مناجات الشاکرین

  1. اِلهى‏ اِلَيْک اَشْکو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمَّارَةً، وَ اِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً، وَ بِمَعاصيک مُولَعَةً، وَ بِسَخَطِک مُتَعَرِّضَةً.

اى معبود من! به تو شکايت مى‏کنم از نفسى که مرا به بدى فرمان مى‏دهد، و به سوى گناه مى‏کشاند،

و به نافرمانيهايت حريص است، و موجبات خشم و غضبت را فراهم ساخته است.

  1. اِلهى‏ اِلَيْک اَشْکو نَفْساً ... اِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَ اِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ، مَيَّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَ اللَّهْوِ ... تُسْرِعُ بى‏ الىَ الْحَوْبَةِ، وَ تُسَوِّفُنى‏ بِالتَّوْبَةِ.

اى معبود من! به تو شکايت مى‏کنم از نفسى که ... اگر آزارى به او رسد بى‏تابى کند و اگر نيکى به آن رسد دريغ ورزد، به بازی و سرگرمی های بی فایده گرایش دارد ... مرا به سرعت به سوى گناه مى‏کشاند و توبه ‏ام را به تأخير مى‏اندازد.

  1. اِلهى‏ اَشْکو اِلَيْک عَدُوّاً يُضِلُّنى‏، وَ شَيْطاناً يُغْوينى‏ ... وَ يُزَيِّنُ لِى‏ حُبَّ الدُّنْيا، وَ يَحُولُ بَيْنى‏ وَ بَيْنَ الطَّاعَةِ وَ الزُّلْفى‏.

اى معبود من! از دشمنى که مرا گمراه کرده و شيطانى که مرا فريب مى‏دهد به تو شکايت مى‏کنم... و (هوای نفس که) دوستى دنيا را در نظرم زينت مى‏دهد و ميان من‏ و بندگى و نزديکى به تو فاصله مى‏اندازد.

  1. اِلهى‏ اِلَيْک اَشْکو ... عَيْناً عَنِ الْبُکآءِ مِنْ خَوْفِک جامِدَةً ، وَ اِلى‏ ما يَسُرُّها طامِحَةً.

اى معبود من! به تو شکايت مى‏کنم از چشمى که از گريه بر ترست خشک شده و به منظره ی حرامی که‏ او را خشنود مى‏کند طمع دارد.

  1. اِلهى‏ لا حَوْلَ لى‏ وَ لا قُوَّةَ اِلَّا بِقُدْرَتِک، وَ لا نَجاةَ لِى‏ مِنْ‏ مَکارِهِ الدُّنْيا إِلَّا بِعِصْمَتِک.

اى معبود من! برای من پناهگاه و نيرويى جز قدرت تو نيست، و جز محافظت تو راه نجاتى از گرفتاری های دنیا ندارم.

  1. اِلهى‏ کنْ لِى‏ عَلَى الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَ عَلَى الْمَخازى‏ وَ الْعُيُوبِ ساتِراً، وَ مِنَ الْبَلاءِ واقِياً، وَ عَنِ الْمَعاصى‏ عاصِماً، بِرَأْفَتِک وَ رَحْمَتِک يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ.

ای معبود من! در برابر دشمنان ياورم باش، و رسوايى‏ها و عيب‏هايم را بپوشان، و از بلاها محافظتم کن، و از گناهان بازم دار، به مهربانى و رحمتت اى مهربان‏ترين مهربانان.