راه های تکمیل نماز ؛ استاد کفیل ؛ قسمت 9
10. نهی از برخی امور به جهت منافات آنها با نماز
الف) حرمت شرب خمر، به دلیل مانع شدن از یاد خدا
"يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ". (مائده، 90 و 91.) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بختآزمايى]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! شيطان مىخواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟!
ب) منع از دوستی با اهل کتاب و کفار
"يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ. وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ"؛ (مائده، 57 و 58.) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزاء و بازى مىگيرند- از اهل كتاب و مشركان- ولىّ خود انتخاب نكنيد و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد! آنها هنگامى كه (اذان مىگوييد، و مردم را) به نماز فرا مىخوانيد، آن را به مسخره و بازى مىگيرند؛ اين بخاطر آن است كه آنها جمعى نابخردند.
11. نماز محور عبادات و اعمال
بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام نماز در بسیاری از ساحت های نظری و عملی دین نقش محوری را دارد.
الف) محور در میان عبادات
اگر چه همة عبادات راهی برای رسیدن به قرب خداست، اما در میان این ابزار سلوک نيز درجه بندی حکیمانه ای وجود دارد. بر اساس روايات نماز محور و از دیگر عبادات برتر است. پس اگر بقیة عبادات به هر نحو، به نماز فرد ضربه بزنند، در حقیقت از عبادت بودن خارج شده و مقرب به سوی خدا نخواهند بود. حماد بن عیسی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت هنگام برشماری وصایای جناب لقمان به فرزندش یکی از سفارشات را این گونه بیان کردند که لقمان به فرزندش گفت: اگر می خواهی روزه بگیری، روزه ای بگیرد که تو را از شهوات دور کند و نه روزه ای که مانع نماز تو شود؛ به هوش باش که در نزد خداوند نماز محبوب تر از روزه است. ("عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی حَدِيثٍ يَذْكُرُ فِیهِ صِفَاتِ لُقْمَانَ وَ وَصَايَاهُ لِابْنِهِ قَالَ علیه السلام قَالَ وَ صُمْ صَوْماً يَقْطَعُ شَهْوَتَكَ وَ لَا تَصُمْ صَوْماً يَمْنَعُكَ مِنَ الصَّلَاةِ فَإِنَّ الصَّلَاةَ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الصِّيَامِ ..." ( مستدركالوسائل، ج3، ص43).)
همچنین امام ششم در حدیث دیگری فرمودند:
"إِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ خِدْمَتُهُ فِی الْأَرْضِ وَلَيْسَ شَيْءٌ مِنْ خِدْمَتِهِ يَعْدِلُ الصَّلَاةَ"؛ (من لا يحضره الفقيه، ج1، ص208.) اطاعت خداوند متعال به معنای خدمت در راستای او در زمین است و هیچ خدمتی معادل نماز نیست.
ب) محور در تبلیغ دین
هر مبلغ هنگام تبلیغ کیش و آیین خویش سعی مي كند که ابتدا مهمترین آموزه های ويژة خود را به مخاطب عرضه كند تا بر اهمیت و پايه بودن آن تأکید کند. در محور بودن نماز همین بس که رسول خاتم صلی الله علیه وآله هنگام توجیه مبلغین اسلام توصیه فرمودند که مهمترین موضوع تعلیم و ابلاغ، نماز باشد. از جمله خطاب به معاذ بن جبل که به نمایندگی از آن حضرت عازم سرزمین یمن بود فرمودند:
"وَ أَظْهِرْ أَمْرَ الْإِسْلَامِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَكَبِيرَهُ وَلْيَكُنْ أَكْثَرُ هَمِّكَ الصَّلَاةَ فَإِنَّهَا رَأْسُ الْإِسْلَامِ بَعْدَ الْإِقْرَارِ بِالدِّين"؛ (بحارالانوار، ج74، ص128) ای معاذ! تمام آموزه های اسلام را عرضه کن، ولي بیشترین اهتمام تو به نماز باشد، چرا که بعد از اقرار و شهادتین، اساس اسلام نماز است.
