ارتباط مؤثر
ارتباط مؤثر
به نام خدا
همه ما به دنبال آنيم كه ارتباطمان را بيشتر و موثرتر كنيم. ارتباط يكي از مهمترين مسائلي است كه بشر با آن سرو كار داشته و دارد. جالب است، بدانيد تحقيقات نشان داده است، آنهايي كه ارتباطات بهتري دارند احساس خوشبختي بيشتري نيز ميكنند. مولاي متقيان علي(ع) نيز در اينباره ميفرمايند: «المؤمن مألوف و لا خیر فی من لایألف و لایؤلف» : مؤمن (با مردم) در ارتباط و الفت است . و آن کس که نه با دیگران الفت گیرد و نه دیگران با او، خیری در وی نیست.
همه ما پيوسته به دنبال آن هستيم كه بتوانيم ارتباط خوب و درستي را با اطرافيان خود داشته باشيم. اما كمتر افرادي پيدا ميشوند كه در اين امر موفق باشند. همه ما بسياري از مواقع از اينكه نتوانستهايم، حرفمان را بزنيم بعداً خود خوري كردهايم، يا به اين دليل كه آن را به خوبي بيان نكرده و مخالفت ديگران را به دنبال دشته است ناراحت ميشويم. حال اين سوال مطرح ميشود كه چگونه ميتوانيم با ديگران يك ارتباط خوب و سازنده برقرار كنيم، ارتباطي كه در آن، صراحت، صداقت، درك، همدلي و احترام متقابل وجود داشته باشد.
آيا ما راه درست ارتباط را نميدانيم يا اينكه مشكل از ديگران است، كه نميتوانند با ما ارتباط برقرار كنند. حال كه دانستيم، يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ آيا خواهان كسب آن هستيد؟ بدست آوردن اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. ما در اين نوشتار سعي خواهيم كرد با زباني ساده و در عين حال علمي مطالبي را براي شما بيان كنيم تا با بكارگيري آنها مهارت ارتباط موثر را در خود ايجاد يا تقويت كنيد.
در ابتدا بايد بدانيم كه هر ارتباط از چه عناصري تشكيل شده است، تا با به كارگيري درست آنها بتوانيم روابطمان را تعميق ببخشيم.
عناصر اصلي ارتباط دو دستهاند:
1 عناصر كلامي
صحبت كردن(ارتباط كلامي) بيشترين ارتباط روزانه بين انسانها را ميسازد و اجازه ميدهد، بين آدميان روابط عميقي ايجاد شود.
اى زبان هم گنج بىپايان تويى اى زبان هم رنج بىدرمان تويى
اهميت اين امر تا جایی است، که حتی پیامبران(صلوات الله عليهم اجمعين) نیز برای جذب و هدایت مردم از خداوند متعال ميخواستند که گره از زبان آنها بگشاید تا مردم کلام آنها را بهتر بفهمند. «و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی». صرف حرف زدن درباره مسائل و مشكلاتي كه داريم، در يك رابطه مطلوب ما را خوشحال ميكند و اضطرابمان را كاهش ميدهد. اما براي غناي و زيبا سازي كلام لازم است كه برخي اقدامات را انجام داد.
· اطلاعات عمومي خود را افزايش دهيد. ميتوان اين كار را با مطالعه مجلات و روزنامهها انجام داد.
· مطالعه كتب بزرگاني چون حافظ، سعدي، مولوي و ... را در برنامه روزانه خود قرار دهيد.
· خواندن مثلها و پندهاي فارسي نيز بسيار مفيد است.
· خاطره نويسي ضمن آنكه مهارت نوشتن را در شما تقويت ميكند، باعث ميشود، فكر شما نظم و انسجام خوبي پيدا كند.
2. عناصر غير كلامي(زبان بدن)
هرگاه با كسي ارتباط برقرار ميكنيم، از هر دوي كلام و ژست استفاده ميكنيم. پس حرف زدن ما همراه با ارتباطهاي كلامي و غيركلامي است.
