معناي حضور قلب در نماز چیست؟

"حضور قلب در نماز" به این معنا است که انسان در نماز، دل را با زبان همراه نماید، به­گونه‌ای که با تمام وجود، خود را در محضر خداوند یکتا ببیند و تمام توجه و حواس خود را متوجه او کند؛ به تعبیر عامیانه، شش‌دانگ حواسش پیش او باشد.

به بیان دیگر، یعنی اینکه انسان تمام مملکت باطن را در اختیار حضرت حق قرار دهد و با چشم دل به جمال یار بنگرد تا شربت حیات‌بخش عشق را به او بچشانند و عمق وجودش را سیراب کنند.

مراتب حضور قلب:

در سخنان بزرگان اهل معرفت برای حضور قلب مراتبی بیان شده است که در ادامه به اختصار به آن اشاره می‌کنیم.

¡ مرتبۀ اول:

نمازگزار همین اندازه می‌داند كه دارد با خداوند سخن می‌گوید و او را ستایش می‌کند؛ اگر چه به معانی الفاظ توجه ندارد. این مرتبه برای آنانی است كه معانی نماز را نمی‌دانند؛ مثل اینکه شعری را به دست کودکی بدهند که آن را در مدح شخصی بخواند. در اینجا این کودک به صورت کلی می‌داند که دارد با این شعر آن شخص را ستایش می‌کند؛ هر چند معنای شعر را به درستی نمی‌داند.

¡ مرتبۀ دوم:

علاوه بر مرحلۀ قبلی، شخص به معانی كلمات و ذكرهای نماز نیز توجه دارد و می‌داند كه چه می‌گوید. در این مرحله، قلب تابع زبان است؛ یعنی وقت به آوردن زبان توجه قلبی به معانی آنها می‌شود.

¡ مرتبۀ سوم:

علاوه بر مراتب پیشین، نمازگزار اسرار عبادت و حقیقت ذكرها و تسبیح و تحمید و سایر مفاهیم را نیز می‌فهمد و در حال نماز به آنها توجه می‌کند تا خوب بداند چه می‌گوید و چه می‌خواهد.

¡ مرتبۀ چهارم:

نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، اسرار و حقایق اذكار را به طور كامل در باطن ذات خود نفوذ داده و به مرحلۀ یقین و ایمان كامل رسیده است. در این صورت است كه زبان از قلب پیروی می‌كند؛ یعنی اینکه قلب چون به آن حقایق ایمان دارد، زبان را به گفتن ذكرها وادار می‌كند.

¡ مرتبه پنجم:

در این مرحله، نمازگزار به مرتبۀ كشف و شهود و حضور كامل می‌رسد كه به این مرحله حضور قلب در معبود می‌گویند نه حضور قلب در نماز؛ یعنی مرحله‌ای كه اسماء و صفات و كمالات حق را با چشم باطن مشاهده می‌كند و چیزی را جز خدا نمی‌بیند، حتی به خودش و افعال و حركات و اذكارش نیز توجه ندارد و در حقیقت در انجذاب (کشیده‌شدن) كامل قرار دارد، البته در این مرحله هم مراتبی است كه نسبت به سالكان متفاوت است.

داشتن حضور قلب در نماز چه اهمیت و ضرورتی دارد؟

حضور قلب در نماز از چند جهت مهم و ضروری است:

معیار قبولی نماز

در روایات فراوانی شرط قبولی نماز، حضور قلب در آن دانسته شده است؛ پیامبر اعظمBفرمودند: "گاهی از بعضی نماز‌ها [فقط] نصف آن پذیرفته می­شود و گاهی یک‌سوم آن و گاهی یک‌چهارم آن و گاهی یک‌پنجم آن و گاهی یک‌دهم آن پذیرفته می­شود و برخی نمازها همانند لباسی کهنه درهم پیچیده شده، به صورت نمازگزار زده می­شود. به یقین از نماز تنها آن مقدار که با توجه قلبی خوانده شده برای تو مفید است".[1]

پیامبر­اكرمBمردی را دید كه در حال نماز با ریش خود بازی می­كرد، آن حضرت فرمود: "اگر قلب او خاشع بود، اعضا و اندام او نیز چنین بودند".[2]

اثربخشی نماز و پذیرش آن، به میزان خشوع و حضور قلب انسان بستگی دارد، همان‌گونه که امام باقرAمی‌فرماید: "با تمام وجود نماز بخوان، چرا كه در مقابل آن مقدار از نماز پاداش داده خواهی شد كه با حضور قلب انجام می­دهی".[3]

رسیدن به آثار معنوی فراوان

قرآن كریم یكی از ویژگی­های انسان­های مؤمن و رستگار را، خشوع آنان در نماز دانسته و می­فرماید: "به راستی كه مؤمنان پیروز و رستگار شدند، آنان كه در نماز خشوع می­كنند".[4]

خشوع یعنی تواضع، اظهار ادب بندگی، توجه قلبی و حضور انسان در پیشگاه خداوند با تمام وجود. نمازگزار واقعی كسی است كه به هنگام نماز چنان غرق در تفكر حضور پروردگار است و به راز و نیاز مشغول، كه ذره­ای از دل خود را برای غیرخدا و امور مادی خالی نگذاشته است.

پیامبراعظمBفرمودند: "کسی که در یک نماز واجب، قلب خود را از افکار پراکنده باز دارد و رکوع و سجود و خشوع آن را به طور کامل انجام دهد و خدای تبارک و تعالی را تقدیس و تمجید کند و تا هنگام فرا رسیدن نماز دیگر کار بیهوده‌ای انجام ندهد، خداوند برای او پاداش حج و عمره می­نویسد و او را از اهل علیّین قرار می­دهد".[5]


[1]. مجلسی، بحار الأنوار، ج‏81،ص260.

[2]. جامع الاحادیث، ج2، ص 253، حدیث 67.

[3]. مجلسی، بحارالانوار، همان، ص 201.

[4]. مؤمنون: 1و2.

[5]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص211.