خانه ای در بهشت

یکی از رؤسا و سران بلاد جبل هر سال در مدینه خدمت امام صادق علیه السلام می‌رسید و امام علیه السلام او را در خانه خود جای می‌دادند و از او پذیرایی می‌کردند. سال‌ها این چنین بود.

یک وقت به فکر افتاد که برای خود خانه ای در مدینه خریداری کند. به همین منظور ده هزار درهم به امام صادق علیه السلام داد و گفت: من به حج می‌روم و بر می‌گردم، شما در مدینه خانه ای مناسب برای من بخرید. رفت و برگشت. وقتی برگشت، پرسید: فدایت شوم برایم خانه خریدید؟ حضرت فرمودند: بله و نوشته ای به عنوان سند به او دادند که این کلمات در آن نوشته شده:

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا اشْتَرَى جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانٍ الْجَبَلِى لَهُ دَارٌ فِى الْفِرْدَوْسِ حَدُّهَا الْأَوَّلُ رَسُولُ اللّهِ وَ الحد الثَّانِى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٌّ وَ الْحَدُّ الرَّابِعُ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٌّ ﴾؛ این خانه ای است که جعفر بن محمد برای فلانی خرید خانه ای در فردوس اعلی، یک حد آن خانه رسول اللّه است، یک حد آن خانه امیر مؤمنان است، یک حدش خانه حسن بن علی علیه السلام و حد دیگرش خانۀ حسین بن علی علیه السلام است.

وقتی نوشته را خواند، عرض کرد: راضیم. خدا مرا فدای شما کند! حضرت صادق علیه السلام فرمودند: من آن پول را بین بازماندگان امام حسن و امام حسین تقسیم کردم. امیدوارم خدا قبول کند و بهشت برین را به تو پاداش دهد! »

آن مرد به وطن خود بازگشت و نوشته با او بود. بعد از مدتی بیمار شد و در بستر بیماری افتاد اهل خانه را جمع کرد و قسم شان داد که تقاضا می‌کنم سندی را که امام صادق به من داده اند با من دفن کنید. همین کار را کردند. فردا صبح که سر قبرش آمدند، دیدند سند روی قبر است و روی آن نوشته شده بود:

وَ فَى لِى وَ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ بِمَا قَالَ ؛ [۱] به خدا قسم جعفر بن محمد گفته بود وفا کرد.

----------

[۱]: مناقب آل ابی طالب علیهم السلام، ج ۴، ص ۲۳۳؛ بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۱۳۴

[داستان های سمت خدا - خانه ای در بهشت - جلد ۱، صفحه ۱۸۸]