ابن عباس گوید : ابوسفیان ( پدر معاویه و پدربزرگ یزید) در آخر عمرش نابینا شده بود روزی در مجلسی نشسته بودیم و حضرت علی بن ابی طالب علیه سلام الله الملک الغالب - نیز در آن مجلس بود ، پس مؤذن اذان گفت چون اشهد ان محمد رسول الله گفت ، ابوسفیان گفت : آیا کسی در این ملجس هست که از او باید ملاحظه ( پروا) کرد ؟

شخصی از حاضران گفت : نه ابوسفیان گفت : ببینید این مرد هاشمی (رسول اکرم) صلی الله علیه و آله نام خود را در کجا قرار؛ داده است.

پس حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) گفت : خدا دیده تو را گریان گرداند ای ابو سفیان ، خدا چنین کرده است او (رسول اکرم) صلی الله علیه و آله نکرده است زیرا که حق تعالی فرموده : و رفعنا لک ذکرک (انشراح/ 4)

ترجمه : و نام نیکوی تو را (به رغم دشمنان) در عالم بلند کردیم.

ابوسفیان گفت : خدا بگریاند دیده کسی را که گفت در اینجا کسی نیست که از او ملاحظه باید کرد و مرا بازی داد.

ر.ک : هزار و یک حکایت قرآنی حکایت ۵۸ به نقل از منتهی الامال 1/ 54.