مایه گذاردن از اعتبار

خدا مرحوم آیت اللّه حق شناس رحمه اللّه علیه را رحمت کند! انصافاً نَفَس مؤثر و کلام نافذی داشت، فرموده بودند: ایامی که در قم طلبه بودم، روزی یک طلبه به حجره من آمد و تقاضای کمک مالی کرد. گفتم: من از شما گرفتار تر هستم. هیچ چیز ندارم.

این طلبه رفت. به محض این که رفت بلافاصله احساس تب کردم؛ تب

شدید این تب تا دو سه روز ادامه پیدا کرد. ایشان می‌فرمود: در عالم رؤیا به من گفته شد: این به خاطر این است که گرفتاری آن طلبه را برطرف نکردی. گفتم: خدایا دست من خالی بود گفتند: درست است که دست تو خالی بود، ولی می‌توانستی بروی شفاعت کنی و از کسی برای او قرض بگیری ببین نگاه کجاست!

[داستان های سمت خدا - در پی حوائج مردم - جلد ۱، صفحه ۱۵۴]