ثواب تفسير «الميزان»

مرحوم علامه طباطبائی برادری داشتند به نام آیت اللّه سید محمد حسن الهی، ایشان روزی به علامه محمد حسین طباطبائی نامه ای می‌نویسد و می‌گوید: شخصی به من مراجعه کرده است تا نزد من درس بخواند و ادعا می‌کند که می‌تواند با ارواح ارتباط پیدا کند و روح ارسطو را احضار کرده و اظهار می‌کند که ارسطو مرا به او معرفی کرده است. [۱]

اکنون او پیش من درس می‌خواند و قدرت بر احضار ارواح دارد و گاهی که برای من مشکلات علمی پیش می‌آید، به او می‌گویم روح بو علی سینا را احضار کن و فلان مسأله فلسفی را از او بپرس. او هم احضار می‌کند و می‌پرسد و جواب بو علی سینا را به من منتقل می‌کند. اگر چه خود او متوجه نمی شود گاهی مباحث سنگین است و او در حد یک ضبط و واسطه عمل می‌کند.

روزی به او گفتم: روح پدر ما را احضار کن. در گفت و گویی که با پدر داشتم، از شما گلایه داشت که چرا مرا در ثواب «تفسیر المیزان» شریک نکرده ای.

علامه طباطبائی در جواب نامه برادر می‌نویسد: من تفسیر را کار مهمی ندیدم که بخواهم پدر را در ثواب آن سهیم کنم! [۱] اما اکنون عرضه می‌دارم: پروردگارا، اگر تألیف این تفسیر پاداش و ثوابی دارد پدرم را در ثواب آن شریک فرما!

----------

[۱]: احضار ارواح واقعیّت است؛ البته نه به این معنا که هر کسی برای خود بساطی درست کند. هر کسی نمی تواند ارواح را احضار کند و بساط حیله گری هم در این مورد فراوان است، در این باره کتاب «عود ارواح» نوشته آیت اللّه مکارم را مطالعه فرمایید.

[۱]: تفسير الميزان بیست جلد است و از روزی که این تفسیر منتشر شده هیچ کسی در عالم تشیع، بی نیاز از رجوع به آن نبوده است. اکنون این تفسیر چون گوهری گران بها در میان همه تفاسیر می‌درخشد اما نویسنده اش این عمل بزرگ و ماندگار خویش را در چشم خود جلوه نمی دهد و می‌گوید من کار مهمی نکرده ام!

[داستان های سمت خدا - ثواب تفسير «الميزان» - جلد ۱، صفحه ۱۱۸]