اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى 1
80. اقرار آلوسى به قيام حضرت مهدى (علیه السلام)
آلوسى در ذيل «آيه شريفه 39 سوره انفال» (وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) گويد: از امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه تاويل اين آيه شريفه هنوز فرا نرسيده و مضمون آيه شريفه در آينده محقق خواهد شد، زمانى كه حضرت مهدى (علیه السلام) ظهور كند كه در آن زمان اصلا مشركى روى زمين باقى نمى ماند[1]
81. اقرار سمهودى به شفاعت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
سمهودى از دانشمندان اهل سنت گويد: شفاعت خواستن از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد هم بعد از رحلت و هم در عالم برزخ و در قيامت
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 141
سپس گويد: عمر بن خطاب نقل كرده كه حضرت آدم (علیه السلام) از روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در آينده داشت به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد: «يا ربّ اسئلك بحق محمد لما غفرت لى» خداوندا به حق محمد (صلی الله علیه و آله) از تو تقاضا مى كنم كه مرا ببخشى
بعد گويد: روايتى را دانشمندان از جمله نسائى و ترمذى به عنوان شاهد براى جواز توسل به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در حال حيات نقل مى كند
مرد نابينائى تقاضاى دعا براى شفاى بيمارى خود كرد، پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به او دستور داد چنين دعا كند: «اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبىّ الرحمة يا محمد انى توجهت بك الى ربّى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فىّ»[2]
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 142
82. اقرار سمهودى به توسل عمر به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
سمهودى از دانشمندان اهل سنت گويد: هرگاه قحطى و خشكسالى پيش مى آمد عمر از طريق توسل به عباس بن عبدالمطلب به استسقا مى پرداخت و مى گفت: خدايا ما به هنگام قحطى متوسل به پيامبرمان مى شديم و تو ما را سيراب مى كردى، هم اكنون متوسل به عموى پيامبرمان مى شويم و از تو باران طلب مى كنيم، خداوند به اين توسل ترتيب اثر مى داد
(اللهم انّا كنّا اذا قحطنا توسلنا اليك بنبيّنا (صلی الله علیه و آله) فتسقينا و انّا نتوسل اليك بعمّ نبيّنا (صلی الله علیه و آله) فاسقنا)[3]
83. اقرار جمال الدين محمد بن احمد حنفى به توسل
هنگامى كه خداوند حضرت آدم را آفريد، از خداوند خواست ذريّه اش را از انبياء و اوصياء به او نشان دهد،
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 143
خداوند صحيفه اى را بر او نازل كرد، وقتى آن را قرائت كرد نام پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امير المومنين (علیه السلام) را ديد، آدم عرض كرد، بعد از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) كه ديگر پيامبرى نيست، منادى ندا كرد كه على (علیه السلام) وارث علم پيامبر و همسر فرزند او، و وصى اوست وقتى كه آدم دچار ترك اولى شد، متوسل به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و حضرت على (علیه السلام) شد، خداوند توبه او را پذيرفت[4]؛ (شيخ خليل احمد سهارنپورى، فتواى 75 نفر از علماى اهل سنت را بر جواز توسل گردآورى كرده، نام كتاب عقايد اهل سنت و جماعت در رد وهابيون است)[5]
84. چند سوال از وهابيون
اگر مدفن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) شرافت خاصى ندارد چرا خليفه اول و دوم وصيت كردند كنار قبر پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دفن شوند؟
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 144
اگر بوسيدن ضريح پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) حرام است، چرا خودشان حجر الاسود را مى بوسند؟
اگر عكس بردارى از حرم پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بيت حرام است، چرا خودشان اين همه عكس مى گيرند و در جرائد و مجلات به نمايش مى گذارند؟
اگر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) كه از دنيا رفته و سلام و زيارت ما را معاذ الله متوجه نمى شود چرا در نماز مى گويند: السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاتة
اگر شهادت به ولايت امير المومنين (علیه السلام) (نه به قصد جزئيت) به عنوان امر مستحبى بدعت است، «امين گفتن» آن ها بعد از
سوره حمد امام جماعتشان و دست روى دست گذاشتن در حال نماز و جمله «الصلاة خير من النوم» در نماز صبح بدعت نيست؟
اگر گريه كردن در فراق شخصى حرام است، پس چرا بر طبق نقل سنن ابن ماجه جلد 1 صفحه 524 خليفه اول و دوم در سوگ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گريه كردند؟
الحمد لله رب العالمين على اتمامه
اكبر دهقان
[1] ( 1) روح المعانى ج 9 و 10 ص 207.
[2] ( 1) وفاء الوفاء ج 3 ص 1371.
[3] ( 1) وفاء الوفاء ج 4 ص 1375.
[4] ( 1) احقاق الحق ج 4 ص 91
[5] ( 2) وهابيت مبانى فكرى و كارنامه عملى آيت الله سبحانى ص 245.