#در_محضر_بهجت 17 ؛ چشم بینا و گوش شنوا بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم سلام به شما معلمان عزیز پا
#در_محضر_بهجت 17 ؛ چشم بینا و گوش شنوا
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیز
پای درسِ آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه بودیم و نکاتی از زندگی ایشان را تقدیمتان میکردیم.
آیتالله بهجت میفرمودند : برخی انسانها به دنبال وِردها و ذکرهایی هستند تا امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف را ملاقات بکنند، به جای اینکه اینها تلاش کنند برای رؤیتِ امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف تلاش کنند برای کسب رضایتِ امام زمان. [1]
فرمودند : هر کاری را که میخواهید انجام بدهید در نظر بگیرید که آیا امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف از این کار شما خشنود میشود یا نه؟! با انجام این کار شما لبخندِ رضایت به چهرهی امام مینشیند یا ایشان اخم میکنند؟ غمگین میشوند یا خوشحال میشوند؟ و بعد اگر خوشحال میشدند آن کار را انجام بدهید.
ایشان میفرمودند : امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف « عَینُ اللّه النّاظِرَةٌ وَ اُذُنُهُ الْواعِیَة » هستند یعنی چشم بینای خدا هستند و گوش شنوای خدا، یعنی اینکه هر سخنی را که شما بگویید قبل از اینکه خودتان بشنوید امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف میشنود. [2]
آقا امام سجاد علیه السلام هم فرمودند دوستداران واقعی و منتظران حقیقی امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف کسانی هستند که « الْغَیبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ » [3] درست است که با چشم سر امام زمانشان را نمیبینند ولی با چشم دل آن را در کنار خودشان حاضر میبینند و هر رفتاری که لبخند بر لبان امامِ شان بنشاند آن رفتار را انجام میدهند.
[1] آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه : تشرف به محضر امام عصر علیه السلام موهبتی الهی است ولی مهمتر جلب رضایت امام زمان عجّلَ اللهُ تعالی فَرجه الشریف است.
گفتگوی حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت با سایت پایگاه فکر و فرهنگ مبلّغ ، ۷ اسفند ۱۴۰۲.
[2] کتاب به سوی محبوب، ص ۱۰۹.
[3] يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَة. ( كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 320 )