ركوع ناقص
ركوع ناقص
بسيارند افرادى كه ركوع و سجده خود را به درستى انجام نمى دهند و در حالى كه بدنشان آرام نگرفته ذكر ركوع و سجود را شروع و تمام نكرده و بر مىخيزند و چنين نمازى باطل است.
مسأله: در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب بدن آرام باشد.[1]
مسأله: اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام بگيرد عمداً ذكر ركوع را بگويد نمازش باطل است.[2]
مسأله: اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است.[3]
چهار نكته درباره ركوع
1. در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد.[4]
2. اگر نمازگزار پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد، عمداً ذكر ركوع را بگويد، نمازش باطل است.[5]
3. اگر پيش از تمامشدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است.[6]
4. بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به سجده رود، و اگر عمداً پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نمازش باطل است.[7]
وظيفه كسى كه نمىتواند ركوع كند
1. كسى كه نمىتواند به مقدار ركوع خم شود، بايد به هر اندازه كه مىتواند خم شود.
2. كسى كه در حالت ايستاده اصلًا نتواند خم شود، بايد نشسته ركوع كند.
3. كسى كه نشسته ركوع مىكند، بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورتش نزديك جاى سجده برسد.
چهار نكته در رابطه با جهر و اخفات در نماز
1. از واجبات قرائت نماز، رعايت جهر (بلند خواندن) و اخفات (آهسته خواندن) است.
2. اگر سهواً نمازگزار رعايت جهر و اخفات را نكند، نمازش صحيح است.
3. نمىشود به بهانه رعايت ديگران، نماز جهرى را به صورت آهسته خواند.
4. افرادى كه با تأخير در نمازجماعت مغرب و عشا شركت مىكنند نبايد حمد و سوره را بلند بخوانند.
نمازهاى جهرى
1. در مواردىكه بايد حمد و سوره نماز بلند خوانده شود، عمداً تمام يا بخشى از آن را آهسته بخواند، يا در جايى كه بايد آهسته خوانده شود، عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد، نماز خوانده شده صحيح است.[8]
2. اگر نمازگزار در بين خواندن حمد و سوره بفهمد اشتباه كرده است (مثلًا مىبايست بلند بخواند ولى آهسته خوانده است) لازم نيست مقدارى را كه خوانده، دوباره بخواند.[9]
[1] ( 4). توضيح المسائل مراجع، ص 584، م 1030- 1051.
[2] ( 5). همان.
[3] ( 6). همان.
[4] ( 1). توضيح المسائل مراجع، م 1030.
[5] ( 2). همان، م 1032.
[6] ( 3). همان، م 1033.
[7] ( 4). همان، م 1040.
[8] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 995.
[9] ( 2). همان.