گر چه تفسير زبان روشنگر است ليك عشق بىزبان روشنتر است
اين تفكر كه ارتباطهاي غير كلامي اهميت كمي نزد انسانها دارند بسيار سادهلوحانه است. بلكه بايد بگوييم كه ارتباطهاي غير كلامي به مراتب ظريفتر و مؤثرتر از ارتباطهاي كلامياند و ميتوانند بهتر از واژهها مقصود را منتقل كنند. براي مثال چه بسا يك لبخند، خيلي سادهتر از واژهها احساسات ما را منتقل كند. حالت راه رفتن، نوع نشستن و ايستادن، نحوه نگاهكردن همه اينها ميتواند پيامهايي را به مخاطب ما مخابره كند. و گاه اطلاعاتي كه از اين طريق منتقل ميشود دقيقتر و تأثير گذارتر ميباشد. خداوند متعال نيز وقتي ميخواهد بندگان خاص خود را توصيف كند ميگويد: «آنها كساني هستند كه روي زمين با تواضع راه ميروند...»
تحقيقات انجام شد نشان ميدهد كه در يك ارتباط دو نفره يك سوم معاني از طريق مؤلفههاي كلامي و دو سوم مابقي از طريق كانالهاي غير كلامي منتقل ميشوند. البته برخي پا را فراتر گذاشته و بيان داشتهاند كه 65 تا 93 درصد انتقال معاني در جريان ارتباط از طريق رفتارهاي غير كلامي مبادله ميگردد. لذا براي اينكه بتوانيم با ديگران ارتباط بهتري برقرار كرده و تأثير بيشتري بگذاريم لازم است علاوه بر اينكه بدانيم «چه بگوييم»، بدانيم «چگونه بگوييم».
كانالهاي ارتباط غير كلامي عبارتند از:
1. حركات بدن
منظور از حركات بدن كليه حركاتي است كه با بدن انجام ميدهيم. براي مثال، ژستها، تكان دادن سر، وضعيت بدن و حركتهاي اندام. وقتي تعامل افراد را مشاهده ميكنيم، در مييابيم كه يكي از جنبههاي بارز تعامل، حركات آنها است. براي مثال، كسي كه محكم راه ميرود، اعتماد به نفس خود را نشان ميدهد و در مقابل كسي كه قوز كرده و لخ لخ راه ميرود، اعلام ميكند كه اعتماد به نفس كافي ندارد.
تحقيقات نشان ميدهد كه چرخاندن بدن به طرف مخاطب، تكان دادن سر و دست و اندكي خم شدن به جلو در هنگام گفتگو باعث ميشود كه طرف مقابل احساس محبت و صميميت بيشتري كند.
2. تماس چشمي
آيا تا كنون با كسي كه عينك تيره به چشم داشته گفتگو كردهايد؟ اگر چنين بوده، ميدانيد كه اين وضعيت چقدر ناراحت كننده است. چشم دريچهاي وسيع است كه اطلاعات زيادي را از افراد به ما ميدهد. براي مثال نگاه معمولي و مداوم نشانه محبت و دوستي است. البته بايد توجه داشت كه نگاه خيره و ممتد غالباً به خشم يا خشونت تفسير ميشود.
اما اينكه چقدر بايد نگاه كرد؟ بسته به جنس، پايگاه اجتماعي افراد و ميزان صميميت ما فرق ميكند.
3. حالات چهره
حالتهاي چهره و صورت نيز اطلاعات غير كلامي مهمي را منعكس ميكنند. مثال بارز اين امر فردي است كه با دندانهاي فشرده و صدايي گرفته ميگويد: «من عصباني نيستم!» ويژگي اصلي افرادي كه خونگرم شناخته ميشوند، تبسم آنان است. يك تحقيق جالب نشان ميدهد، براي اينكه مردان بتوانند در ديگران احساس مطلوبي ايجاد كنند، تبسم نقش بسيار مهم و اساسي دارد.
4. وضع ظاهري
نخستين ارزيابي كه افراد از ديگران دارند، مربوط به وضع ظاهري آنها ميشود. وضع و آرايش ظاهري ميتواند معرف هويت و شخصيت انسانها باشد. هرچه وضع ظاهري شما مرتبتر و آراستهتر باشد به همان ميزان جذابيت و تأثير گذاري شما نيز بيشتر ميگردد و ديگران تمايل بيشتري خواهند داشت تا با شما رابطه برقرار كنند.
5. پيرا زبان
پيرا زبان يعني هر آنچه كه پس از كنار گذاشتن محتواي كلامي در گفتار باقي ميماند. يعني نحوه بيان كلمات(بلندي و كوتاهي صدا، زير و بم كردن صدا، سرعت و آهنگ سخن گفتن و...) پيرا زبان در واقع اطلاعات هيجاني كلام را منتقل ميكند.
