تهدید به مجازات

در کتاب «روزنه‌هایی از عالم غیب» نوشته آیت اللّه خرازی آمده است: یکی از علمای بزرگ می‌فرمودند: در همین تهران یک خانمی بساط پهن کرده بود و دست فروشی می‌کرد. دو مأمور آمدند و گفتند: بساط خود را

جمع کن. گفت: من جمع نمی کنم. گفتند: چرا؟ گفت: من مادر چند فرزند یتیم هستم. زندگی من از این راه اداره می‌شود. اگر این بساط را جمع کنم شب برای بچه‌های خود نان ندارم.

یک مأمور کوتاه آمد اما مأمور دیگر لگدی زد و تمام بساط این زن را به هم ریخت. پس از مدت کوتاهی این مأمور درد پا گرفت. هر چه درمان کرد اثر نکرد. گفت: بروم کربلا به حضرت باب الحوائج قمر بنی هاشم متوسّل بشوم آمد کربلا شب بود. دیر وقت بود. در حرم بسته بود. گفت: بخوابم، صبح به حرم می‌روم.

شب خوابید حضرت ابو الفضل را در عالم رؤیا دید. حضرت فرمودند: اگر صبح پای تو به حرم برسد، من تو را مجازات می‌کنم. تو دل یک مادر را شکستی یک جمعی از بچه‌های یتیم را بدون نان گذاشتی. آمده ای به من متوسل شوی؟! اول برو آن‌ها را راضی کن.

از خواب بیدار شد. به رفقای خود گفت: من حرم نمی آیم. من می‌خواهم به ایران برگردم. گفتند معنا ندارد. گفت: بر می‌گردم. گفت: باید بروم اول آن‌ها را راضی کنم. حضرت به من فرمود: اگر پای خود را به حرم بگذاری، تو را مجازات می‌کنم. این یک واقعیتی است که روایات فراوانی آن را تأیید می‌کند.

[داستان های سمت خدا - تهدید به مجازات - جلد ۱، صفحه ۱۳۶]