برخورد علی علیه السلام با برادرش عقیل

عقیل شخصیّت بسیار بزرگواری است. برادر امیر مؤمنان علیه السلام و پدر

حضرت مسلم علیه السلام بود. حضرت به ایشان علاقه داشت شبی به عنوان میهمانی خدمت امیر مومنان علیه السلام آمد. حضرت به فرزند خود امام مجتبی علیه السلام فرمودند: عمویت را بپوشان. امام مجتبی علیه السلام پیراهن و ردایی از خویش بر عقیل پوشاند.

شام حضرت نان و نمک بود. عقیل گفت: این که چیزی نیست.

امیر مومنان علیه السلام در پاسخ او فرمودند آیا این نعمت خدا نیست؟ خدایا، هزار بار شکر!

آن گاه عقیل گفت: به من چیزی بده تا قرض هایم را بپردازم و زود تر مرا رها کن تا از خانه تو بروم. امیر مومنان علیه السلام فرمود: چقدر بدهکاری؟ گفت: صد هزار درهم. فرمود: به خدا قسم، من چنین پولی ندارم، ولی می‌توانی کنی تا سهم من از بیت المال داده شود و آن را با تو تقسیم کنم و اگر برای اهل خانه چیزی لازم نبود همه آن را به تو می‌دادم.

عقیل گفت: بیت المال در دست توست و تو مرا وعده به سهم خود از بیت المال می‌دهی؟! تازه، مگر سهم تو چه اندازه است و اگر همه آن را به من بدهی چقدر خواهد بود؟ حضرت فرمود: «من و تو در استفاده از اموال بیت المال، مثل دیگر مسلمانان هستیم. »

آن جا که حضرت با برادرش عقیل با هم سخن می‌گفتند، پشت بام بود و به بازار کوفه اشراف داشتند. حضرت فرمودند: برادر، نگاه کن اکنون در این وقت شب، بازار تعطیل است. هیچ کسی هم نیست. اگر می‌خواهی پایین برو و قفل این مغازه‌ها را بشکن و اموال شان را سرقت کن.

عقیل گفت: یا علی، این‌ها اموال خود را به امید خدا گذاشته و رفته اند. حال

من بروم به صندوق بازار خیانت کنم! حضرت فرمودند: من پیشنهاد دیگری به تو می‌دهم. گفت: چیست؟ فرمود: به اتفاق به حیره (منطقه ای در کوفه) می‌رویم و به گروه‌ها و کاروان‌های تجاری شبیخون می‌زنیم! عقیل گفت: مگر من برای دزدی آمده ام. در این هنگام بود که امیر مومنان علیه السلام فرمودند:

﴿ تَسْرِقُ مِنْ وَ احِدٍ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَسْرِقَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ جَمِيعًا ﴾ ؛ [۱] سرقت از یک نفر بهتر از سرقت از همه مسلمین است.

----------

[۱]: بحار الأنوار، ج ۴۱، ص ۱۱۳

[داستان های سمت خدا - اجرای حدّ بر استاندار - جلد ۱، صفحه ۱۳۳]