بررسی آثار تربیتی قصص قرآنی بر اندیشه و تخیل کودکان و نوجوانان
بررسی آثار تربیتی قصص قرآنی بر اندیشه و تخیل کودکان و نوجوانان
ارسال شده توسط hasani در تاریخ پنجشنبه, 1391/05/12 - 13:24
- نکات مهم تربيتي
مقدمه
قرآن کریم، کلام خدا و اصلیترین و مهمترین منبع شناخت اسلام و گرامیترین اثر مکتوب در میان مسلمانان است و به همین دلیل پیشوایان معصوم و بزرگان دین اسلام همواره به آموزش این کتاب مقدس به همة مردم مسلمان، به ویژه کودکان و نوجوانان، اهتمام فراوان داشتهاند؛ همچنان که رسول خدا، حضرت محمد (ص)، کسانی را که قرآن فرا گرفته، آن را به دیگران میآموزند، بهترین امتها معرفی فرموده است. امام علی (ع) آموختن قرآن به فرزندان را یکی از حقوق فرزندان بر پدر دانسته و امام حسین (ع) نیز فرمودهاند: «هر کس جوان باشد و قرآن بیاموزد، کلمات قرآن با خون و گوشت او آمیخته میگردد و هرگز از او جدا نمیشود».
از سوی دیگر، استفاده از داستانها، به دلیل آثار تربیتی شگرفشان، از دیرباز به عنوان یکی از مهمترین شیوههای تربیتی برای تبشیر و انذار انسانها مطرح بوده و در مقولة ادبیات و داستاننویسی اسلامی، اگر نیک بنگریم و نقبی به گذشته بزنیم، همیشه ردای آموزههای اخلاقی و حکمتهای پندآموز را میبینیم. با این حال شاید آنچه بیش از هر حرف و حدیث و نقل و قولی بر بیشتر نویسندگان و شاعران اسلامی تأثیر داشته، نه فقط حکمت و اخلاق و عرفان، که سرچشمة این سه مهم، یعنی قرآن کریم بوده است، به طوری که با مطالعه و بررسی آثار بزرگانی چون حافظ، سعدی، نظامی و عطار ردپای حکمت اسلامی و بیشتر، قصص و اقوال قرآنی را یافته، درمییابیم که این بزرگان با توجه به تذکره بودن قرآن که ریشه در تذکر و تکرار پیاپی دارد، هرازگاه به فراخور نیاز نسل خویش، حکایتی را نقل کرده و با نگاهی نو، گوشههای پنهان آن را آشکار کرده و از دل قصهای آشنا، مفهومی نو را بیرون کشیدهاند. حکایاتی چون یوسف و زلیخا، نوح و پسرانش، صالح و قومش، ابراهیم و اسماعیل و ... همه بارها و بارها، نه فقط به اشاره و تلمیح در قرآن، که به کنایه و تشبیه در آثار قدمای ادبیات ایران و نیز در ادبیات معاصر ما بازگو شده است.
باری، نویسندگان و اشعران بسیار در طول تاریخ مفاهیم قرآنی ار در جای جای آیههای مختلف الهام گرفته و آنها را چون نوری پنهان بر صحنة آثار خود تاباندهاند. در این آثار مضامینی چون نبرد خیر و شر، نور و تاریکی، حسادت و رقابت، غضب و رحمانیت خداوند و ... با ظرافت و هنرمندی دستمایه قرار گرفته است.
در قرآن، قصهها نه تنها بر واقعیت تطبیق دارند، بلکه این وقایع، مهمترین و حساسترین وقایع تاریخ انسانها میباشند، وقایعی که هر کدام کاروان آدمیان را به سو و جهتی خاص سوق داده، برای آنها بیدارگر، زنده و روشنگر بوده و خواهند بود؛ چرا که قرآن از مجرای قصص خود بزرگترین لغزشها و معمولترین انحرافات بشری را به شیوهای بینظیر، زیبا و جذاب به نمایش گذارده است.
