#همنشین_خدا 53 ؛ هزار مرتبه استغفار

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

دعا می‌کنم که قلب من و شما همیشه سرشار از یاد خداوند باشد.

این شعر را گوش کنید تا بحثم را مطرح کنم.

طلوعِ صبح سِتادم به محضر دادار * که با نماز بشویم زِ لوح دل زنگار

شروعِ حمد نمودم که در همان آغاز * به فکرِ خانه خریدن زدم به شهر و دیار

به « نَسْتَعِین‏ » که رسیدم به هر محله و کوی * هر آنچه خانه‌ی نو بود کردمی دیدار

به « مُسْتَقیم‏ » یکی خانه را پسندیدم * ولیک بود برایم خرید آن دشوار

هنوز بود « صِراطَ الَّذین‏ » در دهنم * که پول قرض گرفتم ز دوستان بسیار

پس از ادای « وَ لاَ الضَّالِّین‏ » به پول کلان * شدم به محضر شصت و چهار راه سپار

به لفظ « قُل » که رسیدم نوشتم این جمله * که ثبت با سند برابر آمد آخر کار

همین که لفظ « اَحَد » گشت بر لبم جاری * اتاق‌ها همه شد رنگ از در و دیوار

هنوز لفظ « صَمَد » را نگفته بودم من * که شد اثاث کشی بر فرازِ دوشم بار

به « لم یَلِد » که رسیدم اثاث را چیدم * به هر اتاق مُنظّم چو طلعتِ دلدار

چو در رکوع شدم خم به فکر اوفتادم * که چند قالی کاشان بیارم از بازار

به سجده فرش خریدم به خانه آوردم * که بود هر گُل آن همچون باغ عارض یار

چو گفتم « اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلَّا اللَّه‏ » * به فکر دادن سور افتادمی یک بار

به « عَبدُهُ وَ رسولُه » تمامی فامیل * شدند وارد کاشانه‌ام ز خورد و کبار

هنوز بر دهنم بود نغمه‌ی « صلوات » * که گشت سینه‌ام از شادی و خوشی سرشار

پس از « سلام » به یاد نماز اوفتادم * عجب نمازی مقبول حضرت دادار !

اِله من ، صَمد من ، خدای من اَلعَفو * هزار مرتبه از این نماز استغفار

از این نماز که خواندم روا بود که کنم * به دادگاه تو بر بی‌نمازیم اقرار

چه شود که دلم را به خود کنی مشغول * که غرق مِهر تو باشد نه درهم و دینار

این شعر حال و روز حضور قلبِ بعضی از نمازگزاران بود.

ببینید یک معلم از دانش آموزش دو نوع حضور در کلاس را می‌خواهد :

یک. حضور قالبی ؛ یعنی جسمش در کلاس باشد ، در این صورت توبیخ و تنبیه نمی‌شود که چرا نیامدی؟

دو. حضور قلبی ؛ یعنی روحش داخل کلاس باشد که در این صورت از آثار و فواید کلاس مثل درس یاد گرفتن بهره‌مند می‌شود.

خداوند هم از ما می‌خواهد در داخل نماز دو تا حضور داشته باشیم.

یک. حضور قالبی ؛ که در این صورت روز قیامت توبیخ و تنبیه نمی‌شویم که چرا نماز نخواندیم.

دو. حضور قلبی ؛ که روحِ ما داخل نماز باشد و به خداوند و جملاتی که با او گفتگو می‌کنیم توجه داشته باشیم تا از آثار و فواید نماز بهره‌مند شویم.

ما اگر می‌گوییم نماز آرامش می‌آورد « أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏» [1].

اگر می‌گوییم گناهانِ قلبی پاک می‌شود «إِنَّ الْحَسَناتِ یذْهِبْنَ السَّیئات» [2]

اگر می‌گوییم سبب می‌شود که در آینده گناه نکنیم «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکر ». [3]

از این آثار و فواید در صورتی بهره‌مند می‌شویم که حضور قلب در نماز داشته باشیم. هر چه حضور قلب ما در نماز بالاتر باشداز این آثار و فواید بیشتر بهره‌مند می‌شویم.

حضور قالبی مثل پوستِ میوه می‌ماند. حضور قلبی مثل مغزِ میوه می‌ماند.

سعی کنیم نماز ما پر مغز‌تر باشد.


[1] سوره رعد ، آیه 28.

[2] سوره هود ، آیه 114.

[3] سوره عنکبوت ، آیه 45.