زهدِ سلمان فارسی

یک نمونه از ساده زیستی و زهد و دوری از تعلقات دنیوی در مسئولان حکومتی را در رفتار حضرت سلمان فارسی باید دید. سلمان فارسی قرار بود به عنوان استاندار مدائن وارد آن شهر شود. مردم در دو صف برای استقبال از او ایستاده بودند.

وی به قدری ساده، وارد شهر شد که کسی باور نمی کرد او استاندار آن‌ها باشد. از او پرسیدند: «أینَ خَلَّفتَ أميرِنَا»؛ تو در راه که می‌آمدی آیا امیر ما را ندیدی؟ گفت: امیر شما چه کسی است؟ گفتند: سلمان فارسی. گفت: من امیر را نمی شناسم ولی سلمان خودم هستم. [۱]

----------

[۱]: منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه، ج ۳، ص ۳۰۵

[داستان های سمت خدا - زهد امام خمینی - جلد ۱، صفحه ۱۱۶]