در همین مسیر به نظر میرسد مهمترین آثار تربیتی استفاده از قصص قرآنی در فرایند آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان، موارد زیر باشند که در این نوشتار به شرح اجمالی هر یک از آنها میپردازیم:
· پرورش ایمان مذهبی.
· پرورش عقل و نیروی خردورزی و عبرتگیری از زندگی گذشتگان.
· تقویت و پرورش حس زیبایی دوستی و زیباییشناسی.
· رشد اعتماد به نفس و پرورش روحیة شجاعت و ظلمستیزی.
· آمادگی برای دریافت پیامهای اخلاقی و انسانی و پرورش اخلاق و عادات نیکو و پسندیده.
· آرامشبخشی، رفع اضطراب و اختلالات روانی و رفتاری و تأمین بهداشت روانی.
· پرورش روحیة پرسشگری و تقویت نیروی خلاقیت.
الف پرورش ایمان مذهبی.
قصههای قرآنی با حلاوت و تأثیرگذاری اعجاب انگیزشان، فطرت خداجوی پاک و معصوم کودکانرا اقناع کرده، از آنها انسانهای با ایمان و متقی میسازد. از سوی دیگر، صبر و توکل، آرامش و انبساط خاطر، اجتناب از معاصی، ایجاد اخلاق پسندیده و کرامات و فضائل دیگر نیز از آثار تربیتی همین ایمان مذهبی و تقواست که تحت تأثیر تدبر و تفکر در قصص قرآنی، در روح و روان کودک شکل میگیرند.
ب پرورش عقل و عبرتگیری از زندگی گذشتگان.
در قصص قرآن به عبرتآموزی از زندگی گذشتگان اشاره شده که هدف بخش قابل ملاحظهای از این داستانها ترغیب خردورزی انسان در جهت فهم نکات و امور مشترک در زندگی انسانها و دوری از مصائبی است که پیشینیان به سبب دوری از خدا و گرفتاری به گناه و معاصر به آنها دچار شدهاند. به بیان دیگر، ذکر سرگذشت پیشینیان در قالب قصه و داستان از زبان قرآن، که کهنترین و اصیلترین سند اسلامی است، چه داستان آنهایی که توانستهاند پا در صراط مستقیم نهاده و با پیروی از عقل و مقابله با نفس اماره به اوج توانایی و مبارزه با نفسانیات برسند، و چه آنانی که با خودباختیگ در دریای کبر و غرور غوطهور گردیده و در منجلاب معصبت و گناه فرو رفتهاند، میتواند چون مشعلی پیش روی انسانها در تمامی اعصار و دورانها روشنگر و هدایتگر باشد تا با استفاده از آنها و تشخیص درست، خود را به سر منزل مقصود برسانیم.
از سوی دیگر، از آنجا که اساساً رشد و شکوفایی و تکامل هر توانایی و استعدادی منوط بر به کارگیری آن است، قرآن کریم ضمن بیان داستان زندگی پیشینیان، همواره به انسان توصیه میفرماید که از توانایی تفکر خود در مسیر زندگی و بهرهگیری از تجارب دیگرانو به منظور باروری و تکامل هر چه بیشتر نیروی عقل خود استفاده کنند. شاید از همین روست که خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبرش میفرماید: «پس بشارت ده به بندگاین که سخنان (مختلف) را میشنوند و از بهترین آنها پیروی مینمایند که آنان خردمنداناند».
به علاوه، در لابهلای قصص قرآنی، برخی از مهمترین عوامل رکود اندیشه مانند سنتگرایی کورکورانه و تعصبات جاهلانه، شخصیتگرایی، دلبستگیهای غیر منطقی، همچون ثروت و مقام و هواپرستی و خودبینی و ... معرفی شده و نکوهش گردیدهاند .
ج پرورش حس زیبایی دوستی و زیباییشناسی.
