ندارم که بدان فخر کنم
هر چه دارم همه از آل محمد دارم
 
81
 
بر نور جمال پاک احمد صلوات
بر عطر وجود حیّ سرمد صلوات
 
بر روی نکو و خُلق زیبای رسول
بر خاتم انبیاء محمد صلوات
 
82
بابی است به دنیای کرامت صلوات
رازی است ز اسرار امامت صلوات
 
فرمود خداوند به موسی که کُند
رفع عطش از اهل قیامت، صلوات
 
83
 
اگر خواهي شوي رهبر ، برو در مسجد و منبر
کــلام الله بخوان از بَر ، بگو صلوات به پيغمبر
 
اگر تو مرد هشياري، به سوز دل کني زاري
زبـانت را بـکن جــاري ، بگو صلوات به پيغمبر
 
به حکم خالق داور، مـحمد شـافع محشر
اگر خواهي شوي برتر، بگو صلوات به پيغمبر
 
اگـر تو مـرد دينداري ، ز راه ديـن خبر داري
به هر گــامي که برداري، بگو صلوات به پيفمبر
 
از اين دنيا مشو غافل، که پُر مکرست و بي‌حاصل
ز من بشنو دمي اي دل، بگو صلوات به پيغمبر
 
مشو در بند سيم و زر، بکن خوفي تو از محشر
بسوز چون عود در مجمر، بگو صلوات به پيغمبر
 
کـجا رفتند عزيزانت ، پدر با اهل و خويشانت
نثار آن رفیقانت ، بگو صلوات به پيغمبر
 
84
 
عرش برين است ، آستان محمّد
حضرت جبريل ، پاسبان محمّد
 
اِنس و مَلَك ، پاسدار و گوش به فرمان
تا چه شود صادر از لبان محمّد
 
تا كه نيازارَدش اشعّة خورشيد
پردة ابر است ، سايبان محمّد
 
نَيّرِ اَعظم ـ علي ـ كه نيست نظيرش
نفسِ نبّي است و جسم و جان محمّد
 
زهرة زهرا ، كه هست عِصمت كُبري
ماه فروزانِ آسمان محمّد
 
85
ای مُلک دل از آنِ شما، آل محمّد
جان همه قربانِ شما، آل محمّد
 
جنّ و مَلک و آدمی و مؤمن و کافر
روزی خور احسانِ شما، آل محمّد
 
آدم که خدا توبه اش از لطف پذیرفت
شد دست به دامانِ شما، آل محمّد
 
گردید رها کشتی نوح از دلِ طوفان
با نام درخشانِ شما، آل محمّد
 
بر نار گلستانیِ نمرود دمیده
بویی ز گلستانِ شما، آل محمّد
 
جنّ و ملک و هُدهُد و مار و ملخ و مور
شد رام سلیمانِ شما، آل محمّد
 
روحُ اللَه اگر زنده کند مرده، دَمش را
روح است ز ریحانِ شما، آل محمّد
 
جبریل امین با سخن وحیِ اِلهی
گردیده ثنا خوانِ شما، آل محمّد
 
قرآن ز شما هست و شمایید ز قرآن
سوگند به قرآنِ شما، آل محمّد
 
در سوره ی نورید همان "نور علی نور"
نور است تن و جان شما، آل محمّد
 
از خالقِ حیّ ازلی "آیه ی تطهیر"
نازل شده در شأنِ شما، آل محمّد
 
کس نیست به جز ذات خداوند تعالی
آگاه ز عنوانِ شما، آل محمّد
 
سنجیده شود روز قیامت حقّ و باطل
در کفّه ی میزانِ شما، آل محمّد
 
بی شبهه بود خوب تر از مُلک سلیمان
خاک رهِ سلمانِ شما، آل محمّد
 
آن لحظه ی آخر که رسد جان به لبِ ما
ما و لب خندانِ شما، آل محمّد
 
86
نور دلِ مؤمنین بُوَد در صلوات
اندوخته ی یقین بُوَد در صلوات
تأکید کنند اولیا بر این ذکر
زیرا که اصول دین بُوَد در صلوات
 
87
ای راز شکفته و نهانی، صلوات
ای عطر زمینی آسمانی، صلوات
پوشیده نماند هیچ رازی چون تو
در عمق دل و ورد زبانی، صلوات
 
