توصیه به زیارت امام حسین علیه السلام

مرحوم آیت اللّه العظمی شاه آبادی استاد امام رحمه اللّه علیه مرد بزرگی بوده است. امام

را حل فرمودند: من هفت سال به درس این بزرگوار رفتم. اگر هفتاد سال فرصت داشتم، باز در درس ایشان شرکت می‌کردم. امام که به این زودی به کسی علاقه پیدا نمی کرد. آیت اللّه العظمی شاه آبادی چه مقاماتی داشته که امام این گونه جذب آن بزرگوار شده است؟!

در کتاب «روزنه‌هایی از عالم غیب» آمده است: یک وقتی ایشان در تهران در مسجدی نماز می‌خواندند. از بعضی از دوستان خود گلایه کردند که چرا کسی نیست که مقامات سیر و سلوک و مقامات معنوی را بخواهد طی بکند؟! ایشان دنبال دستگیری از دیگران بودند. گلایه می‌کردند که چرا مردم مدام دنبال دنیا هستند و مقامات معنوی برای آن‌ها خیلی مهم نیست.

چند نفر آمده بودند و گفته بودند: ما حاضر هستیم. شما هر چه بگویید ما می‌پذیریم شما دست ما را بگیرید و به هر کجا که می‌خواهید ببرید. ایشان فرمودند: بسم اللّه! اگر اهل راه هستید، از امروز باید سه برنامه را انجام بدهید. اوّل نماز خود را اول وقت بخوانید.

نمی دانیم در این نماز اول وقت چه رمز و رازی است که همۀ بزرگان به آن توصیه می‌کنند. از مرحوم آیت اللّه بهجت سؤال کردند: این که آیت اللّه قاضی فرموده است اگر کسی نماز خود را اول وقت بخواند به همه جا می‌رسد، کدام نماز است؟ آیا نماز با حضور قلب است؟ مرحوم آيت اللّه بهجت سه مرتبه گفتند: نه همین که اول وقت بخوانید.

مرحوم آیت اللّه شاه آبادی فرمودند:

۱- اگر تعهد دادید در این راه بیایید نماز خود را اول وقت بخوانید.

۲ -هر روز خمس مال خود را بدهید. انسان می‌تواند خمس مال را سر سال حساب کند. هر روز هم می‌تواند ولی برای این که کار آسان باشد. گفته اند: سالی یک بار حساب کنید. فرمودند: هر روز خمس بدهید. شاید حکمت آن این بوده که شیطان وسوسه می‌کند. سر سال برای انسان سخت است. البته همین سر سال را هم اگر مقید باشیم خوب است.

۳- فرمودند: زیارت عاشورا را هر روز بخوانید. یعنی وقتی شخصیتی مانند آیت اللّه شاه آبادی خواسته دست عدّه ای را بگیرد و حرکت بدهد، در قدم اوّل فرموده اند: این سه کار را باید انجام بدهید.

برکت زیارت عاشورا

در کتاب «روزنه‌هایی از عالم غیب» آمده است: یک وقتی در سامرا بیماری وبا آمده بود و هر روز جان یک عده ای را می‌گرفت. مرحوم آیت اللّه العظمى سيّد محمّد فشارکی، استاد مرحوم آیت اللّه العظمي حائرى، مؤسس حوزه علمیه قم، به جلسۀ درس میرزای شیرازی می‌روند و به میرزا می‌گویند: من یک سؤال از شما دارم. شما من را مجتهد می‌دانید یا نه؟ میرزا هم که خیلی برای ایشان احترام قائل بودند، فرمودند: بله، شما مجتهد هستید. گفتند: عادل هم می‌دانید؟ گفتند: شما مجتهد عادل هستید.

فرمودند: اگر من را مجتهد عادل می‌دانید، من به عنوان یک مجتهد عادل حکم می‌کنم که از فردا تا ده روز همه موظف هستند برای دفع

بیماری و با بلایی که هر روز جان یک عده را می‌گیرد، زیارت عاشورا بخوانند و به حضرت نرجس خاتون علیها السلام مادر امام زمان علیه السلام هدیه کنند.

می دانید که بین فتوا و حکم فرق است. یک وقت یک مجتهد در رساله خود فتوا می‌دهد. این فقط برای مقلدین خود اوست. اما اگر حکم کرد، همه و حتی مجتهد دیگر باید بپذیرد.

از فردا همۀ شیعیان شروع کردند زیارت عاشوراى سيّد الشهدا علیه السلام خواندند و به حضرت نرجس خاتون هدیه کردند. دیگر یک نفر با بیماری و با از دنیا نرفت و این خطر برطرف شد. این‌ها جزء باور‌های دینی ماست.

[داستان های سمت خدا - عاقبت شاعر امیر المؤمنین علیه السلام - جلد ۱، صفحه ۱۵۰]