گلچین کتاب خط ها و خاطره ها ؛ زهراء جابری (گذری بر زندگی علامه محمدتقی مصباح) 4
نسخه ی همیشگی اش بود؛ این و آن هم نداشت.
در بن بستها و مشکلات حواله میداد به بانو حتی در خوشیها هم آدرس خانه او را میداد.
به حرم که میرفت گوشه ای تنها می نشست به پهنای صورت اشک میریخت.
میگفت : «اگر مردم قدر حرم حضرت معصومه را میدانستند دور قبر خانم خندق شده بود، از بس خاکش را برای تبرک برده بودند».
راوی : حجت الاسلام قاسم روان بخش
خاطره شماره ۲۰۳.
رفته بودیم مسجد ذوقبلتین. پرسیدم : «این عمره مستحبی را به نیابت چه کسی انجام دهیم؟» فرمود: «به نیابت کسی که بیشتر از همه دوستش دارید» ذهنم رفت سمت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ، اما چیزی نگفتم چند لحظه بعد ادامه داد : «ولی نعمتمان حضرت معصومه».
نوه شان حسین آقا هم میگفت : «از مدینه زنگ زدم خدمت حاج آقا که عمره ام را برای چه کسی نیت کنم؟» فرمود : حضرت معصومه. وقتی هم گفتم : «برای امام زمان بهتر نیست؟» فرمود : «من اگر بودم به نیابت حضرت معصومه انجام میدادم».
راوی : حجت الاسلام سید احمد فقیهی
خاطره شماره ۲۰۹.
صادق قطب زاده در حال پی ریزی کودتایی بود برای براندازی نظام اسلامی.
آیت الله شریعتمداری هم قول همکاری داده بود. کودتا لو رفت قطب زاده اعدام و شریعتمداری هم حصر خانگی شد.
مدتی پس از این واقعه، در جلسه ای خدمت علامه بودیم. از او درباره آقای شریعتمداری پرسیدیم.
فرمود : «از همان اول هم انحرافاتش معلوم بود. زمانی قرار شد من و چند نفر دیگر برویم پیش آقای شریعتمداری و دیگر مراجع از آنها بخواهیم در مقابل دستگاه شاهنشاهی اقدامی انجام دهند؛ اما آقای شریعتمداری راضی نشد علیه شاه قدمی بردارد».
بحث از شریعتمداری که تمام شد یکی از دوستان از مرجعی دیگر نام برد که در یکی از شهرها ساز مخالفت با نظام کوک میکرد و نظر علامه را درباره او جویا شد.
حاج آقا فرمود : «بگذارید آدمی را که خداوند آبرویش را حفظ کرده، ما آبرویش را نبریم. اینکه من درباره آقای شریعتمداری این حرفها را زدم چون دیگر رسوا شده بود؛ وگرنه من از قبل هم میدانستم».
راوی : حجت الاسلام محمد باقر ملكيان
خاطره شماره ۲۱۷.
از نظمی که داشت حیرت می کردم. هیچ وقت نشد کسی را معطل خود کند اگر قرار و یا برنامه ای داشت، گاهی نیم ساعت زودتر مهیای رفتن میشد تا قبل از وقت، آنجا باشد.
وقتی میخواستیم به جایی برویم زودتر از بقیه لباس می پوشید و مینشست تا بقیه آماده شوند.
تا قبل از آن که بیماری گ، او را از پا بیاندازد، به هر زحمتی بود خودش کارهایش را انجام می داد.
ما بچه ها که در خدمتگزاری آماده بودیم، اما حتی به اندازه آوردن یک لیوان آب هم از ما درخواستی نداشت.
راویان : حجت الاسلام علی مصباح و حجتالاسلام مجتبی مصباح
خاطره شماره ۲۱۸ و ۲۲۴.
علامه مصباح فرمودند : «همه ما این را میدانیم ولی در عمل فراموش میکنیم که این لحظات زندگی چقدر ارزشمند است. اگر بدانیم از هر نفس کشیدنش ما میتوانیم چقدر استفاده کنیم برای زندگی ابدی خودمان، خیلی بیشتر قدرش را میدانیم؛ ولی غفلت می کنیم. گاهی نه تنها از این لحظات بسیار گرانبها استفاده ای نمی کنیم، بلکه سعی می کنیم یک جوری بگذرانیم که نفهمیم چگونه گذشت.
سرگرمی های سالم و حلال، گاهی برای این است که انسان نفهمد زندگی چگونه گذشت. بدبخت آن کسانی هستند که طوری این سرگرمی را برای خودشان درست میکنند که عقلشان هم از بین برود؛ حالا با مواد مخدر یا با مسکرات یا با چیزهای لهو و لعبی که حرام است چقدر بیچارگی است که آدم سرمایه ای داشته باشد و آن را به دست خودش آتش بزند»!
خاطره شماره ۲۴۴.
علامه در جمع تعدادی از دانش آموختگان طرح ولایت فرمود :
«بیعت مردم کوفه با مسلم بن عقیل در واقع بیعت با امام حسین علیه السلام بود؛ چون حضرت مسلم، نماینده امام بود. اگر امام حسین برای ١٤٠٠ سال بعد نیز نماینده ای تعیین کند، آیا بیعت با نماینده او، بیعت با امام نخواهد بود؟ ما معتقديم ولی فقیه در این عصر، حکم مُسلم در زمان سیدالشهدا علیه السلام را دارد که اطاعت از او در واقع اطاعت از امام حسین است و این معنای کل یوم عاشورا است. ما در شعار دادن به نفع ولایت فقیه آماده ایم اما گاه در عمل به دستورات ایشان، سست هستیم. اگر واقعاً اعتقاد داریم او نایب الامام است و اطاعت از او اطاعت از امام معصوم است باید بیشتر در این مسیر ثابت قدم باشیم. حتی اگر ولی فقیه در موردی اشتباه کند - که البته در طول این چند ده سال حتی یک نمونه را نمی توان یافت - به ما ضرر نمیزند و ما مکلف به اطاعت هستیم؛ همانگونه که اگر مرجع تقلیدی اشتباه فتوا داده باشد، به مقلد ضرری نمیزند و او مکلف به انجام وظیفه خود است».
خاطره شماره ۲۴۵.