دغدغۀ فقرا مرحوم آیت اللّه بروجردی
دغدغۀ فقرا
مرحوم آیت اللّه بروجردی عالم بزرگی بود. اگر چه زمانی که به قم آمدند بیشتر شناخته شدند، ولی در بروجرد هم عظمت زیادی داشته
است. ایشان در دوران قطحی روزی در حالی که از کوچههای بروجرد عبور میکند، میبیند خانمی با دو سه تا بچه از گرسنگی فریادش بلند است. به آیت اللّه بروجردی میگوید: شما نمایندهٔ امام زمان علیه السلام هستید، این چه زندگی است که ما داریم؟ آن وقت اگر چه این مرد بزرگ قدرتی نداشتند، حکومتی هم دست شان نبود، ولی مردم توقع داشتند عالم دینی به فکر فقرا باشد.
ایشان وقتی نگاهش به گریه این زن و فرزندانش میافتد به آنها کمکی میکند. بعد به این زن میگوید: از خدا میخواهم بتوانم کمکی به همه تمام بازاریهای بروجرد و اهل خیر و نانواها را جمع میکند و یک مدیریت بحران تشکیل میدهد تا نان را ارزان دست مردم بدهند. بخشی از زمینهای خودش را در این راه میفروشد. کاری میکند که مشکل نان در دوران قطحی در بروجرد به کلی برطرف میشود.
[داستان های سمت خدا - نگرانی آیت اللّه شیخ عبد الكريم حائرى - جلد ۱، صفحه ۱۷۶]