ج) محور در حکومت دینی
قرآن کریم اولین واکنش مؤمنان هنگام تسلط و حکومت در زمین را اقامه نماز معرفی مي كند. این مهم نشان از آن دارد که از مهمترین انگیزه های تشکیل حکومت دینی، اقامة نماز در بالاترین سطح ممکن است. به دیگر سخن اقامة نماز آنقدر اهمیت دارد که برای اقامه آن تشکیل یک حکومت توجیه پذیر و منطقی است:
"الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور"؛ (حج، 41.) همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مىدارند، و زكات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، و پايان همه كارها از آن خداست!
بر اساس این آیة شریفه، حکومتی می تواند خود را دینی معرفی کند که زمينه و فرهنگ لازم براي اقامه نماز، پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر را فراهم کند.
د) محور در تنظیم روابط
تنظیم روابط با گروه ها و اشخاص همواره نیازمند معیار مشخص، واضح و صریح است تا بر اساس آن جامعة ایمانی ارتباطات خود را با گروه های هدف کاهش یا افزایش دهد. در قرآن کریم خطاب به اهل ایمان توصیه شده است تا دوستی خود با استهزاءکنندگان دین و کفار را قطع کنند. قرآن مهمترین خصوصیت و شناسة این گروه را چنين می داند که در هنگام اعلام و دعوت نماز (اذان) نماز را به سخره می گیرند.
"يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَلَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ * وَإِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَلَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُون"؛ (مائده، 57 و 58.) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزاء و بازى مىگيرند- از اهل كتاب و مشركان- ولىّ خود انتخاب نكنيد و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد! آنها هنگامى كه (اذان مىگوييد، و مردم را) به نماز فرا مىخوانيد، آن را به مسخره و بازى مىگيرند؛ اين بخاطر آن است كه آنها جمعى نابخردند.
جالب آنکه خداوند در بیان ریشة این استهزاء، عدم تعقل و جهل تمسخر كنندگان را مهمترین عامل معرفی می کند، چرا که اگر کمترین معرفت و شناختی به آثار و حقیقت نماز داشتند، هرگز حاضر به مسخره کردن نماز و نمازگزاران نبودند.
ه) محور در هجرت
یکی از مهمترین راهکارهای حفظ ایمان در دین مبین اسلام، هجرت است، چنان که هجرت از مکه (قبل از فتح مکه) برای هر فردی فضیلت به حساب می آمده است. یکی از مهمترین مصادیق هجرت در ادیان ابراهیمی، هجرت حضرت ابراهیم علیه السلام به سوی سرزمین خشک و بی آب و علف مکه است که در پی آن مركز توحیدی کعبه، تجدید بنا شد. حضرت ابراهیم علیه السلام در مناجات خود با خداوند هدف از اسکان ساره و فرزندش اسماعیل را در این سرزمین خشك و بي آب، فقط و فقط اقامة نماز مي خواند:
"رَّبَّنَا إِنىّ أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتىِ بِوَادٍ غَيرْ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلَوةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تهَوِى إِلَيهْمْ وَ ارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون". (ابراهیم، 36) پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شايد آنان شكر تو را بجاى آورند!
بر اساس این آیة شریفه حفظ ديندارى، گاهى با آوارگى، هجرت، دورى از خانواده و محرومي از امكانات رفاهى همراه است. از سوی دیگر محور و مقصد حرکت حضرت ابراهیم علیه السلام نماز معرفی شده است. در برخی از روایات مهمترین معيار برای جواز سفر و خروج از وطن، توجه به این نکته است که این مسافرت کوچک ترین آسیبی به نماز مسافر نزند. امام علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند: "لَا يَخْرُجُ الرَّجُلُ فِی سَفَرٍ يَخَافُ فِیهِ عَلَى دِينِهِ وَ صَلَاتِه... "؛ (بحارالانوار، ج10، ص108.) نبايد شخص به مسافرتى برود كه بر دين و نماز خود بيمناك است.
حضرت در این فرمایش، سفری که در آن خوف غفلت از نماز وجود دارد را جايز نمی دانند. جالب آنکه ايشان دین و نماز را در کنار هم ذکر فرمودند، گو اینکه نماز عصاره و چکیده دین است و اهتمام به آن مساوی است با دینداری و از سوي ديگر، به خطر افتادن نماز مساوی است با خطر افتادن دیانت.