تغييرات صوتي علاوه بر رساندن معاني و هيجانات توجه ديگران را هم جلب ميكند. براي مثال سخنراني كه صداي يكنواخت و كسل كننده دارد حتي علاقهمندترين شنوندگان را هم خسته ميكند. اما سخنراني كه زير و بم، تن، سرعت و بلندي صداي خود را تغيير ميدهد ميتواند توجه ديگران را به مطالب كسل كننده خود جلب كند.
هشت گام اساسي در برقراري ارتباط
براي برقراري يك ارتباط درست و منطقي نياز است كه اقداماتي را انجام داد كه ما اين اقدامات را در هشت گام بيان كردهايم.
گام اول: اصالت و هماهنگي
صداقت در اغلب فرهنگها يك ارزش محسوب ميشود و زير بناي درستي و اصالت رفتار است. رفتار اصيل صادقانه است و درمقابل، رفتار غير صادقانه رفتاري تصنعي و دروغين انگاشته ميشود. نگاهي عميقتر به حقيقت صداقت و اصالت نشان ميدهد كه مراد از آن وجود هماهنگي و تناسب ميان احساس و فكر دروني با رفتار آشكار و ظاهري است(هماهنگي زبان بدن و گفتار). هر اندازه بين اين دو بعد دروني و بيروني هماهنگي بيشتري وجود داشته باشد رفتار اصيلتر و واقعيتر است.
غير نطق و غير ايما و سجل صد هزاران ترجمان خيزد ز دل
البته بايد توجه داشت كه اصالت و هماهنگي به معناي ابراز لجام گسيخته و غير اجتماعي احساسات و افكار دروني نيست. بلكه بايد ارتباط ما در عين اصالت و هماهنگي توأم با احترام متقابل باشد.
گام دوم: خود افشايي
اظهار نظرها يا افشاي طرفين بخش قابل توجهي از تعامل را تشكيل ميدهند. افشا ممكن است اظهار نظري درباره سايرين، مكانها يا رويدادها، و يا اظهارات ذهني ما درباره خودمان باشد. منظور ما از افشاي خود نيز همين نوع افشاست كه طي آن اطلاعاتي را درباره خودمان به ديگران ميدهيم.
نكته مهمي كه بايد در خودافشايي به آن توجه داشت، اين است كه، سطوح خود افشاييهاي ما بايد متفاوت و متناسب با سطح رابطهمان باشد. خودافشايي ما در برابر يك دوست قديمي و صميمي قطعاً بايد با خودافشاييمان در برابر كسي كه داخل مترو با او آشنا شدهايم يا در اتوبوس در كنار ما نشسته متفاوت باشد. و البته برخي از موضوعات را نيز همواره بايد به عنوان يك راز بين خود و خدا نگه داريم و از بيان آن در مقابل ديگران خودداري كنيم. همچون گناهاني كه مرتكب شدهايم و بيان آنها باعث از بين رفتن حرمت ما و گسترش آن ميشود.
گام سوم: شنونده فعال بودن
ما در ارتباطات خود گاهي به عنوان گيرنده و گاهي به عنوان فرستده عمل ميكنيم. گيرندگي در قالب گوش دادن و فرستندگي در قالب سخن گفتن نمود مييابد. آنچه ما در ارتباط به عنوان پيام ارسال ميكنيم تابعي از آنچه است كه دريافت كردهايم. اگر دريافت ما به عنوان گيرنده مخدوش و صرفاً تحت تاثير ذهنيت و تمايلات درونيمان باشد طبيعي است كه كاركرد ما به عنوان فرستده نيز مخدوش خواهد شد.
گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:
· اينكه گوينده كيست؟
· ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟
· چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟
علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد و قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائماً درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.
به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش ميدهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.
گام چهارم: درك و همدلي
اى بسا هندو و ترك هم زبان اى بسا دو ترك چون بيگانگان
پس زبان محرمى خود ديگر است هم دلى از هم زبانى بهتر است
مراد از اين مؤلفه حساسيت نشان دادن براي فهم دقيق افكار و احساساتي است كه فرد مقابل آنها را در لحظه لحظه ارتباط تجربه ميكند. درك و همدلي تلاش براي حس كردن تجارب فرد مقابل است. در اين حالت ما سعي ميكنيم دنيا را از چشم فرد مقابل ببينيم و از گوش او بشنويم و خود را جاي او حس كنيم.
