جاهلان حقیقی

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می‌فرمایند:

مَن قَالَ أَنَا عَالِمُ فَهُوَ جَاهِلُ [۱] ؛ هرکس بگوید من عالم هستم، بی تردید جاهل است. ما نباید از خود تعریف کنیم. اگر کسی بگوید من عالم هستم و خود را بالا و بزرگ ببیند جاهل است. اگر بگوید من عالم ترین هستم، جاهل ترین است. جهل او بیشتر است. یک وقت دیگران می‌گویند، یا خدا از ما تعریف می‌کند، آن فرق می‌کند. ما نباید از خود تعریف کنیم. منم منم خوب نیست.

آدم هر چقدر می‌تواند باید هم در گفتار و هم در عمل از منیت فاصله بگیرد تا به خدا نزدیک شود.

مجنونِ لیلی

مثنوی می‌گوید: مجنون آمد در خانه لیلی را زد. پرسید: تو کیستی؟ گفت: من هستم. گفت: برو که تو عاشق نیستی. اگر عاشق بود، منم نمی گفت. رفت و از فراق معشوق خود سوخت و ذوب شد و ذوب شد و همه وجود او شد معشوق و خود او کنار رفت.

آمد درِ خانه لیلی را زد. گفت: تو کیستی؟ گفت: لیلی هستم. دیگر مجنونی باقی نمانده بود، هر چه بود ذوب و فانی شده بود. تمام من او لیلی شده بود. گفت: حالا وارد اندرون شو.

رضی الدین آرتیمانی در ساقی نامه اش می‌گوید:

بیاتاسری در خم می‌کنیم

من و تو تو و من همه گم کنیم

الهی به آنان که در تو گم اند

نهان از دل و دیده مردم اند

به میخانه وحدتم راه ده

دل زنده و جان آگاه ده

توصیه می‌کنم ساقی نامه رضی الدین آرتیمانی را مطالعه کنید. قبر او هم در تویسرکان است. واقعا فکر نمی کنم ساقی نامه ای مثل ساقی نامه ایشان داشته باشیم. خیلی زیباست!

----------

[۱]: منیة المرید، ص ۱۳۷؛ بحار الأنوار، ج ۲، ص ۱۱۰.

[یک گام تا خدا : مباحثی پیرامون تکبر و خودخواهی - صفحه ۴۴]