انسان همانطور که با ابزار تفکر و اندیشه و علمآموزی عقل خود را پرورش میدهد، با پرورش حس زیباییشناسی و هنری نیز احساس و عاطفة خود را جلا میبخشد. در همین جهت حدیثی با این منضون داری که «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.» همچنین در اسلام و به ویژه در قرآن، به «زیبایی بیان» در حد اعلا توجه شده است، تا جایی که یکی از موارد اعجاز دین اسلام، زیبایی کلام قرآن است از این منظر، در منطق قصص قرآنی، محور قرار گرفتن خداوند و گوش سپردن به کلام وحی که سرشار از هنر و زیبایی است، موجب بسط و گسترش و غنای این گرایش فطری و کودکان میگردد.
د رشد اعتماد به نفس و پرورش روحیة شجاعت و ظلمستیزی.
آگاهی از زندگی پیشینیان با ایمان و باتقوایی که مورد لطف و رحمت خداوند قرار گرفتند و به طور اعجابانگیزی مصائب و دشواریهای زندگیشان آسان گردید، این پیامد تربیتی را برای کودکان به ارمغان میآورد که بیاموزند همة انسانها، به ویژه انسانهای با ایمان تحت حمایت قدرت لایزال خداوندی قرار دارند و همین امر آنان را به ایمان مذهبی سوق میدهد که یکی از ثمرات مهم آن آرامش و انبساط خاطر، اعتماد به نفس، شجاعت، ظلمستیزی و تسلیم نشدن در برابر مظاهر قدرتهای مادی است.
هـ آمادگی برای دریافت پیامهای اخلاقی و انسانی و پرورش اخلاق و عادات نیکو و پسندیده.
مطالعة روش نادرست زندگی اقوامی چون قوم لوط و عات و ثمود و ... در قرآن کریم نشان میدهد که چگونه رفتارهای ناشایسته و دور از شئون انسانی این اقوام، انسانیت آنها را زیر سؤال برده و مستوجب کیفر و عذاب الهیشان کرده است. این داستانها به کودکان ما میآموزند که دوری از زشتیها و پلیدیها عاقبتی درخشان در پی داشته، بالعکس گرایش به ضدیت و عناد با کلام خدا و سیرة پیامبران، بشریت را به ضلالت و گمراهی سوق میدهد و به این ترتیب از طریق این قصهها و داستانها، کودکان به بسیاری از ارزشهای اخلاقی پی میبرند. از سوی دیگر صفات نیکویی چون صبر و پایداری، شجاعت، خداجویی، نوعدوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری و دفاع از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم، انتخاب دوست و همنشین شایسته، ارزشهاییاند که هستة مرکزی قصهها و داستانهای قرآنی را تشکیل داده، موجب میگردند که صفات مزبور به تدریج ملکة ذهن کودک شود و این امر نیز به نوبة خود گرایش به رفتارها و عادات پسندیده را در ذهن و روح وی نهادینه سازد.
و آرامش بخشی، رفع اضطراب و اختلالات روانی و رفتاری و تأمین بهداشت روانی.
به اعتقاد صاحبنظران، افسردگی در دورةکودکی یکی از مشکلات جدی است که سلامت عمومی فرد را، حتی در دورههای آتی زندگی وی، به خطر میاندازد و از این رو شناسایی و درمان افسردگیهای دورة کودکی و نوجوانی، احتمال بیماریهای روانی دیگر مانند رفتارهای ناسازگارانه، ناراحتيهای شدید و حتی مرگ و میر کودکان را کاهش ميدهد. در همین مسیر، پژوهشگران به اثربخشی داستان درمان برای گروههای مختلف بیماران دارای اختلالهای روانی و افزایش خودآگاهی از جمله کاهش اضطراب، افزایش احساس شایستگی کودکان، درمان اختلال سلوک و کمک به هویتیابی نوجوانان اشاره کردهاند و از آن جا که قرآن کریم، شیواترین، دلنشینترین و واقعیترین داستانها را از کلام خداوند حکیم و علیم برای هدایت و سعادتمندی انسان روایت مینماید، بدیهی است که استفاده از قصص در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان، به دلیل تقویت ایمان مذهبی، اثربخشی به سزایی در زمینة تأمین بهداشت روانی کودکان و نوجوانان و رفع اختلالات عاطفی، روانی و به تبع آن اختلالات رفتاری ایشان خواهد داشت.
