احكام آسان
احكام آسان
احكام اسلامى سهل و آسان است. به چند نمونه از آنها اشاره مىشود:
1. تكليف در حد توانايى و قدرت.[1]
2. آسان گرفتن بر مضطر و بيمار در نماز، روزه و ...
3. تخفيف در نماز مسافر.
4. بيمارى موجب سقوط برخى از تكاليف همچون روزه دارى، انجام غسل، شركت در نماز جمعه، شركت در جهاد و ... است.[2]
5. زنان در عادت ماهانه نبايد نماز بخوانند.
6. ملاك نجاست اشياء علم و يقين است و تحقيق از نجاست اشياء لازم نيست.
8. در برخى از احكام براى آسان شدن تكليف اجازه تبديل داده شده است مانند كسى كه آب براى او ضرر دارد، اجازه تيمم بدل از وضو يا غسل داده شده است.[3]
9. كسى كه روزه سال قبل را به دليل بيمارى نگرفته است، اگر تا سال بعد بيماريش طول بكشد، قضا نمى خواهد.
10. سخت نگرفتن بر بدهكار تنگ دست.[4]
11. آب استنجاء (آبى كه براى شستن خود در دستشويى استفاده مىشود) با شرايطى پاك است، ولو آب قليل باشد.
12. شستن زخمهاى خونى بدن در صورتى كه شستن آن مشكل باشد، نياز نيست.
13. مجموعه احكامى كه در رسالهها به صورت تدريجى آمده است و در هر مرحله تخفيفى داده شده است. مانند كسى كه نمى تواند ده نفر را سير كند، سه روز روزه بگيرد و ...
14. در فقه چهار اصل آسان وجود دارد:
الف) اصالة الطهارة: به صورت طبيعى همه چيز پاك است مگر آنچه را كه علم داريم نجس است.
ب) اصالة الحلية: قانون ديگر اين است كه همه چيز حلال است مگر آنچه را كه بدانيم حرام است.
ج) اصالة الصحة: در كارهاى انجام شدهاى كه انسان شك دارد صحيح انجام شده يا خير بايد بنا بر صحت بگذارد.
د) اصالة البرائة: شخصى كه شك دارد عبادتى از او فوت شده و يا به ديگران بدهكار است بنا مىگذارد بر اين كه بدهى ندارد.
وظيفه يا سليقه
در احكام مجموعهاى از مسائل شرعى مطرح است كه بايد طبق وظيفه عمل نمود نه سليقه، در اينجا به سه نمونه اشاره مىشود:
1. وظيفه نمازگزار گرفتن وضو است و در شرايط خاص بايد تيمم نمايد.
2. نمازگزار بايد ايستاده نماز بخواند و در شرايط اضطرار با ترتيب اولويت به صورت نشسته يا خوابيده مىتواند بخواند.
3. نمازگزار بايد در سجده پيشانىاش را بر مهر بگذارد و در شرايط خاص مىتواند پيشانى را بر پشت دست قرار دهد و براى هريك از نمونههاى فوق ترتيب و شرايطى در توضيح المسائل آمده است.
