#دعوت_به_بهشت 27 ؛ شیوه فضا سازی 1

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما والدین و معلمان عزیز

در شیوه قبل بیان شد که دانش‌آموزان را در فضای معنوی ببریم تا آنها به نماز علاقه مند شوند.

مثلاً بعضی دانش‌آموزان بی‌نماز به اردویِ راهیان نور یا حضور در فضای اعتکاف علاقه مند هستند. آنها را به این رفتار ها تشویق و مقدماتِ حضورشان در آن فضا را فراهم کنیم.

امروز درباره شیوه فضاسازی صحبت می‌کنیم یعنی چگونه فضای خانه و مدرسه را معنوی و مذهبی کنیم؟

فضا سازی انواع مختلفی دارد :

یک. فضا ساز صوتی

‌حتماً در مدرسه و خانه، اذانِ حلقومی بگوییم یعنی معلم و دانش‌آموز خوش صدا مؤذن بشود؛

اگر شرایط اذان حلقومی فراهم نبود، اذان از رادیو پخش بشود. مادر به فرزندش بگوید: مادر! موقع اذان، صدای تلویزیون را زیاد کن[1]، چون دوست دارم شیطان فرار کند چون با بلند شدن صدای اذان، شیطان فرار می‌کند[2] و با فرار کردن شیطان، فضا برای عبادت خدا فراهم می‌شود!

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، قرآن را لب خوانی نمی‌کردند بلکه با صوت بلند می‌خواندند و در تاریخ آمده که دشمنان حضرت هنگامِ شب پشتِ خانه حضرت مخفی می‌شدند برای شنیدن تلاوت زیبای قرآن حضرت! [3]

پس ما پدر و مادرها در خانه، قرآن را لب خوانی نکنیم بلکه با صوت بلند بخوانیم به طوری که فرزندان ما که اطراف ما هستند، صدای ما را بشنوند.

بعضی دانش آموزها می‌گویند: ما صدای نماز پدر را می‌شنویم، ولی صدای نماز مادر خود را نه!

به مادرها پیشنهاد می‌کنیم: اگر نامحرم حضور نیست، نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخوانند.

و در نماز ظهر و عصر ـ غیر از حمد و سوره ـ را بلند بخوانند تا هم فضای خانه، فضای معنوی و عبادت شده باشد و هم اگر فرزندِ من نمازش را اشتباه می‌خواند، به صورت غیرمستقیم قرائتِ صحیح نماز را به او آموزش داده باشم.

زنگ موبایل و آهنگ پیشواز آن اگر مداحی یا قرآن یا صدای شهدا و معنویت باشد، فضا سازی صوتی اتفاق افتاده است.

یادمان باشد: همان‌طور که موسیقی تند و حرام، فضا سازی می‌کند برای معصیت خدا! صدای اذان و قرآن و مداحی، فضا سازی می‌کند برای عبادت خدا.


[1] اگر خود پدر یا مادر اذان حلقومی بگویند اثر تربیتیش از اذان تلویزیون بیشتر خواهد بود.

[2] روایت سلیمان جعفری از امام رضا علیه السلام «أَذِّنْ‏ فِی‏ بَیتِكَ‏، فَإِنَّهُ‏ یطْرُدُ الشَّیطَان‏. (الكافی، ج‏6، ص134)

[3] سه تن از سران قریش (ابوسفیان، ابوجهل و اخنس بن شریق) یك شب بدون اطلاع از یكدیگر از خانه هاى خود بیرون آمدند و در كنار خانه پیامبر هر كدام در گوشه اى مخفى شدند تا به قرآن گوش دهند. آنها تا صبح همانجا بودند و بامدادان كه راه خانه خود را پیش گرفتند هر سه به یكدیگر رسیدند و همدیگر را سرزنش كردند و گفتند: اگر دیگران از وضع ما باخبر شوند به ما چه خواهند گفت ! تصمیم گرفتند كه دیگر این كار را نكنند، اما شب دوم نیز هر یك به خیال اینكه دیگرى نخواهد آمد، كنار خانه پیامبر آمدند و هنگام صبح باز همدیگر را دیدند و شرمنده شدند و تصمیم گرفتند كه دیگر تكرار نكنند، ولى شب سوم نیز همان برنامه تكرار شد و این بار تصمیم جدى گرفتند كه دیگر این كار را ترك كنند. (سیره ابن هشام، ج 1، ص: 344)