همدلي زماني رخ ميدهد كه ما نسبت به فرد مقابل احترامي نامشروط داشته باشيم و با دقت به او گوش دهيم و به افكار و احساسات او با حساسيت واكنش نشان دهيم.
در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: به هم برختن برنامههايم اعصابم را خرد كرده، به هيچ وجه نمي توانم اين وضع را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه اين وضع
شما را خيلي ناراحت كرده، اين طور نيست؟ )
به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موافقت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد.
گام پنجم: احترام نامشروط
هنگامي كه از كسي خطايي سر ميزند چگونه با او رفتار ميكنيد؟ آيا او را فردي منفي و بيارزش ميدانيد؟ آيا تمام شخصيت او را زير سوال ميبريد؟ آيا ميتوان اين خطا را معرف تمام وجود و شخصيت او دانست؟ قطعا اين طور نيست؛ زيرا شخصيت هر فردي از مجموعهاي صفات و ويژگيها تشكيل شده است كه ماهيتي متغيير و پويا دارند، و ممكن است برخي از آنها مثبت و برخي منفي باشند. از اين رو نميتوان يك رفتار را انعكاسي پايدار و همه جانبه از فرد دانست.
درك چنين واقعيتي زمينه خاموشي خشم و شكلگيري احترام نامشروط را در ما فراهم ميسازد. زيرا خطا تنها يك رفتار فرد را در مجموعه خصوصيات و عادتهاي وي در برميگيرد و همه ابعاد شخصيت وي را منفي نميسازد.
لذا زماني كه اصحاب رسول خدا(ص) به وي اعتراض كرده و گفتند كه چرا با اين همسران نافرمان ميسازيد و آنها را طلاق نميدهيد فرمودند كه شما تنها اين صفات بد آنها را ميبينيد در حالي كه من صفات خوب آنها را نيز ميبينم.
احترام نامشروط به ما ميگويد كه اگر تصميم گرفتيم با فردي كه از او خطايي سر زده و يا باعث ناراحتي ما شده برخورد كنيم قادر باشيم در حين برخورد همچنان وي را به عنوان يك انسان ارزشمند و قابل احترام بدانيم و اين احساس را به وي منتقل كنيم.
گام ششم: مثبت نگری
در ارتباط میان فردی مفاهیم مختلفی از سوی شنونده آفریده یا دگرگون می شوند چرا که نمادهایی چون کلمات به خودی خود بار معنایی لازم را نمی رسانند، بلکه نیازمند تفسیرند و در فرایند تفسیری عواملی همچون بافت و شرایط سخن و نگرشها و فضای ذهنی گوینده نقش دارند. بنابراین دو طرف ارتباط همواره یکدیگر را تفسیر میکنند و میتوانند نگرشهای مثبت یا منفی و گاه حتی بر خلاف هم در خود ایجاد کنند. از این روست که در آموزههای دینی با تاکید بر مثبتنگری خواسته شده است تا هنگام برقراری ارتباط با برادران دینی خود همواره بهترین تفسیر از سخنان آنان برداشت شود. امیر مومنان علیه السلام در این باره می فرماید: «ضَع اَمرَ اَخِیکَ عَلَی اَحسَنِه... وَ لا تَظنُن بِکَلِمَةٍ خَرَجَت مِن اَخِیک سُوءا وَ اَنتَ تَجِد لَها فِی الخَیر مَحمِلاً» کار برادر(دینیات) را بر زیبا ترین شکل بنا گذار... و هرگز نسبت به سخن برادرت گمان بد مبر در حالی که می توانی آن را حمل بر خوبي كني.
گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده
اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشهاي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشنتر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:
آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئناً همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشتهايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي، خطاي حسي گفته ميشود.
سيستم شناختي ما نيز بعضاً دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي «تحريف شناختي يا خطاي شناختي» مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نميكنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.
تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد ميكنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.
مثال: يكي از همكلاسيها را در دانشكده ميبينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.
در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوههاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.
-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )
-حتماً من كاري كردهام ( شخصي سازي )
-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )
-بايد رابطهام را با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )
همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوههاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.
بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.