88
بر چهره ی زیبای محمد صلوات
بر گنبد خضرای محمد صلوات
 
سر تا به قدم آینه او زهراست
تقدیه به زهرای محمد صلوات
 
89
بر سینة خون چکان زهرا صلوات
بر قامت چون کمان زهرا صلوات
 
بر روی کبودِ نازنین دخت رسول
بر محسن خسته جانِ زهرا صلوات
 
90
به گلِ گلشن طه صلوات
به مهِ سید بطحا صلوات
 
به نکو دختر پاک احمد
بلکه بر امّ اَبیها صلوات
 
91
بر احمد و بر کوثر قرآن صلوات
بر طلعت محبوبه ی یزدان صلوات
 
بر روح مطهر امام و شهدا
بر فاطمه مادر شهیدان صلوات
 
92
آن نادِ علی سَینجلی را صلوات
آن شیر خدا شاه ولی را صلوات
 
بفرست اگر شیعه ی مخلص هستی
پیوسته ز جان و دل علی را صلوات
 
93
بیاد مظهر پر شوکت خدا صلوات
برای آنکه نشد از خدا، جدا صلوات
 
به نام پاک علی آن وصیِ ختم رسُل
که بود وردِ زبانش، خدا خدا صلوات
 
94
به علی فاتحِ خیبر صلوات
به علی شافعِ محشر صلوات
 
به علی همسر والای بتول
به علی ساقیِ کوثر صلوات
 
95
شاهنشه جمله اولیا را صلوات
آن صاحب تاج انّما را صلوات
 
دامادِ نبی زوج بتول عَذرا
میر دو سرا، شیر خدا را صلوات
 
96
به حسن سبط مصطفی صلوات
به گل باغ مرتضی صلوات
 
به جگر گوش حبیبه ی حق
به گل روی مجتبی صلوات
 
97
دهمین رهبر دین را صلوات
حافظِ شرع مبین را صلوات
 
کوکبِ پر اثر مُلک وجود
هادیِ اهلِ زمین را صلوات
 
98
برگو هر پاک آل احمد صلوات
بر آینه جمال سرمد صلوات
 
بر شیخ ائمه ، وارث علم نبی
بر صادق آئین محمد صلوات
 
99
به نام نامی سقای کربلا صلوات
به شیر بیشه صحرای نینوا صلوات
 
به پاسدار پرآوازة خیامِ حسین
به دستگیر همه خلقِ بینوا صلوات
 
100
دل را گل گلزار ابالفضل کنید
آئینه رفتار ابالفضل کنید
 
در فصل شکفتنش گلی از صلوات
نذر گل رخسار ابالفضل کنید
 
101
ای همسفران دیده ی خود باز کنید
امشب به سوی مدینه پرواز کنید
 
عشق و ادبِ خـود بــه امام باقـر
با یک صلواتِ نـاب ابــراز کنیـد
 
102
بر حضرت سجاد و صفایش صلوات
او روح دعاست بر دعایش صلوات
 
از پرده غیب جلوه گر شد رخ او
بفرست برای رو نمایَش صلوات
 
103
بر نور دل و دیده زهرا صلوات
بر دخت گرانمایه مولی صلوات
 
بر مظهر صبر و حلم و ایمان و شرف
بر یاورِ دین زینبِ کبری صلوات
 
104
به آیه آیه قرآن احمدی صلوات
به بهترین گل گلزار سرمدی صلوات
 
به اهل بیت رسول گرامی اسلام
به غنچه غنچه باغ محمدی صلوات
 
105
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر
 
بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر
 
106
لعل لب تو شهد نبات است علی
جان بخش تر از آب حیات است علی
پیوسته خدا کند مدیحت به نُبی
زیبنده نامت صلوات است علی
107
علی امام من است و منم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام علی
نوشته بر در جنت به خط لم یزلی
شفیع روز قیامت محمد است و علی

خلق از عدم  پرسش :آیا ممکن است چیزى از عدم به وجود آید؟   پاسخ اجمالی :  «بدیع» در آیه «بدیع السماوا

خلق از عدم

 

پرسش :آیا ممکن است چیزى از عدم به وجود آید؟ 

 

پاسخ اجمالی :

 

«بدیع» در آیه «بدیع السماوات و الارض»، از ماده «بدع» به معنى «به وجود آوردن چیزى بدون سابقه» است. لکن مادیون آن را به معنی «خلق از عدم» دانسته و به آن ایراد گرفته اند و لذا برای فرار از این ایراد، «ماده» را قدیم دانسته اند! در حالیکه این اشکال به خود آنها هم وارد است چون از آنها می پرسیم «صورت فعلی» ماده که قبلا به طور مسلّم وجود نداشته، چگونه به وجود آمده؟ ضمن اینکه آیه به این معنی است که: عالم قبلا وجود نداشت پس موجود شد، نه اینکه عالم از نیستى به هستى آمده تا این ایراد پیش آید.

 

 

 

پاسخ : 

 

خداى متعال در آیه ۱۱۷ سوره «بقره» مى فرماید: «بَدیعُ السَّماوَاتِ وَ الاَْرْضِ».

