4 ـ بزرگ زادگى و ثروت موروثى

* پيامبران خدا از خانواده هاى ثروتمند نبوده اند و بیشتر مردان بزرگ از كلبه هاى مُحقّر پا به اجتماع گذارده اند.

* شخصی درباره بزرگ زادگانى كه در مَهد نعمت متولد می شوند و در سايه حيثت خانواده به مقاماتى مى رسند، مى گفت: « گروهى از مردم خوشبخت از مادر متولد مى شوند » او خوشبختى را در پناه ثروت پدر و حيثت فاميل مى دانست . به ایشان باید گفت : درست است كه شرافت و نجابت پدر و مادر و ثروت خانواده مى تواند شرايط ترقّى انسان را آسان تر سازد و در اين راه به انسان كمك شايانى نمايد، ولى اگر تنبلى و عياشى و انحراف اخلاقى و روحى ضمیمه آن ثروت و شهرت و نجابت شود ، آن بزرگ زادگان به مراتب از كسانى كه در كلبه هاى فقر و بيچارگى چشم به جهان مى گشايند، ذليل تر و بيچاره تر مى شوند.

* فقر در شرايط خاص گاهواره نبوغ است. ياقوت حموى نويسنده كتاب مُعجَمُ البُلدان ـ بزرگترين كتاب جغرافيائى اسلام كه در قرن ششم هجری قمری نگاشته شده و در ده جلد بزرگ به چاپ رسيده و هم اكنون بزرگترين منبع براى شناختن اوضاع شهرها در ادوار گذشته مى باشد ـ برده اى بيش نبود. ابراهيم حموى او را براى كسب و تجارت به شهرها مى فرستاد. او در مسافرتهاى خود يادداشت هایى از اوضاع جغرافيائى و طبيعى شهرها بر داشت و در آخر، همه آنها را تدوين نموده به صورت كتابى در آورد.

* اميركبير آشپز زداه بود. او از ميان توده هائى برخاسته بود كه رنج و محنت و فشار استبداد حُكّام زمان خود را بخوبى چشيده بود. اين تجارب و مشاهدات تلخ بود كه او را يك مرد نيرومند مُتّكى به نفس تربيت كرد. سعدى مى گويد:

وقتى افتاد فتنه اى در شام هر يك از گوشه اى فرا رفتند

پســران وزير ناقـص عقل بـه گـدایى بـه روسـتا رفتـند

روسـتـا زادگـان دانشـمـند بـه وزيـرى پـادشـا رفـتـنـد

* مى گويند: فقر، مادر صنايع است . تا روزى كه كالاهاى باختر زمين به كشور ژاپن سرازير بود، اين ملت بدون صنعت بود. از روزى كه دروازه هاى خارج را به روى كشور خود بستند و نخست وزير آنها گفت : « تا ملت ژاپن به دست خود كفش ندوزند همه بايد پا برهنه بگردند » هوش و فكر و كار و كوشش در ملت ژاپن به كار افتاد و از زندان اقتصاد وابسته و توليد محصول واحد و تهيه مواد اوليه براى بيگانگان ، بيرون آمدند.