گام هشتم: پاسخ مه آلود
برخي مواقع در مقابل افرادي قرار ميگيريد كه بدون ترديد با انگيزههاي خصمانه و مخرب در صدد انتقاد بر ميآيند. در اين شرايط به چه روشي واكنش نشان ميدهيد؟ آيا به دفاع از خود بر ميخيزيد؟ عصباني شده و از كوره در ميرويد؟ يا منفعلانه به سخنان فرد مقابل گوش ميدهيد؟
هر يك از اين واكنشها تنها سبب ميشود تا فرد مقابل براي انتقاد انگيزه بيشتري پيدا كند و در واقع خود را وارد يك بازي كردهايد كه معلوم نيست در انتها به كجا ميانجامد. در اين حال بهترين روش پاسخ، شيوهاي است كه در آن انگيزه فرد مقابل را براي انتقاد خصمانه خاموش سازيد. فن پاسخ مه آلود به شما كمك ميكند، احتمال تكرار انتقاد مغرضانه را در فرد مقابل كاهش دهيد.
اين فن ياد ميدهد كه در مقابل انتقاد مغرضانه به مه تبديل شويد و انتقاد را از خود عبور دهيد و وانمود به نفهميدن مسأله كنيد و يا به صورت كلي، مبهم و احتمالي با اصول انتقاد موافقت كنيد.
همچنانكه در حين رانندگي در برخورد با مه بايد فقط به آرامي از آن عبور كرد زيرا نميتوان جلوي حركت مه را گرفت يا آن را كنار زد.
هنگام رويارويي با انتقاد خصمانه ميتوان از جملاتي همچون:
«شايد اين طور باشد، ممكن است به چنين چيزي منجر شود، بيربط هم نميگوييد، دربارهاش فكر ميكنم.»
صبوري در برابر اين گونه انتقادها نشانه استحكام شخصيت و احساس ارزش بالاي خود است. در ادامه نمونهاي از سيره ائمه اطهار عليهم السلام را براي شما نقل ميكنيم.
مردي مسيحي كلمه باقر(شكافنده علوم) را به كلمه بقر(گاو) ارتباط داد و به امام باقر(عليه السلام) گفت: «اَنت بَقَر»
امام(عليه السلام): من بقر نيستم، باقرم.
مرد مسيحي: تو پسر زني هستي كه آشپز بود.
امام(عليه السلام): آشپزي شغل وي نبود و ننگي ندارد.
مرد مسيحي: مادرت سياه، بيشرم و بدزبان بود.
امام(عليه السلام): اگر اين نسبتهايي را كه به مادرم ميدهي درست است، خداوند او را بيامرزد و اگر دروغ است، خداوند از گناه تو كه دروغ بستي بگذرد.
مرد مسيحي تحت تأثير اين همه صبروي و شكيبايي امام(عليه السلام) احساس شرم نموده و به اسلام روي آورد.
در پايان اميدواريم كه همه شما دوستان عزيز بتوانيد با به كارگيري آنچه كه خدمتتان گفته شد ارتباط مؤثر و خوبي با ديگران برقرار كرده و از اين طريق بتوانيد به آرامشي كه خداوند در جمع قرار داده است دست يابيد.
دست زدم به دوستي از تو مدد به همتي حاجت من برآيد از معجزه دعاي تو
فهرست منابع
1. قرآن مجيد.
2. هارجي، اون و همكاران، مهارتهاي اجتماعي در ارتباطات ميان فردي، تهران، انتشارات رشد، چاپ سوم، 1384.
3. قرباني، نيما، سبكها و مهارتهاي ارتباطي، تهران، انتشارات نشر تبلور، 1384
4. قرباني، نيما، مهندسي رفتار ارتباطي، تهران، انتشارات سينه سرخ، 1380.
5. بواس ور، ژان-ماري، اثبات شخصيت خود در برقراري ارتباط با ديگران، ترجمه محمد راد، تهران، انتشارات نسل نو انديش، چاپ اول،1384.
6. آذربایجانی، مسعود و همکاران، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1382.
7. ناعمي، محمد، روانشناسي آموزش مهارتهاي ارتباط و زبان، مشهد، انتشارات بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوي)، چاپ اول، 1385.
8. شاهينفر، پيمان، مهارتهاي ارتباطي، تهران، انتشارات نيكان كتاب، چاپ اول، 1385.
9. خوانسارى، آقا جمال الدين، شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1366.
10. گرگاني، فضل الله، منتخب ديوان شمس تبريزي، نشر زوار، تهران، 1335.
11. www. isaarsci.ir/family
مجيد همتي