#قصه_بندگی 18

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموزان عزیز .

دانش آموزان خوب و با صفا

‌یک دانش آموزی آمد دفتر مدرسه و گفت آقای مدیر ‌‌ ! من‌ یک پیشنهاد خوب دارم .

شما کلاس ریاضی را بی‌خیال‌ بشوید ـ من شرکت نکنم ـ هر کلاسی را که بگویید شرکت می‌کنم ‌‌ !

هر کارِ خوبی را بگویید انجام می‌دهم حتی حاضرم تمام مدرسه را جارو کنم اما کلاس ریاضی را شما بی‌خیال‌ بشوید ‌‌ !

شما فکر می‌کنید مدیر مدرسه پیشنهاد او را قبول می‌کند؟

این داستان را گوش کنید :

خداوند وقتی پدرِ ما حضرت آدم علیه السلام را خلق کرد دستور سجده داد که فرشتگان و شیطان به او سجده کنند‌‌ ، همه به او سجده کردند ولی شیطان سجده نکرد .

این روباه مکار‌ یک نقشه کشید . گفت : خدایا این سجده‌‌ ، دو دقیقه‌‌ ، پنج دقیقه‌‌ ، ده دقیقه طول ‌می‌کشد . من شش هزار سال برایت نماز خواندم ؛ ذکر‌‌ و رکوع و سجده داشته ام .

من از عبادت نمی‌ترسم . بی‌خیال این سجده باش . در عوضش عبادتِ هزاران ساله برایت انجام می‌دهم که هیچ کسی انجام نداده باشد ‌‌ !

خداوند فرمودند : «عبادت باید‌ آن جوری باشد که من دلم می‌خواهد نه‌ آن جور که تو دلت می‌خواهد‌‌ » [1] این ظاهرش‌ یک سجده دو دقیقه‌ای هست یعنی عبادت هست ولی باطن و مغزش اطاعت هست .

این نقشه روباه مکاره هست که می‌گوید : «یک کار خوب را به جای کار خوبِ‌ دیگر انجام بده»

مثلاً اگه یک دانش آموزی تمام نمره‌هایش ۲۰‌ بشود اما ریاضی اش‌ بشود 2 . آیا‌ آن که درس‌های‌ دیگر را خوب را خوانده‌‌ ، جای درسِ ریاضی را می‌گیرد؟ هرگز ‌‌ !

به بعضی‌‌ها می‌گویی نماز بخوان‌‌ ، می‌گویند به جایش صدقه می‌دهم ، بیمارستان می‌سازم‌‌ ، پیاده روی اربعین می‌روم . کفش عزاداران امام حسین علیه السلام را جفت می‌کنم .

خُب این کارها خیلی خوب هست‌‌ ، ولی آیا جای این کارِ خوبِ نماز را می‌گیرد؟ هرگز ‌‌ !

خدا نماز را از ما خواسته و سؤال اول روزِ قیامت ما هم از نماز هست .

مواظب باشیم شیطان مکارِ حیله گر ما را فریب ندهد .

در دایره قسمت‌‌ ، ما نقطه تسلیمیم * لطف آنچه تو اندیشی‌‌ ، حُکم آنچه تو فرمایی .


[1] عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: أُمِرَ إِبْلِيسُ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ فَقَالَ يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا. ( بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏11، ص: 145)