زندگی زاهدانه چندی پیش به نجف اشرف مشرف شده بودم.
زندگی زاهدانه
چندی پیش به نجف اشرف مشرف شده بودم. همراه یکی از اساتید بزرگوار خدمت آیت اللّه سیستانی رسیدیم. ایشان حدود چهل و پنج دقیقه برای آن استاد بزرگوار صحبت کردند. ما هم کناری نشسته بودیم و گوش میکردیم.
در این مدّت هر بار مطلبی میفرمودند، نمونهٔ آن را از زندگی زاهدانۀ امام خمینی مثال میزدند و میفرمودند: اگر انقلاب شما پیشرفت کرد، اگر امام در دل مردم نفوذ یافت، رمز و رازش این بود که ایشان در زندگی خود خیلی مواظب بود.
سپس فرمودند: من ۵۶ سال است در نجف هستم. زندگی امام را در نجف دیده ام، نه فقط من بلکه همۀ مردم نجف و طلبهها میدیدند، که چقدر ساده زیست بود. بازاریها میدیدند وقتی خادم ایشان به بازار نجف میآمد و لوازم مورد نیاز غذای امام را تهیه میکرد یک سبد کوچک همراه داشت که در آن دو سیر گوشت و چند عدد بادمجان میگذاشت تمام خوراک امام این بود.
ایشان میفرمودند: با این که من در کتابها خوانده بودم که امام ثروت پدری داشتند، اما از آن استفاده نمی کردند.
[داستان های سمت خدا - زندگی زاهدانه - جلد ۱، صفحه ۱۲۹]