ز پرورش روحیة پرسشگری و تقویت نیروی خلاقیت.
در عرصة ادبیات کودک و نوجوان، آن جا که قوةخیال تا دوردستها پرواز میکند و فانوسکهای حیرت و حکمت خوش میدرخشد، قصهها و حکایتهای شیرین قرآنی بر روح لطیف مخاطبانش نیک مینشیند و بر آینة صاف روحشان نقش میبندد و تا مدتها، بی آن که زنگار گرفته باشد، رخ مینماید و جلوهگر میشود، چرا که به نظر میرسد وقتی خداوند در قرآن کریم از کاملترین قصههایش همچون داستان یوسف و ابراهیم و نوح و قارون و ... سخن میگوید، به تعبیری در حال دعوت از مخاطبان خود به این امر است که در لابهلای آنها نمودی از دنیای حال خود را بگنجانند. آیا کودکان ما در زمان خود افرادی چون فرعون ستمگر، قارون مالاندوز، شداد ظالم یا موسی و هارون و ... ندارند؟ آنها برای مبارزه با مصادیق زر و زور زمان چه میتوانند کرد؟ این پرسشها و صدها پرسش و آیای دیگر با شنیدن حکایات زیبای قرآنی در ذهن کودک ایجاد شده، بدین گونه نیروی پرسشگری و تفکر انتقادی را در وی تقویت میکند.
سخن آخر.
تأثیر شگرف قرآن کریم و تعلیمات آن در هدایت و ستگاری انسان تا بدان جاست که خداوند این مصحف شریف را با اوصافی چون نور آشکار ، ریسمان خدا ، موعظه و شفا و رحمت و مایة بصیرت توصیف میفرماید. این کتاب سراسر خواندنی با سبکی هنرمندانه و بدیع، گنجینهای از حقایق و رهنمودها را در جهت هدایت و سعادت انسان بیان نموده، در قالب داستانهای شیرین خود برنامهای برای زندگی انسانهای خردمند و با ایمان ارائه میکند که به زمان و مکان، یا نژاد و قومی خاص منحصر نمیگردد. کودک ما در لابهلای قصص شیرین و زیبای قرآنی، بتشکنی و مبارزه با تمامی مظاهر شرک و کفر را از ابراهیم، کمال بندگی در اوج توانگری را از سلیمان، صبر را از نوح و ایوب و موسی و یعقوب، حکمت و فرزانگی را از لقمان و پاکدامنی و عفاف را از یوسف میآموزد، ذهن پویا و کنجکاوش به تکاپو میافتد و میاندیشد به کبر شیطان که مغضوب خدایش گردانید، به چرایی هبوط انسان از بهشت، به حسادتی که باعث قل هابیل به دست برادرش شد، به موسای کوچک که مادرش از شر آزار فرعونیان به آبش انداخت و خداوند به لطف و رحمتش حامی و نگهدارش شد، به کرامتی که در وجود آسیه زن ستمگر فرعون بود و وی را مورد تحسین خدا قرار داد، به پسر بدکردار نوح که حتی فرزندی پیامبر خدا بودن هم نتوانست از خشم خدا باز رهاندش، به سگ اصحاب کهف که با همنشینی خوبان در ردة آنها قرار میگیرد، به حضرت یونس که با توکل به خداوند و نیایش با وی از شکم ماهی نجات یافت و به بهانههای قوم بنیاسراییل و گوساله پرستیشان، و به آزارهایی که پیامبر ما از کافران و بتپرستان زمانةخود دید، به پرندگانی که با سنگ در منقارهاشان به جنگ دشمنان خدا میروند و به ...
و باز میآموزد و میآموزد توحید و توکل و صبر، ایمان، خلق نیکو و خردورزی و تقوا، شکر و خضوع و خشوع در برابر پروردگار بیهمتا و در یک کلام تمام آنچه را که شایستة گوهر انسانیت اوست...