کلمه بدیع از ماده «بدع» به معنى وجود آوردن چیزى بدون سابقه است، و این مى رساند که خداوند، آسمان ها و زمین را بدون هیچ ماده و نمونه قبلى به وجود آورده است. اکنون این سؤال پیش مى آید، مگر مى شود چیزى از عدم به وجود آید؟

عدم که نقیض وجود مى باشد، چگونه مى تواند علت و منشأ موجود باشد؟ آیا مى توان باور کرد، نیستى مایه هستى گردد؟

این همان ایرادى است که مادّى ها در مسأله «ابداع» دارند و از آن نتیجه مى گیرند که مادّه اصلى جهان ازلى و ابدى است و مطلقاً موجود و معدوم نمى شود.

پاسخ: در مرحله اوّل عین این ایراد به خود آن ها نیز وارد مى شود. توضیح این که: آنها معتقدند مادّه این جهان قدیم و ازلى است و تا به حال چیزى از آن کم نشده، و این که مى بینیم جهان تا به حال تغییراتى کرده، تنها «صورت» آن است که دائماً در تغییر است، نه اصل ماده؛ از آنها مى پرسیم صورت فعلى ماده که قبلا به طور مسلّم وجود نداشته، چگونه به وجود آمد؟

آیا از عدم به وجود آمد؟ اگر چنین است، پس چگونه «عدم» مى تواند منشأ «وجود صورت» گردد؟ مثلا: نقاشى، منظره زیبایى را با قلم و رنگ بر روى کاغذ ترسیم مى کند، مادّى ها مى گویند: مادّه رنگى آن موجود بوده، ولى این منظره و این «صورت» که قبلا وجود نداشته، چگونه به وجود آمده است؟

هر پاسخی که آنها براى پیدا شدن «صورت» از «عدم» دارند، همان پاسخ را در مورد «مادّه» خواهیم گفت.

در مرحله دوّم، باید توجه داشت اشتباه از ناحیه کلمه «از» به وجود آمده است، آنها خیال مى کنند این که مى گوئیم «عالم» «از» نیستى به هستى آمده، مثل این است که: مى گوئیم «میز» از «چوب» ساخته شده است که براى ساختن میز، چوب باید قبلاً موجود باشد تا میز ساخته شود، در صورتى که معنى جمله «عالم از نیستى به هستى آمده» این نیست، بلکه این است: «عالم قبلا وجود نداشت پس موجود شد» آیا در این عبارت تضاد و تناقضى مى بینید؟ و به تعبیر فلسفى: هر موجود ممکن (آن که از ذات خود هستى ندارد) از دو جنبه تشکیل شده است: «ماهیت» و «وجود»: «ماهیت» عبارت از «معنى اعتبارى» است که نسبت آن به وجود و عدم، مساوى است، به عبارت دیگر قدر مشترکى که از ملاحظه وجود و عدم چیزى به دست مى آید «ماهیت» نامیده مى شود، مثلاً این درخت سابقاً نبوده و فعلا هست؛ فلانى سابقاً وجود نداشت فعلا وجود پیدا کرده، آنچه را که مورد دو حالت وجود و عدم قرار دادیم «ماهیت» است. بنابراین، معنى این سخن که «خداوند عالم را از عدم به وجود آورده» این مى شود که: خداوند ماهیت را از حال عدم به حال وجود آورد، و به تعبیر دیگر لباس «وجود» بر اندام «ماهیت» پوشانید. (۱)

 

 

 

پی نوشت :

 

(۱). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ پنجاه و پنجم، ج ۱، ص ۴۸۰.

 

 

موقعیت جغرافیائی فدک  پرسش :سرزمین فدک در چه موقعیت جغرافیائی قرار گرفته است؟  پاسخ اجمالی :  «فدک»

موقعیت جغرافیائی فدک

 

پرسش :سرزمین فدک در چه موقعیت جغرافیائی قرار گرفته است؟

 

پاسخ اجمالی :

 

«فدک» قریه اى آباد و حاصل خیز بود در سرزمین حجاز نزدیک «خیبر» که میان آن و مدینه دو یا سه روز راه (یکصد و چهل کیلومتر) بود و در آن چشمه اى جوشان و نخل هاى فراوانى بود و بعد از خیبر نقطه اتکاى یهودیان در حجاز به شمار مى رفت.

 

 

 

پاسخ :

 

«فدک» بطورى که بسیارى از مورّخان و ارباب لغت نوشته اند: قریه اى آباد و حاصل خیز بود در سرزمین حجاز نزدیک «خیبر» که میان آن و مدینه دو یا سه روز راه بود، بعضى این فاصله را یکصد و چهل کیلومتر نوشته اند و در آن چشمه اى جوشان و نخل هاى فراوانى بود(۱) و بعد از خیبر نقطه اتکاى یهودیان در حجاز به شمار مى رفت.(۲)

 

 

 

پی نوشت :

 

(۱). معجم البلدان، ماده فدک.

