جوانی که حافظ قرآن شد

قطب راوندی می‌نویسد: حضرت علی علیه السلام طبق رویه همیشگی و برای نظارت به کار بازاریان در بازار کوفه قدم می‌زدند در مغازه ای به جوانی برخوردند که خیاطی می‌کرد و در حین کار آواز می‌خواند. حضرت ایستادند

و با مهربانی فرمودند:

﴿ يَا شَابُ لَوْ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ لَكَانَ خَيْراً ﴾ ؛ [۱] ای جوان، اگر قرآن بخوانی، بهتر است.

جوان مؤدبی بود. از این رو گفت یا امیر مؤمنین، نمی توانم قرآن بخوانم. فرمود: نزدیک بیا. نزدیک آمد. حضرت جمله ای به گوش این جوان فرمودند. (در روایت نیست که چه جمله ای) که یک باره حافظ تمام قرآن شد و قول داد که از این پس قرآن بخواند.

----------

[۱]: الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۱۷۴

[داستان های سمت خدا - فرزدق در محضر امیر المؤمنین علیه السلام - جلد ۱، صفحه ۱۰۳]