موفقیت در گرو احسان به پدر و مادر

مرحوم آیت اللّه العظمی گلپایگانی کربلا مشرف شده بودند. یکی از دوستان می‌گفت: در همان زمان که ایشان مشرف بودند، من هم با مادرم

مشرف شده بودم. چون مادرم سال خورده بود، بالای سر امام حسین علیه السلام برایش زیارت نامه می‌خواندم. سرم پایین بود. یک مرتبه که سرم را بلند کردم دیدم آیت اللّه گلپایگانی ایستاده به من نگاه می‌کند.

خدمت شان رفتم و گفتم: آقا شما امری دارید؟ فرمود: نه! فقط نگاه می‌کردم که تو این گونه به مادرت خدمت می‌کنی، مادرت را کربلا آورده ای و برایش زیارت نامه می‌خوانی، حسرت خوردم و گفتم: کاش من هم مادر داشتم و به مادرم خدمت می‌کردم! من سه ساله بودم که پدر را از دست دادم. نه ساله بودم مادر از دست دادم. کاش مادر داشتم و او را کربلا می‌بردم!

[داستان های سمت خدا - موفقیت در گرو احسان به پدر و مادر - جلد ۱، صفحه ۹۴]