 

(۲). گردآوری از کتاب: زهرا(ع) برترین بانوى جهان‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، انتشارات سرور، قم، ۱۳۸۸ ه.ش، ص ۱۰۷.

 

 

 

علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)

 

پرسش :چرا امام علی(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) که مدّتی در راس حکومت بودند فدک را برنگرداندند؟

 

پاسخ اجمالی :

 

امام علی(ع) فدک را برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی بعد از پیامبر(ص) می خواست، که این امر واقع نشد و وقت آن گذشت؛ علی (ع) عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادى نمى خواهد، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادى پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده اى دارد؟

ضمن اینکه هر گاه اهل بیت شروع به مبارزه می کردند، حاکمان جور دوباره فدک را از آنها می گرفتند.

 

 

 

 

پاسخ :

 

از مسائل بسیار قابل توجه این که هیچ یک از امامان اهل بیت(علیهم السلام) بعد از غصب نخستین، هرگز در امر فدک دخالت نکردند، نه على(علیه السلام) در دوران حکومتش در این امر دخالتى کرد و نه امامان دیگر، و افرادى مانند عمر بن عبدالعزیز و یا حتى مأمون خلیفه عباسى، پیشنهاد کردند که به یکى از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) بازگردانده شود و این واقعاً سؤال انگیز است که این موضع گیرى در برابر مسأله فدک به چه علت بود؟ چرا على(علیه السلام) در زمانى که تمام کشور اسلام زیر نگین او بود این حق را به صاحبان اصلى بازنگردانید؟

در پاسخ این سؤال مهم تاریخى مى گوییم:

امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در همان کلام کوتاهش همه گفتنى ها را گفته است، آن جا که مى فرماید: «آرى، از آنچه در زیر آسمان دنیاست تنها فدک در دست ما بود، عده اى نسبت به آن بخل ورزیدند، ولى در مقابل گروه دیگرى سخاوتمندانه از آن صرفنظر کردند و بهترین داور و حاکم خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار در حالى که فردا به خاک سپرده خواهیم شد».

آن بزرگوار عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادى نمى خواهد و آن روز هم که فدک از ناحیه او و همسرش مطرح بود براى تثبیت مسأله ولایت و جلوگیرى از خطوط انحرافى در زمینه خلافت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بود، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادى پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده اى دارد؟[همین نکته درباره سایر ائمه نیز وجود دارد، ضمن اینکه گرفتن فدک توسط ائمه دست آنها را در مبارزه با خلفاى جور مى بست؛ چرا که هر زمان مى خواستند مبارزه کنند، خلفا فدک را مسترد مى داشتند (همان گونه که در ماجراى پس گرفتن فدک از طرف ابوجعفر خلیفه عباسى از بنى الحسن در تاریخ آمده است که بعد از قیام بعضى از آنها بر ضد دستگاه خلافت، فدک را از همه گرفت) لذا گرفتن فدک نه ثمره مادی داشت نه معنوی.]

سیّد مرتضى علم الهدى عالم و محقق بزرگ شیعه در این زمینه سخنى پر معنا دارد، مى گوید: هنگامى که امر خلافت به على(علیه السلام) رسید درباره بازگرداندن فدک خدمتش سخن گفتند، فرمود:

«اِنِّی لاَسْتَحْیِی مِنَ اللهِ اَنْ اَرُدَّ شَیْئاً مَنَعَ مِنْهُ اَبُوبَکْر وَ اَمْضاهُ عُمَرُ»(۱)؛ (من از خدا شرم دارم که چیزى را که ابوبکر منع کرد و عمر بر آن صحه نهاد، به صاحبان اصلیش بازگردانم!).

در حقیقت با این سخن هم بزرگوارى و بى اعتنایى خود را نسبت به فدک به عنوان یک سرمایه مادى و منبع درآمد، نشان مى دهد و هم مانعین اصلى این حق را معرفى مى کند!(۲)، (۳)

 

 

 

پی نوشت :

 

(۱). ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، جلد ۱۶، صفحه ۲۵۲ .

 

(۲). و هم احتمال اختلاف اندازى و ماجراجویى طرفداران غاصبین فدک داده مى شد.

 

(۳). گردآوری از کتاب: زهرا(ع) برترین بانوى جهان‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، انتشارات سرور، قم، ۱۳۸۸ ه.ش، ص ۱۲۱