نگران لیاقت ها محمد بن مسلم میگوید: به مناسبتی با دوست خود
نگران لیاقت ها
محمد بن مسلم میگوید: به مناسبتی با دوست خود، ابو کریمه به دادگاهی رفتیم. دادگاه در دوران اموی و عباسی بود. قاضی هم از طرف آنها بود. خواستیم به نفع کسی شهادتی بدهیم. قاضی تا نگاهش به ما افتاد گفت: عجب، جعفریان، فاطمیان. [۱] دو جعفری مذهب، دو فاطمی مسلک، دو علوی مذهب. اینها امروز به دادگاه آمده اند!
تا قاضی این جمله را گفت: اینها شروع کردند به گریه کردن. محمد بن مسلم با این عظمت شروع کرد به گریه کردن.
قاضی گفت: چرا گریه میکنید؟ گفت: شما ما را به کسی نسبت دادید که معلوم نیست آن آقا راضی باشد که به ما جعفری بگویی. ما کجا و امام صادق کجا، ما كجا و امیر مؤمنان! کجا؟
این صحابی از این که به او گفته بودند جعفری، گریه میکرد که ما این لیاقت را نداریم. این نگرانی و دغدغه در زندگی خوب است.
به روز حشر که اعمال من حساب کنند *** خدا کند که مرا جعفری خطاب کنند
----------
[۱]: الاختصاص، ص ۲۰۳ رجال الكشي، ص ۳۸۵
[داستان های سمت خدا - فداکاری آیت اللّه مرعشی - جلد ۱، صفحه ۱۴۴]