سومین نفر

شخصی از اصحاب امام صادق علیه السلام به نام محمد طیار می‌گوید: من به مدینه آمدم. قصد داشتم در مدینه سکونت کنم. به دنبال خانه اجاره ای می‌گشتم تا به یک خانه ای رسیدم که دو اتاق داشت. خانمی در یکی از این اتاق‌ها زندگی می‌کرد. به من گفت: یکی از این اتاق‌ها را به تو اجاره می‌دهم. من دیدم بین این دو اتاق یک دری است و این در باز است. گفتم: من چطور با شما زندگی کنم؟ ما که با هم انتسابی نداریم نامحرم هستیم. گفت: مانعی

ندارد ما این در را می‌بندیم که مشکلی ایجاد نشود.

می گوید: با هزار زحمت اثاثیه و بساطم را جمع کردم و به این خانه آوردم. گفتم بسم اللّه قرار بود که این در را ببندیم و ارتباط را قطع کنیم. من در جایگاه خودم باشم و شما هم در جایگاه خود. خانم نپذیرفت. گفت: نه نمی خواهد و بهانه آورد که از طرف اتاق شما یک نسیمی می‌آید و فضا دل باز تر است.

می گوید: بدون این که در آن جا بنشینم خدمت امام صادق علیه السلام آمدم و داستان را گفتم. گفتم: کار ما به این جا رسیده است. حضرت فرمودند:

﴿ تَحَوَّلُ مِنْهُ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ المَرأَةَ إِذا خُلَّيا في بَيْتِ كَانَ ثَالِثُهُمَا الشَّيْطَانَ ﴾؛ [۱] از آن خانه بیرون بیا و به جای دیگر برو وقتی زن و مرد در خانه ای خلوت کنند، سومین نفر آن‌ها شیطان است.

----------

[۱]: من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۲؛ وسائل الشيعة، ج ۱۹، ص ۱۵۴

[داستان های سمت خدا - پناه بردن به خدا - جلد ۱، صفحه ۲۲۰]