تنها پیراهن امیر المؤمنین علیه السلام ابو اسحاق سبیعی میگوید: روز جمعه ای بر دوش پدرم سوار بودم. ب
تنها پیراهن امیر المؤمنین علیه السلام
ابو اسحاق سبیعی میگوید: روز جمعه ای بر دوش پدرم سوار بودم. به مسجد کوفه پای خطبههای امیر مؤمنان علیه السلام رفته بودم. دیدم امیر المؤمنین خطبه میخواند و در حال خطبه خواندن آستینش را حرکت میداد. «يَتَرّوحُ بكُمِّهِ». از پدرم پرسیدم آیا امیر المؤمنین گرمش شده است که این چنین میکند.
پدرم پاسخ داد: ﴿ لَا يَجِدُ حَرَّاً وَ لَا بَرْداً وَ لَكِنَّهُ غَسَلَ قَمِيصَهُ وَ هُوَ رَطْبٌ وَ لَا لَهُ غَيْرُهُ فَهُوَ يَتَرَبَّحُ بِهِ ﴾؛ [۱] گرمی و سردی در کار نیست، بلکه پیراهنش را شسته و چون جز آن پیراهنی نداشته آن را مرطوب به تن کرده است و چنین میکند تا خشک شود. »
----------
[۱]: الغارات، ج ۱، ص ۶۲؛ بحار الانوار، ج ۳۴، ص ۳۵۲
[داستان های سمت خدا - تنها پیراهن امیر المؤمنین علیه السلام - جلد ۱، صفحه
۱۹۴]
+ نوشته شده در شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|