#همنشین_خدا 117 ؛ نجات از جنّ مزاحم
#همنشین_خدا 117 ؛ نجات از جنّ مزاحم
یا سامِعَ الاَصْوات
به نام خدایی که همهی صداها را میشنود.
هم صداهای زشت شیطان و هم صدای زیبای اذان را.
یک سؤال شما برای نمازتان اذان میگویید؟ میخواهم چهار تا از فواید اذان را با هم دوره کنیم تا انگیزه ما بالا برود که برای نمازهای پنجگانه اذان بگوییم.
یک. امام صادق علیه السلام فرمودند : هر کسی اذان و اقامه بگوید دو صف از فرشتگان پشت سر او به نماز میایستند. « صَلّى خَلفَهُ صَفّانِ مِنَ المَلائِکةِ » مُفضل پرسید : تعداد این فرشتگان چقدر است؟
حضرت فرمودند : کمِ کمش از شرق تا غرب از زیادِ زیادش از زمین تا آسمان. پس برای گفتنِ اذان تنها ، یک صف از فرشتگان به ما اقتدا میکنند. [1]
دو. وقتی من اذان میگویم یعنی دارم به اهل خانوادهام و به دوستانم اعلام میکنم که من با جرأت و افتخار و بدون خجالت اعتقادات خود را بیان میکنم و خداوند را عبادت میکنم. شما هم با افتخار ، عبادت خداوند کنید. دارم آنها را غیرِ مستقیم به نمازِ اول وقت دعوت و تشویق میکنم.
سه. امام صادق علیه السلام فرمودند : گفتنِ اذان در خانه سبب میشود شیطان و جنهای آزاردهنده از خانه ما فرار کنند. [2]
پس کسانی که فکر میکنند جنّها وارد خانه آنها میشوند به جای مراجعه به رمّالها و دعانویسها ـ که خیلی از آنها شیّاد هستند ـ هنگامِ نماز، اذان بگویند.
چهار. امام صادق علیه السلام فرمودند : هر کس اخلاقش بد است کنار گوش او اذان بگویید. « مَنْ سَاءَ خُلُقُهُ فَأَذِّنُوا فِی أُذُنِه. ». [3]
حالا اگر من به همسر ، فرزند و همکار خود بگویم بیا کنار گوش تو اذان بگویم تا اخلاقت خوب شود، بدش میآید. چه کنم؟
هنگام نماز که میشود با صدای بلند اذان بگویم و به مرور زمان با ادامهی این کار سبب میشود ، اخلاق خود و اطرافیان خودم زیبا و زیباتر شود.
سرشار کن از عشق ، افقهای جهان را * در خلوت جانان ، بنشان شور اذان را
چندی ست دچار تبم ، ای یار نشان ده * سرچشمهی آرامش بعد از هیجان را.
[1] امام صادق : مَن صَلّى بِأَذانٍ وإقامَةٍ، صَلّى خَلفَهُ صَفّانِ مِنَ المَلائِکةِ، ومَن صَلّى بِإِقامَةٍ بِغَیرِ أذانٍ صَلّى خَلفَهُ صَفٌّ واحِدٌ.
قُلتُ لَهُ: وکم مِقدارُ کلِّ صَفٍّ؟ قالَ: أقَلُّهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ، وأکثَرُهُ ما بَینَ السَّماءِ وَالأَرضِ. ( شناخت نامه نماز، ج1، ص 238)
[2] امام صادق : أذِّن فی بَیتِک فَإِنَّهُ یطرُدُ الشَّیطان. (بحار الأنوار ؛ ج 84 ص 163)
[3] الکافی ، ج6، ص 309.