مناجات امير المؤمنین علیه السلام ابو دردا
مناجات امير المؤمنین علیه السلام
ابو درداء که یکی از اصحاب پیغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم است میگوید: در شب تاریکی از نخلستانی عبور میکردم. صدای کسی را شنیدم که با خدا مناجات میکرد. چون نزدیک شدم، دیدم علی علیه السلام است. خود را پشت درختی مخفی کردم. دیدم با خوف و خشیت تمام با آهنگ حزین مناجات میکرد و از ترس آتش سوزان جهنم گریه مینمود و به خدا پناه برده و طلب عفو و بخشش مینمود.
آن قدر گریه کرد که بی حس و حرکت افتاد! گفتم: شاید خوابش برده است. نزدیکش رفتم. همچون چوب خشکی افتاده بود او را تکان دادم. حرکت نکرد. گفتم: حتماً از دنیا رفته است. شتابان به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به حضرت زهرا علیها السلام دادم. فرمود: مگر او را چگونه دیدی؟ جریان را شرح دادم. فاطمه علیها السلام گفت: او نمرده، بلکه از خوف خدا غش نموده است. [۲]
----------
[۲]: شیخ صدوق، الامالى، ص ۷۹: «فاتيته فاذا هو كالخشبة الملقاة... »
[داستان های سمت خدا - دوست داشتن ایتام و مساکین - جلد ۱، صفحه ۹۹]