جاثلیق خطاب به حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) گفت: ایها العلام الحکیم! به من خبر بده از این آیه که در قرآن شما است که حق تعالی فرموده:

و ما قدروا الله حق قدره و الارض جمیعا قبضته یوم القیامه و السماوات مطویات بیمینه سبحانه و تعالی عما یشرکون.

(زمر/ 67)

ترجمه: آنها خدا را آن گونه که شایسته است نشناختند در حالی که تمام زمین در روز قیامت در قبضه اوست و آسمان ها پیچیده در دست او ، خداوند منزه و برتر است از شریک هایی که برای او می پندارند.

هرگاه می فرماید که تمامی زمین در روز قیامت در قبضه او است و آسمان ها در هم پیچیده به دست اوست ، در این صورت بهشت و دوزخ کجاست با این که بهشت و دوزخ در این زمین و آسمان (به هم پیچیده) است؟

امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمان داد که از برای من دوات و تکه ای کاغذا بیاورید ، چون آوردند در آن کاغذ نوشت: الجنه و النار ( بهشت و دوزخ) سپس کاغذ را درهم پیچیده و به دست نصرانی داد و فرمود: آیا من این کاغذ را درهم نپیچیدم؟

آنگاه فرمود: اکنون آن را باز کن. جاثلیق چون آن را باز کرد. حضرت فرمود: آیا این نوشته ، محو و نابود شد؟

عرض کرد: خیر ، حضرت فرمود: پس همچنان که این آیت (اسم و نشانی) جنت و نار به واسطه پیچیدن محو نمی شود ، همچنین خود جنت و نار هم به واسطه درهم پیچیدن آسمان ها محو نخواهد شد.

هزار و یک حکایت قرآنی حکایت ۲۱۳ به نقل از قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 262.