رباعی های خداوند
رباعی های خداوند
1
اى يكدله صد دله دل يكدله كن
مِهر دگران را زدل خود يَله كن
يك لحظه به اخلاص بيا بر در ما
گر كام تو برنيايد از ما گله كن
2
از آن روزی که ما را آفریدی
بغیر از معصیت از ما چه دیدی
خداوندا به حق هشت و چارت
ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی
3
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
مطیع امر شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک
تو قدر خود نمی دانی چه حاصل
4
دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پَر بزنم
به نا امیدی از این در نمی روم هرگز
اگر جواب نیاید دوباره در بزنم
5
من آمده ام گدای این در گردم
مشمول عطا و لطف داور گردم
با دست تهی آمدنم عیبی نیست
عیب است که با دست تهی برگردم
5
من گرچه سیه روی و بدم یا الله
از درگه خود مکن ردم یا الله
گفتم که من و این همه عصیان چه کنم؟
گفتی که بیا، من آمدم یا الله
6
دوباره آمده ام تا دوباره سر بزنم
کبوترانه در این آستانه پَر بزنم
به نا امیدی از این در نمی روم هرگز
اگر جواب نیایید دوباره در بزنم
ای نوای دل بینوای من خدای من
درد من طبیب من دوای من خدای من
بر در خانه ی تو هدیه ی ناقابل من
ذکر من، ناله ی من دعای من خدای من
این تو و کِرامت و بزرگی و عنایتت
این من و جرم من و خطای من خدای من
تو مرا صدا زدی بنده من بنده من
من تو را صدا زنم : خدای من خدای من
یا عبادی الذین اسرفوا کلام توست
ربنا اغفر لنا ندای من خدای من
جز تو کس ندارد ای با خبر از راز همه
خبر از گریه بی صدای من خدای من
به علی قسم مرا به صاحب الزمان ببخش
که بود امام و مقتدای من خدای من
جگرم خون شده بر غریبی حسین تو
خانه ی دل شده کربلای من خدای من