#همنشین_خدا 111 ؛ علت یا حکمت؟ به نام خداوند
#همنشین_خدا 111 ؛ علت یا حکمت؟
به نام خداوند به یاد خداوند و برای خدا
سلام به شما معلم عزیز. دعا میکنم که همیشه سفرهایتان با سلامتی همراه باشد.
میخواهم با هم سه پاسخ بدهیم به یک پرسش.
آن هم اینکه زمانهای قدیم سفرها پیاده بوده ، با قاطر ، با سختی و زحمت همراه بود ، نمازها هم شکسته بود ؛ اما الان که ماشین و هواپیما هست و سختی و زحمتی نیست ، چرا باید نمازها را شکسته بخوانیم؟
یک. بله. الآن هواپیما مسیر یک ماه پیاده را یک ساعته میرود ، سریعتر و راحتتر ، اما هنوز هم نسبت به وطن و خانه ما سختی و مشقّتِ ما بیشتر است.
خواب و خوراک ما در سفر به هم میریزد عجله و اضطراب و استرسِ ما زیاد میشود که از وسیله نقلیه ما عقب نمانیم ؛ پس هنوز هم سختی هست. هم سختیِ جسمی و هم سختیهای روحی.
دو. ما یک علت داریم و یک حکمت.
علت همیشه همراه با حکم است اما حکمت گاهی اوقات از حکم جدا میشود. [1]
مثلاً تصادف و هرج و مرج ، حکمتِ چراغ قرمز است به همین خاطر یک ماشین اگر نصف شب باشد و خیابان خلوت خلوت باشد از چراغ قرمز رد شود با اینکه نه تصادفی میشود و نه هرج و مرجی پیش میآید باز هم دوربینهای راهنمایی و رانندگی او را جریمه میکند. سختیهای مسافرت هم حکمتِ شکسته شدن نمازها در سفر هستند ، علت نیستند.
سه. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علت شکسته شدن نمازها را این گونه بیان میفرمودند : که خداوند به من و امتم هدیهای داد و آن اینکه در سفر با شرایطی نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی بخوانیم و پذیرش هدیه خداوند واجب است و اگر کسی نمازها را چهار رکعتی بخواند « فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ هَدِیتَه » هدیهی خداوند را رد کرده و به خداوند توهین کرده. [2]
پس علت شکسته شدن نمازها انجام حکمِ خداست. همان طور که علت ایستادن پشتِ چراغ قرمز، دستور راهنمایی و رانندگی است.
[1] تفاوت حکمت با علت این است که حکمت هرچند منشأ تشریع حکم و غایت آن است، لیکن وجود حکم دائر مدار آن نیست؛ بدین معنا که لازمه عدم آن عدم حکم نیست؛ اما لازمه وجود آن وجود حکم است. در نتیجه با وجود آن، عدم حکم ممکن نیست.
به عنوان مثال، مست کننده بودن، علت حرمت مایعات مست کننده است.
از این رو، مایعی که مست کننده نیست، از این جهت حرام نخواهد بود؛ لیکن حکمت آن، مفسدهای است که بر آن مترتب میگردد، همچون غافل شدن آدم مست از خدا و شریعت او که منجرّ به ارتکاب محرّمات میشود؛ چنان که در بعضی روایات بدان اشاره شده است. (سایت ویکی فقه ، واژه حکمت )
[2] َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَهْدَى إِلَی وَ إِلَى أُمَّتِی هَدِیةً لَمْ یهْدِهَا إِلَى أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ تَکرِمَةً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى لَنَا قَالُوا وَ مَا ذَلِک یا رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ الْإِفْطَارُ فِی السَّفَرِ وَ التَّقْصِیرُ فِی الصَّلَاةِ فَمَنْ لَمْ یفْعَلْ ذَلِک فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَدِیتَه.