مدعیان تشیع

در ایامی که امام رضا علیه السلام در خراسان بودند عده ای برای زیارت آن امام از راه دوری به خراسان آمدند. روز اول که برای دیدار حضرت رفتند، حضرت آنان را نپذیرفتند فرمودند: من مشغول هستم.

فردا آمدند، نپذیرفتند. روز سوم و روز چهارم و... نپذیرفتند. دو ماه امام رضا علیه السلام این‌ها را معطل کردند دو ماه هر روز می‌رفتند به خانه امام رضا علیه السلام و حضرت می‌فرمودند: من مشغول هستم.

این‌ها نا امید شدند. بعد از دو ماه به شخصی که در خدمت حضرت بود گفتند: پس یک پیام از طرف ما به امام رضا برسان. بگو ما شیعه پدر تان علی بن ابی طالبیم دیگر برمی گردیم؛ چون دشمنان ما را شماتت می‌کنند. می‌گویند: شما چه شیعیانی هستید که دو ماه است حضرت شما را نپذیرفته

است. تازه به شهر خودمان هم نمی توانیم برگردیم. خبر به آن جا هم رسیده است. می‌رویم شهر دیگری زندگی کنیم؛ چون شهر خودمان دیگر آبرو نداریم. ولی از حضرت بپرسید: جرم ما چیست؟

حضرت اجازه دیدار به آن‌ها دادند و به حضور امام رضا علیه السلام رسیدند، اما حضرت به آن‌ها اجازه ندادند بنشینند. گفتند: ما چه جرمی مرتکب شدیم؟ حضرت فرمودند: این که ادعا می‌کنید ما شیعۀ امیر المؤمنین هستیم. بعد فرمودند:

﴿ وَ يْحَكُمْ إِنَّمَا شِيعَتْهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَبُوذَرٌ وَ سَلْمَانُ وَ الْقْدَادُ وَ عَمارُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بَكْرِ الَّذِينَ لَمْ يُخَالِفُوا شَيْئاً مِنْ أَوَامِرِهِ وَ لَمْ يَرْكَبُوا شَيْئًا مِنْ فُنُونِ زَوَاجِرِهِ ﴾؛ [۱] وای بر شما شیعۀ امیر المؤمنین علیه السلام افرادی چون امام حسن و امام حسین علیهما السلام و ابوذر و سلمان و عمار و محمد بن ابی بکر هستند که هیچ یک از فرمان‌های خدا را مخالفت نکردند و هیچ کدام از محرمات او را انجام نداند.

حضرت به دو اشکال زندگی این‌ها اشاره کردند و فرمودند:

۱) ﴿ فَأَمَّا أَنتُمْ إِذَا قُلْتُمْ إِنَّكُمْ شِيعَتُهُ، وَ أَنْتُمْ فِى أَكْثَرِ أَعْمَالِكُمْ لَهُ مُخَالِفُونَ، مُقَصِّرُونَ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْفَرَائِضِ [وَ] مُتَهَاوِنُونَ بِعَظِيمٍ حُقُوقِ إِخْوَانِكُمْ فِی اللَّهِ ﴾؛ اما شما هم می‌گویید ما از شیعیان حضرت هستیم، در حالی که در بیشتر اعمال مخالف او هستید و در بسیاری از واجبات کوتاهی می‌کنید. حقوق برادران دینی را سبک و کوچک می‌شمارید.

۲) ﴿ وَ تَتَّقُونَ حَيْثُ لَا تَجِبُ التَّقِيَّةُ وَ تَتْرُكُونَ التَّقِيَّةَ حَيْثُ لَا بُدَّ مِنَ التَّقِيَّةِ؛ ﴾ و جایی که مورد تقیه نیست، تقیه می‌کنید ولی در مواردی که چاره ای جز تقیه نیست، این وظیفهٔ بزرگ را ترک می‌کنید.

اهل بیت علیهم السلام می‌گویند: نه تنها غلو را انجام ندهید، بلکه هر چیزی را همه جا نگویید. ما بهانه دست دشمنان می‌دهیم اسرار اهل بیت را برای کسی که زمینه ندارد نباید بگوییم.

از نکات دیگری که امام رضا علیه السلام به این مدعیان تشیع فرمودند، این بود که حقوق برادران ایمانی تان را خوب ادا نمی کنید. در حقوقی که به گردن هم دارید سستی می‌کنید. به داد هم نمی رسید.

سپس امام رضا علیه السلام به آنان فرمودند: اگر به جای ادعای تشیع می‌گفتید ما از دوستان امیر المؤمنین علیه السلام هستیم با دوستانش دوست، و با دشمنانش دشمنیم، من ادعای شما را تکذیب نمی کردم و می‌پذیرفتم. ولی شما مقام بلندی را ادعا کردید که اگر کردار تان این گفته شما را تصدیق نکند هلاک و نابود می‌شوید، مگر این که خداوند با رحمت خویش تدارک کند.

آن گروه عرض کردند ای پسر رسول خدا ما از خدا طلب آمرزش می‌کنیم و از این گفته بی جا به سوی خدا توبه می‌کنیم و هم چنان که مولای مان ما را آموخت می‌گوییم: ما دوستان شما و دوستان دوستان شما و دشمن دشمنان شماییم.

حضرت رضا علیه السلام فرمودند: خوش آمدید ای برادران و ای دوستان من بالا تر بیایید، بالا بیایید، بالا بیایید. آن قدر آن‌ها را بالا برد تا به خود چسباند.

----------

[۱]: التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكرى علیه السلام، ص ۳۱۳

[داستان های سمت خدا - مدعیان تشیع - جلد ۱، صفحه ۱۷۷]