پاداش گذشت

شخصی به نام محمد بن بشر وشاء خدمت امام صادق علیه السلام رسید و عرضه داشت: اگر ممکن است با طلب کار من به نام شهاب صحبت کنید که به من مهلتی بدهد تا موسم حج تمام شود و من طلبش را بدهم. دستم خیلی تنگ است. «وَ كانَ لهُ عليهِ ألف دينار هزار دینار به شهاب بدهکار بود. » به پول امروز تقریباً یک میلیارد تومان.

حضرت شهاب را خواستند و به او فرمودند: «از حال محمد خبر داری که گرفتار است. می‌دانی که این بدهی اش را برای شهوت رانی و شکم پرستی هزینه نکرده است، بلکه دنبال کسب و کار بوده است. یک جنسی خریده و کم آورده است. در مسیر صحیح کم آورده است. بعد فرمودند:

﴿ وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ تَجْعَلهُ فِى حلٍّ ﴾ ؛ من دوست دارم که به کلی حلالش کنی. یعنی از یک میلیارد تومان صرف نظر کنی. به حضرت گفت: این طور که شما به من پیشنهاد می‌کنید، شاید این عقیده را دارید که در برابر این کاری که من انجام می‌دهم، خدا در قیامت از حسناتش بر می‌دارد و بابت طلبش به من می‌دهد. آیا این طور است؟ حضرت فرمودند:

﴿ اللّهُ أَكْرَمُ وَ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَيْهِ عَبْدُهُ فَيَقُومَ فِى اللَّيْلَةِ الْقَرَّةِ أَوْ يَصُومَ فِى الْيَوْمِ الْحَارٌ أَوْ يَطُوفَ بِهَذَا الْبَيْتِ ثُمَّ يَسْلُبُهُ ذَلِكَ فَيُعْطَاهُ وَ

لَكِنْ للَّهِ فَضْلٌ كَثِيرٌ يُكَافِي الْمُؤْمِنَ ﴾ ؛ [۱] خداوند عادل تر و کریم تر از آن است که بنده اش شب‌های سرد به مناجات و شب زنده داری بپردازد و در روز‌های گرم روزه بدارد یا طواف خانه کعبه کند، آن وقت این اعمال را از او بگیرد و به طلب کار بدهد. این گونه نیست، بلکه خداوند فضل و لطفش زیاد است و جبران بدهی او را می‌کند.

این طور نیست که اگر طلب کاری بده کارش را بخشید. چیزی از حسنات آن بده کار در نامه اعمالش باقی نماند. خدا عدالتش بالاتر از این است که بنده ای شب زنده داری کند، روزه بگیرد، طواف کند و این عبادات را از او بگیرد و به تو بدهد بلکه در عین حال که حسنات برای اوست، خداوند معادل تمام حسناتی که این مؤمن داشته، بدون این که از او کم کند، از فضل و کرمش به تو می‌دهد.

شهاب گفت: «فَهُوَ فی حلٍّ؛ در این صورت ما او را حلال کردیم. » با این که محمد وشاء از امام تقاضا کرد که واسطه شوید تا فقط به من مهلت بدهد اما امام کاری می‌کند که طلب کار او را ببخشد.

----------

[۱]: الكافي، ج ۴ ص ۳۶؛ وسائل الشيعة، ج ۱۶، ص ۳۲۲؛ بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۳۶۴

[داستان های سمت خدا - پاداش گذشت - جلد ۱، صفحه ۱۶۸]