#قصه_بندگی 10

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما نوجوان‌های عزیز

یکی از سؤالاتی که شما زیاد از ما می‌پرسید این که چرا باید نماز بخوانیم؟

این داستان را گوش کنید :

آخوند کاشی رضوان الله علیه یکی از علمای بزرگ هست . نماز خواندنش با نماز خواندن ما خیلی فرق می‌کرد .

از ابتدا تا انتهای نمازش از دنیا دل می‌بُرید و به خدا می‌رسید . نمازش پُر از یادِ خدا بود .

رکوع و سجده و قنوتش طولانی بود . وقتی نمازش شروع می‌شد مثلِ کودکی بود که چندین روز هست مادرش را ندیده و در آغوش مادرش پریده و شروع می‌کند به گریه کردن .

آن چنان در نمازهایش گریه می‌کرد که پیراهنَش از اشکِ چشمش خیس می‌شد . [1] وقتی می‌خواست وضو بگیرد آداب را رعایت می‌کرد و آرام آرام وضو می‌گرفت و دعایِ صورت‌‌ ، دست و مسح سر و پا را آرام آرام می‌خواند .

یک بار کنارِ حوض مسجدِ داشت وضو می‌گرفت . دید یک مردی آمد و با عجله شروع کرد به وضو گرفتن . آخوند کاشی هنوز وضویَش تمام نشده بود که این مرد به سرعت به سوی مسجد رفت .

آخوند وقتی وضویش تمام شد و قدم زنان به سمت مسجد آمد‌‌ ، متوجه شد ایشان نمازش را تمام کرده و جلوی درِ مسجد قرار گرفته و می‌خواد برود بیرون ‌‌ !

آخوند به او گفت : «الان‌‌ ، چه کار می‌کردی؟» یک نگاهی کرد و گفت اگر بگویم نماز می‌خواندم اول دعواست و می‌پرسد این چه نمازی می‌خواندی؟ تو چقدر بی‌ادبی درِ محضر خدا ‌‌ !

به همین خاطر گفت : هیچ کاری نمی‌کردم ‌‌ !

آخوند به او گفت : «اون جا داشتی شالاپ شلوپ می‌کردی و اینجا بشین پاشو می‌کردی‌‌ ، چه می‌کردی؟»

گفت : آخوند نماز را شما می‌خوانی ‌‌ !

من فقط یک وضو گرفتم و آمدم دو رکعت نماز بخوانم و به خدا بگویم : «من یاغی نیستم ‌‌ ! گفتی بیا من آمدم . حالا هم نمازم را خواندم و کار دارم و می‌خواهم برم » [2]

دانش آموز عزیز ‌‌ ! ببین رفتارش زشت بود‌‌ ، اما گفتارش زیبا بود و آخوند کاشی را تحت تأثیر قرار داد . این عالم بزرگوار رفت توی فکر . . .

در طول چندین ماه‌‌ ، بارها و بارها هر موقع از او می‌پرسیدند که «آخوند ‌‌ ! حالت چطور هست؟» می‌گفت : «من یاغی نیستم ‌‌ ! » [3]

شما دانش آموز عزیز پرسیدید : «چرا نماز بخوانیم؟»

جوابش این است : نماز بخوانیم چون ما سربازِ خداییم . تمام دارایی ما از خداست . روزیِ ما دست خداست . مرگ و زندگی ما دست خداست .

این خدای مهربان به ما گفته روزانه بیست دقیقه بیا با من صحبت کن .

سه تا وضو بگیر که می‌شود سه دقیقه‌ و هفده رکعت نماز بخوان که می‌شود هفده دقیقه .

ما هم باید سربازان خوبی باشیم برای این خدا و بگوییم « چشم » . در مقابل دستور خدا بی‌ادب نباشیم‌‌ ، یاغی نباشیم .


[1] استاد انصاریان ، نماز الهی و شیطانی ، ص 23.

[2] استاد مرتضی آقا تهرانی ، حدیث دل سپردن، ص 168.

[3] همان.