سه ويژگى آب مضاف
1. پاك كننده نيست.[5]
2. با برخورد به نجاست، نجس مىشود.[6]
3. وضو و غسل با آن باطل است.[7]
احكام دو دقيقه اى، ص: 26
ويژگىهاى آب قليل
1. با برخورد به نجاست نجس مىشود.[8]
2. غساله آب قليل نجس است.[9]
3. زمين نجسى را كه آب بر آن جارى نمىشود را پاك نمىكند.[10]
برخى از خصوصيات باران
1. اگر باران بر چيز نجسى كه عين نجس در آن نيست يك بار ببارد، پاك مىشود.[11]
2. اگر باران بر فرش و لباس نجس ببارد و خيس شود پاك مىشود و فشار لازم ندارد.[12]
3. اگر باران بر زمين نجس ببارد پاك مىشود.[13]
4. هرگاه باران درجايى جمع شود، اگرچه كمتر از كُر باشد، تا موقعى كه باران مىبارد حكم آب كر را دارد و چنانچه با نجس برخورد كند، مثلًا چيز نجسى را در آن بشويند، تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته است، پاك است.[14]
احكام دو دقيقه اى، ص: 27
5. آب باران همه متنجسها را پاك مىكند.[15]
دو نكته درباره حياء در احكام
1. ارتكاب اعمالى كه موجب از بين رفتن حياء در ميان برادران دينى نسبت به يكديگر مىشود مكروه است.[16]
2. در انجام تكاليف شرعى حياءمعنا ندارد و حياء عذر شرعى براى ترك واجب نيست.[17]
رو به قبله بودن سه صورت دارد
1. واجب مانند رو به قبله خواندن نماز، رو به قبله كردن محتضر، دفن ميت، نماز ميت، ذبح حيوانات، خواندن سجده سهو و تشهد فراموش شده و ...[18]
2. مستحب مانند رو به قبله بودن در همه حالات مخصوصاً هنگام خواندن قرآن و اذان و اقامه.
3. حرام مانند رو به قبله بودن هنگام دستشويى.[19] مگر به هنگام ضرورت.[20]
مسأله: احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلى رو به قبله و پشت به قبله ننشانند ولى اگر خود بچه بنشيند جلوگيرى از او واجب نيست.[21]
احكام دو دقيقه اى، ص: 28
اقسام وضو
وضو سه گونه است:
1. واجب مانند وضو براى نماز يا براى مسّ قرآن و ...[22]
2. مستحب مانند وضو براى قرائت قرآن و دعا و ...[23]
3. حرام مانند وضو بعد از غسل جنابت.[24]
واجب مُوسَّع و مُضَيَّق
يكى از تقسيمات واجب، موسع و مضيق است. در شرايطى كه واجبى وقتش ضيق و تنگ باشد، نوبت به واجبى كه وقتش وسعت دارد نمىرسد. مثلًا در وسعت وقت نماز، اگر طلبكار، طلب خود را مطالبه كند، ابتدا شخص بايد قرض خود را بدهد و بعد نماز بخواند. و يا در صورت وسعت وقت نماز، اگر مسجد نجس شده باشد، تطهير آن مقدم بر خواندن نماز است. و در صورت تنگى وقت نماز آيات براى ماه گرفتگى ابتدا بايد نماز آيات را خواند.[25]
[1] ( 1).\i لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها\E هيچ كس را، جز به مقدار تواناييش، تكليف نمىكنيم( انعام/ 152).
[2] ( 2). فرهنگ فقه، ج 2، ص 209.
[3] ( 1). فرهنگ فقه، ج 2، ص 210.
[4] ( 2). بقره/ 280.
[5] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ص 57، م 47.
[6] ( 2). همان.
[7] ( 3). همان.
[8] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 49، م 26.
[9] ( 2). همان، م 27.
[10] ( 3). آموزش فقه، ص 105.
[11] ( 4). توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 37.
[12] ( 5). همان.
[13] ( 6). همان، م 20.
[14] ( 7). همان، م 37، 40، 41، 42.
[15] ( 1) فرهنگ فقه، ج 1، ص 93؛ عروة الوثقى، ج 1، ص 39.
[16] ( 2). فرهنگ فقه، ج 3، ص 387.
[17] ( 3). اجوبة الاستفتائات، س 181.
[18] ( 4). توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 781- 778؛ عروة الوثقى، ج 1، فيما يستقبل له.
[19] ( 5). همان، ص 56، م 59 و 60.
[20] ( 6). همان، ص 58، م 63.
[21] ( 7). همان.
[22] ( 1). توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 187.
[23] ( 2). همان.
[24] ( 3). همان، ص 227.
[25] ( 4). همان، ص 748، 763 و 946.